loading...

نماز مسافر چگونه باید انجام شود؟

نماز مسافر چگونه باید انجام شود؟

نماز مسافر چگونه باید انجام شود؟
نماز مسافر چگونه باید انجام شود؟

در این مطلب می خواهیم برای شما در مورد اینکه نماز مسافر چگونه باید انجام شود؟ توضیحاتی را برای شما آماده کرده ایم که می توانید با دنبال کردن ما تا انتهای این مطلب ما را همراهی کنید و اطلاعات لازم را در این زمینه کسب نمایید. در ادامه با ما باشید. نیت نماز مسافر نماز مسافر کمتر از ده روز احکام نماز مسافر مکارم شیرازی احکام نماز شکسته خامنه ای احکام نماز و روزه مسافر نماز مسافر اهل سنت نماز شکسته در جماعت قضای نماز شکسته

فهرست مطلب

نیت نماز مسافر نماز مسافر کمتر از ده روز احکام نماز مسافر مکارم شیرازی احکام نماز شکسته خامنه ای احکام نماز و روزه مسافر نماز مسافر اهل سنت نماز شکسته در جماعت قضای نماز شکسته

نماز مسافر

مسافر می بایست نماز ظهر و عصر و عشا را با ۸ شرط، شکسته بجا آورد، یعنی دو رکعت بخواند:

شرط اوّل: آنکه سفر وی کمتر از ۸ فرسخ شرعی (۴۴ کیلومتر تقریباً) نباشد.

مسأله ۱۲۵۸ ـ فردی که رفتن و برگشتن وی مجموعاً ۸ فرسخ است، خواه رفتن یا برگشتنش کمتر از ۴ فرسخ باشد یا نباشد، می بایست نماز را شکسته بخواند، پس چنان چه رفتن سه فرسخ، و برگشتن پنج فرسخ، یا به‌عکس باشد، می بایست نماز را شکسته ـ یعنی دو رکعتی ـ بخواند.

مسأله ۱۲۵۹ ـ چنان چه رفتن و برگشتن ۸ فرسخ باشد، اگرچه روزی که میرود همـان روز یا شب آن برنگردد، می بایست نماز را شکسته بخواند، ولی مناسـب تر آن است که در این صورت احتیاط کرده همـه نیز بخواند.

مسأله ۱۲۶۰ ـ چنان چه سفر، خلاصه ی از ۸ فرسخ کمتر باشد، یا انسان نداند که سفر وی هشت فرسخ است یا نه، نبایستی نماز را شکسته بخواند، و ضمنا اگـر شک نماید که سفر وی هشت فرسخ است یا نه، پژوهش کردن ضـروری نیست، و می بایست نمازش را همـه بخواند.

مسأله ۱۲۶۱ ـ چنان چه یک عادل، یا فـرد موثّقی، خبر دهد که سفر انسان ۸ فرسخ است، و انسان به گفته وی اطمینان پیدا نماید ، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۶۲ ـ فردی که یقین دارد سفر وی هشت فرسخ است، چنان چه نماز را شکسته خوانده شود و پـس بفهمد که ۸ فرسخ نبوده، می بایست آن را ۴ رکعتی بجا آورد، و چنان چه وقت گذشته، قضا نماید.

مسأله ۱۲۶۳ ـ فردی که یقین دارد سفری که میخواهد برود ۸ فرسخ نیست، یا شک دارد که ۸ فرسخ هست یا نه، ضمنا اگـر در میـان راه بفهمد که سفر وی هشت فرسخ بوده، اگرچه انـدکی از راه باقی باشد، می بایست نماز را شکسته بخواند، و چنان چه تمام خوانده مجـدد شکسته بجا آورد. ولی چنان چه وقت قبلی لازم نمی بـاشد قضا نماید.

مسأله ۱۲۶۴ ـ چنان چه بین دو محلّی که فاصله آنان کمتر از ۴ فرسخ است، چند مرتبه رفت‌وآمد نماید ، اگرچه روی‌هم‌رفته ۸ فرسخ شود، می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۲۶۵ ـ چنان چه محلّی دو راه داشته باشد، یک راه آن کمتر از ۸ فرسخ، و راه دیگر آن ۸ فرسخ یا زیـادتر باشد، ضمنا اگـر انسان از راهی که ۸ فرسخ است به آنجا برود، می بایست نماز را شکسته بخواند، و چنان چه از راهی که ۸ فرسخ نمی بـاشد برود، همـه بخواند.

مسأله ۱۲۶۶ ـ آغاز ۸ فرسخ را می بایست از جایی حساب نماید که فـرد پـس از گذشت از آنجا مسافر حساب می‌شود، و آنجا معمـولا پـایان شهر می باشد. ولی در برخـی از شهرهای خیلی بزرگ شانس دارد پـایان محله باشد و پایـان آن آخرین مقصد باشد.

شرط دوّم: آنکه از اوّل مسافرت نیت ۸ فرسخ را داشته باشد، یعنی بداند که ۸ فرسخ راه را میپیماید، بـعد اگر به‌جایی که کمتر از ۸ فرسخ است مسافرت نماید ، و پـس از رسیدن به آنجا نیت نماید جایی برود که با اندکـی که آمده ۸ فرسخ شود، چون از اوّل نیت ۸ فرسخ را نداشته می بایست نماز را همـه بخواند. ولی چنان چه بخواهد از آنجا ۸ فرسخ برود، یا مثلاً مسافتی برود که با برگشتن ۸ فرسخ می‌شود، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۶۷ ـ فردی که نمیداند سفرش چند فرسخ است، مثلاً برای پیدا کردن گمشده‌ای مسافرت می کند ، و نمیداند که چه مقدار می بایست برود تا آن را پیدا نماید ، می بایست نماز را همـه بخواند. ولی در برگشتن ضمنا اگـر تا وطنش یا جایی که میخواهد ده روز در آنجا بماند، ۸ فرسخ یا زیـادتر باشد، می بایست نماز را شکسته بخواند، و نیز چنان چه در میـان رفتن نیت نماید که مسافتی برود که با برگشتن ۸ فرسخ می‌شود، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۶۸ ـ مسافر چنان چه باید نماز را شکسته خوانده شود که تصمیم داشته باشد ۸ فرسخ برود، بـعد کسی که از شهر بیرون میرود، و مثلاً قصدش این است که چنان چه دوست پیدا نماید ، سفر ۸ فرسخی برود، ضمنا اگـر اطمینان دارد که دوست پیدا می کند ، می بایست نماز را شکسته بخواند، و چنان چه اطمینان ندارد، می بایست تمام بخواند.

مسأله ۱۲۶۹ ـ فردی که نیت ۸ فرسخ دارد، اگرچه در روزانه مقدار انـدکی راه برود، وقتی به حدّ ترخّص (که معنایش در مسأله (۱۳۰۴) خواهد آمد) برسد می بایست نماز را شکسته بخواند. ولی چنان چه در روزانه مقدار بسیار انـدکی راه برود، احتیاط ضـروری آن است که نمازش را هم تمام، و هم شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۷۰ ـ فردی که در سفر در اختیار دیگری است، مثل زن و فرزند و نوکر و زندانی، ضمنا اگـر بداند سفر وی هشت فرسخ است باید نماز را شکسته بخواند، و چنان چه نداند، نماز را همـه بجا آورد، و پرسش کردن لازم نمی بـاشد گر چه مناسـب تر می باشد.

مسأله ۱۲۷۱ ـ فردی که در سفر در اختیار دیگری است، چنان چه بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به ۴ فرسخ از وی جدا می‌شود و سفر نمی‌کند، می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۲۷۲ ـ فردی که در سفر در اختیار دیگری است، چنان چه اطمینان ندارد که پیش از رسیدن به ۴ فرسخ از وی جدا شده و سفر نمی‌کند، می بایست نماز را همـه بخواند. ولی چنان چه اطمینان دارد، می بایست نماز را شکسته بخواند.

شرط سوّم: آنکه در میـان راه از نیت خود برنگردد، بـعد اگر پیش از رسیدن به ۴ فرسخ از نیت خود برگردد، یا مردّد شود، و مسافتی که رفته با بازگشت از ۸ فرسخ کمتر است، می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۲۷۳ ـ چنان چه پـس از پیمودن اندکـی از راه که با برگشتن ۸ فرسخ می‌شود، از مسافرت منصرف شود، ضمنا اگـر تصمیم داشته باشد که همانجا بماند، یا پـس از ده روز برگردد، یا در برگشتن و ماندن مردّد باشد، می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۲۷۴ ـ چنان چه پـس از پیمودن اندکـی از راه که با برگشتن ۸ فرسخ می‌شود، از مسافرت منصرف گـردد و تصمیم داشته باشد که برگردد، می بایست نماز را شکسته بخواند، اگرچه بخواهد کمتر از دَه روز در آنجا بماند.

مسأله ۱۲۷۵ ـ چنان چه برای سفر ۸ فرسخی به طرف مکانی حرکت نماید ، و پـس از رفتن اندکـی از راه بخواهد جای دیگری برود، ضمنا اگـر از محل اوّلی که حرکت کرده تا جایی که میخواهد برود، ۸ فرسخ باشد، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۷۶ ـ چنان چه پیش از آنکه ۸ فرسخ را طی نماید مردّد گـردد که سایـر راه را برود یا نه، و در موقعی که مردّد است راه نرود و پـس تصمیم دریافت کند که سایـر راه را برود، می بایست تا پـایان مسافرت نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۷۷ ـ چنان چه پیش از آنکه به ۸ فرسخ برسد، مردّد گـردد که سایـر راه را برود یا نه، و در موقعی که مردّد است مقداری راه برود و پـس تصمیم دریافت کند که ۸ فرسخ دیگر برود، و یا تا جایی برود که رفت و برگشت‌اش ۸ فرسخ شود، می بایست تا پـایان مسافرت نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۷۸ ـ چنان چه پیش از آنکه به ۸ فرسخ برسد، مردّد گـردد که سایـر راه را برود یا نه، و در موقعی که مردّد است مقداری راه برود و پـس تصمیم دریافت کند که سایـر راه را برود. ضمنا اگـر کـل مسافت رفت و بازگشت منهای مسافتی که با تردید پیموده است کمتر از ۸ فرسخ باشد، می بایست نماز را همـه بخواند، و چنان چه کمتر نمی بـاشد نمازش شکسته می باشد.

شرط چهارم: آنکه نخواهد پیش از رسیدن به ۸ فرسخ از وطن خود بگذرد و در آنجا توقف نماید ، یا ده روز یا زیـادتر در جایی بماند، بـعد کسی که میخواهد پیش از رسیدن به ۸ فرسخ از وطنش بگذرد و در آن توقف نماید ، یا ده روز در مکانی بماند، می بایست نماز را همـه بخواند، و چنان چه میخواهد از وطن بدون توقف بگذرد می بایست احتیاطاً هم شکسته خوانده شود وهم تمام.

مسأله ۱۲۷۹ ـ فردی که نمیداند پیش از رسیدن به ۸ فرسخ از وطنش میگذرد یا نه، یا ده روز در مکانی قصد اقامت مینماید یا نه، می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۲۸۰ ـ فردی که میخواهد پیش از رسیدن به ۸ فرسخ از وطنش بگذرد و در آن توقف نماید ، یا ده روز در مکانی بماند، و نیز فردی که مردّد است که از وطنش بگذرد، یا ده روز در مکانی بماند، چنان چه از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم می بایست نماز را همـه بخواند، ولی چنان چه باقیمانده راه هرچند با برگشتن ۸ فرسخ باشد، می بایست نماز را شکسته بخواند.

شرط پنجم: آنکه برای کار حرام سفر نکند، و چنان چه برای کار حرامی مثل دزدی سفر نماید ، می بایست نماز را همـه بخواند. و ضمناً است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آنکه برای وی زیان ی ـ که سبب مرگ یا نقص عضو است ـ داشته باشد، یا خانـم بدون اجازه شوهر سفری برود که بر وی واجب نباشد، ولی چنان چه مثل سفر حج واجب باشد، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۸۱ ـ سفری که واجب نمی بـاشد چنان چه باعث اذیت ـ ناشی از شفقت ـ والدیـن باشد حرام است، و انسان می بایست در آن سفر نماز را همـه بخواند و روزه هم بگیرد.

مسأله ۱۲۸۲ ـ فردی که سفر وی حرام نیست، و برای کار حرام هم سفر نمی‌کند، اگرچه در سفر معصیتی انجام دهد، مثلاً غیبت نماید یا شراب بخورد، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۸۳ ـ چنان چه برای آنکه کار واجبی را ترک نماید مسافرت نماید، چه غرض دیگری در سفر داشته یا نه، نمازش همـه است، بـعد کسی که مقروض است، چنان چه بتواند بدهی خود را بدهد و طلبکار هم مطالبه نماید ، ضمنا اگـر در سفر نتواند بدهی خود را بدهد و برای فرار از دادن قرض مسافرت نماید، می بایست نماز را همـه بخواند. ولی چنان چه سفرش برای کار دیگری است اگرچه در سفر ترک واجب نیز بنماید، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۸۴ ـ چنان چه در سفر حیوان سواری او، یا مرکب دیگری که سوار است غصبی باشد و برای فرار از صاحـب مسافرت کرده باشد، یا در زمین غصبی مسافرت نماید ، می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۲۸۵ ـ فردی که به تبع ظالم مسافرت می کند چنان چه ناچار نباشد و مسافرت وی کمک به ظالم در ظلمش باشد، می بایست نماز را همـه بخواند، و چنان چه ناچار باشد، یا مثلاً برای نجات دادن مظلومی با وی مسافرت نماید ، نمازش شکسته می باشد.

مسأله ۱۲۸۶ ـ چنان چه به نیت تفریح و گردش مسافرت نماید ، سفر وی حرام نیست، و می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۸۷ ـ چنان چه برای لهو و خوش‌گذرانی به شکار رود گر چه حرام نیست، ولی نمازش در حال رفتن همـه است و در برگشتن قصر است چنان چه که به حد مسافت باشد. و چنان چه رفتن برای شکار نباشد، و ضمنا اگـر برای ساخته معاش به شکار رود، نمازش شکسته است، و ضمناً است اگر برای کسب و زیاد کردن مال برود اگرچه در این صورت احتیاط مستحب آن است که نماز را هم شکسته و هم همـه بخواند.

مسأله ۱۲۸۸ ـ فردی که برای معصیت سفر کرده ، موقعی که از سفر برمیگردد چنان چه برگشتن به تنهائی ۸ فرسخ است، می بایست نماز را شکسته بخواند، و احتیاط مستحب آن است که چنان چه که توبه نکرده ، هم شکسته و هم همـه بخواند.

مسأله ۱۲۸۹ ـ فردی که سفر وی سفر معصیت است، چنان چه در میـان راه از نیت معصیت برگردد، خواه باقیمانده راه به تنهائی یا کـل رفت و بازگشت از آنجا ۸ فرسخ باشد یا نه، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۹۰ ـ فردی که برای معصیت سفر نکرده ، چنان چه در میـان راه نیت نماید که سایـر راه را برای معصیت برود، می بایست نماز را همـه بخواند، ولی نمازهایی را که شکسته خوانده درست می باشد.

شرط ششم: آنکه از کسانی نباشد که خانه‌شان همراه خودشان است، مثل صحرانشین‌هایی که در بیابان‌ها گردش میکنند، و هر جا آب و خوراک برای خود و چهارپایانشان پیدا کنند میمانند، و پـس از چندی به‌جای دیگری میروند، بـعد این‌گونه اشخـاص در این مسافرت‌ها می بایست نماز را همـه بخوانند.

مسأله ۱۲۹۱ ـ چنان چه صحرانشین مثلاً برای پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتش سفر نماید ، ضمنا اگـر با بنه و دستگاه باشد که صدق نماید خانه‌اش همراهش میباشد، نماز را همـه بخواند، و الاّ ضمنا اگـر سفر وی هشت فرسخ باشد، نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۹۲ ـ چنان چه صحرانشین مثلاً برای زیارت یا حج، یا تجارت و مثل اینها مسافرت نماید ، چنان چه صدق عنوان خانه‌به‌دوش بر آن در این سفر نکند می بایست نماز را شکسته بخواند، و چنان چه صدق نماید ، نمازش همـه می باشد.

شرط هفتم: آنکه «کثیر السفر» نباشد، و ولی فردی که کارش متوقف بر سفر است مثل راننده و کشتیبان، و پستچی و چوپان، یا فردی که زیاد سفر می کند هرچند کار وی متوقف بر آن نباشد، مثل کسی که سه روز در هفته در مسافرت باشد هرچند برای تفریح یا سیاحت باشد، این‌گونه اشخـاص باید نماز را همـه بخوانند.

مسأله ۱۲۹۳ ـ فردی که شغلش در مسافرت است، چنان چه برای کار دیگری مثلاً برای زیارت یا حج مسافرت نماید ، می بایست نماز را شکسته بخواند، مگر آنکه عرفاً وی را «کثیر السفر» بگویند، مثل کسی که دائماً سه روز در هفته مسافر می باشد. ولی اگـر مثلاً راننده ماشین خود را برای زیارت کرایه بدهد، و ضمناً خودش هم زیارت نماید ، در هر حال می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۲۹۴ ـ یورش دار (کسی که برای رساندن حاجی‌ها به مکه مسافرت می کند ) ضمنا اگـر شغلش مسافرت باشد می بایست نماز را همـه بخواند، و چنان چه شغلش مسافرت نباشد و تنها در ایام حج برای حمله‌داری سفر می کند ، ضمنا اگـر مدت سفر وی کم باشد مثلاً دو سه هفته، نماز وی شکسته است، و چنان چه زیاد باشد مثل سه ماه، نماز وی تمام است، و چنان چه شک داشته باشد که کثیر السفر بر وی صدق می کند ، یا نه، احتیاطاً جمع نماید میـان قصر و تمام.

مسأله ۱۲۹۵ ـ در صدق عنوان راننده و مثل آن، معتبر است که تصمیم بر ادامه رانندگی داشته باشد، و وقـت استراحتش بیشتر از مقدار معمول رانندگان زیاد نباشد، بـعد کسی که مثلاً در هفته یک روز سفر میرود، راننده بر وی صدق نمی‌کند، و ولی عنوان «کثیر السفر» بر فردی صدق می کند که حداقل ده مرتبه در ماه، و در ده روز آن سفر برود، یا ده روز در حال سفر باشد هرچند ضمناً دو یا سه سفر، با این شرط که تصمیم بر ادامه داشته باشد به مدت شش ماه در یک سال، و یا سه ماه در چند سـال را داشته باشد، و در این صورت نماز وی در تمام مسافرت‌ها هرچند غیر سفرهای متکرر وی باشد همـه می باشد. اما در دو هفته اوّل میـان نماز شکسته و همـه احتیاطاً جمع نماید. و چنان چه عدد و یا روزهای مسافرت وی در ماه ۸ یا نه باشد ـ بنا بر احتیاط واجب ـ در تمام سفرها می بایست هم شکسته خوانده شود و هم تمام، و چنان چه کمتر از این باشد نماز شکسته می باشد.

مسأله ۱۲۹۶ ـ فردی که در اندکـی از سـال شغلش مسافرت است، مثل راننده‌ای که تنها در تابستان، یا زمستان ماشین خود را کرایه میدهد، می بایست در آن سفر نماز را همـه بخواند، و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم همـه بخواند.

مسأله ۱۲۹۷ ـ راننده و دوره‌گردی که در دو سه فرسخی شهر رفت‌وآمد می کند ، ضمنا اگـر اتفاقاً سفر ۸ فرسخی برود، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۲۹۸ ـ فردی که شغلش مسافرت است، چه ده روز یا زیـادتر در وطن خود بماند و از اوّل نیت ماندن ده روز را داشته باشد، یا بدون نیت بماند، می بایست در همـان سفر اوّلی که پـس از ده روز میرود، نماز را همـه بخواند، و ضمناً است اگر در غیر وطن خود ده روز با قصد، یا بدون نیت بماند. ولی در زمینه چاروادار، یا راننده‌ای که ماشین ش را کرایه میدهد، چنان چه چنین باشد احتیاط مستحب آن است که در سفر اوّلی که پـس از ده روز میرود، هم شکسته خوانده شود و هم تمام.

مسأله ۱۲۹۹ ـ فردی که شغلش مسافرت است شرط نمی بـاشد که سه مرتبه مسافرت نماید تا نمازش همـه باشد، بلکه این که عنوان راننده و مثل آن بر وی منطبق گـردد هرچند در اولیـن سفر باشد، نمازش همـه می باشد.

مسأله ۱۳۰۰ ـ کسانی چون چاروادار، و راننده که شغل آنان مسافرت است، چنان چه که مسافرت بیشتر از مقدار معمول بر آنان سبب مشقت و خستگی شود، می بایست نماز را شکسته بجا آورد.

مسأله ۱۳۰۱ ـ فردی که در شهرها سیاحت می کند و برای خود وطنی اختیار نکرده ، نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۳۰۲ ـ فردی که شغلش مسافرت نیست، چنان چه مثلاً در شهری یا در روستایی جنسی دارد که برای حمل آن مسافرت‌های پی‌درپی می کند ، می بایست نماز را شکسته خوانده شود مگر آنکه کثیر السفر باشد که در مسأله (۱۲۹۵) ملاک آن گذشت.

مسأله ۱۳۰۳ ـ فردی که از وطنش صرف‌نظـر کرده و میخواهد وطن دیگری برای خود اختیار نماید ، چنان چه عنوانی که سبب همـه شدن نماز است، مثل کثیر السفر، یا خانه‌به‌دوش، بر وی صدق نکند می بایست در مسافرت خود نماز را شکسته بخواند.

شرط هشتم: آنکه چنان چه از وطن حرکت می کند به حدّ ترخّص برسد، و ولی در غیر وطن، حدّ ترخّص اثری ندارد، و این که از محل اقامت بیرون شود، نمازش قصر می باشد.

مسأله ۱۳۰۴ ـ حدّ ترخّص جایی است که اهل شهر حتی آنان که در بیرون شهر و توابع آن می باشند مسافر را نتوانند ببیند، و نشانه آن این است که وی اهل شهر را نتواند ببیند.

مسأله ۱۳۰۵ ـ مسافری که به وطنش برمیگردد، تا وقتی که درون وطنش نشده می بایست نماز را قصر بخواند، و ضمناً مسافری که میخواهد دَه روز در مکانی بماند مادامی که به آن محل نرسیده، نمازش قصر می باشد.

مسأله ۱۳۰۶ ـ هر وقت شهر در بلندی باشد که از دور اهل آن دیده شود، یا به‌قدری گود باشد که چنان چه انسان انـدکی دور گـردد اهل آن را نبیند، فردی که از اهالی آن شهر مسافرت می کند ، وقتی به‌حد ‌ای دور گـردد که چنان چه آن شهر در زمین هموار بود، اهلش از آنجا دیده نمیشد، می بایست نماز خود را شکسته خوانده شود و نیز چنان چه پستی و بلندی راه زیـادتر از معمول باشد، می بایست ملاحظه معمول را بنماید.

مسأله ۱۳۰۷ ـ فردی که در کشتی یا قطار نشسته، و پیش از رسیدن به حدّ ترخّص به نیت نماز همـه مشغول نماز شود، ولی پیش از رکوع رکعت سوّم به حدّ ترخّص برسد، می بایست نمازش را شکسته بجا آورد.

مسأله ۱۳۰۸ ـ چنان چه در فرضی که در مسأله پیش گذشت پـس از رکوع رکعت سوّم به حدّ ترخّص برسد، می بایست نماز دیگری را شکسته بجا آورد، و همـه کردن نماز اوّل ضـروری نیست.

مسأله ۱۳۰۹ ـ چنان چه کسی یقین پیدا نماید که به حدّ ترخّص رسیده و نماز را شکسته بجا آورد، و سپس معلوم گـردد که در زمان نماز به حدّ ترخّص نرسیده بود، می بایست نماز را مجـدد انجام دهد، بـعد ضمنا اگـر در این حال هنوز به حدّ ترخّص نرسیده باشد می بایست نماز را همـه بخواند، و چنان چه که از حدّ ترخّص قبلی باشد نماز را شکسته بجا آورد، و چنان چه وقت قبلی نماز را مطابق وظیفه‌اش در زمان فوت آن، بجا آورد.

مسأله ۱۳۱۰ ـ چنان چه چشم وی غیر عادی باشد، در مکانی باید نماز را شکسته خوانده شود که چشم م بوسیله ی اهل شهر را نبیند.

مسأله ۱۳۱۱ ـ چنان چه موقعی که سفر میرود شک نماید که به حدّ ترخّص رسیده یا نه، می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۳۱۲ ـ مسافری که در سفر از وطن خود گذر می کند ، چنان چه در آن توقف نماید می بایست نماز را همـه بخواند، وگرنه احتیاط ضـروری آن است که میـان قصر و همـه جمع نماید.

مسأله ۱۳۱۳ ـ مسافری که در میـان مسافرت به وطنش میرسد و در آنجا توقف می کند ، تا وقتی در آنجا هست می بایست نماز را همـه بخواند، ولی چنان چه بخواهد از آنجا ۸ فرسخ برود، یا مثلاً ۴ فرسخ برود و ۴ فرسخ برگردد، وقتی که به حدّ ترخّص برسد، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۳۱۴ ـ مکانی را که انسان برای اقامت دائمی و زندگـی خود اختیار کرده ، وطن اوست، چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آنجا را برای زندگـی اختیار کرده باشد.

مسأله ۱۳۱۵ ـ چنان چه قصد دارد در مکانی که وطن اصلی‌اش نمی بـاشد مدّت وقتی کوتاه بماند و پـس به‌جای دیگر رود، آنجا وطن وی حساب نمی شود .

مسأله ۱۳۱۶ ـ جایی را که انسان محل زندگـی خود قرار داده، هرچند نیت نداشته باشد که همیشه در آنجا بماند، چنان چه طوری باشد که عرف وی را در آنجا مسافر نمیگویند، به‌طوری که چنان چه موقتاً ده روز یا زیـادتر جای دیگری را محل زندگـی خود قرار دهد، باز هم محل زندگـی ‌اش را جای اوّل میگویند، آنجا برای وی حکم وطن را دارد.

مسأله ۱۳۱۷ ـ فردی که در دو محل زندگـی می کند ، مثلاً شش ماه در شهری، و شش ماه در شهر دیگر میماند، هر دو محل، وطن اوست. و نیز چنان چه زیـادتر از دو محل را برای زندگـی خود اختیار کرده باشد، تمام آنها وطن وی حساب می‌شود.

مسأله ۱۳۱۸ ـ برخـی از فقهاء گفته‌اند: فردی که در مکانی مالک منزل مسکونی است اگر شش ماه متصل با نیت اقامت در آنجا بماند، تا وقتی که آن منزل مال اوست، آن محل رأی وطن وی را دارد، بـعد هر زمان در مسافرت به آنجا برسد می بایست نماز را همـه بخواند، ولی این رأی ثابت نیست.

مسأله ۱۳۱۹ ـ چنان چه به‌جایی برسد که وطن وی بوده و از آنجا صرف‌نظـر کرده ، نبایستی نماز را همـه بخواند، اگرچه وطن دیگری هم برای خود اختیار نکرده باشد.

مسأله ۱۳۲۰ ـ مسافری که نیت دارد ده روز متوالی در مکانی بماند، یا میداند که بدون اختیار ده روز در مکانی میماند، در آن محل می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۳۲۱ ـ مسافری که میخواهد ده روز در مکانی بماند، ضـروری نیست نیت ماندن شب اوّل یا شب یازدهم را داشته باشد، و این که نیت نماید که از طلوع فجر روز اوّل تا غروب روز دهم بماند، می بایست نماز را همـه بخواند. و ضمناً است اگر مثلاً قصدش این باشد که از ظروزانه اوّل تا ظروزانه یازدهم بماند.

مسأله ۱۳۲۲ ـ مسافری که میخواهد ده روز در مکانی بماند، چنان چه باید نماز را همـه بخواند که بخواهد ده روز را در یک جا بماند، بـعد اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و کوفه، یا در تهران و کرج بماند، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۳۲۳ ـ مسافری که میخواهد ده روز در مکانی بماند، چنان چه از اوّل، نیت داشته باشد که در میـان ده روز، به اطراف آنجا که عرفاً جای دیگر به حساب میآید و فاصله آن از ۴ فرسخ کمتر است برود، چنان چه مدّت رفتن و آمدنش به‌حد ‌ای باشد که در نظـر عرف با اقامت ده روز منافات ندارد، نماز را همـه بخواند، و ضمنا اگـر منافات داشته باشد، نماز را شکسته بجا آورد، مثلاً چنان چه از اوّل نیت داشته باشد که همـه یک روز، یا همـه یک شب از آنجا بیرون شود، با نیت اقامت منافات دارد و می بایست نماز را شکسته بجا آورد، ولی ضمنا اگـر قصدش این باشد که مثلاً در نصف روز بیرون شده و سپس برگردد هرچند برگشتنش پـس از رسیدن شب باشد، می بایست نماز را همـه بجا آورد مگر چنان چه که این‌طور بیرون شدن وی به اندکـی تکرار گـردد که عرفاً بگویند در دو جا، یا زیـادتر اقامت دارد.

مسأله ۱۳۲۴ ـ مسافری که تصمیم ندارد ده روز در مکانی بماند، مثلاً قصدش این است که چنان چه دوست ش بیاید یا منزل خوبی پیدا نماید ، ده روز بماند، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۳۲۵ ـ فردی که تصمیم دارد ده روز در مکانی بماند، چنان چه شانس بدهد که برای ماندن وی مانعی برسد و آن شانس از نظـر عقلا قابل‌توجه باشد، می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۳۲۶ ـ چنان چه مسافر بداند که مثلاً ده روز یا زیـادتر به پـایان ماه مانده و نیت نماید که تا پـایان ماه در جایی بماند، می بایست نماز را همـه بخواند، ولی چنان چه نداند تا پـایان ماه چقدر مانده و نیت نماید که تا پـایان ماه بماند، می بایست نماز را شکسته بخواند، اگرچه از موقعی که نیت کرده تا روز پـایان ماه ده روز یا زیـادتر باشد.

مسأله ۱۳۲۷ ـ چنان چه مسافر نیت نماید ده روز در مکانی بماند، ضمنا اگـر پیش از مطالعه یک نماز ۴ رکعتی از ماندن منصرف شود، یا مردّد گـردد که در آنجا بماند یا به‌جای دیگر برود، می بایست نماز را شکسته بخواند، ولی چنان چه پـس از مطالعه یک نماز ۴ رکعتی، از ماندن منصرف گـردد یا مردّد شود، تا وقتی که در آنجا هست می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۳۲۸ ـ مسافری که نیت کرده ده روز در مکانی بماند، چنان چه روزه دریافت کند و پـس از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، ضمنا اگـر یک نماز ۴ رکعتی خوانده باشد، تا وقتی که در آنجا هست روزه‌هایش درست است، و می بایست نمازهای خود را همـه بخواند، و چنان چه نماز ۴ رکعتی نخوانده باشد، می بایست احتیاطاً روزه آن روزش را همـه و آن را نیز قضا نماید، و می بایست نمازهای خود را شکسته بخواند، و روزهای پـس هم نمی‌تواند روزه بگیرد.

مسأله ۱۳۲۹ ـ مسافری که نیت کرده ده روز در مکانی بماند، چنان چه از ماندن منصرف گـردد و شک نماید که برگشتن وی از نیت ماندن پـس از یک نماز ۴ رکعتی بوده یا پیش از آن، می بایست نمازهای خود را شکسته بخواند.

مسأله ۱۳۳۰ ـ چنان چه مسافر به نیت اینکه نماز را شکسته بخواند، مشغول نماز گـردد و در میـان نماز تصمیم دریافت کند که ده روز یا زیـادتر بماند، می بایست نماز را ۴ رکعتی همـه نماید.

مسأله ۱۳۳۱ ـ مسافری که نیت کرده ده روز در مکانی بماند، چنان چه در میـان نماز اوّل ۴ رکعتی از نیت خود برگردد، ضمنا اگـر مشغول رکعت سوّم نشده می بایست نماز را دو رکعتی همـه نماید، و سایـر نمازهای خود را شکسته بخواند. و ضمناً است اگر مشغول رکعت سوّم شده و به رکوع نرفته باشد که می بایست بنشیند و نماز را شکسته به پـایان برساند، و چنان چه به رکوع رفته باشد می‌تواند نمازش را به هم بزند یا همـه نماید ، و می بایست آن را شکسته اعاده نماید.

مسأله ۱۳۳۲ ـ مسافری که نیت کرده ده روز در مکانی بماند، چنان چه زیـادتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتی که مسافرت نکرده می بایست نمازش را همـه بخواند، و ضـروری نیست مجـدد قصد ماندن ده روز نماید .

مسأله ۱۳۳۳ ـ مسافری که نیت کرده ده روز در مکانی بماند، می بایست روزه واجب را بگیرد، و می‌تواند روزه مستحبی را هم بجا آورد، و نافله ظهر و عصر و عشا را هم بخواند.

مسأله ۱۳۳۴ ـ مسافری که نیت کرده ده روز در مکانی بماند، چنان چه پـس از مطالعه یک نماز ۴ رکعت ادائی، یا پـس از ماندن ده روز ـ اگرچه یک نماز همـه هم نخوانده باشد ـ بخواهد به‌جایی که کمتر از ۴ فرسخ است برود و برگردد و مجـدد در جای اوّل خود ده روز یا کمتر بماند، از وقتی که میرود تا وقتی که برمیگردد و پـس از برگشتن، می بایست نماز را همـه بخواند، ولی چنان چه برگشتن به محل اقامتش تنها از این جهت باشد که در طریق سفرش واقع شده است، و سفر وی مسافت شرعیه باشد، ضـروری است در رفتن و برگشتن و در محل اقامت نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۳۳۵ ـ مسافری که نیت کرده ده روز در مکانی بماند، چنان چه پـس از مطالعه یک نماز ۴ رکعت ادائی بخواهد به‌جای دیگری که کمتر از ۸ فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماند، در رفتن و در محلّی که نیت ماندن ده روز دارد می بایست نمازهای خود را همـه بخواند، ولی چنان چه مکانی که میخواهد برود ۸ فرسخ یا زیـادتر باشد، می بایست موقع رفتن نمازهای خود را شکسته بخواند؛ و ضمنا اگـر نخواهد ده روز در آنجا بماند، می بایست مدتی که در آنجا میماند نیز نمازهای خود را شکسته بخواند.

مسأله ۱۳۳۶ ـ مسافری که نیت کرده ده روز در مکانی بماند، چنان چه پـس از مطالعه یک نماز ۴ رکعت ادائی بخواهد به‌جایی که کمتر از ۴ فرسخ است برود ضمنا اگـر مردّد باشد که به محل اولش برگردد یا نه، یا به کلّی از برگشتن به آنجا غافل باشد، یا بخواهد برگردد ولی مردّد باشد که ده روز آنجا بماند یا نه، یا آنکه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، می بایست از وقتی که میرود تا وقتی که برمیگردد و پـس از برگشتن، نمازهای خود را همـه بخواند.

مسأله ۱۳۳۷ ـ چنان چه به خیال اینکه رفقایش میخواهند ده روز در مکانی بمانند، نیت نماید که ده روز در آنجا بماند، و پـس از مطالعه یک نماز ۴ رکعت ادائی بفهمد که آنان قصد نکرده ‌اند، اگرچه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدّتی که در آنجا هست می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۳۳۸ ـ چنان چه مسافر اتفاقاً سی روز در مکانی بماند، مثلاً در همـه سی روز در رفتن و ماندن مردّد باشد، پـس از گذشتن سی روز اگرچه مقدار انـدکی در آنجا بماند، می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۳۳۹ ـ مسافری که میخواهد نُه روز یا کمتر در مکانی بماند، چنان چه پـس از آنکه نُه روز یا کمتر در آنجا ماند، بخواهد مجـدد نُه روز دیگر یا کمتر بماند و همین‌طور تا سی روز، روز سی و یکم می بایست نماز را همـه بخواند.

مسأله ۱۳۴۰ ـ مسافر پـس از سی روز، چنان چه باید نماز را همـه بخواند که سی روز را در یک جا بماند، بـعد اگر اندکـی از آن را در جایی، و اندکـی را در جای دیگر بماند، پـس از سی روز هم می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسائل متفرقه

مسأله ۱۳۴۱ ـ مسافر می‌تواند در همـه شهر مکه و مدینه و کوفه و در حرم حضرت سید الشهداء علیه السلام تا مقدار ۱۱٫۵ متر تقریباً از اطراف قبر مقدس، نمازش را همـه بخواند.

مسأله ۱۳۴۲ ـ فردی که میداند مسافر است و می بایست نماز را شکسته بخواند، چنان چه در غیر ۴ جایی که در مسأله پیش گفته شد عمداً همـه بخواند، نمازش باطل می باشد. و ضمناً است اگر فراموش نماید که نماز مسافر شکسته است و همـه بخواند، ولی موقعی فراموشی چنان چه پـس از وقت یادش بیاید قضا ضـروری نیست.

مسأله ۱۳۴۳ ـ فردی که میداند مسافر است و می بایست نماز را شکسته بخواند، چنان چه سهواً همـه بخواند، ضمنا اگـر در اثناء زمان ملتفت گـردد باید نماز را اعاده نماید ، و چنان چه پـس از گذشت زمان ملتفت شود، می بایست ـ بنا بر احتیاط ـ قضا نماید.

مسأله ۱۳۴۴ ـ مسافری که نمیداند می بایست نماز را شکسته بخواند، چنان چه تمام خوانده شود نمازش درست می باشد.

مسأله ۱۳۴۵ ـ مسافری که میداند می بایست نماز را شکسته بخواند، چنان چه برخـی از ویژگیها آن را نداند، مثلاً نداند که در سفر ۸ فرسخی می بایست شکسته بخواند، ضمنا اگـر همـه بخواند و در زمان بفهمد، ـ بنا بر احتیاط ضـروری ـ می بایست اعاده نماید، و ضمنا اگـر اعاده نکرد قضا نماید، ولی چنان چه در بیرون وقت بفهمد قضا ندارد.

مسأله ۱۳۴۶ ـ مسافری که میداند می بایست نماز را شکسته خوانده شود چنان چه به گمان اینکه سفر وی کمتر از ۸ فرسخ است تمام بخواند، وقتی که بفهمد سفرش هشت فرسخ بوده، نمازی را که همـه خوانده می بایست مجـدد شکسته بخواند، و چنان چه پـس از اینکه زمان قبلی بفهمد، قضا ضـروری نیست.

مسأله ۱۳۴۷ ـ چنان چه فراموش نماید که مسافر است و نماز را همـه بخواند، ضمنا اگـر در زمان یادش بیاید، می بایست شکسته بجا آورد، و چنان چه پـس از وقت یادش بیاید، قضای آن نماز بر وی واجب نیست.

مسأله ۱۳۴۸ ـ فردی که می بایست نماز را همـه بخواند، چنان چه شکسته بجا آورد در هر صورت نمازش باطل است، و این رأی دربـاره مسافری که نیت ماندن ده روز در جایی داشته و به جهت ندانستن رأی مسأله نماز را شکسته خوانده، بر حسب احتیاط وجوبی می باشد.

مسأله ۱۳۴۹ ـ چنان چه مشغول نماز ۴ رکعتی گـردد و در میـان نماز یادش بیاید که مسافر است، یا ملتفت گـردد که سفر وی هشت فرسخ است، ضمنا اگـر به رکوع رکعت سوّم نرفته، می بایست نماز را دو رکعتی همـه نماید ، و چنان چه رکعت سوّم را همـه کرده نمازش باطل است، و چنان چه به رکوع رکعت سوّم رفته، نمازش نیز ـ بنا بر احتیاط ـ باطل می باشد. و چنان چه که به مقدار مطالعه یک رکعت هم زمان داشته باشد، می بایست نماز را مجـدد شکسته بخواند، و چنان چه وقت نمی بـاشد نماز را شکسته قضا نماید .

مسأله ۱۳۵۰ ـ چنان چه مسافر برخـی از ویژگیها نماز مسافر را نداند، مثلاً نداند که چنان چه چهار فرسخ برود و ۴ فرسخ برگردد می بایست شکسته بخواند، ضمنا اگـر به نیت نماز ۴ رکعتی مشغول نماز گـردد و پیش از رکوع رکعت سوّم مسأله را بفهمد، می بایست نماز را دو رکعتی همـه نماید ، و چنان چه در رکوع ملتفت شود، نمازش ـ بنا بر احتیاط ـ باطل است، و چنان چه که به مقدار یک رکعت هم از زمان مانده باشد می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۳۵۱ ـ مسافری که می بایست نماز را همـه بخواند، چنان چه به واسطه ندانستن مسأله به نیت نماز دو رکعتی مشغول نماز گـردد و در میـان نماز مسأله را بفهمد، می بایست نماز را ۴ رکعتی همـه نماید ، و احتیاط مستحب آن است که پـس از تمام شدن نماز مجـدد آن نماز را ۴ رکعتی بخواند.

مسأله ۱۳۵۲ ـ مسافری که نماز نخوانده، چنان چه پیش از همـه شدن زمان به وطنش برسد، یا به‌جایی برسد که میخواهد ده روز در آنجا بماند، می بایست نماز را همـه بخواند و فردی که مسافر نیست، چنان چه در اوّل زمان نماز نخواند و مسافرت نماید ، در سفر می بایست نماز را شکسته بخواند.

مسأله ۱۳۵۳ ـ چنان چه مسافری که می بایست نماز را شکسته خوانده شود نماز ظهر، یا عصر، یا عشای وی قضا شود، می بایست آن را دو رکعتی قضا نماید، اگرچه در غیر سفر بخواهد قضای آن را بجا آورد. و چنان چه از فردی که مسافر نمی بـاشد یکـی از این سه نماز قضا شود، می بایست چهار رکعتی قضا نماید، اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا نماید.

مسأله ۱۳۵۴ ـ مستحب است مسافر پـس از هر نماز شکسته، سی مرتبه بگوید: «سُبْحانَ الله وَالْحَمْدُ لله وَلا اِلهَ اِلاَّ الله وَالله اَکبَرُ» و این ذکر گر چه در تعقیب هر نماز واجب مستحب است ولی در این مورد زیـادتر سفارش شده است، بلکه خوب است این مورد شصت مرتبه بگوید.

مطلب مرتبط:

حکم کثیر الشک در نماز چگونه است؟

دلایل اهمیت و برکات نماز اول وقت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

CLOSE
CLOSE