loading...

کتاب علوم غریبه شریماد بهاگاواتام (مطالب و نوشته های تاثیرگذار درباره درک خداوند و خداشناسی و قبول خداوند) قسمت اول

در این پست از سایت hooris.ir کتاب علوم غریبه شریماد بهاگاواتام (مطالب و نوشته های تاثیرگذار درباره درک خداوند و خداشناسی و قبول خداوند) قسمت اول را برای شما عزیزان علاقه مند به علوم غریبه قرار دادیم . این کتاب به زبان پی دی اف بود که توسط تیم مدیریتی سایت به صورت کاملا متنی تبدیل شد تا تقدیم شما بزرگواران گردد . امیدوارم با خواندن این کتاب بینظیر علوم غریبه و دنیای ناشناخته گامی بلند در راه خداشناسی و درک خداوند بردارید …

کتاب علوم غریبه شریماد بهاگاواتام (مطالب و نوشته های تاثیرگذار درباره درک خداوند و خداشناسی و قبول خداوند) قسمت اول
کتاب علوم غریبه شریماد بهاگاواتام (مطالب و نوشته های تاثیرگذار درباره درک خداوند و خداشناسی و قبول خداوند) قسمت اول

کتاب علوم غریبه شریماد بهاگاواتام (مطالب و نوشته های تاثیرگذار درباره درک خداوند و خداشناسی و قبول خداوند) قسمت اول,دانلود رایگان کتاب علوم غریبه,دانلود رایگان کتابهای دنیای ناشناخته,دانلود رایگان کتابهای ماوراالطبیعه,دانلود کتابهای کهن خطی,خرید و دانلود کتاب درک خداوند,دانلود رایگان کتاب خداشناسی,دانلود رایگان کتاب کامل و جامع درباره قبول خداوند,مطالب و نوشته های مهم درباره درک خداوند,دانلود رایگان کتاب علوم غریبه شریماد بهاگاواتام,شریماد بهاگاواتام,دانلود رایگان کتاب پی دی اف pdf درک خداوند و خداشناسی,دانلود رایگان کتاب مذهبی و عرفانی

کتاب علوم غریبه شریماد بهاگاواتام (مطالب و نوشته های تاثیرگذار درباره درک خداوند و خداشناسی و قبول خداوند) قسمت اول

فهرست مطالب

 

سرآغاز ……………………………………………………………………………………………………………………………. ۱

پيشگفتار …………………………………………………………………………………………………………………………. ۴

مقدمه …………………………………………………………………………………………………..۷ ژ  ادراک خداوند و حقيقت مطلق

ژ  منشاء انرژي مادي

ژ  واعظ شريماد- بهاگاواتام

ژ  دانش کريشنا و ضرورت آن

ژ  شري چيتانيا ماهاپرابهو

ژ  تولد وي

ژ  مأموريت وي

ژ  کودکي وي

ژ  زندگي دانش آموزي وي

ژ  نافرماني مدني وي

ژ  نجات گناه کاران

ژ  سانياسي شدن وي

ژ  کشيرا-چورا گوپيناتها

ژ  ملاقات با بهاتاچاريا

ژ  بحث وي در مورد ودانتا

ژ  ملاقات وي با راماناندا راي

ژ  اهميت شنيدن متواضعانه

ژ  داستان آموزنده ي هاري داساي کوچک تر

ژ  قدرتّ جنبش سان کيرتان

ژ  گفتگوي وي با پراکاشاناندا، سانياس ماياوادي

ژ  خداوند ماتهورا و ورينداوان را ملاقات مي کند

ژ  وي پاتهان ها را به کيش و آيين وايشناو در مي آورد

ژ  موانع مسير عبوديت

ژ  هشت حالت دعاي يک عابد پاک

فصل اول : پرسش هاي حکيمان ………………………………………………………………..۴۷

ژ  پرسش هاي حکيمان

ژ  پارام ايشواراي متعال

ژ  هدف مانتراي گاياتري

ژ  سه بخش مسيرهاي ودايي

ژ  تبادل راسا ميان دو فرد يکسان

ژ  آبياري ريشه ي درخت

ژ  نشانه هاي انسان در عصر نزاع يا عصر کالي

ژ  جمع بندي متون مقدس

ژ  شکوه نام مقدس

ژ  راه حل واقعي براي صلح در جهان

ژ  ظهور خداوند مشخص مي شود

فصل دوم : الوهيت و خدمت الهي ………………………………………………………………۹۱ ژ  احترامات به پير روحاني و خداوند

ژ  جمع بندي شريماد- بهاگاواتام

ژ  هدف ارضاي حواس

ژ  تعريف حقيقت مطلق

ژ  فرايند ادراک آن

ژ  وظيفه ي تمام طبقات بشر

ژ  خدمت به عابدان

ژ  کتاب و شخص بهاگاواتا

ژ  رؤيت خداوند

ژ  اشکال خداوند و موجودات زنده

ژ  کيفيت پرستش و خداوندگاران

ژ  خداوند شري کريشنا، يا واسودوا همه چيز است

ژ  او در همه جا غالب است

فصل سوم : کريشنا منشاء تمام ظهورات است …………………………………………..۱۴۵ ژ  ظهورات پوروشا: علت ماده و جهان مادي

ژ  از وي برهما متجلي مي شود

ژ  توصيف شکل جهاني

ژ  توصيف مختصر ظهورات مختلف

 ۱: ظهور کوماراها

 ۲: ظهور شوکارا

 ۳: ظهور نارادا

 ۴: ظهور نارا-نارايانا

 ۵: کاپيلا، نويسنده ي فلسفه ي سانکهيا

 ۶: ظهور داتاتريا

 ۷: ظهور ياگيا

 ۸: ظهور ريشابها

 ۹: ظهور پريتهو

 ۱۰: ظهور ماتسيا

 ۱۱: ظهور کورما

 ۱۲: ظهور دانوانتاري

 ۱۳: ظهور موهيني

 ۱۴: ظهور نرشيمها

 ۱۵: ظهور وامانا

 ۱۶: ظهور بريگهوپاتي (پاراشوراما)

 ۱۷: ظهور وياسادو

 ۱۸: ظهور راما

 ۱۹: ظهور بالارام

 ۲۰: ظهور کريشنا

 ۲۱: ظهور بودا

 ۲۲: ظهور کالکي

ژ  خداوند کريشنا، شخصيت اصلي خداوند

ژ  ويرات -روپاي خداوند، يک تصور

ژ  خداوند و موجودات زنده هر دو روح هستند

ژ  خداوند با پندار ذهني غيرقابل شناخت است

ژ  شريماد-بهاگاواتام شهد تمام تاريخ هاست

ژ  حالت پذيرش آن

ژ  شريماد-بهاگاوتام نماينده ي خداوند کريشناست

ژ  شريماد-بهاگاواتام و ناسازگاري هاي آن

فصل چهارم : ظهور شري نارادا……………………………………………………………… ۲۰۵ ژ  شوکادو گوسوامي ِ پاراماهامسا

ژ  ماهاراج پاريکشيت ، پادشاه ايده آل

ژ  تاريخ تولد وياسادو

ژ  فعاليت هاي وي در آماده سازي آثار متعال

ژ  وداها به محققان مختلف سپرده شدند

 iii

ژ  وداها براي طبقه ي کم خرد آسان مي شوند

ژ  لطف وياسادو

ژ  پسران بي ارزش طبقه ي اعلي

ژ  نارضايتي وياسادو و دليل آن

فصل پنجم : آموزش هاي نارادا به وياسادّو درباره ي شريماد-بهاگاواتام …………….۲۳۹ ژ  ذهن و بدن

ژ  تعريفّ خود با بدن يا ذهن علت افسردگي است

ژ  علت توضيح داده مي شود

ژ  زبان شيرين ِ بدون خدا تقبيح مي شود

ژ  نياز وعظ شريماد-بهاگاواتام

ژ  هيچ چيز بدون خدا خوب نيست

ژ  متمرکز بر کل ِّ کامل

ژ  ضعف اخلاقي بشر

ژ  برکتي براي عوام

ژ  وظيفه ي اصلي

ژ  دستاورد دائمي

ژ  وجوه شخصي و فاقد هويت خداوند

ژ  هدف تمام دارايي هاي فرهنگي

ژ  بهاکتي ودانتاها

ژ  اصول معاشرت روحاني

ژ  عمل اعجاب انگيز شنيدن بهاگاواتام

ژ  اثرات معاشرت روحاني

ژ  وظايف يک مبتدي

ژ  پير روحاني واقعي

ژ  معناي تسليم

ژ  علت بدبختي ها

ژ  مفهوم بهاکتي -يوگا

ژ  اشتغال صد درصد

ژ  صدا به صورت شکل

ژ  آخرين آموزش نارادا

فصل ششم : گفتگوي ميان نارادا و وياسادو ……………………………………………….۲۹۸

ژ  پرسش بيشتر توسط وياسادو

ژ  تاريخچه ي زندگي گذشته ي نارادا

ژ  مسافرت وي

ژ  اشتياق زياد وي براي خداوند

ژ  رؤيت خداوند

ژ  پيام خداوند

ژ  اشتغال ابدي نارادا

ژ  بدن متعال وي

ژ  ظهور مجدد وي

ژ  آزادي وي براي جابه جايي در تمام سيارات

ژ  خداوند، معاشر ابدي وي

ژ  اهميت قياسي بهاکتي -يوگا و قدرت هاي ماورايي

فصل هفتم : مجازات پسر درونا ……………………………………………………………… ۳۳۶ ژ  مراقبه ي وياسادو

ژ  درک شفاف وي

ژ  اعمال مايا، انرژي مادي

ژ  اثرات بهاکتي -يوگا

ژ  اثرات شنيدن شريماد-بهاگاواتام

ژ  اولين شاگرد شريماد-بهاگاواتام

ژ  جذبه ي خاص متون ادبي عظيم

ژ  قلب و روح عابدان

ژ  در ادامه ي نبرد کوروکشترا

ژ  کشتن پنج پسر دروپادي

ژ  رها کردن برهماسترا

ژ  خداوند کريشنا، ماوراء

ژ  ماهيت ظهور وي

ژ  دستگيري آشواتاما

ژ  برهمانا و برهما-باندهو

ژ  قاتل حيوانات تقبيح مي شود

ژ  خدواند کريشنا دستور قتل آشواتاما را صادر مي کند

ژ  سستي زنان

ژ  خداوند کريشنا معماي غيرقابل حل را حل مي کند

فصل هشتم : دعاهاي ملکه کونتي و نجات پاريکشيت ………………………………….. ۳۹۷

 v

ژ  نبرد کوروکشترا پايان مي يابد

ژ  تلاش براي قتل پسر زاييده نشده ي اوتارا

ژ  خدواند کريشنا، پاريکشيت را از مرگ در رحم نجات مي دهد

ژ  دعاهاي ملکه کونتي به خداوند کريشنا

ژ  چرا عابدان از بدبختي ها استقبال مي کنند

ژ  مردم تصور مي کنند خداوند طرفدار گروهي است

ژ  چگونگي اجتناب از تولد و مرگ

ژ  شکوفايي طبيعي بر خلاف جهنم صنعتي

ژ  کريشنا گروه هاي سياسي اهريمنان را نابود مي کند

ژ  پادشاه يودهيشتيرا براي ۶۴۰ ميليون کشته نبرد سوگواري مي کند

فصل نهم : درگذشت بهيشمادّو در حضور خداوند کريشنا………………………………۴۶۵ ژ  بهيشما براي ترک بدن خويش آماده مي شود

ژ  تجمع تمام ارواح بزرگ در بستر مرگ بهيشما

ژ  بهترين حفاظت : خداوند، برهماناها و دين

ژ  احمقان فکر مي کنند کريشنا انساني عادي است

ژ  يوگاي واقعي : رؤيت شخصيت خداوند

ژ  بهيشما تمدن کامل را توصيف مي کند

ژ  بدن متعال خداوند

ژ  توصيف شکل زيباي خداوند

ژ  خداوند متعال ، ارابه ران آرجونا مي شود

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ١

سرآغاز

ما بايد نياز جامعه ي انساني کنوني را بدانيم . و اين نياز چيست ؟ جامعه ي انساني ديگر گرفتار محدوديت هاي جغرافيايي و مرزبندي هاي مربوط به کشورهاي خاص و يا جامعه ي خاص نيست .

جامعه ي انساني نسبت به قرون وسطي فراتر رفته و بسيار گسترده شده است . گرايش کنوني جهان به سمت تشکيل يک کشور و يا يک جامعه ي انساني در کل جهان است . بر اساس شريماد بهاگاواتام ، کمونيسم روحاني ، آرماني کم و بيش بر اساس يگانگي کل جامعه ي انساني و يا به عبارتي ديگر بر اساس يکي بودن کل انرژي تمام موجودات زنده است . درک اين نياز توسط متفکران بزرگ سبب گرديده که اين نظر را تبديل به ايدئولوژي موفقي نمايند. شريماد بهاگاواتام اين احتياج را در جامعه ي انساني برآورده مي سازد. بنابراين شريماد بهاگاواتام با اين کلمات قصار فلسفه ي ودانتا (جانمادي آسياياتا) (ش شفشغ شغسش غيبئدشت) جهت استقرار وجه مشترک آرماني آغاز مي گردد.

جامعه ي انساني در حال حضر تحت تأثير تاريکي فراموشي نيست ؛ بلکه پيشرفت سريعي در زمينه ي رفاه مادي ، دانش و پيشرفت اقتصادي در سراسر جهان نموده است . اما در مجموع يک

ّاشکال کلي در ساختار اجتماعي آن وجود دارد و بدين جهت دائماً حتي در مورد کم اهميت ترين مسائل در سطح جهاني نزاع و اختلاف وجود دارد. اکنون نياز به راهنمايي براي يکپارچه نمودن بشريت توأم با صلح ، دوستي و رفاه و با اهداف مشترک وجود دارد. شريماد بهاگاواتام اين احتياج را برآورده مي سازد؛ زيرا ارائه اي فرهنگي براي روحاني نمودن دوباره ي کل جامعه ي بشري است .

شريماد بهاگاواتام بايد در مدارس و دانشگاه ها نيز تدريس گردد. همان گونه که توسط رهرو و

عابد بزرگي چون پراهلاد ماهاراج براي تغيير صورت ديوصفتانه ي جامعه توصيه گرديده است :

خچ تبقح فثقشزب شقبئعشن

شاه دبفشرشلباذ دبئقشاي

شئدشت ئشحعدبئ ئشاذشمقعي

ئشيشافقش ئشرعقايش غحش يشف

(١ ٦ ٧ ذس )

تفرقه در جامعه ي انساني در نتيجه ي عدم برقراري اصول در يک تمدن بي خدا پديد مي آيد.

٢                                                                                                               سرآغاز

خداوند و يا قادر مطلقي وجود دارد که همه چيز از او نشأت مي گيرد، اوست که از همه چيز حفاظت مي نمايد و همه چيز در او مستحيل مي گردد و آرام مي گيرد. دانش مادي با وجود تمام تلاش هايش موفق به يافتن منشاء نهايي خلقت نشده است . اما حقيقت مسلم اين است که يک منشاء نهايي براي همه چيز وجود دارد و اين منشاء نهايي به طور معتبر، موثق و منطقي در کتاب زيباي بهاگاواتام يا شريماد بهاگاواتام شرح داده شده است .

شريماد بهاگاواتام دانش ماوراء و متعال است و ما نه تنها براي آگاهي از منشاء نهايي همه چيز،  بلکه براي شناخت رابطه ي خود با او و وظايف خود نسبت به کل جامعه ي انساني مي توانيم بر مبناي اين دانش کامل عمل نماييم . اين کتاب حاوي مطالب مؤثري به زبان سانسکريت است که هم اکنون به طور کامل به زبان انگليسي برگردانده شده است تا صرفاً با مطالعه ي دقيق آن ، خواننده قادر به درک خداوند در حدي عالي گردد و با کسب دانش کافي از آن بتواند در مقابل حملات سخت ملحدين از خود دفاع کند. و بالاتر از اين ، حتي انسان مي تواند ديگران را به راه خداشناسي و قبول خداوند به عنوان حقيقت اعلاي زندگي رهنمون سازد.

شريماد بهاگاواتام با تعريف و توصيف در مورد منشاء نهايي آغاز مي شود. اين کتاب شرحي موثق بر ودانتاسوترا توسط نويسنده ي آن شريلا وياسادّوا است و به طور تدريجي در ُنه جزء خواننده را به بالاترين مرحله ي ادراک خداوند مي رساند. تنها شرط لازم براي درک اين کتاب بي نظير مشتمل بر دانش متعال اين است که بايد گام به گام و با دقت ، و نه مثل کتاب هاي عادي ديگر تصادفي و اتفاقي ، و با پرش از بخشي به بخش ديگر، خوانده شود. اين کتاب بايد فصل به فصل يکي پس از ديگري مطالعه شود. مطالب به صورت متن اصلي سانسکريت ، ترجمه ي انگليسي ، و کلمات مترادف طوري طرح ريزي گرديده که انسان واقعاً مي تواند مطمئن باشد که پس از خواندن نه جزء نخست آن کاملاً تبديل به يک روح خداشناخته مي گردد.

جزء دهم شريماد بهاگاواتام از ُنه جزء (کنتوي ) اوليه مجزا است ؛ زيرا به شرح مستقيم اعمال و بازي هاي خداوند متعال ، شري کريشنا، مي پردازد. انسان بدون مطالعه ي ُنه جزء اوليه نمي تواند جزء دهم و اثرات آن را درک نمايد. اين کتاب در دوازده جزء تکميل مي گردد که هر کدام مستقل از ديگري هستند، اما توصيه مي گردد که اين کتاب در قالب قسمت هايي کوچک ، يکي پس از ديگري خوانده شود.

من بايد کمبودهاي کار خود در ارائه ي شريماد بهاگاواتام را تصديق نمايم ؛ اما همچنان با اتکا به قدرت بيانيه ي زير از شريماد بهاگاواتام ، به ادراک عالي آن از سوي متفکرين و حکماي جامعه

اميدوار هستم :

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٣

خرشمحهر-شالبفشدشت خلقشسهر-لبر-يشف

هحش غفشرشاييشذش ئشنخمپ -هفشقح دهئسشغ زشغ هدبفهنج ‘ خپ شغ شغسشفدشدش غدبئبد ش شرشايبس هفدشث پل هفدشغبل هفدشرث پاز

(١١ ٥ ١ ذس )

] از سوي ديگر، اثري که حاوي توصيفات شکوه نام متعال خداوند، شـهرت متعـال خداونـد، فـرم متعال خداوند و بازي هاي نامحدود خداوند باشد، اثري فـوق العـاده و متعـال و مـاورايي اسـت کـه مي تواند انقلابي در زندگي غيرمتقيانه ي تمدن منحرف امروزي پديد آورد. چنين اثر متعالي حتـي اگر به طور بي قاعده و بي نظمي نوشته شود، شنيده ، خوانده و مقبول افراد پـاکي کـه قلبـاً صـادق هستند واقع مي گردد.[

اُم تات سات آ.چ . بهاکتي ودانتا سوامي دهلي پانزدهم دسامبر ۱۹۶۲

٤                                                                                                             پيشگفتار

پيشگفتار

“اين بهاگاواتا پورانا همچون خورشيد درخشان است و درست پس از عزيمت خداوند کريشنا، به سمت سکونتگاهش همراه با دين ، دانش و غيره طلوع نموده است . آنها که به دليل تاريکي شديد جهل در عصر کالي بصيرت خود را از دست داده اند، بايد از اين پورانا کسب نور کنند.” (شريماد- بهاگاواتام ۴۳.۳.۱)

حکمت بي پايان هند در وداها، متون سانسکريت باستاني که تمام حوزه هاي دانش بشري را در خود دارا هستند، بيان شده است . وداها که در آغاز از طريق سنت شفاهي نگاه داشته مي شدند نخستين بار پنج هزار سال پيش توسط وياسادو، «ظهور ادبي خداوند» به رشته ي تحرير درآمدند.

پس از تأليف وداها، وياسادو عصاره ي وداها را در قالب سخنان کوتاه پندآموزي با عنوان ودانتا- سوتراها به رشته ي تحرير درآورد. شريماد- بهاگاواتام ، تفسير وياسادو بر ودانتا- سوتراي خويش است . اين کتاب در دوره ي بلوغ زندگي روحاني وياسادو و تحت هدايت نارادا موني ، پير روحاني وي نگاشته شده است . شريماد-بهاگاواتام که با عنوان «ميوه ي رسيده ي درخت متون ودايي » مورد اشاره قرار مي گيرد، کامل ترين و معتبرترين شرح دانش ودايي است .

پس از تأليف بهاگاواتام ، وياسا خلاصه ي آن را براي پسرش ، شوکادو گوسوامي حکيم بازگو نمود. بعدها شوکادو گوسوامي در اجتماع حکيمان در ساحل گنگ در هاستيناپور (دهلي نو) کل بهاگاواتام را براي ماهاراج پاريکشيت نقل کرد. ماهاراج پاريکشيت امپراطور جهان و يک راجاريشي بزرگ (پادشاه قديس ) بود. با دريافت هشداري مبني بر مرگ ظرف مدت يک هفته ، وي خود را از پادشاهي منقطع نمود و براي روزه گرفتن تا هنگام مرگ و درک بصيرت روحاني در ساحل رود گنگ حاضر شد. بهاگاواتام با پرسش خردمندانه ي امپراطور پاريکشيت از شوکادو گوسوامي آغاز مي شود: “تو پير روحاني حکيمان بزرگ و عابدان هستي . بنابراين من از تو درخواست مي کنم مسير کمال براي همگان ، و به خصوص براي کسي که در آستانه ي مرگ است را توضيح دهي . خواهش مي کنم اجازه بده بدانم يک انسان چه چيزي را بايد بداند، ذکر کند، به ياد آورد و پرستش کند و نيز چه کاري را نبايد انجام دهد. خواهش مي کنم اينها را براي من شرح بده .”

پاسخ شوکادو گوسوامي به اين پرسش و ديگر پرسش هاي متعدد مطرح شده توسط ماهاراج

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٥

پاريکشيت ، در مورد همه چيز از ماهيت خود تا منشاء جهان توجه کامل جمع حکيمان را به خود جلب نمود و اين امر به مدت هفت روز تا زمان مرگ پادشاه استمرار يافت . حکيم سوتا گوسوامي ، که در آن اجتماع و زماني که شوکادو گوسوامي شريماد- بهاگاواتام را اولين بار نقل مي نمود حضور داشت ، بعدها بهاگاواتام را در جمع حکيمان در جنگل نايمشرانيا بازگو نمود. آن حکيمان که نگران خير روحاني عموم مردم بودند، جمع شده بودند تا سلسله قرباني هاي مستمر و درازمدتي را انجام دهند تا با اثرات مخرب اوليه ي عصر کالي مقابله کنند. در واکنش به درخواست حکيمان از سوتا گوسوامي براي بيان جوهر خرد ودايي ، وي از حفظ ، کل هجده هزار آيه ي شريماد-بهاگاواتام را آن گونه که توسط شوکادو گوسوامي براي ماهاراج پاريکشيت بيان شده بود، تکرار کرد.

خواننده ي شريماد-بهاگاواتام مي شنود که سوتا گوسوامي پرسش هاي ماهاراج پاريکشيت و پاسخ هاي شوکادو گوسوامي را نقل مي کند. همچنين سوتا گوسوامي بعضي مواقع مستقيماً به پرسش هاي مطرح توسط شوناکا ريشي ، سخنران جمع حکيمان در نايمشرانيا پاسخ مي دهد.

بنابراين فرد به صورت همزمان دو مکالمه را مي شنود. يکي بين ماهاراج پاريکشيت و شوکادو گوسوامي در ساحل گنگ ، و ديگري در نايمشرانيا ميان سوتا گوسوامي و حکيمان حاضر در آن جنگل به رهبري شوناکا ريشي ، علاوه بر اين ، شوکادو گوسوامي در هنگام آموزش دادن به پادشاه پاريکشيت اغلب داستان هاي تاريخي را نقل مي کند و به مباحث فلسفي طولاني ميان حکيمان بزرگي همچون نارادا موني و واسودوا ارجاع مي نمايد. با اين درک از تاريخ بهاگاواتام ، خواننده به سادگي قادر به پيگيري مکالمه ها و حوادث درهم آميخته از منابع مختلف خواهد شد.

از آن جايي که خرد فلسفي و نه نظم و ترتيب تاريخي ، مهم ترين موضوع اين کتاب است ، فرد بايد تنها نسبت به موضوع اصلي شريماد-بهاگاواتام آگاه باشد، تا پيغام عميق آن را کاملاً درک کند.

مترجمان اين نسخه ، بهاگاواتام را به آب نبات تشبيه مي کنند، که هر کجاي آن را بچشيد، آن را به همان ميزان شيرين و خوش طعم خواهيد يافت . بنابراين ، براي چشيدن شيريني بهاگاواتام ، فرد مي تواند مطالعه ي هر يک از مجلدات اين نسخه را آغاز کند. اما پس از اين مزه ي ابتدايي ، به خواننده ي جدي توصيه مي شود که به ابتداي جزء اول باز گردد و به تدريج در طول بهاگاواتام ، جزئي پس از جزء ديگر با نظم طبيعي آن پيش رود.

نسخه ي حاضر از بهاگاواتام ، اولين ترجمه ي کامل انگليسي اين متن مهم به همراه تفسيري دقيق است و براي نخستين بار در دسترس عموم مردم انگليسي زبان قرار گرفته است . دوازده

٦                                                                                                             پيشگفتار

مجلد اول (از جزء يک تا جزء ده ، بخش اول ) محصول تلاش تحقيقاتي و عابدانه ي مظهر لطف الهي آ.چ . بهاکتي ودانتا سوامي پرابهوپاد، آچارياي بنيان گذار انجمن بين المللي کريشناآگاهي ، و معلم مشهور مذهب و انديشه ي فلسفي هند است . دانش بي انتهاي وي در سانسکريت و آشنايي کامل او با فرهنگ و انديشه ي ودايي و با شناخت وي از روش هاي نوين زندگي ترکيب گشته است تا شرحي عظيم را بر اين کتاب کلاسيک مهم ، پديد آورد. پس از رحلت شريلا پرابهوپاد در سال ۱۹۷۷، فعاليت به ياد ماندني ترجمه و شرح نويسي بر شريماد- بهاگاواتام توسط شاگردانش هيرداياناندا داسا گوسوامي و گوپي پارانادهانا داسا ادامه يافته است .

خوانندگان به دلايل مختلف اين اثر را ارزشمند خواهند يافت . براي افرادي که علاقمند به ريشه هاي باستاني تمدن هند هستند، اين کتاب به منزله ي منبعي عظيم از اطلاعات مشروح در زمينه هاي مختلف آن تمدن عمل مي کند. براي دانشجويان مذهب و فلسفه ي قياسي ، بهاگاواتام ديدگاهي نافذ در مورد مفهوم ميراث روحاني عميق هند را عرضه مي دارد. براي جامعه شناسان و مردم شناسان ، بهاگاواتام فعاليت علمي يک فرهنگ ودايي سازمان يافته به لحاظ علمي و سرشار از صلح را ارائه مي کند که نهادهاي آن بر اساس يک ديدگاه جهاني روحاني بسيار پيشرفته در يکديگر ادغام شده اند. دانشجويان ادبيات ، بهاگاواتام را به عنوان يک شاهکار از شعر خارق العاده خواهند يافت . براي دانشجويان روانشناسي ، اين کتاب فراهم آورنده ي ديدگاه هايي حائز اهميت از ماهيت آگاهي ، رفتار انساني و مطالعه ي فلسفي هويت است . در نهايت براي کساني که در جستجوي کسب بينش روحاني هستند، کل اين کتاب حجيم و چند جلدي که توسط انتشارات

“بهاکتي ودانتا بوک تراست ” ارائه مي شود، تا مدت هاي مديد جايگاهي حائز اهميت در زندگي فکري ، فرهنگي و روحاني انسان امروزي خواهد داشت .

– ناشران انگليسي کتاب

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٧

مقدمه

مفاهيم خداوند و حقيقت مطلق در سطح يکساني قرار ندارند. ش يماد- بهاگاواتام حقيقـت مطلـق را هدف قرار مي دهد. مفهوم خداوند بر کنترل کننـده دلالـت دارد، در حـالي کـه مفهـوم حقيقـت مطلق بر خير مطلق يا منشاء لايزال تمامي انرژي ها دلالت دارد. هيچ اخـتلاف نظـري دربـاره ي وجه شخصي خداوند به عنوان کنترل کننده وجود ندارد؛ زيرا کنترل کننده نمي توانـد فاقـد هويـت باشد. البته دولت هاي مدرن ، به ويژه دولت هاي دموکراتيک تا حدودي بي هويـت هسـتند؛ امـا در نهايت رييس بخش اجرايي در اين دولت ها نيز يک شخص ، و وجه فاقـد شخصـيت دولـت تـابع اين وجه شخصي است . پس بدون شک هرگاه به کنترل کردن ديگران اشاره مي کنيم بايد وجـود يک وجه شخصي را بپذيريم . از آن جا که کنترل کنندگان مختلف بـراي موقعيـت هـاي مـديريتي مختلف وجود دارند، ممکن است خدايان کوچک بسـياري وجـود داشـته باشـند. آن گونـه کـه در بهاگاواد-گيتا آمده است ، هر کنترل کننده اي که تا حدي داراي قدرت خارق العاده ي خاصي باشـد، وي هبوتيمات ساتوا (شرففشس فشئهفص اذهر) يا کنترل کننده ي قدرت يافته از سوي خداوند ناميـده مي شود. ويبهو يمات ساتواها يا کنترل کنندگان و خدايان بسياري با قـدرت هـاي خـاص متفـاوت وجود دارند، اما حقيقت مطلق يکي است و دومي ندارد. شريماد- بهاگاواتام حقيقت مطلق يا خيـر مطلق را به عنوان پارام ساتيام (ئ شغفشس ئشقشح) برمي گزيند.

نويسنده ي ش يماد- بهاگاواتام ، شريلا وياسادّو، در ابتدا سجده هاي محترمانه ي خويش را به پـارام ساتيام (حقيقـت مطلـق ) تقـديم مـي نمايـد و از آن جـا کـه پـارام سـاتيام منشـاء غـايي همـه ي انرژي هاست ، همان شخص متعال است . خدايان يا کنترل کنندگان بي شک شـخص هسـتند، امـا پارام ساتيام که خدايان قدرت کنترل کردن را از او دريافت مي کنند، شـخص متعـال اسـت . لغـت سانسکريت يشوارا (کنترل کننده ) اهميت خداوند را نشان مي دهد، اما شخص متعال پـارام ايشـوارا (شقشرپ ثئشقشح) يا يشواراي متعال ناميده مي شود. شخص متعال يا پـارام ايشـوارا، شخصـيت آگاه متعال است و از آنجايي که هيچ قدرتي را از هيچ منشاء ديگري کسـب نمـي کنـد، بـه طـور متعال مستقل است . در ادبيات ودائي ، برهما به عنوان خداي متعال يا رييس همه ي خدايان ديگـر چون ايندرا، چاندرا و وارونا توصيف شده است ؛ اما شريماد- بهاگاواتـام تأييـد مـي کنـد کـه حتـي برهما در قدرت و دانش خود مستقل نيست . او دانش را به شکل وداهـا از شـخص متعـال کـه در

٨                                                                                                               مقدمه

درون قلب همه ي موجودات زنده جاي دارد، دريافت نمود. آن شخصيت متعـال از همـه چيـز بـه طور مستقيم و غ رمستقيم آگاه است . اشـخاص منفـرد بـي نهايـت کوچـک کـه ذرات و اجـزاي شخصيت متعال هستند، ممکن است به طور مستقيم يا  يرمستقيم همه چيز را در رابطه بـا بـدن و يا کيفيات بيروني خود بدانند، اما شخصيت متعال همه چيز را، هم دربـاره ي کيفيـات بيرونـي و هم درباره ي کيفيات دروني خود، مي داند.

 کلمات «جانمادي آسيا» (ش .ب ۱. ۱. ۱) به اين موضوع اشاره دارند که منشاء تمام آفـرينش هـا، حفاظت ها و نابودي ها همان شخصيت آگاه متعال است . حتي با تجربه ي فعلي خود، مي دانيم کـه هيچ چيز از ماده ي بي جان به وجود نمي آيد؛ بلکه ماده ي بي جان مي تواند توسط موجـودات زنـده توليد شود. براي مثال ، بدن مادي بر اثر تماس با موجـود زنـده ، بـه يـک ماشـين کـاري تبـديل مي شود. انسان ها با دانش ناچيز خود، اين ماشين بدن را موجود زنده مي پندارند. اما حقيقـت ايـن است که موجود زنده ، پايه و اساس اين ماشين ِ بدني است . ماشين بدن به محـض اينکـه جرقـه ي زندگي ، آن را ترک کند بلااستفاده مي شود. به طور مشابه ، منشاء اصلي انرژي هاي مادي ، شـخص متعال است . اين حقيقت در تمام متون ودائي بيان شده و تمام تفاسير دانش روحاني اين ح يقـت را پذيرفته اند. نيروي زندگي (حيات )، برهمن ناميده مي شود. يکي از آچارياهـاي (معلمـان ) بـزرگ به نام شري پاد شانکارآچاريا (شغقبزبقشنج شأ شيبحتقأ) اين گونه توضيح مي دهد که بـرهمن اصل ، و دنياي تجلي يافته فرع است . منشاء اصلي همه ي انرژي ها نيروي حيات است و او به طـور منطقي به عنوان شخص متعال پذيرفته ي م شود. بنـابراين او بـه همـه چيـز در گذشـته ، حـال و آينده ، و همچنين به تمام زواياي تجليات مادي و روحاني خويش آگاه است . يک موجـود زنـده ي ناقص حتي نمي داند که درون بدن خودش چه مي گذرد. او غذا مي خورد؛ اما نمـي دانـد ايـن غـذا چگونه تبديل به انرژي مي شود، يا چگونه اين انرژي بدن او را حفـظ مـي کنـد. وقتـي کـه يـک موجود زنده کامل باشد، بر هر چيزي که رخ مي دهد آگاه است ؛ و از آن جايي که خداونـد متعـال از همه لحاظ کامل است ، کاملاً طبيعي است که او همه چيز را با همه ي جزئيات مي داند. در نتيجـه در شريماد- بهاگاواتام ، شخصيت کامل با عنوان واسودوا (شرثيعسبر) يا کسي که در همـه جـا با آگاهي تمام و در مالکيت تمام نسبت به انرژي کامل خود زندگي مـي کنـد، خطـاب مـي گـردد.

همه ي اينها به روشني در شريماد- بهاگاواتام توضيح داده شـده اسـت و خواننـده فرصـت کـافي براي مطالعه ي موشکافانه ي اين مطالب را خواهد داشت .

در عصر کنوني ، خداوند شري چيتانيا ماهاپرابهو، با عمل به شريماد- بهاگاوتام در زندگي خود، بـه موعظه و تعليم آن پرداخت . دستيابي بـه موضـوعات شـريماد- هاگاواتـام بـه واسـطه ي لطـف

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٩

بي دريغ شري چيتانيا آسان تر است . بنابراين شرح کوتـاهي از از زنـدگي و آمـوزه هـاي ايشـان در اين جا بيان گرديده است تا به خواننده در درک شکوهّ حقيقي شريماد- بهاگاواتام کمک نمايد.

بسيار مهم است که فرد، شريماد- بهاگاواتام را از شخص بهاگاواتام بياموزد. شخص بهاگاواتام کسي است که زندگي او نمونه اي عملي از شريماد- بهاگاواتام باشد. از آن جا که شري چيتانيا ماهاپرابهو شخصيت مطلق خداوند است ، او هم شخص و هم صوتّ بهاگاوان و هم بهاگاواتام مي باشد. بنابراين روش او براي نز يک شدن به شريماد- بهاگاواتام براي همه ي جهانيان عملي است . خواسته ي وي اين بود که شريماد- بهاگاواتام در هر گوشه و کنار اين جهان توسط کساني که در هند متولد شده اند آموزش داده شود.

شريماد- بهاگاواتام علم کريشنا، شخصيت مطلق خداوند است که ما بر اساس متن بهاگاواد- گيتا، دانشي مقدماتي نسبت به وي داريم . شري چيتانيا ماهاپرابهو فرموده است که هر شخص متبحر در دانش کريشنا (ش يماد- هاگاواتام و بهاگاواد- يگتا)، بدون توجه به شغلي که دارد، مي تواند واعظ و معلمي معتبر در اين دانش باشد.

براي نجات بشر در حال رنج در سراسر جهان ، جامعه ي بشري به علم کريشنا نياز دارد. و ما به سادگي از رهبران همه ي ملت ها تقاضا داريم به خاطر خير خويش ، جامعه و همه ي مردم جهان ، اين دانش را به کار گيرند.

شرح کوتاهي بر زندگي و آموز هاي خداوند چيتانيا، واعظ شريماد- بهاگاواتام

خداوند شري چيتانيا ماهـاپرابهو (عاذشقحباشء شغدشفهشز تقأ يقخم )، پيـام آور بـزرگ عشق به خداوند و پدر ذکر دسـته جمعـي نـام مقـدس خداونـد، در عصـر روز پهـالگوني پورنيمـا (بئهث قص ح تدعلمباح ) سال ۱۴۰۷ شاکابدا (شيذبنشأ) (مطابق با فوريـه ۱۴۸۶ م يلادي ) در ســرزمين مقــدس مايــاپور (شقعحبغبء شئبايتقأ)، در محلــه اي از شــهر ناواديــپ (شحتريشرشد) در بنگال ظهور نمود.

پــدرش شــري جاگاناتهــا  يشــرا (شقپ هء شافبددشلشت تقأ)، برهمانــاي فاضــلي از منطقه ي سيلهت (فثامغس ) بـود کـه در پـي کسـب دانـش بـه ناوادويـپ آمـده بـود؛ چـرا کـه ناوادويــپ در آن زمــان مرکــز آمــوزش و فرهنــگ بــه شــمار مــي رفــت . او پــس از ازدواج بــا شـــريماتي ســـاچي دّوي (ترثيتزشأ تفشئتقأ)، دختـــر شـــريلا يلامبـــارا چـــاکراوارتي

١٠                                                                                                               مقدمه

(تفقشرشقنشز شقشذئبمتد شمتقأ)، حکـــيم فرهيختـــه ي ناواديپـــا، در ســـاحل رودخانه ي گنگ سکني گزيد.

جاگاناتها ميشرا از همسرش ساچي دوي صاحب چندين فرزند دختر شد که اکثر آنها در سنين کودکي از دنيا رفتند. در نهايت دو پسرش به نام هاي شري  يشواروپا (شحص قشرپ هر تقأ) و ويشوامبارا (شقشاذئشرپ هر) که زنده مانده بودند، مورد عشق والدين خود قرار گرفتند. دهمين و جوان ترين پسر به نام ويشوامبارا بعدها به نام نيماي پانديت (شفهخث شح هبئهد) شناخته شد و پس از پذيرش مرحله ي انقطاع از زندگي ، به خداوند شري چيتانيا ماهاپرابهو شهرت يافت .

خداوند شري چيتانيا ماهاپرابهو، چهل و هشت سال بازي هاي متعال خويش را به نم يش گذاشت و سرانجام در سال ۱۴۵۵ شاکابدا در پوري (تقعح ) از اين جهان ناپديد گشت .

وي ۲۴ سال نخست زندگي ش را چون فردي دانش آموز و متأهل در ناوادويپ گذراند. همسر اولش ، شريماتي لاکشمي پريا (بغهقحتئحنشم تفشئتقأ) بود که در اوان جواني ، زماني که خداوند چيتانيا مدتي از منزل دور بود، درگذشت . هنگامي که از بنگال شرقي بازگشت ، به تقاضاي مادرش همسر دوم اختيار کرد. همسر دومش شريماتي ويشنوپريا دوي ( تفشئتقأ ترثي بغهقحعث حهر) بود که در سراسر زندگي خود فراغ خداوند چيتانيا را تحمل کرد، چرا که خداوند در سن بيست و چهار سالگي سانياسا (شسبغددشس)(انقطاع ) اتخاذ نمود و در اين زمان ، شريماتي ويشنو پريا فقط شانزده سال داشت .

خداوند پس از سانياس شدن به درخواست مادرش شريماتي ساچي دّوي ، در جاگانات پوري مستقر شد. وي ۲۴ سال در پوري اقامت گزيد و شش سال از اين مدت را به طور مداوم به سراسر هند (به خصوص بخش هاي جنوب هند) سفر مي کرد و شريماد- بهاگاواتام را آموزش مي داد.

 خداوند چيتانيا نه فقط شـريماد- هاگاواتـام را آمـوزش داد، بلکـه تعـاليم بهاگـاواد-گيتـ را بـه کاربردي ترين صورت ممکن اشـاعه نمـود. در بهاگـاواد-گيتـ خداونـد شـري کريشـنا بـه عنـوان شخصيت متعال خداوند معرفي مي شود و آخرين آموزه ي او در اين کتـاب عـالي دانـش روحـاني اين است که شخص بايد تمام گونه هاي اعمال ديني را کنار بگذارد و او (خداونـد شـري کريشـنا) را به عنوان تنها خداي قابل پرستش بپذيرد. آنگاه خداوند به همه ي عابدانش اطمينـان مـي دهـد که آنها را از تمام انواع اعمال گناه آلود حفظ خواهد نمود و بـراي آنهـا هـيچ جـاي نگرانـي وجـود نخواهد داشت .

متأسفانه با وجود دستورات مستقيم خداوند شري کريشنا و آموزه هاي بهاگاواد-گيتا، افراد کم خرد

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ١١

به اشتباه او را چيزي جز يک شخصيت تاريخي بزرگ نمي دانند، از اين رو نمي توانند او را به عنوان شخصيت اعلاي خداوند بپذيرند. اين افراد با دانش ناچيز خود، توسط جمع کثير غيرعابدان ، گمراه مي شوند. بنابراين تعاليم بهاگاواد-گيتا حتي توسط محققان بزرگ نيز به اشتباه تفسير شده است . محققان متبحر، پس از غيبت خداوند شري کريشنا، صدها تفسير بر بهاگاواد- گيات نوشتند که تقريباً همه ي اين تفاسير آميخته با انگيزه ها و علايق شخصي بود.

خداوند شري چيتانيا ماهاپرابهو خود خداوند شري کريشنا است ؛ اما اين بار به عنوان عابد بزرگ خداوند ظهور کرده است تا عموم مردم و همين طور مذهبيون و فلاسفه را درباره ي مقام متعال شري کريشنا، خداوند ازلي و علت همه ي علت ها، ارشاد کند. جوهر آموزه هاي او اين است که خداوند شري کريشنا، که در وراجابهومي (هئص اذشتشقر) (و ينداوان ) به عنوان پسر پادشاه وراج (ناندا ماهاراج ) (شتبقباشء شيدشد) ظهور کرد، شخصيت متعال خداوند و قابل پرستش براي همگان است . سرزمين مقدس ورينداوان با خود خداوند تفاوتي ندارد، چرا که نام ، شهرت ، فرم و مکاني که خداوند خود را در آن جا متجلي نموده است ، همگي به عنوان دانش مطلق با خداوند يکي هستند. بنابراين سرزمين ورينداوان همانند خود خداوند قابل پرستش است .

بالاترين طريق پرستش متعال خداوند توسط بانوان وراجابهومي به فرم عشق خالص به خداوند به نمايش گذارده شده است . و خداوند شري چيتانيا ماهاپرابهو، اين راه را به عنوان عالي ترين طريقه ي پرستش توصيه مي نمايد. او شريماد- بهاگاواتا پورانا ( شفشرشلباذ-يشئتقأ شث بقعح ) را به عنوان ادبياتي بي نقص جهت درک خداوند مي پذيرد و هدف غايي زندگي تمام انسان ها را دست يافتن به سکوي پرِما (بئثقح) يا عشق به خداوند بيان مي دارد.

بسياري از عابدان خد وند چيتانيا ماهاپرابهو مانند شريلا و ينداوان داس تهاکور، شري ل کانا داس تهاکور، شريلا کريشنا داس کاويراج گوسوامي ، شري کاويکارناپور، شري پرابدهاناندا ساراسواتي ، شري روپا گوسوامي ، شري ساناتانا گوسوامي ، شري راگونات بهاتا گوسوامي ، شري جيوا گوسوامي ، شري گوپالابهاتا گوسوامي ، شري راگونات داس گوسوامي ، و در ۲۰۰ سال ِ اخير، شري ويشوانات چاکراوارتي ، بالادّوا ويديا بهوشانا، شري شياماناندا گوسوامي ، شري ناروتام داس تهاکور، شري بهاکتي ينود تهاکور و در آخر، شري بهاکتي سيدهانتا ساراسواتي تهاکور (پير روحاني ما) و بسياري ديگر از محققان بزرگ و سرشناس و عابدان خداوند، چندين جلد کتاب و متون مختلفي را درباره ي زندگي و تعاليم خداوند به رشته ي تحرير درآورده اند. اين متون همگي بر اساس شاستراهايي مانند وداها، پوراناها، اوپانيشادها، رامايانا، ماهابهاراتا و ديگر تاريخ و ادبيات معتبر تأييد شده توسط آچارياها نوشته شده اند. آنها در ترکيب منحصر به فرد، در ارائه بي نظير، و

١٢                                                                                                               مقدمه

مملو از دانش متعال هستند. متأسفانه جهانيان هنوز از آنها غافل هستند؛ اما وقتي اين متون که بيشتر به زبان بنگالي و سانسکريت هستند، جهان را روشن کنند و به انديشمندان عرضه شوند، آنگاه شکوه هند و پيام عشق ، اين جهان بيمارگون را که با روش هاي توهمي تأييد نشده از سوي آچارياهاي سلسله ي پيران روحاني ،  يهوده در جستجوي آرامش و کاميابي است ، در برخواهد گرفت .

خوانندگان اين شرح کوتاه بر زندگي و تعاليم خداوند چيتانيـا بـا مراجعـه بـه کتـاب هـاي شـري ورينداوان داس تهـاکور (شـري چيتانيـا- بهاگاواتـا) (شفشرشلباذ-شغدشفهشز تقأ) و شـري کريشناداس کاويراج گوسوامي (شـري چيتانيـا- چا يتامريتـ (شفپئبفهقشز-شغدشفهشز تقأ)

بسيار سود خواهند برد. ايام جواني خداونـد بـه طـرز بسـيار جـذابي توسـط نويسـنده ي چيتانيـا- بهاگاواتــا (شفشرشلباذ-شغدشفهشز)، و آمــوزه هــاي وي نيــز در چيتانيــا- چاريتامريتــا (شفپئبفهقشز-شغدشفهشز) واضح تر توصـيف شـده انـد. ايـن تعـاليم اکنـون بـراي جامعـه ي انگليسي زبان از طريق کتاب «آموزش هاي خداوند چيتانيا»ي ما قابل دسترسي است .

سال هاي نخستين ِ زندگي خداوند توسط يکي از نزديک ترين عابدان معاصر ايشان به نام شريلا موراري گوپتا، طبيب وقت ، و بخش دوم زندگي شري چيتانيا  اهاپرابهو توسط منشي مخصوص ايشان ، شري دامودار گوسوامي ، يا شريلا سواروپ دامودار، که عملاً همراه دائمي خداوند در پوري بود، ثبت شده است . اين دو عابد عملاً جزئيات همه ي فعاليت هاي خداوند را جمع آوري کردند و کتاب هاي مورد اشاره در بالا که بعدها درباره ي خداوند نوشته شد، بر اساس کوداچاهاي (يادداشت ها) شريلا دامودار گوسومي و موراري گوپتا بوده است .

بنابراين خداوند در هنگام عصر پهالگوني پورنيماي ۱۴۰۷ شاکابدا ظهور نمود و به اراده ي او بود که در آن هنگام ماه گرفتگي صورت گرفت . بر اساس سنت ، هندوها به هنگام ماه گرفتگي در رودخانه ي گنگ يا در هر رودخانه مقدس ديگري استحمام مي کنند و به منظور تطهير به ذکر مانتراهاي ودايي مي پردازند. بنابراين به هنگام تولد خداوند چيتانيا در حين ماه رگفتگي ، همه ي هندوستان را صداي مقدس هاره  کريشنا، هاره کريشنا، کريشنا کريشنا، هاره هاره ، هاره راما، هاره راما، راما راما، هاره هاره ، فرا گرفته بود. اين شانزده نام خداوند در بسياري از پوراناها و اوپانيشادها ذکر، و به عنوان تاراکا- برهما ناما (شئبد شئاشقذ-شنشقبف ) در اين عصر معرفي شده است . در کتب مقدس توصيه شده است که ذکر بدون اهانت اين نام هاي مقدس خداوند، مي تواند روح فروافتاده را از اسارت دنياي مادي نجات بخشد. خداوند نام هاي بي شماري چه در هند و چه خارج از هند دارد و همه ي آنها به يک اندازه خوب هستند؛ زيرا همگي نشانگر

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ١٣

شخصيت اعلاي خداوند مي باشند. اما از آن جا که اين شانزده نام به طور خاص براي اين عصر توصيه شده است ، مردم بايد از آنها بهره گيرند و راه آچارياهاي بزرگي را دنبال کنند که با تمرين قوانين شاستراها (کتب مقدس ) به موفقيت دست يافتند.

رخداد همزمان ظهور خداوند و خسوف ماه ، نمايان گر مأموريت خاص خداوند بود. اين مأموريت ، آموزش اهميت ذکر نام هاي مقدس خداوند در اين عصر کالي (جنگ و نزاع ) است . در عصر حاضر حتي بر سر چيزهاي بي اهميت نزاع در مي گيرد. بنابراين متون مقدس براي اين عصر خط مشي مشترکي را براي درک و شناخت توصيه کرد اند، و آن ، ذکر نام هاي مقدس خداوند است . افراد مي توانند گردهم آيند و خداوند را به زبان خودشان و با آوازهاي موسيقايي ، پرشکوه کنند. و اگر اين اين ذکر نام هاي خداوند بدون اهانت انجام شود، به يق ن ي شرکت کنندگان در آن ذکر، بدون نياز به انجام روش هاي دشوارتر، به تدريج به کمال روحاني دست مي يابند. در چنين گردهمايي هايي ، خردمند و نادان ، فقير و غني ، هندو و مسلمان ، انگليسي و هندي ، چاندالا و برهمانا، همگي مي توانند اصوات متعال را بشنوند و به اين ترتيب ، گرد و غبار معاشرت هاي مادي را از آيينه قلبشان پاک کنند. براي تأييد رسالت خداوند، همه ي مردم جهان نام مقدس خداوند را به عنوان خط مشي مشترک آيين جهاني بشريت خواهند پذيرفت . به عبارت ديگر، ظهور نام مقدس خداوند همزمان با ظهور خداوند چيتانيا  اهاپرابهو اتفاق افتاد.

خداوند در آغوش مادرش با شنيدن صداي ذکر و کف زدن خانم ها در اطرافش ، به يکباره دست از گريه برمي داشت . همسايه ها اين رخداد غريب را با ترس و احترام مي نگريستند. گاهي دختران جوان از به گريه انداختن خداوند و سپس متوقف کردن آن به وسيله ي ذکر نام خداوند لذت مي بردند. بدين ترتيب خداوند از آغاز کودکي شروع به آموزش اهميت نام مقدس نمود. در سال هاي اوليه کودکي ، خداوند شري چيتانيا به نيماي معروف بود. اين نام را مادر عزيزش به او داد؛ زيرا خداوند زير يک درخت نيمبا در حياط خانه ي پدرش متولد شده بود.

زماني که در شش ماهگي در مراسم آنا- پراشانا (شدشپ بقح-شددش) به خداوند غذا دادند، وي رسالت آينده ي خود را نمايان ساخت . در اين مراسم رسم بود که جلوي کودک سکه هاي پول و کتاب مي گذاشتند تا سرنوشت آينده ي کودک تا حدي نشان داده شود. در يک طرف خداوند سکه و در طرف ديگرش شريماد-  بهاگاواتام گذاشتند و خداوند به طرف شريماد- هاگاواتام رفت و به سکه هاي طلا دست نزد. در زمان کودکي روزي ماري در برابر او که در حياط سينه خيز مي رفت ظاهر شد و خداوند مشغول به بازي کردن با او شد. همه ي ساکنين خانه با ترس و هيبت به اين صحنه مي نگريستند، اما پس از مدت زمان کوتاهي ، مار آن جا را ترک کرد

١٤                                                                                                               مقدمه

و مادر فرزندش را در آغوش گرفت . يک بار دزدي او را به نيت ربودن جواهراتش دزديد و روي شانه اش گذاشت ، اما خداوند از سفر کردن بر روي شانه هاي دزد سردرگم که به دنبال مکان خلوتي مي گشت لذت مي برد. اين طور شد که دزد سرگردان اين جا و آن جا، سرانجام به جلوي منزل جاگانات ميشرا رسيد و از ترس گرفتار شدن ، کودک را يکباره بر زمين انداخت . و البته والدين و اقوام نگران ، از ديدن کودک گم شده خرسند شدند.

يک بار که منزل جاگانات ميشرا  يزبان برهم نايي زائر بود، خداوند در برابر زائر که در حال تقديم غذا به خداوند بود، ظاهر شد و از غذاي آماده شده خورد. چون کودک به غذاها دست زده بود، غذا ديگر قابل تقديم نبود و بنابراين برهمانا ناچار شد غذاي  يگري آماده کند. دوباره همان اتفاق افتاد. وقتي که براي سومين بار نيز همين اتفاق تکرار شد، کودک را به رختخواب بردند.

ساعت دوازده شب ، وقتي که همه ي افراد خانه در اتاق هاي دربسته ي خود خواب بودند، برهماناي زائر غذاهاي ويژه ي طبخ شده را به تمثال خداوند تقديم کرد و به همان صورت قبل خداوند کودک در مقابل وي ظاهر شد و تقديم غذاي او را بر هم زد. اين بار برهمانا شروع به گريه کردن نمود، ولي چون همه خواب بودند هيچ کس صداي گريه او را نشنيد. در آن زمان خداوند کودک در برابر آن برهماناي خوشبخت ظاهر شد و هويت خود را به عنوان کريشنا بر او آشکار نمود. بر اين برهمانا قدغن شده بود که اين رخداد را براي کسي فاش نمايد و کودک دوباره به آغوش مادرش بازگشت .

رويدادهاي مشابه بسياري در دوران کودکي او رخ داد. گاه همچون کودکي بازيگوش ، برهماناهاي متعصب را که براي غسل کردن به رودخانه ي گنگ مي رفتند، تمسخر مي نمود.

وقتي برهماناها به پدرش شکايت کردند که او به جاي رفتن به مدرسه به آنها آب مي پاشد، خداوند به ناگهان با لباس و کتاب هاي مدرسه جلوي پدرش ظاهر شد، گويي که تازه از مدرسه مي آيد. او همچنين عادت داشت که در گاتا (شسبال) حمام ، با دختران همسايه که به اميد يافتن همسران خوب مشغول پرستش خداوندگار شيوا بودند، شوخي کند. اين يک سنت رايج در ميان دختران مجرد خانواده هاي هندو است . هنگامي که آنها مشغول چنين پرستش هايي بودند، خداوند با شيطنت جلوي آنها ظاهر مي شد و مي گفت : “خواهران عزيزم خواهش مي کنم هرچه براي تقديم به خداوندگار شيوا آورده ايد، به من دهيد. خداوندگار شيوا عابد من ، و پاراواتي (تفشرقبح ) [همسر خداوندگار شيوا]، خادم من است . اگر مرا پرستش کن د، خداوندگار شيوا و ساير خداوندگاران بيشتر خشنود خواهند شد.” برخي از آنها از خداوند بازيگوش پيروي نمي کردند و خداوند آنها را به خاطر اين نافرماني نفرين مي کرد که با پيرمرداني که هفت فرزند از همسران

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ١٥

قبلي شان داشته باشند، ازدواج کنند. گاه از ترس و گاه از روي عشق ، اين دختران به او نيز غذاهاي متنوع تقديم مي کردند و سپس خداوند به آنها اطمينان مي داد که همسران جوان بسيار خوبي پيدا خواهند کرد و مادر دوازده فرزند خواهند شد. اين الطاف خداوند دخترها را سرزنده مي کرد، اما آنها اغلب نزد مادرانشان از اين رخدادها شکايت مي کردند.

خداوند به اين ترتيب دوران کودکي خ يش را سپري نمود. زماني که فقط شانزده سال داشت چاتوش پاتهي (تاسبححعفشز) خود (مدرسه ي روستايي که توسط يک برهماناي خردمند اداره مي شود) را داير نمود. در اين مدرسه او حتي به هنگام خواندن دستور زبان نيز به توصيف کريشنا مي پرداخت . شريلا جيوا گوسوامي بعدها براي خشنود ساختن خداوند، دستور زباني در سانسکريت تدوين نمود که در آن همه ي قوانين با مثال هايي که نام هاي مقدس خداوند در آنها به کار رفته بود، شرح داده مي شد. اين دستور زبان هنوز رايج است و به عنوان هاري – نامامريتا-  ياکارانا (شث شقشنبغر-شفپئبئبد-هقشا) معروف است و در برنامه ي درسي مدارس بنگال قرار دارد.

در اين زمان يک محقق بزرگ کشميري به نام کّشاوا کشميري (تقتئپ بن شرشپ ثن ) به ناوادويپ آمد تا مناظراتي در قالب متون مقدس داشته باشد. اين پانديت کشميري محققي ممتاز بود و به تمام مکان هاي آکوزش در هندوستان سفر کرده بود. سرانجام به ناوادويپ آمده بود تا پانديت هاي خردمند آنجا را به مناظره فرا خواند. پانديت هاي ناوادويپ تصميم گرفتند که نيماي پانديت (خداوند چيتانيا) را در مقابل پانديت کشميري قرار دهند، با اين تفکر که اگر پانديت کشميري ، نيماي پانديت را شکست دهد، از آن جا که او کودکي بيش نيست ، آنها شانس ديگري براي بحث با اين  يلسوف خواهند داشت ؛ و اگر پانديت کشميري شکست بخورد، آنها بسيار پرشکوه خواهند شد، زيرا همگان اعلان خواهند کرد که پسر بچه اي از ناوادويپ ،  يلسوف بزرگي را که در سراسر هند شهرت دارد، شکست داده است . بدين ترتيب بود که نيماي پانديت کّشاوا کشميري را در حال قدم زدن در سواحل گنگ ، ملاقات نمود. خداوند از وي درخواست نمود که يک بيت سانسکريت در مدح رودخانه ي گنگ بسرايد، و پانديت کشميري در مدت زمان کوتاهي يکصد بيت سرود و در حالي  که با صدايي رسا همچون غريو طوفان ابيات را مي خواند، قدرت دانش وسيع خ يش را نشان مي داد. نيماي پانديت بلافاصله همه ي ابيات را بدون هيچ خطايي به خاطر سپرد. او بيت شصت و چهارم را نقل و به ايرادهاي ادبي و بلاغتي آن اشاره کرد. وي به خصوص از پانديت درباره ي کاربرد لغت بهاواني – هارتو (-تدبرشاذ ش عفقشاذ) پرسيد و اشاره کرد که به کار بردن اين کلمه زائد است ، زيرا  هاواني به معناي

١٦                                                                                                               مقدمه

همسر شيواست و چه کسي به غير او مي تواند بهارتا (يعني شوهر) او باشد؟ او همچنين به چندين خطاي ديگر اشاره نمود و پانديت کشميري را شگفت زده نمود. او از اينکه يک دانش آموز دستور زبان توانسته بود اشتباهات ادبي يک محقق خردمند را بگيرد، تعجب کرده بود. گرچه اين اتفاق پيش از يک مناظره ي عمومي پايان يافت ، اما خبر آن همچون شعله ي ماده اي آتش زا در سراسر ناوادويپ پي يچ د. اما در نهايت کشاوا کشميري در خواب ديد که ساراسواتي (تفشرسشقشس ) (الهه ي دانش ) به او دستور مي دهد خودش را تسليم خداوند نمايد و به اين ترتيب ، اين پانديت کشميري مريد خداوند شد.

پس از اين خداوند بـا شـکوه و شـادماني ازدواج کـرد و در ايـن زمـان شـروع بـه آمـوزش ذکـر دسته جمعي نام هاي مقدس خداوند در ناوادويپ نمود. بعضي از برهما اها بـه شـهرت او حسـادت ورزيدند و موانع بسياري بر سر راهش ايجاد کردند. آنهـا بـه قـدري حسـود بودنـد کـه سـرانجام شکايت خود را نزد يک قاضي مسلمان در ناوادويپ بردند. در آن زمان بنگال زير نظـر پاتـان هـا (سدشافشح ) اداره مي شد و حاکم اين استان «نواب حسين شاه » بـود. قاضـي مسـلمان شـکايت برهما اها را جدي گرفت و در ابتدا به مريدان نيماي پانديت هشدار داد که نام هاري را بـا صـداي بلند ذکر نکنند؛ اما خداوند چيتانيا از مريدانش خواسـت کـه از فرمـان قاضـي سـرپيچي کننـد و بدين ترتيب آنان به سان کيرتان (شدشفقتنج شس) (ذکر دسته جمعي ) خود بـه طـور معمـول ادامـه دادند. سپس قاضي سربازانش را فرستاد تا سان يرتان را قطع کننـد و آنهـا بعضـي از مّردانگاهـا (سشلج شيپئ) (طبل ها) را شکستند. هنگامي که نيماي پانديت از اين حادثه باخبر شـد، تجمعـي براي نافرماني مدني را تشکيل داد. او يشگام جنبش هاي نافرمـاني مـدني برحـق در هندوسـتان محسوب مي شود. او راهپيمايي اي دسته جمعي با حضور يکصد هـزار نفـر و بـا هـزاران مردانگـا و کاراتال (شمبفشقشن) (سنج هاي دستي ) سازماندهي کرد و اين جماعت در اعتراض به قانوني کـه قاضي وضع کرده بود، جاده هاي ناوادويپ را طي کردند. سرانجام وقتـي ايـن جماعـت بـه منـزل قاضي رسيدند، وي از ترس آنان به طبقه ي بالاي منزلش پناه برده بـود. ايـن جماعـت انبـوه در منزل قاضي گردهم آمدند و خشم خود را ابراز نمودند؛ اما خداوند از آنها خواسـت کـه آرام باشـند.

در اين حين قاضي يرون آمد و سعي کرد خداوند را با خواهرزاده ي خود خطاب کـردن آرام کنـد.

او اشاره کرد که نيلامبـارا چـاکراواتي او را دايـي خطـاب مـي کـرده اسـت و بنـابراين شـ يماتي ساچي دّوي ، مادر نيماي پانديت ، خواهر او است . او از خداوند پرسيد که آيا درست اسـت کـه پسـر خواهرش به او خشمگين شود و خداوند پاسخ داد چون قاضي دايي اوست ، بايد خواهرزاده ي خـود را در منزلش بپذيرد. به اين ترتيب اوضاع آرام شد و اين دو محقـق خردمنـد مباحثـه اي طـولاني

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ١٧

درباره قرآن و شاستراهاي هندو انجام دادند. خداوند درباره ي کشتن گاوها سؤالي کرد و قاضي بـه درستي و با ارجاع به قرآن پاسخ او را داد. قاضـي نيـز دربـاره ي قربـاني کـردن گـاو در وداهـا از خداوند سؤال نمود و خداوند جواب داد که اين چنين قرباني ها همـان طـور کـه در وداهـا آمـده در واقع کشتن گاو محسوب نمي شود. در اين قرباني ها، گاوهاي نر و ماده ي پير را قرباني مي کردنـد، زيرا به واسطه ي قدرت مانتراهاي ودايي ، آنها بدن جوان تري مي گرفتند. امـا در کـالي يوگـا ايـن چنين قرباني هاي گاو ممنوع است ؛ زيرا هچ ي برهماناي شايسته اي که بتواند چنين قرباني هـايي را به درستي انجام دهد، وجود ندارد. در واقع در کالي يوگا همه ي انـواع ياگيـا (قربـاني هـا) ممنـوع اعلام شده ، زيرا تنها تلاش يهـوده اي از سـوي انسـان هـاي احمـق اسـت . در کـالي يوگـا تنهـا سان کيرتان ياگيا (قرباني ذکر دسته جمعي ) براي همـه ي اهـداف کـاربردي توصـيه شـده اسـت .

خداوند سرانجام با اين صحبت ها قاضي را متقاعد نمود؛ تا حدي که قاضـي هـم مريـد وي شـد.

قاضي از آن پس اعلام کرد که هيچ کس نبايد جلوي جنبش سان يرتـاني را بگيـرد کـه توسـط خداوند آغاز شده است . قاضي اين موضوع را در وصيت نامه اش نوشت که بـراي تمـام نسـل هـاي بعد از او نيز به اجرا درآيد. آرامگاه قاضي هنوز در ناحيه ناوادويپ وجود دارد و زائران هنـدو بـه آن جا مي روند تا احترامات خويش را ادا نمايند. اولاد قاضي هنوز در آن جا سـاکن هسـتند و حتـي در زمان اختلافات مسلمانان و هندوها، آنها هرگز به جنبش سان کيرتان اعتراض نکردند.

اين واقعه به وضوح نشان مي دهد که خداوند يک وايشناواي ترسو نبود. يک وايشناوا، عابد بي باک خداوند است و براي احقاق حق و هدفش هر قدمي که لازم باشد را برمي دارد. آرجونا نيز عابد وايشناواي خداوند کريشنا بود و دلاورانه براي رضايت خداوند جنگيد. به طور مشابه ، واجرانگاجي (تتشلج بقتشر) يا هانومان ، عابد خداوند راما بود و درس هايي به سپاه غيرعابد راوانا داد. اصل وايشناويزم ، راضي کردن خداوند به هر طر قي است . يک وايشناوا ذاتاً موجودي آرام و بدون خشونت است و همه ي ويژگي هاي خوب خداوند را دارد؛ اما زماني که غيرعابدي به خداوند يا عابدان او اهانت مي کنند، و يشناواها چنين بي حرمتي هايي را هرگز تحمل نمي کنند.

پس از اين حادثه ، خداونـد بـه طـور جـدي تـري شـروع بـه آمـوزش و وعـظ بهاگـاوات – دارمـا (شئقشاي-شفشرشلباذ)، يا جنبش سان يرتان نمود و هـر کـه بـا تـرويج يوگـا- دارمـا، يـا وظيفه ي اين عصر به مقابله برمي خاست ، به موقع بـا سـرزنش هـاي مختلفـي مـورد تنبيـه قـرار مي گرفت . دو تن از برهماناهاي اصيل به نام هـاي چاپـالا (شمشحبز) و گوپـالا(شمبحخل ) کـه آنها نيز دايي هاي خداوند بودند، به عنوان تنبيه به جذام مبـتلا شـدند، و بعـدها زمـاني کـه توبـه کردند، خداوند آنها را پذيرفت . خداوند در زمان موعظه و ارشاد خود، هر روز پيروان خـود از جملـه

١٨                                                                                                               مقدمه

شريلا نيتياناندا پرابهو (عاذشقح شيدشدبغفهد شمتقأ) و هاري داسـا تهـاکور ( شقعنباة شسبيهقشا)، که دو تن از مهم ترين طرفدارانش بودند، را براي آمـوزش شـريماد- بهاگاواتـام از خانه اي به خانه ديگر مي فرستاد. همـه ي ناوادويـپ پـر از جنـبش سـان کيرتـان او شـد و مرکـز فعاليت هاي ايشان در منزل شري واسـا تهـاکورا (شقعنباة شسبرتقأ) و شـري َادوِيتـ پرابهـو (عاذشقح شفهشريش تقأ)، دو تن از شاگردان متأهل ايشان ، قرار گرفته بـود. ايـن دو خردمنـد اجتماع برهمان ها، مشتاق ترين حاميان جنبش خداوند چيتانيا بودند. شري ادويتا پرابهو علت اصلي ظهور خداوند بود. زماني که ادويتا پرابهو تمام اجتماع بشري را غرق در فعاليت هاي مادي و عـاري از هرگونه خدمت عابدانه – که به تنهايي مي تواند بشريت را از رنج هاي سـه گانـه طبيعـت مـادي نجات دهد – ديد، از روي شفقت بي چـون و چـراي خـويش بـراي وضـعيت دردنـاک جامعـه ي بشري ، براي ظهور خداوند بسيار زياد دعا کرد و دائماً خداوند را بـا آب رودخانـه ي گنـگ و بـرگ درختان مقدس تولاسي پرستش مي نمود. در زمينه ي تعليم و ارشاد در جنـبش سـان کيرتـان ، از همه انتظار مي رفت که مطابق با دستور خداوند سهم روزانه ي خويش را انجام دهند.

روزي نيتياناندا پرابهو و شريلا هاري داس تهاکور در حال گذر از جاده اي اصلي بودند که عده اي را در حال هياهو ديدند. وقتي از عابران سئوال کردند، دريافتند که دو برادر به نام هاي جاگاي (هبلشت ) و مادهاي (هبايبء) در حالت مستي مزاحمت عمومي به وجود آوردند. آنها همچنين شنيدند که اين دو برادر در يک خانواده ي محترم برهمانا به دنيا آمده اند؛ اما به علت معاشرت فرومايه ، به بدترين نوع عياشان تبديل شده اند. آنها نه تنها مست ، بلکه گوشتخوار، زن باز و دزد هم بودند و به تمام معني گناهکار بودند. شريلا نيتياناندا پرابهو همه ي اين داستان ها را شنيد و تصميم گرفت که اين دو روح فروافتاده بايد اولين کساني باشند که به رستگاري مي رسند. اگر آنها از زندگي گناه آلود خويش رهايي يابند، آنگاه نام نيک خداوند چيتانيا شکوهمندتر خواهد شد.

نيتياناندا پرابهو و هاري داس با اين فکر، راه خود را از ميان جمعيت باز کردند و از اين دو برادر تقاضا نمودند که نام مقدس خداوند هاري را ذکر کنند. برادران مست از شنيدن اين تقاضا بسيار خشمگين شدند و با کلماتي رکيک به ني ياناندا پرابهو حمله کردند. دو برادر تا مسافتي طولاني آنها را تعقيب کردند. عصر هنگام ، گزارش کار موعظه به خداوند رسيد و او از اينکه نيتياناندا و هاري داس تلاش کرده بودند تا چنين افراد احمقي را نجات دهند، بسيار خوشحال شد.

روز بعد ني ياناندا پرابهو به ديدار دو برادر رفت و به محض نزديک شدن ، يکي از آنها تکه اي از يک ظرف سفالي شکسته را به سمت وي پرتاب کرد. ظرف سفالي به پيشاني او برخورد کرد و بلافاصله خون از آن جاري شد. اما نيتياناندا پرابهو آن قدر پرمهر بود که به جاي اعتراض به اين

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ١٩

عمل شنيع ، گفت : “مهم نيست که شما اين سنگ را به طرف من انداختيد، من باز هم از شما تقاضا مي کنم که نام مقدس خداوند هاري را ذکر کنيد.”

يکي از برادرها، جاگاي ، خيي ل از رفتار نيتياناندا پرابهو متعجب شد و بلافاصله جلوي پاي او به خاک افتاد و از او خواست که برادر گناهکارش را ببخشد. وقتي مادهاي دوباره سعي کرد که به نييت اناندا پرابهو آسيب برساند، جاگاي جل يش را گرفت و به او التماس کرد که به پاي نيتياناندا بيفتد. در اين حين خبر زخمي شدن ني ياناندا به خداوند رسيد. او خشمگين و با عجله خود را به آن مکان رساند. خداوند بلافاصله سودارشانا چاکراي خ يش (اسلحه ي ازلي خداوند به شکل چرخ ) را فرا خواند تا اين گناهکاران را نابود کند، اما ني ياناندا پرابهو به او مأمو يتش را يادآوري نمود. مأموريت خداوند نجات ارواح فروافتاده در کالي يوگا بود که اميدي به آنها نمي رفت .

برادران جاگاي و مادهاي نمونه ي بارز اين ارواح فروافتاده بودند. نود درصد مردم در اين دوره ، علي رغم تولدهاي عالي و وضعيت اقتصادي آبرومندانه ، شبيه اين دو برادر هستند. به گفته ي کتب مقدس ، تمام جمعيت جهان در اين دوره از پايين ترين درجه ي کيفي شودرا (شقيص پ ) يا حتي پايين تر از آن خواهند بود. بايد توجه کرد که شري چيتانيا ماهاپرابهو هرگز سيستم متداول طبقاتي مردم هند (کاست ) که بر اساس آن ، تولد در يک طبقه حقوقي را براي شخص ايجاد مي کند، تأييد نکردند؛ بلکه ايشان به طور خيلي جدي دنباله روي نظرات کتب مقدس درباره ي سواروپا (شحص قشرس) يا هويت حقيقي فرد بودند.

 وقتي خداوند سوادارشانا چاکراي خود را فراخواند و شريلا نييت اناندا پرابهو از او درخواست نمود که اين دو برادر را ببخشد، هر دو برادر به قدوم نيلوفرين خداوند افتادند و براي اعمال زشتتشان از او معذرت خواستند. نييت اناندا پرابهو نيز از خداوند درخواست کرد که اين ارواح پشيمان را بپذيرد و خداوند با اين شرط که آنان از اين پس تمام اعمال گناه آلود و عادت هاي پست خود را کنار بگذارند، پذيرفت که آنها را ببخشد. هر دو برادر قبول کردند و قول دادند که تمام عادت هاي گناه آلود خود را کنار بگذارند و خداوند مهربان آنها را پذيرفت و ديگر هرگز به کردار زشت گذشته ي آنها اشاره اي ننمود.

اين مهرباني خاص خداوند چيتانياست . در اين عصر هيچ کس نمي تواند ادعا کند که از گناه مبري است . چنين ادعايي براي همه غ رممکن است . اما خداوند چيتانيا همه ي افراد گناهکار را به يک شرط مي پذيرد. شرط آن است که آنها سوگند بخورند پس از آنکه توسط يک پير روحاني معتبر تشرف گرفتند، هرگز به عادات گناه آلود نپردازند.

در داستان اين دو برادر، نکات آموزنده ي بسياري وجود دارد. در عصر کالي ، عملاً همه ي مردم

٢٠                                                                                                               مقدمه

ويژگي هاي جاگاي و مادهاي را دارا هستند. آنها اگر بخواهند از واکنش هاي اعمال ناپسند خود رها شوند، بايد پناه خداوند چيتانيا  اهاپرابهو را بگيرند و پس از دريافت تشرف روحاني ، از اعمالي که در کتب مقدس شاسترا نهي شده اند، پرهيز نمايند. قوانين منع کننده در آموزه هاي خداوند به شريلا روپا گوسوآمي آمده است .

خداوند در دوران زندگي تأهل خود، تعداد زيادي از معجزاتي که عموماً از چنين شخصيتي انتظار مي رود را به نمايش نگذاشت . اما يک بار در خانه ي شري يواسا تهاکور، زماني که سان يرتان در اوج بود، معجزه ي شگفت انگيزي انجام داد. او از عابدان پرسيد چه مي خواهند بخورند و هنگامي که مطلع شد که آنها انبه مي خواهند، با اينکه فصل آن ميوه نبود، درخواست نمود که يک بذر انبه برايش بياورند. وقتي که بذر انبه را آوردند، ايشان بذر را در حياط منزل شري يواسا کاشت .

بذر بلافاصله جوانه زد و شروع به رشد کردن نمود و در زمان بسيار کوتاهي تبديل به يک درخت بسيار بزرگ پر از انبه شد که بيش از آنچه که عابدان بتوانند از آن تناول کنند ميوه داشت . اين درخت در باغچه ي شري نيواسا باقي ماند و از آن پس ، هرچه مي خواستند از اين درخت انبه مي چيدند.

شري چيتانيا ماهاپرابهو احترام بسيار زيادي به عشق و علاقه ي خادمان وراجابهومي (و ينداوان ) به کريشنا قائل بود، و يک بار براي قدرداني از خدمت ناب و خالص آنها به خداوند، نام هاي مقدس گوپي ها (دختران گاوچران ) را به جاي نام هاي مقدس خداوند ذکر کرد. در اين زمان بعضي از شاگردانّ او به ديدنش آمدند و وقتي ديدند خداوند نام گوپي ها را ذکر مي کند، متعجب شدند. آنان از روي ناداني از خداوند پرسيدند که چرا نام گوپي ها را ذکر مي کند و به او نصيحت کردند که نام مقدس کريشنا را ذکر نمايند. خداوند که در شعف بود از ناداني اين شاگردان برآشفت . او آنها را ملامت کرد و از آن جا راند. شاگردان تقريباً هم سن خداوند بودند، بنابراين اشتباهاً خداوند را همانند خود مي پنداشتند. آنها جلسه اي گذاشتند و تصميم گرفتند که اگر اين بار خداوند جرأت کرد آنها را به اين شکل تنبيه کند، به او حمله کنند. اين حادثه بخشي از مردم عامي را به صحبت هاي ناشايستي در مورد خداوند برانگيخت .

وقتي خداوند از اين موضوع آگاه شد، شروع به تفکر درباره ي انواع مختلف افراد در جامعه نمود.

وي دريافت که به ويژه شاگردان ، معلمان ، انجام دهندگان اعمال ثمرجويانه ، يوگي ها، غيرعابدان و طبقات مختلف خدانشناسان ، همگي مخالف خدمت عابدانه به خداوند هستند. “ماموريت من اين است که تمام ارواح فروافتاده ي اين عصر را نجات دهم .” با خود انديشيد، “اما اگر آنها به من اهانت کنند و من را يک انسان معمولي بپندارند، سودي نخواهند کرد. اگر آنها قصد شروع يک

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٢١

زندگي توأم با ادراک روحاني را دارند، بايد به طريقي احترامات خود را تقديم من نمايند.” بنابراين خداوند تصميم گرفت مرحله ي انقطاع از زندگي (سانياسي ) (شسبغددشس) را بپذيرد؛ چرا که مردم عموماً تمايل دارند به يک سانياس احترام گذارند.

پانصد سال پيش ، شرايط اجتماع مانند امروز پست نبود. در آن زمان مردم به سانياس ها احترام مي گذاشتند و سانياس ها به طور جدي قواعد و قوانين مرحله ي انقطاع از زندگي را اجرا مي کردند. شري چيتانيا ماهاپرابهو طرفدار سرسختّ زندگي توأم با انقطاع در دوره ي کالي نبود، زيرا تعداد بسيار کمي از سانياس ها در اين دوره قادرند قواعد و قوانين زندگي سانياسي را رعايت نمايند. شري چيتانيا ماهاپرابهو تصميم گرفت اين قوانين را بپذيرد و سانياسي ايده آل شد تا عموم مردم به وي احترام بگذارند. هر شخصي موظف است که به يک سانياس احترام بگذارد؛ زيرا سا ياس پير همه ي مردم از وارناها و آشرام هاي مختلف [طبقات و مراحل گوناگون زندگي ] محسوب مي شود.

وقتي وي در انديشه ي پذيرش قواعد سانياسي بود، بر حسب اتفاق کيشاوا بهاراتي (شرشپ ثن تفشقباذ)، سانياسي از مکتب ماياوادي ، و ساکن کاتوا (شصفشن ) (در بنگال ) به ناوادويپ آمد و براي صرف شام با خداوند از او دعوت شد. وقتي که کيشاوا بهاراتي به منزل خداوند آمد، خداوند از او خواست که به وي مرتبه ي سانياسي عطا کند. اين تنها به جا آوردن آداب و رسوم بود؛ زيرا مرتبه ي سانياسي از يک سانياس ديگر پذيرفته مي شود. گرچه خداوند از همه لحاظ مستقل است ، با اين حال براي ينکه آداب و رسوم شاستراها (کتب مقدس ) را اجرا کند و با وجود اين که کيشاوا بهاراتي از وايشناوا- سامپرادايا (شغبيشقحئشس-شرشث حهشر) (مکتب وايشناوا) نبود، مرتبه ي سانياسي را از وي پذيرفت .

پس از مشورت با کيشاوا بهاراتي ، خداوند ناوادويپ را به قصد کاتوا ترک نمود تا بـه طـور رسـمي مرتبــه ي سا ياســي زنــدگي را بپــذيرد. شــريلا نييت انانــدا پرابهــو، چاندراشّــکارا آچاريــا (شغقبزآ شقشانثپ شقيدشز) و موکونــدا داتــا (شففشي شيدعنعء) او را همراهــي مي کردند. اين سه تن براي انجام جزئيات مراسم به او کمک مي کردند. واقعه ي پـذيرش مرتبـه ي سانياسـي از طـرف خداونـد، بـه تفصـيل در چيتانيـا- هاگاواتــا (شفشرشلباذ-شغدشفهشز)، نوشته ي شريلا ورينداوان داس تهـاکور (شقعنباة شسبي شدشربيدپر شمتقأ)، شـرح داده شده است .

بدين ترتيب در ماه ماگا، خداوند در سن بيست و چهار سالگي مرتبه ي سانياسي را پذيرفت . پس از قبول اين مرتبه ايشان واعظي کاملاً بالغ براي بهاگاواتا- دارما گشت . گرچه او در زندگي

٢٢                                                                                                               مقدمه

تأهل نيز همين طور موعظه مي نمود، اما وقتي موانعي را بر سر راه ارشادش مشاهده نمود، براي نجات ارواح فروافتاده حتي زندگي راحت خويش را کنار گذاشت . ياور اصلي يشان در زندگي تأهل ، شريلا ادويتا پرابهو و شريلا شري واس تهاکور بودند. اما پس از پذيرش سانياسي ، دستيار اصلي يشان نيتياناندا پرابهو بود که مقرر شده بود به خصوص در بنگال ارشاد کند و شش گوسوامي (روپا گوسوامي ، ساناتانا گوسوامي ، جيوا گوسوامي ، گوپالا بهاتا گوسوامي ، راگونات داس گوسوامي ، و راگونات بهاتا گوسوامي ) به رهبري شريلا روپا و ساناتانا به ورينداون فرستاده شدند تا مکان هاي زيارتي موجود را کاوش و به همگان معرفي کنند. بنابراين شهر کنوني ورينداوان و اهميت وراجابومي به اراده ي خداوند شري چيتانيا  اهاپرابهو بر همگان آشکار شده است .

خداوند پس از سانياس شدن بلافاصله تصميم گرفت به ورينداون برود. براي سه روز پي در پي او در رادها- دّشا (شپ ثي-شاخبق ) (مکان هايي که گنگ در آنها جاري نيست ) سفر کرد. با فکر رفتن به ورينداوان او در شعف کامل بود. به هر حال شريلا نيتياناندا پرابهو مسير او را تغيير داد و در عوض او را به منزل ادويتا پرابهو در شانتي پور (شقعحهفدبأ) آورد. خداوند چند روزي در منزل شري ادويتا پرابهو ماند. شري ادويتا پرابهو که خوب مي دانست خداوند مي خواهد منزل و سکونتگاهش را براي هميشه ترک کند، افرادش را به ناوادويپ فرستاد تا مادر ساچي را براي آخرين ملاقات با پسرش به آن جا بياورند. بعضي از افراد نادان مي گويند که لرد چيتانيا پس از اينکه سانياسي گرفت ، همسرش را نيز ملاقات کرد و کفش هاي چوبي خود را به او داد تا پرستش کند. اما مراجع معتبر اطلاعاتي درباره ي چنين ملاقاتي به دست نمي دهند. مادرش او را در منزل ادويتا پرابهو ملاقات کرد و هنگامي که او را در لباس سانياسي ديد، شروع به ضجه و زاري کرد. او از پسرش خواست در پوري (تقعح ) مستقر شود تا او بتواند از حال و روزش خبر بگيرد. خداوند اين آخرين خواسته ي مادر محبوبش را پذيرفت . پس از اين واقعه ، خداوند به طرف پوري حرکت کرد و همه ي ساکنان ناوادويپ را در اقيانوسي از سوگواري براي دوري از او، ترک کرد.

 خداوند در راه پوري مکان هاي مهم بسياري را زيارت نمود. او به معبد گوپينات جي (تتشافبدتحخل ) که شير تغليظ شده را از عابد خود به نام شريلا مادهاوندرا پوري ( شمتقأ تقعح شقيدثرشايبء) دزيده بود، رفت . از آن پس ديتي گو ينات جي به نام کشيرا کورا- گوپينات (شافبدتحخل-بقخز-شقتحن ) معروف شد. خداوند از اين داستان بسيار لذت مي برد.

تمايل به دزديدن حتي در آگاهي مطلق نيز وجود دارد، اما از آن جا که چنين تمايلي از سوي وجود مطلق به نمايش گذارده مي شود، حالت انحراف يافته ي خود را از دست مي دهد و بنابراين

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٢٣

قابل پرستش مي شود و بدين ترتيب بر اساس اين درک مطلق که خداوند و تمايل دزدي او با هم يکي و هم هويت هستند، حتي خداوند چيتانيا نيز از اين داستان لذت برد. داستان جالب گوپينات جي به تفصيل در کتاب چيتانيا- چا يتامريتا، اثر کريشنا داس کاويراجا گوسوامي شرح داده شده است .

پس از زيارت معبد کشير -کورا- گو يناتّ رمونا (بث عئثق ) در بالاسور (ثقخسشمشذ) استان اوريسا (شسسهقخ )، خداوند به طرف پوري حرکت کرد و در راه به معبد ساکشي -گوپالا (-هحنبس شمبحخل) رسيد که به عنوان شاهد در دعواي بين دو خانواده ي عابد براهمانا ظاهر شده بود.

خداوند داستان ساکشي -گوپال را با لذت بسيار شنيد، زيرا مي خواست به خدانشناسان ثابت کند که ديتي هاي قابل پرستش موجود در معابد که آچارياهاي معتبر آنها را تأييد کرده اند، آن گونه که توسط نابخردان مطرح مي شود، بت نيستند. ديتي در معبد ظهور آرچاي (بزقش) شخصيت اعلاي خداوند، و بنابراين از همه لحاظ با خود خداوند يکسان است . او به نسبتي که عابدانش به او عشق مي ورزند، آنها را اجابت مي نمايد. در داستان ساکشي -گوپال ، که در آن يک سوءتفاهم خانوادگي ميان دو عابد خداوند پيش آمد، خداوند براي تسکين اين آشفتگي و نيز براي نشان دادن لطف خاص خود به خادمانش ، در فرم تجلي آرچاي خود از ورينداون حرکت کرد و به ويدياناگارا (شقشلشدبغيهر) روستايي در اوريسا آمد. از آن جا اين ديتي به کوتاک (نزشففعز) آورده شد و از اين رو حتي امروز هم هزاران زائر در مسير خود به جاگانات پوري به معبد ساکشي -گوپال مي روند. خداوند شب را آن جا ماند و به طرف پوري حرکت کرد. در راه ، ني ايتناندا پرابهو چوب سانياسي او را شکست . [٩٧ ١ شغايشء  زز] ظاهراً خداوند به اين دليل از او خشمگين شد، همراهان خود را ترک کرد و به تنهايي به پوري رفت [ شغايشء  زز

 .[۱ ۹۸

در پوري با ورود به معبد جاگانات بلافاصله از شعف روحاني سرشار شد و بيهوش بر زمين افتاد.

نگهبانان معبد قادر نبودند درجه ي والاي روحانيت خداوند را درک کنند؛ اما پانديت خردمندي به نام ساروابهوما بهاتاچاريا (شغقبزبسسشاذ شئعشاذشرقبس ) آنجا بود و فهميد که بيهوش شدن خداوند به هنگام ورودش به معبد جاگانات يک اتفاق معمولي يست . ساروابهوما بهاتاچاريا که پانديت ارشد دربار شاه اوريسا، ماهاراج پراتاپارودرا (شقيعقشحبفشقح شتبقباشء) بود، جذب درخشش جواني خداوند شري چيتانيا  اهاپرابهو شد، زيرا مي دانست که چنين شعف هاي روحاني به ندرت و تنها توسط برترين عابداني که در سطح روحاني واقع شده اند و موجوديت مادي را به کل فراموش نموده اند، به نم يش گذاشته مي شود. تنها يک روح رهاشده مي تواند

٢٤                                                                                                               مقدمه

چنين شعف روحاني اي را نمايش دهد و بهاتاچاريا که بسيار دانش آموخته بود، در پرتو متون روحاني که با آنها آشنايي داشت اين موضوع را مي دانست . بنابراين او از مأموران معبد خواست مزاحم اين سا ياس ناشناس نشوند. او از آنها خواست که خداوند را به منزلش ببرند تا او بتواند او را در وضعيت بي هوشي بيشتر معاينه کند. خداوند بلافاصله به منزل ساروابهوما بهاتاچاريا که در آن زمان به عنوان سابها پانديت (شفهخث شح-باذشس) يا ر يس دانشکده ي ادبيات سانسکريت قدرت و اعتبار کافي داشت ، انتقال يافت . اين پانديت خردمند مي خواست با دقت اين حالت هاي روحاني خداوند چيتانيا را امتحان کند، زيرا بعضي وقت ها عابدان بي اخلاق ، به منظور جذب افراد بي گناه و سوء استفاده از آنها، از اين حالات جسمي تقليد مي کردند تا خود را از نظر روحاني پيشرفته جلوه دهند. اديب خردمندي چون بهاتاچاريا مي توانست به سرعت چنين متقلباني را شناسايي کند و هنگامي که با چنين افرادي برخورد مي کرد، فوراً آنها را از خود مي راند.

در مورد خداوند چيتانيا  اهاپرابهو، بهاتاچاريا همه ي علائم را در پرتوي شاسترا آزمود. او مانند يک دانشمند و نه مثل يک احمق احساساتي ، علائم را امتحان کرد. او حرکات شکم ، ضربان قلب و تنفس بيني او را مشاهده نمود. همچنين ضربان نبض خداوند را امتحان کرد و متوجه شد که همه ي فعاليت هاي بدني او در وضعيت تعليق کامل است . وقتي پنبه ي کوچکي را جلوي بيي ن او گرفت ، فهميد که تنفس بسيار ظريفي جاري است ، طوري که الياف نازک پنبه حرکت مي کردند. بنابراين فهميد که خلسه ي خداوند حقيقي است و شروع به درمان وي به طرق توصيه شده نمود. اما تنها به يک طريق خاص مي شد خداوند چيتانيا ماهاپرابهو را درمان کرد. او فقط به اصوات نام هاي مقدس خداوند که توسط عابدان ذکر مي شد عکس العمل نشان مي داد. اين روش معالجه براي ساروابهوما بهاتاچاريا ناشناخته بود؛ چرا که او هنوز خداوند را نمي شناخت . هنگامي که براي نخستين بار خداوند را در معبد ديد، چنين پنداشت که او يکي از زائران معمولي است .

در اين هنگام همراهان خداوند که کمي بعد از او به معبد رسيده بودند، درباره ي خلسه ي روحاني خداوند و اينکه بهاتاچاريا او را با خود به منزلش برده است ، شنيدند. زائران معبد هنوز داشتند در اين باره صحبت مي کردند. بر حسب اتفاق ، يکي از اين زائران ، گو ينات آچاريا ( شافبدتحخل شغقبزآ) -که گادادهارا پانديت (شفهخث شح شقشايبيشل ) وي را از قبل مي شناخت – را ملاقات کرده و از او شنيده بود که خداوند در حال بيهوشي به منزل ساروابهوما بهاتاچاريا که اتفاقاً برادر زن گوپينات آچاريا نيز بود، انتقال يافته است . همه ي افراد جمع توسط گادادهارا پانديت به گوپينات آچاريا معرفي شدند و وي آنها را به منزل بهاتاچاريا که خداوند بيهوش در حالت خلسه ي روحاني در آن جا به سر مي برد، راهنمايي کرد. همگي به طور معمول شروع به

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٢٥

ذکر بلند نام مقدس هاري کردند و خداوند به آرامي به هوش آمد. سپس بهاتاچاريا به استقبال همه ي افراد جمع از جمله خداوند ني ياناندا رفت و از آنها خواست مهمان افتخاري او باشند.

همگي همراه با خداوند براي استحمام به دريا رفتند و بهاتاچاريا ترتيب اقامت و خوراک آنها را در منزل کاشي ميشرا (شقپ هء تپ بن ) داد. گو ينات آچاريا، برادر زنش نيز در اين امر به او کمک کرد. در اين حين ، گفتگوي دوستانه اي درباره ي تعالي خداوند بين اين دو صورت گرفت .

در اين مباحثه ، گوپينات آچاريا که خداوند را از قبل مي شناخت سعي کرد اثبات کند که او

«شخصيت اعلاي خداوند» است ؛ ولي بهاتاچاريا تلاش داشت ثابت کند که او يک عابد بسيار بزرگ مي باشد. هر دوي آنها از زاويه ي ديد شاسترا و نه از روي احساسات عاميانه صحبت مي کردند. ظهورات خداوند را کتب مقدس اصيل ، و نه رأي انسان هاي احمق متعصب تعيين کرده اند. از آن جايي که خداوند چيتانيا در واقع يکي از ظهورات خداوند بود، افراد احمق متعصب بدون ارجاع به کتب اصيل مقدس در اين عصر افراد بسياري را به عنوان ظهور خداوند معرفي کرده اند. اما ساروابهوما بهاتاچاريا و گوپينات آچاريا به چنين صحبت هاي احساساتي و احمقانه اي نمي پرداختند. برعکس ، هر دوي آنها سعي داشتند که متعال بودن خداوند را به قدرت کتب مقدس رد و يا قبول کنند.

همچنين بعدها اعلام شد که بهاتاچاريا نيز اهل ناحيه ناوادويپ است و از او نقل شده بود که بر حسب اتفاق ، نيلامبارا چاکراوارتي پدربزرگ مادري خداوند چيتانيا همکلاسي پدر ساروابهوما بهاتاچاريا بوده است و بنابراين اين سانياسي جوان (خداوند چيتانيا) عاطفه ي پدري بهاتاچاريا را نيز برانگيخته بود. بهاتاچاريا استاد سانياسي هاي بسياري در سامپراداياي شانکارآچاريا بود و خود او نيز به همين مکتب تعلق داشت . به اين ترتيب بهاتاچاريا مي خواست که از اين سا ياس جوان نيز تعاليم ودانتا را از او بشنود.

پيروان شانکارا عموماً به ودانتسيت معروفند. اما اين بدان معني  يست که ودانتا فقط تحت مطالعه و اختيار شانکارا سامپارادايا مي باشد. همه ي سامپاراداياهاي معتبر ودانتا را مطالعه مي کنند؛ اما هر کدام تفسير خود را از ودانتا دارند. آنهايي که در شانکارا سامپارادايا قرار گرفته اند عموماً از دانش وايشناواهاي ودانتيست غافل هستند. به همين دليل لقب «بهاکتي ودانتا» نخستين بار توسط وايشناواها به نويسنده داده شده است .

خداوند قبول کرد که از بهاتاچاريا درس ودانتا بياموزد. آنها با هم در معبد جاگانات نشستند.

بهاتاچاريا براي هفت روز به طور مداوم صحبت کرد و خداوند با دقت بسيار زياد بدون اينکه صحبت هاي او را قطع کند، به او گوش فرا داد. سکوت خداوند شکي در قلب بهاتاچاريا پديد

٢٦                                                                                                               مقدمه

آورد و او از خداوند پرسيد چگونه است که او هيچ سؤالي نمي پرسد يا هچ ي نظري درباره ي توضيحات او در زمينه ي ودانتا نمي دهد. خداوند خود را در مقابل بهاتاچاريا به شکل يک دانشجوي احمق نشان داد و وانمود کرد که ودانتا را از او مي شنود؛ چرا که بهاتاچاريا مي پنداشت که اين وظيفه ي يک سانياسي است . اما خداوند با سخنراني هاي او موافق نبود. به اين ترتيب خداوند نشان داد که اين به اصطلاح ودانتيست ها در بين سامپاراداياي شانکارا و يا هر سامپاراداياي ديگر که واقعاً دستورات شريلا و اسادّو را اجرا نمي کنند، دانش پژوهان مکانيکي ودانتا هستند. آنها کاملاً از اين دانش عظيم آگاهي ندارند. توضيحات ودانتا سوترا (-شفدبيثر شقفص س) توسط خود نويسنده در متن شريماد- بهاگاواتام داده شده است . کسي که از بهاگاواتام دانشي ندارد به سختي مي تواند ودانتا را درک کند.

بهاتاچاريا مردي دانش آموخته بود و مي توانست کنايه هاي خداوند درباره ي ودانتيست هاي مشهور را درک کند. بنابراين از او پرسيد که چرا درباره ي آنچه که نمي فهمد سؤالي نمي کند.

بهاتاچاريا مي توانست معني سکوت کامل او در اين روزها را بفهمد. اين به وضوح نشان مي داد که خداوند فکر ديگري در سر دارد و براي همين بهاتاچاريا از او خواست تا ذهنياتش را بر او آشکار سازد.

در اين هنگام خداوند اين چنين سخن گفت : “سرورم ، من مي توانم معاني سوتراهايي چون جانمادي آسيا ياتاها (ش شفشغ شغسش غيبئدشت)، شاسترا- يونيتوات (فبرفهدخغ-شقفسبپ ) و آتهاتو برهما جيگياسا (بسبچ تهت شئاشقذ خفبافش) از ودانتا را بفهمم ، اما وقتي شما آنها را به روش خود شرح مي دهيد، درکشان براي من خيلي مشکل مي شود. مقصود سوتراها در خود آنها بيان شده است ؛ اما توضيحات شما آنها را با چيزهاي  يگري مي پوشاند. شما عمداً معني مستقيم سوترا را نمي گوييد و به طور غ رمستقيم تفاسير خود را ارائه مي کنيد.”

به اين ترتيب خداوند به همه ي ودانتيست ها که ودانتا- سوترا را به طرز متداول و با قدرت تفکر محدود خود جهت تأمين مقاصد شخصي شان تفسير مي کنند، مورد هجوم قرار داد. بدين وسيله ارائه ي چنين تفاسير غ رمستقيمي بر متون معتبر مانند ودانتا- سوترا در اين جا از سوي خداوند رد مي شود.

خداوند ادامه داد که شريلا وياسادّو معناي مستقيم مانتراهاي اوپانيشادها را در ودانتا سوترا خلاصه مي کند. متأسفانه شما معناي مستقيم آنها را نمي گوييد؛ بلکه به طور غ رمستقيم آنها را به شکل ديگري تفسير مي کنيد.

“کسي نمي تواند مرجعيت وداها را رد کند و در آن هيچ شکي يست . و هرآنچه که در وداها آمده

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٢٧

است بايد پذيرفته شود. در غير اين صورت ، فرد اعتبار آنها را زير سؤال برده است .”

“بوق صدفي و ِپهِن گاو، استخوان و مدفوع دو حيوان هستند، اما چون در وداها پاک معرفي شده اند، مردم آنها را بدين ترتيب قبول مي کنند و اين به دليل مرجعيت وداهاست .”

اين بدان معناست که شخص نمي تواند دلايل ناقص خود را وراي مرجعيت وداها قرار دهد.

دستورهاي ودايي بايد بي چون و چرا اجرا شوند و نبايد هيچ دليل مادي براي اجرا يا رد آنها به کار برد. اين به اصطلاح پيروان دستورات ودايي ، تفاسير خودشان را ارائه مي کنند و به اين ترتيب ، گروه و فرقه ي جديدي را از دين وداها تشکيل مي دهند. تنها به اين دليل است که پيروان جدي وداها مذهب بودايي ها را قبول ندارند. اما آنها که به اصطلاح دنباله روي وداها هستند، از بودايي ها خطرناک ترند. بودايي ها اين شهامت را دارند که وداها را مستقيماً رد کنند، اما به اصطلاح پيروان وداها، اين جرأت را ندارند که وداها را رد کنند و اين در حالي است که غيرمستقيم از دستورات وداها سرپيچي مي کنند. خداوند چيتانيا اين را محکوم مي کند.

مثال هايي که خداوند در اين رابطه از بوق صدفي و مدفوع گاو آورده است ، بسيار مناسب هستند.

اگر فردي بگويد حال که مدفوع گاو پاک است پس مدفوع يک برهماناي خردمند از آن هم پاک تر است ، گفته ي او مورد قبول نخواهد بود. مدفوع گاو پذيرفته ، و مدفوع يک برهماناي

عالي مقام رد مي شود. خداوند به اين صورت ادامه داد:

“دستورات ودايي به خودي خود معتبر هستند و اگر موجودي دنيوي بخواهد بر وداها تفسير ارائه کند، آن وقت مرجعيت وداها را رد کرده است . خي ي ل احمقانه است که فرد خود را با شعورتر از شريلا وياسادو بپندارد. او خود را در سوتراهايش بيان کرده است و نيازي به کمک شخصيت هاي پست تر از او نيست . اثر او، ودانتا- سوترا، به درخشندگي خورشيد در نيمه ي روز است و وقتي کسي سعي مي کند تفسيرات خود را بر خورشيد تابان ودانتا- سوترا ارائه کند، همانند اين است که بخواهد خورشيد را با ابر تخيل خود بپوشاند. هدف وداها و پوراناها يکي است . آنها حقيقت مطلق که اعلي تر از هر چيز ديگري است را ثابت مي کنند. حقيقت مطلق در نهايت به عنوان شخصيت اعلاي خداوند که قابليت کنترل مطلق را دارد درک مي شود. به اين ترتيب ، شخص مطلق خداوند مي بايد کاملاً سرشار از ثروت ، قدرت ، شهرت ، زيبايي ، دانش و انقطاع باشد. با اين حال شخصيت روحاني خداوند به طرز بسيار شگفت انگيزي به عنوان فاقد شخصيت نشان داده مي شود.”

“توصيفات فاقد شخصيت بودن حقيقت مطلق در وادها براي خنثي کردن ادراک مادي از کل مطلق است . اجزاي شخصي خداوند کاملاً با تمام انواع اجزاي مادي متفاوت است . موجودات

٢٨                                                                                                               مقدمه

زنده همگي فرد، و جزء و ذره اي از کل متعال هستند. اگر اجزاء و ذرات ، شخصيت هاي منفرد هستند، بنابراين منشاء تجلي آنها نمي تواند فاقد شخصيت باشد. او شخص متعال در ميان همه ي اشخاص نسبي است .”

“وداها به ما مي گويند که همه چيز از او [برهمن ] [دشئاشقذ] ساطع شده است . و همه چيز بر او تکيه دارد. و پس از قيامت همه چيز در او مستحيل مي شود. بنابراين او علت و مسبب نهايي ، و علت تمام علل است ؛ و همه ي اين علت ها را نمي توان به يک موجود فاقد شخصيت نسبت داد.”

“وداها به ما مي گويند که او بود که بي شمار شد و وقتي چنين بخواهد، به طبيعت مادي نظر مي افکند. پيش از آنکه او به طبيعت مادي نظر کند، خلقت مادي وجود نداشت . بنابراين نظر او يک نظر مادي يست . ذهن يا حواس مادي در زماني که خداوند بر طبيعت مادي نظر انداخت وجود نداشتند. بنابراين شواهد وداها ثابت مي کنند که بي شک خداوند داراي چشمان روحاني و ذهن روحاني است . آنها مادي يستند. بنابراين فاقد شخصيت بودن او نافي مادي بودنش است ، نه دليلي بر رد شخصيت روحاني او.”

“برهمن در نهايت به شخصيت متعال خداوند اشاره دارد و درک برهمن فاقد شخصيت فقط تصور معکوس خلقت هاي خاکي و دنيوي است . پاراماتما (بئفبئشقشح ) وجه مکان يافته ي برهمن است که در همه ي انواع بدن هاي مادي قرار دارد. در نهايت طبق همه ي شواهد متون مقدس ، درک برهمن متعال ، درک شخصيت خداوند است . او منشاء غايي ويشنو-  تاتواها (سشرففشف-عث حهر) مي باشد.”

“پوراناها (سشث بقعح ) نيز مکمل وداها هستند. مانتراهاي ودايي براي يک فرد عادي بسيار مشکل هستند. زنان ، شودراها و افراد به اصطلاح دوبار زاده شده ي طبقات بالاتر قادر نيستند مفهوم واقعي وداها را درک کنند. بنابراين ماهابهاراتا و همچنين پوراناها حقايق وداها را به سادگي شرح مي دهند. برهما در دعاهاي خود در برابر شري کريشنا به فرم پسربچه اظهار مي دارد که حدي براي خوشبختي ساکنان وراجابهومي به رهبري شري ناندا ماهاراج و ياشودامايي يست ، زيرا حقيقت مطلق ابدي ، خ يشاوند نزديک آنها شده است .”

“مانتراهاي ودايي چنين بيان مي دارند که حقيقت مطلق نه دست دارد و نه پا، و با اين همه از همه تندتر مي دود و هر چيزي که با عشق به او تقديم شود را مي پذيرد. بخش دوم اين قضيه دلالت بر وجه واجد شخصيت خداوند دارد؛ با ينکه دست و پاي او متفاوت با دست و پا و حواس خاکي هستند.”

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٢٩

“بنابراين برهمن هرگز فاقد شخصيت  يست ، اما هنگامي که اين مانتراها به طور غيرمستقيم تفسير مي شوند، به اشتباه چنين برداشت مي شود که حقيقت مطلق فاقد شخصيت است . حقيقت مطلق شخصيت خداوند داراي کامل ترين توانگري مي باشد و بنابراين او فرمي روحاني از موجوديت ، دانش و شعف کامل دارد. بنابراين چگونه کسي مي تواند تصديق نمايد که حقيقت مطلق فاقد شخصيت است ؟”

“از اين که برهمن سرشار از توانگري هاست ، چنين استنباط مي شود که داراي انرژي هاي متفاوتي است . و با استناد به ويشنو پورانا (شث بقعح عث حهر) [۶۰.۷.۶] تمامي اين انرژي ها در سه گروه جاي مي يرند. ويشنو پورانا بيان مي دارد که انرژي هاي روحاني خداوند در آغاز سه تا هستند. انرژي روحاني او و انرژي موجودات زنده ، انرژي هاي برتر او محسوب مي شوند؛ در حالي که انرژي مادي انرژي فروتر مي باشد که از جهل نشأت گرفته است .”

“انرژي موجودات زنده به لحاظ فني ، انرژي کشتراگيا (شچ تشقفثحن) ناميده مي شود. اين کشتراگيا- شاکتي (هفنشپ -شچ تشقفثحن) با ينکه از لحاظ کيفي با خداوند يکي است ، به علت جهالت تحت تأثير طبيعت مادي قرار مي گيرد و به اين ترتيب از همه بدبختي هاي مادي رنج مي برد. به بياني ديگر، موجودات زنده در انرژي حاشيه اي مابين انرژي برتر (روحاني ) و انرژي فروتر (مادي ) قرار گرفته اند و به نسبتي که با دنياي مادي و يا روحاني تماس حاصل کنند، در سطوح بالاتر و پايين تر موجوديت واقع مي شوند.”

“همانطور که در بالا ذکر شد، خداوند ماوراي انرژي حاشيه اي و انرژي فروتر قرار گرفته و انرژي روحاني او در سه حالت تجلي مي يابد: به عنوان وجود ابدي ، شعف ابدي و دانش ابدي . وجود ابدي توسط قدرت ساندهيني (هدهاهيدشس) هدايت مي شود. مشابهاً شعف و دانش جاودان به وسيله ي قدرت هاي هلاديني (تدهايبما) و سام ويت (فهرئشس) هدايت مي شوند. به عنوان خداوند متعال داراي انرژي ، او کنترل کننده ي تمام انرژي هاي روحاني ، حاشيه اي و مادي است . و همه ي اين انواع مختلف انرژي ها در خدمت عابدانه ي جاودان با خداوند در ارتباط هستند.”

“شخصيت اعلاي خداوند به اين ترتيب در فرم ابدي و روحاني خ يش لذت مي برد. آيا اين تعجب آور نيست که کسي جرأت کند خدوند متعال را بدون انرژي خطاب کند؟ خداوند کنترل کننده ي همه ي انرژي هاست و موجودات زنده اجزاء و ذرات يکي از انرژي هاي او هستند.

بنابراين تفاوت بسيار زيادي بين خداوند و موجودات زنده وجود دارد. پس چگونه ممکن است فردي ادعا کند که خداوند و موجودات زنده يکي و برابرند؟ در بهاگاواد- گيتا نيز توضيح داده شده است که موجودات زنده به انرژي برتر خداوند تعلق دارند. بنابر همبستگي نز يک انرژي و

٣٠                                                                                                               مقدمه

منبع انرژي آنها متفاوت هم نيستند. بنابراين ، موجودات زنده و خداوند به عنوان انرژي و منبع انرژي با يکديگر غيرمتفاوتند.”

“خاک ، آب ، آتش ، هوا، اتر، ذهن ، شعور و منيت همگي انرژي هاي فروتر خداوند هستند. اما موجودات زنده به عنوان انرژي برتر با همه ي اينها متفاوتند.” اين نتيجه گ ريي بهاگاواد-گيتا (۷.۴) است .

“فرم روحاني خداوند به طور ابدي وجود دارد و پر از شعف روحاني است . پس چگونه امکان دارد اين فرم از گونه ي نيکي مادي ساخته شده باشد؟ بنابراين هرکسي که اعتقاد به فرم خداوند ندارد يک اهريمن بي يمان است و بنابراين نبايد لمس شود. براي همين اين شخص نجس است .

چنين شخصي عنصري نامطلوب و غيرقابل پذيرش ، و شايسته ي مجازات به دست حکام قدرتمند است .”

“بودايي ها کافر ناميده مي شوند؛ زيرا آنها هيچ احترامي براي وداها قائل نيستند. اما آن دسته از به ظاهر پيروان وداها که نتايج ودايي را رد مي کنند، همان طور که در بالا ذکر شد در واقع از بودايي ها خطرناک ترند.”

“شري وياسادو با لطف بسيار زياد، دانش ودايي را در ودانتا- سوتراي خود جمع آوري نموده است .

اما اگر کسي تفاسير مکتب ماياوادي راجع به ودانتا- سوترا (آنگونه که از سوي سامپراداياي شانکارا مطرح مي شود) را بشنود، حتماً از مسير اد اک روحاني منحرف خواهد شد.”

“نظريه تجليات ، نخستين موضوعي مطرح شده در ودانتا- سوترا است . تمام تجليات کيهاني به واسطه ي انرژي هاي گوناگون تصورناپذير خداوند، از شخصيت مطلق وي سرچشمه مي گيرند.

مثال کيم اي در رابطه با تئوري تجلي قابل استفاده است . کي ايم مي تواند مقدار بسيار زيادي آهن را تبديل به طلا کند و با اين حال خود همان طور که هست باقي بماند. به همين صورت ، خداوند نيز مي تواند توسط انرژي هاي تصورناپذير خود، همه ي جهان هاي متجلي را خلق کند و با اين حال ، خود کامل و تغيير  يافته باقي بماند. او پورنا (شث قص ح) (کامل ) است و با آنکه بي شمار کامل از وي ناشي مي شوند، همچنان کامل باقي مي ماند.”

“نظريه توهم مکتب ماياوادي بر اين اساس است که تجلي سبب تغيير حقيقت مطلق مي شود.

اگر اين طور باشد،  ياسادّو اشتباه کرده است . براي پرهيز از اين امر، آنها ماهرانه نظريه توهم را پيش کشيده اند. اما جهان و خلقت اين کائنات آن گونه که ماياوادي ها مي گويند، دروغين نيست . بلکه فقط موجوديت دائمي ندارد. چيزي را که دائمي نيست نمي توان دروغين و کاذب ناميد. اما يکسان پنداشتن بدن مادي با خودّ حقيقي (ذات )، قطعاً اشتباه است .”

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٣١

” پراناوا (شرشث شقح ) (اُم ) يا همان اُم کارا (شقبنئخ) نخستين سروده ي وداهاست . اين صوت متعال با فرم خداوند يکسان است . اين پراناوا ام کارا اساس همه ي سرودهاي ودايي است . تات توام آسي (هسش ئشرف فشف ) تنها يک کلمه ي حاشيه اي ادبيات ودايي است و بنابراين نمي تواند نخستين سرود وداها باشد. شريپادا شانکاراچاريا، به جاي اصل آغازين اُم کارا، بر روي اين کلمات حاشيه اي تات توام آسي ت يکأ د يشتري نموده است .”

بدين ترتيب ، خداوند درباره ي ودانتا- سوترا سخن گفت و تبليغات مکتب ماياوادي را به مبارزه طلبيد. بهاتاچاريا کوشش کرد تا به کمک شعبده ي منطق و دستور زبان ، از خود و از مکتب ماياوادي دفاع کند، اما خداوند توانست با استدلال هاي محکم خود او را شکست دهد. او اثبات کرد که همه ي ما با شخصيت متعال خداوند رابطه اي ابدي داريم و خدمت عابدانه وظيفه ي ابدي ما در مبادله ي رابطه با اوست . نتيجه ي چنين مبادلاتي دستيابي به پرِما (بئثقح) يعني عشق به خداوند است . وقتي به درجه ي عشق به خداوند رسيديم ، عشق به تمام موجودات ديگر خود به خود در پي آن مي آيد؛ چرا که خداوند وجود کل تمام موجودات زنده است .

خداوند فرمود: “اما به جز براي اين سه موضوع – يعني رابطه ي ابدي با خداوند و تبادل روابط با او و رسيدن به عشق او –  تمامي آنچيزهاي ديگري که در وداها آموزش داده شده ، زائد و ساختگي هستند. “

خداوند اضافه کرد که فلسفه ي م ياوادي شريپاد شانکاراچاريا آن را شرح داده ، توضيحي موهوم از وداهاست ؛ اما بايد توسط او آموزش داده مي شد، زيرا شخصيت اعلاي خداوند به او چنين دستور داده بود. در پادما پورانا (شث بقعح شئيشح ) آمده است که شخص خداوند به خداوندگار شيوا دستور داد که انسان ها را از او (شخصيت خداوند) منحرف نمايد. شخصيت خداوند مي بايست آنچنان پوشانيده مي شد که انسان ها در گمراهي خود به توليد نسل بيشتر تشويق مي شدند. حضرت شيوا به همسرش دّوي مي گويد: “در کالي – يوگا من بايد در کسوت يک برهمانا، فلسفه ي ماياوادا را که چيزي جز بوديسم پوشيده شده نيست ، ارشاد کنم .”

بهاتاچاريا پس از شنيدن همه ي سخنان خداوند شري چيتانيا ماهاپرابهو، غرق در شگفتي شده بود. هيبت خداوند او را تحت تأثير قرار داده بود و در سکوت عميقي فرو رفته بود. خداوند سپس به او اطمينان داد که هيچ جاي شک و شگفتي يست . او گفت : من مي گويم “خدمت عابدانه به شخصيت اعلاي خداوند بالاترين هدف زندگي انسان ها است .” او سپس آيه اي از بهاگاواتام را نقل نمود و به او اطمينان داد که حتي ارواح رها شده که مجذوب روح و ادراکات روحاني هستند نيز به خدمت عابدانه به خداوند هاري (هقشا يقخم ) رو مي آورند، زيرا شخصيت اعلاي خداوند

٣٢                                                                                                               مقدمه

چنان صفات متعالي دارد که قادر است قلب ارواح رها شده را نيز به خود جذب کند.

سپس بهاتاچاريا درخواست نمود که شرح آيه ي آتماراما (شنخمپ شئبقبئفب) از کتاب بهاگاواتام (۱۰.۷.۱) را از زبان خداوند بشنود. اما خداوند از او خواست که اول وي همان آيه را شرح دهد. بهاتاچاريا به طرز فاضلانه اي و با اشاره ي خاص به منطق آيه را توضيح داد. او آيه را بر اساس منطق به ۹ طريق متفاوت توضيح داد، زيرا معروف ترين دانشمند منطق در عصر خود بود.

خداوند پس از شنيدن توضيحات بهاتاچاريا از او براي ارائه ي فاضلانه اش تشکر کرد و سپس به درخواست بهاتاچاريا اين آيه را به ۶۴ روش متفاوت بدون اشاره به ۹ توضيح بهاتاچاريا توضيح داد.

بهاتاچاريا پس از شنيدن توضيحات آيه ي آتماراما از خداوند، متقاعد شد که چنين ارائه ي عالمانه اي توسط يک موجود خاکي غ رممکن است . پيش از آن ، شري گو ينات آچاريا کوشيده بود که درباره ي متعال بودن خداوند او را قانع کند، اما در آن زمان او نمي توانست چنين امري را بپذيرد. اما حالا بهاتاچاريا مبهوت شرح او از ودانتا سوترا و توضيحاتش راجع به آيه آتماراما شده بود. بنابراين به اين فکر افتاد که با نشناختن خداوند به عنوان خود کريشنا مرتکب اهانت بزرگي به قدوم نيلوفرين او شده است . او سپس تسليم شد و از نحوه ي برخوردش با خداوند توبه نمود و خداوند با مهرباني وي را پذيرفت . سپس خداوند از سر لطف بي دليل خود ابتدا در فرم ناراياناي چهار دست ، و سپس به فرم خداوند کريشناي دو دست با فلوتي در دستانش در برابر چشمان او متجلي گشت .

بهاتاچاريا بلافاصله به قدوم نيلوفرين خداوند افتاد و به لطف او ابيات بسيار مناسبي در ثنا و تمجيد خداوند سرود. او تقريبا صد اشلوکا در تمجيد و ثناي خداوند گفت . خداوند سپس او را در آغوش گرفت و بهاتاچاريا از روي شعف متعال بيهوش شد و آگاهي از حالت جسماني زندگي را از دست داد. اشک ها، لرزش ، گرفتگي صدا، تعرق ، امواج احساسي ، رقص ، آواز، فرياد، و تمامي هشت نشانه ي شعف در بدن بهاتاچاريا نمايان گشت . شري گو ينات آچاريا از اين گفتگوي بسيار عالي بين برادر زن خود و خداوند بسيار خوشحال و متعجب شد. از ميان صد بيت معروفي که بهاتاچاريا در تمجيد از خداوند سرود، دو بيت زير مهم ترين ها هستند که مأموريت خداوند را شرح

مي دهند و عبارتند از:

۱- باشد که به شخصيت خداوند تسليم شوم که اکنون به صورت خداوند شري چيتانيا

ماهاپرابهو ظاهر شده است . او اقيانوس همه ي الطاف است و اکنون هبوط نموده تا انقطاع از

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٣٣

ماديات و خدمت عابدانه به خود را به ما بياموزد.

۲- از آنجايي که خدمت عابدانه ي ناب و خالص به خداوند به مرور زمان از بين رفته است ، خداوند ظهور کرده تا اصول را از نو برقرار کند و از اين رو من سجده هاي خود را به او تقديم مي دارم .

خداوند توضيح داد که واژه ي موکتي (هفنعئ) از لحاظ معني مساوي است با کلمه ي ويشنو، يعني شخصيت اعلاي خداوند. رسيدن به موکتي يا رهايي از اسارت موجوديت مادي همان رسيدن به خدمت خداوند است .

سپس خداوند براي مدتي به جنوب هند سفر کرد و تمام کسـاني را کـه در راه ملاقـات نمـود بـه عابد خداوند کريشنا تبديل کرد. اين عابدان نيـز بسـياري ديگـر را بـه آيـين خـدمت عابدانـه يـا بهاگاواتا-دارماي خداوند درآوردند. سپس او به ساحل رودخانه ي گوداواري (تقشربيخل ) رسـيد.

در آن جا شـريلا رامانانـدا راي (شغبق شيدشدبئبق شمتقأ) را ملاقـات کـرد کـه فرمانـدار مَّـدرَّس (سشقيشء) بـود و از سـوي ماهـاراج پراتاپـارودرا (شقيعقشحبفشقح شتبقباشء)، پادشاه اوريسا، به اين سمت گماشته شده بود. گفتگوي خداوند با راماناندا راي بـراي ادراک بـالاتر دانش متعال بسيار مهم است . اين صحبت ها خود يک کتاب را تشکيل مي دهند و مـا در ايـن جـا، خلاصه اي از اين گفتگو را نقل مي کنيم .

شري راماناندا راي ، يک روح خودشناخته بود؛ هرچند در ظاهر بـه نظـر مـي آمـد او بـه طبقـه اي پايين تر از برهما اها تعلق دارد. او در مرحله ي انقطاع نبـود و در عـين حـال خـادم عـالي رتبـه ي دولتي در استان بود. با اين حال ، شري چيتانيا ماهاپرابهو او را بـه دليـل درک بـالايش از دانـش متعال به عنوان يک روح رها شـده پـذيرفت . مشـابهاً خداونـد شـريلا هـاري داس تهـاکور، عابـد قديمي خداوند را که از خانواده اي مسلمان بود پذيرفت ؛ و بسيارند عابـدان بـزرگ ديگـري کـه از اجتماعات ، طبقات و فرقه هاي مختلف مي آيند. تنها ملاک خداوند ميزان خـدمات عابدانـه ي هـر شخص بود. او با لباس هاي بيروني اشخاص کاري نداشت . بنابراين تمام تبليغات مذهبي خداونـد بايد در سطح روحاني درک شود. بنابراين آيين شري چيتانيا ماهاپرابهو يا همان بهاگـاوات -دارمـا هيچ کاري با موضوعات مادي مثل جامعه شناسي ، سياسـت ، پيشـرفت اقتصـادي و از ايـن دسـت ابعاد زندگي ندارد. شريماد- بهاگاواتام نياز متعال و خالص روح است .

خداوند طي ملاقات خـود بـا شـري رامانانـدا راي در سـاحل رودخانـه ي گـادواري ، بـه سيسـتم وارناآشرام – دارما (شئقشاي-شئشقپ بث قشر) که هندوها از آن تبعيت مي کردنـد اشـاره نمـود.

شريلا راماناندا راي گفت که با پيروي از اصول وارناآشـرام – دارمـا، يعنـي سيسـتمي مشـتمل بـر

٣٤                                                                                                               مقدمه

چهار طبقه و چهار مرحله ي زندگي انساني ، همه مي توانند به درک متعال دسـت يابنـد. بـه نظـر خداوند سيستم وارناآشرام – دارما فقط يک سيسـتم ظـاهري اسـت و ربـط زيـادي بـه بـالاترين ادراکات ارزش هاي متعال ندارد. والاترين کمال زندگي انساني ، انقطاع از دلبستگي هـاي مـادي و درک نسبي خدمت عاشقانه ي متعال به خداوند است . شخصيت اعلاي خداوند فقط کساني را کـه در اين راه پيشرفت مي کنند مورد تشخيص و عنايت قـرار مـي دهـد. بنـابراين خـدمت عاشـقانه ،  نقطه ي اوج فرهنگ تمام دانش ها است . وقتي شـري کريشـنا، شخصـيت اعـلاي خداونـد بـراي نجات ارواح فروافتاده بر روي زمين ظاهر شد، رهايي تمام موجودات زنده را به شرح زيـر توصـيه نمود: شخصيت اعلاي مطلق خداوند که تمام موجودات زنده از وي نشأت گرفته اند، بايد بـا تعهـد تمام توسط همگان مورد پرستش قرار گيرد؛ زيرا هر چه که ما مي بينيم بسطي از انـرژي اوسـت .

اين راه کمال واقعي است و تمامي آچارياهاي معتبر گذشته و حال آن را تأييد نموده انـد. سيسـتم وارناآشرام کمابيش بر اصول اخلاقي تکيه دارد و درک متعال در آن بسيار جزئـي اسـت . خداونـد شري چيتانيا ماهاپرابهو اين سيسـتم را بـه دليـل ظـاهري بـودن رد مـي کنـد و از رامانانـدا راي درخواست مي کند که بحث را ادامه دهد.

در ادامه ، شري راماناندا راي به انقطاع از اعمال ثمربخش اشـاره کـرد. بهاگـاواد-گيتـا (۲۷.۹) در اين رابطه مي گويد: “آنچه انجام مي دهي ، آنچه مي خوري ، آنچه قرباني مي کني يا مـي بخشـي ، و تمامي رياضت هايي که متحمل مـي شـوي را فقـط بـه مـن تقـديم کـن .” ايـن تقـديم از سـوي انجام دهنده ي عمل نشانگر آن اسـت کـه شخصـيت خداونـد يـک قـدم بـالاتر از مفهـوم فاقـد شخصيت مستتر در سيستم وارناآشرام است . با اين حال رابطه ي موجود زنـده و خداونـد بـه طـور دقيق در اين راه مشخص نيست . بنابراين خداوند پيشنهاد پرداختن به اين بحـث را رد مـي کنـد و از راماناندا راي مي خواهد که گفتگو را ادامه دهد.

راي ، سپس پيشنهاد ترک سيستم وارناآشرام – دارما و پرداختن به خـدمت عابدانـه را مطـرح مـي کند. خداوند اين  يشنهاد را نيز قبول نمي کند. دليل رد اين پيشنهاد آن اسـت کـه شـخص نبايـد موقعيت خود را به طور ناگهاني ترک کند؛ چرا کـه ايـن تـرک ناگهـاني ممکـن اسـت نتيجـه ي مطلوبي به بار نياورد.

سپس راي اشاره مي کند که دستيابي به ادراک روحاني رهـا از هـر نـوع پنـدار مـادي از زنـدگي ، بالاترين موفقيت يک موجود زنده است . خداوند اين را هم رد مي کند؛ زيرا به علـت وجـود چنـين ادراکات روحاني است که افراد نادان ، ويراني هاي بسياري به بار آورده اند؛ بنابراين اتخـاذ ناگهـاني چنين رويکردي نيز ممکن نيست . آنگاه راي معاشـرت صـادقانه بـا ارواح خودشـناخته و شـنيدن

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٣٥

متواضعانه ي پيام هاي متعال بازي هاي شخصيت متعال خداوند را پيشنهاد مي کند. خداوند از ايـن پيشنهاد استقبال مي کند. اين پيشنهاد به پيروي از برهماجي گفته شده که مـي گويـد: شخصـيت اعلاي خداوند به آجيتا (شفهتش)، يعني کسي که شکست ناپذير است و هر کسـي نمـي توانـد بـه او نزديــک شــود، معــروف اســت . امــا ايــن آجيتــا بــا يــک روش بســيار ســاده و آســان جيتــا (شفهت)(شکست پذير) نيز مي شود. اين روش ساده آن است کـه شـخص بايـد ادعـاي متکبرانـه ي خدايي خود را کنار بگذارد. فرد بايد بسيار متواضع و فرمانبردار باشد و با گوش سپردن به سخنان روح خودشناخته ي متعالي که درباره ي پيام بهاگاواتام ، يا آيين پرشـکوه نمـودن خداونـد متعـال و عابدانش سخن مي گويد، در آرامش زندگي کند. پرشـکوه کـردن يـک انسـان بـزرگ ، غريـزه ي طبيعي موجودات زنده است ؛ اما آنها نياموخته اند که بايد خداوند را پرشکوه کنند. کمال زنـدگي بـا پرشکوه نمودن خداوند در معاشرت با عابدان خودشناخته دست ي افتني اسـت . عابـد خودشـناخته کسي است که کاملاً تسليم خداوند گشته است و هيچ دلبستگي به کاميابي مادي ندارد. کاميـابي مادي و ارضاي حواس و پيشرفت در چنين مقولاتي همگي نشـانگر عملکـرد جهـل در جامعـه ي بشري هستند. آرامش و دوستي براي اجتماع بي بهره از معاشـرت خـدا و عابـدان او، امکـان پـذير نيست . بنابراين ضروريست که فرد با هر موقعيتي که در زندگي دارد، صادقانه به دنبـال معاشـرت عابد پاک باشد و با صبر و تواضع از او بشنود. مقام مادي بالا يا پايين شـخص ، مـانعي بـراي وي در مسير خوشناسي نيست . تنها کاري که فرد بايد انجام دهد اين است که با يک برنامه ي مـنظم از روحي خودشناخته بشنود. معلم روحاني ممکن است به پيروي از آچارياهاي گذشته که حقيقـت را درک کرده اند، بر اساس ادبيات ودايي سخنراني کند. لرد چيتانيا  اهـاپرابهو بـه کـارگيري روش ساده ي “بهاگاواتا- دارما” را براي خودشناسي يشنهاد مي کند. شريماد- بهاگاواتام بهترين راهنمـا براي اين منظور است .

خداوند و شري راماناندا راي ، فراتر از موضـوعات مطـرح شـده در ايـن جـا، دربـاره ي موضـوعات پيشرفته ي روحاني نيز گفتگو کردند. ما عمداً آنها را در اين جا مطرح نمـي کنـيم ؛ چراکـه شـخص پيش از آنکه بتواند ساير صحبت هاي خداوند با رامانانـدا راي را بشـنود بايـد بـه سـطح روحـاني رسيده باشد. ما صحبت هاي بعدي شريلا رامانانـدا راي بـا خداونـد را در کتـاب ديگـري بـه نـام آموزش هاي خداوند چيتانيا بيان کرده ايم .

در انتهاي اين ملاقات ، خداوند به شري راماناندا راي توصيه نمود که از سّمت خود اسـتعفا دهـد و به پوري برود تا بتوانند با هم زندگي کنند و رابطـه اي روحـاني داشـته باشـند. کمـي بعـد شـري راماناندا راي از خدمت دولتي استعفا داد، حقوق بازنشسـتگي خـود را از شـاه دريافـت نمـود و بـه

٣٦                                                                                                               مقدمه

خانه اش در پوري بازگشت و در آن جا يکي از محرم ترين عابـدان خداونـد شـد. شـخص محتـرم ديگري به نام شيکهي ماهيتي (هفهابء هانهأ) نيز در پوري همچون رامانانـدا راي از عابـدان نزديک خداوند بود. خداوند به طور معمول جلسات محرمانه اي درباره ي ارزش هاي روحاني با سـه يا چهار تن از همراهان خود در پوري برگزار مي نمود و هجده سال از زنـدگي اش را ايـن گونـه در خلسه و شعف روحاني سپري کرد. منشي شخصي اش شـري دامـودارا گوسـوامي ، يکـي از چهـار عابد نزديک به خداوند، صحبت هاي او را ثبت کرده است .

خداوند به طور گسـترده اي در سراسـر جنـوب هنـد مسـافرت کـرد و قـديس بـزرگ ماهاراشـترا (شقسحبقباشء) معروف به توکاراماي قـديس (شئبقبنعف فدهشس ) نيـز از خداونـد تشـرف گرفت . اين حکيم بزرگ پس از آنکه از خداوند تشرف گرفت ، تمام استان ماهاراشـترا را از جنـبش سان کيرتان لبريز نمود و اين جنبش روحاني همچنان در قسمت جنوب غربي شبه جزيـره ي هنـد در جريان است .

خداوند از قسمت جنوب هند دو کتاب ادبي قديمي و بسيار مهـم بـه نـام هـاي برهمـا- سـامهتيا (بفهائشس-بئاشقذ) و کريشنا- کارنامريتا (شفپئبث قشن-شث حپن ) را يافت . اين دو کتـاب مهم ، کتب معتبري براي افراد واقع در در راه خدمت عابدانه هستند. خداوند پـس از مسـافرت بـه جنوب هند به پوري بازگشت .

در اين بازگشت همه ي عابدان مشتاق ديدار خداوند جاني دوباره يافتند. خداوند آن جا ماند و اجراي بازي هاي روحاني خود را ادامه داد. مهم ترين حادثه اي که در اين زمان اتفاق افتاد، ملاقات رسمي پادشاه پراتاپارودرا (شقيعقشحبفشقح ) با خداوند بود. پادشاه پراتاپارودرا عابد بزرگ خداوند بود و خود را يکي از خادمان خداوند مي دانست و مسئوليت جارو کردن معبد را به عهده گرفته بود. خداوند چيتانيا اين رفتار متواضعانه ي پادشاه را بسيار تحسين مي کرد. پادشاه هم از بهاتاچاريا و هم از راماناندا راي تقاضا کرد ترتيبي بدهند که او با خداوند ملاقات کند.

وقتي که اين دو عابد نمونه ي خداوند چنين تقاضايي از وي نمودند، او بسيار جدي اين تقاضا را رد کرد. خداوند بيان نمود که براي يک سانياسي بسيار خطرناک است که در تماس نزديک با اشخاص دنيوي و پول پرست و يا زن ها باشد. خداوند يک سانياس نمونه بود. هيچ زني نمي توانست حتي براي اداي احترام به او نزديک شود. مکان نشستن زن ها بسيار دور از خداوند در نظر گرفته مي شد. به عنوان يک معلم نمونه و يک آچاريا، او در امور معمول سانياسي بسيار جدي بود. جدا از اينکه خود يک ظهور الهي بود، به عنوان يک انسان نيز شخصيتي ايد آل محسوب مي شد. برخورد او با ديگران نيز فارغ از هرگونه شبهه ي ارتکاب به خطا بود. در

شريماد-بهاگاواتام ، جزء اول                                                                            ٣٧

روابطش به عنوان يک آچاريا، او قوي تر از رعد و برق و لطيف تر از يک گُل رز بود. يکي از معاشرانش به نام هاري داس [پرابهوپاد در اين جا عنوان قخهدعت را براي اين عابد به کار مي برند تا اين شخص با هاري داس تهاکور اشتباه گرفته نشود] اشتباه بزرگي انجام داد و نگاه شهوت آميزي به يک دختر جوان کرد. خداوند به عنوان روح متعال توانست اين شهوت را در ذهن وي بخواند.

کلمات کلیدی مرتبط

  • دانلود رایگان کتاب شریماد بهاگاواتام
  • فد بسبچ

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

CLOSE
CLOSE