loading...

مبطلات روزه کدامند؟

مبطلات روزه کدامند؟

مبطلات روزه کدامند؟
مبطلات روزه کدامند؟

در این مطلب می خواهیم برای شما در مورد اینکه مبطلات روزه کدامند؟ توضیحاتی را برای شما آماده کرده ایم که می توانید با دنبال کردن ما تا انتهای این مطلب ما را همراهی کنید و اطلاعات لازم را در این زمینه کسب نمایید. در ادامه با ما باشید. مبطلات روزه خامنه ای مبطلات روزه بانوان تحقیق در مورد مبطلات روزه مبطلات روزه سیستانی مبطلات روزه از دیدگاه مکارم شیرازی مبطلات روزه اهل سنت واجبات روزه نماز های واجب چیست

مبطلات روزه خامنه ای مبطلات روزه بانوان تحقیق در مورد مبطلات روزه مبطلات روزه سیستانی مبطلات روزه از دیدگاه مکارم شیرازی مبطلات روزه اهل سنت واجبات روزه نماز های واجب چیست

 نُه چيز روزه را باطل می‌کند :

١ـ میل کردن و آشاميدن؛

٢ـ جماع؛

٣ـ استمناء (استمناء آن هست که انسان با خود کاری نماید که منی از وی بيرون آيد)؛

۴ـ دروغ بستن به خدا و پيغمبر صلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و جانشينان پيغمبر و معصومين عليهم‌السلام؛

۵ـ رساندن غبار به حلق؛

۶ـ فرو بردن همـه سر در آب؛

٧ـ باقی ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح؛

٨ـ اماله کردن با چيزهای روان؛

٩ـ قی کردن.

و احکام اينها به ترتيب در مـوارد بعدی ذکر می‌شود.

میل کردن و آشاميدن

«۶٣» چنان چه روزه‌دار عمداً چيزی بخورد يا بياشامد، روزه وی باطل می‌شود؛ چه میل کردن و آشاميدن آن چيز معمول باشد، مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاک و شيره درخت؛ و چه کم باشد يا زياد.

«۶۴» چنان چه موقعی که مشغول غذا میل کردن هست بفهمد صبح شده، می بایست لقمه را از دهان بيرون آورد و ضمنا اگـر عمداٌ فرود برد روزه‌اش باطل هست و به دستوری که بعداً گفته می شود ، کفّاره هم بر وی واجب می‌شود.

«۶۵» چنان چه روزه‌دار سهواً چيزی بخورد يا بياشامد، روزه‌اش باطل نمی‌شود.

«۶۶» احتياط واجب آن هست که روزه‌دار از استعمال آمپولی که به جای غذا به کار می‌رود اجتناب نماید ، بلکه اجتناب خالی از وجه نيست؛ ولی تزريق آمپولی که عضو را بی‌حس می‌کند يا به‌جهت ديگر استعمال می‌شود اشکال ندارد و اجتناب از آمپولی که معلوم نيست از قسم اول باشد يا نه، ضـروری نيست.

«۶٧» چنان چه روزه‌دار چيزی را که لای دندان مانده هست عمداً فرو ببرد، روزه‌اش باطل می‌شود.

«۶٨» فردی که می‌خواهد روزه بگيرد، ضـروری نيست پيش از اذان دندان‌هايش را خلال نماید ؛ ولی چنان چه بداند غذايی که لای دندان مانده در روز فرو می‌رود، می بایست خلال نماید و ضمنا اگـر خلال نکند و چيزی از آن فرو رود، روزه‌اش باطل می‌شود و اگـر هم فرو نرود باز اخلال به نيّت کرده . ولی چنان چه نمی‌داند که غذا فرو خواهد رفت يا نه، مستحب هست خلال نماید و چنان چه هم اتفاقاً و سهواً فرو برد روزه باطل نيست.

«۶٩» جواز فرو بردن اخلاط سر و سينه چنان چه که در غير حال روزه امری عادی باشد و به فضای دهان نرسيده باشد، خالی از وجه نيست و چنان چه به فضای دهان رسيد و آن را فرو برد بنابر احتياط واجب روزه را باطل می‌کند.

«٧٠» چنان چه روزه‌دار به قدری تشنه گـردد که بترسد از تشنگی بميرد، می‌تواند به حد ‌ای که از مردن نجات پيدا نماید آب بياشامد، ولی روزه وی باطل می‌شود، امّا در ماه رمضان تا مغرب از ساير مفطرات اجتناب نماید .

«٧١» جويدن غذا برای بچه يا پرنده و چشيدن غذا و مثل اينها که اغلب ً به حلق نمی‌رسد، اگرچه اتفاقاً به حلق برسد، روزه را باطل نمی‌کند و احتياط مستحب هست که اين کارها را موقعی عدم حاجت و ضرورت ترک کنند.

«٧٢» انسان نمی‌تواند برای ضعف روزه را بخورد، ولی چنان چه ضعف وی به قدری هست که مشقت شديدی داشته، به‌طوری‌که اغلب ً نمی‌شود آن را تحمل کرد، میل کردن روزه اشکال ندارد، ولی چنان چه تا سـال ديگر خوب شد می بایست قضای آن را بگيرد.

جماع

«٧٣» نزديکی روزه را باطل می‌کند، چنان چه چه تنها به مقدار ختنه‌گاه درون گـردد و منی هم بيرون نيايد.

«٧۴» چنان چه کمتر از مقدار ختنه‌گاه درون گـردد و منی هم بيرون نيايد، روزه باطل نمی‌شود. ولی چنان چه کسی که آلتش را بريده‌اند کمتر از ختنه‌گاه را درون نماید بطلان و نداشتن بطلان روزه‌اش، محل اشکال می باشد.

«٧۵» چنان چه فراموش نماید که روزه هست و نزديکی نمايد، يا وی را به نزديکی مجبور نمايند، روزه وی باطل نمی‌شود، ولی ضمنا اگـر در زمان نزديکی يادش بيايد، يا ديگر مجبور نباشد، می بایست فوراً از حال نزديکی بیرون شود و چنان چه بیرون نشود، روزه وی باطل می باشد.

استمناء

«٧۶» چنان چه روزه‌دار استمناء نماید ، يعنی با خود کاری نماید که منی از وی بيرون آيد، روزه‌اش باطل می‌شود.

«٧٧» چنان چه بی‌اختيار منی از وی بيرون آيد، روزه‌اش باطل نيست، ولی چنان چه عمداً کاری نماید که بی‌اختيار منی از وی بيرون آيد روزه‌اش باطل می‌شود، چنان چه که بداند يا اطمينان داشته باشد که به‌سبب آن کار، منی بی‌اختيار بیرون خواهد شد.

دروغ بستن به خدا و پيغمبر صلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم

«٧٨» چنان چه روزه‌دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مثل اينها به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت عليهم‌السلام عمداً نسبت دروغ بدهد، روزه وی باطل می باشد. و خالی از وجه نيست که دروغ بستن به پيغمبران و جانشينان آنان و حضرت زهرا، ملحق به دروغ بستن به خدا باشد و روزه را باطل نماید ، ولی چنان چه شک داشته باشد که سخنی کذب هست يا نه، و به يکی از آنان نسبت دهد، بنا بر ا پر قدرت روزه‌اش باطل نمی‌شود.

رساندن غُبار به حلق

«٧٩» رساندن غبار يا دود غليظ به حلق بنابر اظهر روزه را باطل می‌کند؛ چه غبار چيزی که میل کردن آن حلال هست مثل آرد، يا غبار چيزی که میل کردن آن حرام باشد.

«٨٠» نداشتن افساد روزه به‌وسيله غبار يا دود غير غليظ و غير جايگزين غذا و غير مقوّی خالی از وجه نيست، ولی احوط اجتناب می باشد.

«٨١» چنان چه فراموش نماید که روزه هست و مواظبت نکند، يا بی‌اختيار غبار و مثل آن به حلق برسد روزه‌اش باطل نمی‌شود.

فرو بردن سر در آب

«٨٢» چنان چه روزه‌دار عمداً همـه سر را در آب فرو برد، اگرچه بقيه بدن از آب بيرون باشد، بنابر ا پر قدرت روزه‌اش باطل می‌شود، ولی چنان چه تمام بدن را آب بگيرد و اندکـی از سر بيرون باشد، روزه باطل نمی‌شود. و همچنين درحالی‌که مانع و حائل غليظی دور سر را فراگرفته و يا سر به چيزی آغشته شده که مانع از رسيدن آب به آن باشد، فرو بردن همـه سر در آب، بنا بر اظهر روزه را باطل نمی‌کند.

«٨٣» چنان چه نصف سر را يک دفعه و نصف ديگر آن را دفعه ديگر در آب فرو برد بنا بر اظهر روزه‌اش باطل نمی‌شود.

«٨۴» فرو بردن سر در آب مضاف، بنابر احوط روزه را باطل می‌کند.

«٨۵» چنان چه روزه‌دار بی‌اختيار در آب بيفتد و همـه سر وی را آب بگيرد، يا فراموش نماید که روزه هست و سر را در آب فرو برد، روزه وی باطل نمی‌شود.

«٨۶» چنان چه فراموش نماید که روزه هست و سر را در آب فرو برد، يا ديگری به زور سر وی را در آب فرو برد؛ ضمنا اگـر در زير آب يادش بيايد که روزه است، يا آن فـرد دست خود را بردارد، می بایست فوراً سر را بيرون آورد و ضمنا اگـر بيرون نياورد، روزه‌اش باطل می‌شود.

باقی ماندن بر جنابت، حيض و نفاس تا اذان صبح

«٨٧» چنان چه جنب عمداً تا اذان صبح غسل نکند، روزه‌اش باطل می‌شود. و فردی که وظيفه وی تيمم هست اگر عمداً تيمم ننمايد، روزه‌اش باطل هست و رأی قضای روزه ماه رمضان بعداً خواهد آمد.

«٨٨» چنان چه در روزه واجبی که مثل روزه ماه رمضان زمان آن معين است، تا اذان صبح غسل نکند و تيمّم هم ننمايد، ولی از روی عمد نباشد، مثل آنکه ديگری به اجبار نگذارد غسل و تيمم نماید و ناچار شود، روزه‌اش صحيح است؛ ولی موقعی فراموش کردن، روزه ماه رمضان باطل می باشد.

«٨٩» فردی که جنب هست و می‌خواهد روزه واجبی بگيرد که زمان آن معين است، مثل روزه رمضان، چنان چه عمداً غسل نکند تا زمان تنگ شود، می بایست با تيمم روزه بگيرد و روزه وی بنا بر اظهر صحيح می باشد.

«٩٠» فردی که در شب ماه رمضان يا روزه واجب معين ديگری، برای هيچ کدام از غسل و تيمم زمان ندارد، نبايد خود را جنب نماید ، و همچنين هست بنا بر اظهر چنان چه تنها برای تيمم زمان دارد، و چنان چه معصيت نمـود و خود را جنب نمود، روزه‌اش با تيمم بنا بر اظهر صحيح می باشد.

«٩١» فردی که در شب ماه رمضان يا روزه واجب معين، جنب هست و می‌داند که چنان چه استراحت کند تا صبح بيدار نمی‌شود، چنان چه که در نخوابيدن عسر و حرج برای وی نباشد، نبايد بخوابد، مگر پـس از غسل؛ و ضمنا اگـر استراحت کند و تا صبح بيدار نشود، روزه‌اش باطل هست و قضا و کفاره بر وی واجب می‌شود.

«٩٢» هر وقت جنب در شب ماه رمضان يا روزه واجب معين استراحت کند و بيدار شود، چنان چه اطمينان به بيدار شدن پيش از اذان صبح برای غسل را ندارد، می بایست نخوابد اگرچه شانس بدهد که چنان چه دوباره استراحت کند پيش از اذان صبح بيدار می‌شود.

«٩٣» فردی که در شب ماه رمضان يا روزه واجب معين جنب هست و می‌داند يا اطمينان دارد که چنان چه استراحت کند پيش از اذان صبح بيدار می‌شود، ضمنا اگـر تصميم داشته باشد که پـس از بيدار شدن غسل نماید و با اين تصميم استراحت کند و تا اذان خواب بماند، می بایست روزه بگيرد و روزه‌اش صحيح می‌باشد.

«٩۴» فردی که در شب ماه رمضان يا روزه واجب معين جنب هست و می‌داند يا شانس می‌دهد که چنان چه استراحت کند پيش از اذان صبح بيدار می‌شود، ضمنا اگـر نخواهد پـس از بيدار شدن غسل نماید ، يا ترديد داشته باشد که غسل نماید يا نه، چنان چه که استراحت کند و بيدار نشود، روزه‌اش باطل هست و قضا و کفّاره ضـروری می باشد.

«٩۵» چنان چه جنب در شب ماه رمضان يا روزه واجب معين پـس از جنب شدن خوابيد و بيدار شد، چنان چه که اطمينان دارد که چنان چه دو مرتبه استراحت کند قبل از اذان صبح بيدار می‌شود خوابيدن دفعه دوم بر وی حرام نيست، ولی خلاف احتياط است؛ و چنان چه دوباره خوابيد و بيدار نشد، می بایست قضای آن را بگيرد و بنا بر احتياط واجب کفاره هم بدهد و چنان چه بيدار شد باز دفعه سوم خوابيد و تا اذان صبح بيدار نشد قضای آن روز را می بایست بگيرد و وجوب کفّاره مطابق احتياط بلکه ا پر قدرت می باشد.

«٩۶» خوابی را که در آن محتلم شده خواب اول حساب نمی‌شود، بلکه چنان چه از آن خواب بيدار گـردد و مجـدد استراحت کند خواب اول حساب می‌شود.

«٩٧» چنان چه روزه‌دار در روز محتلم شود، واجب نيست فوراً غسل نماید .

«٩٨» هر وقت در ماه رمضان پـس از اذان صبح بيدار گـردد و ببيند محتلم شده، اگرچه بداند پيش از اذان بوده، روزه وی صحيح می باشد.

«٩٩» فردی که می‌خواهد قضای روزه رمضان را بگيرد، هر وقت تا اذان صبح جنب بماند، اگرچه از روی عمد نباشد بنا بر اظهر روزه وی باطل هست و چنان چه که زمان گرفتن روزه قضا طوری تنگ هست که چنان چه روزه‌اش باطل باشد ديگر فرصتی برای گرفتن روزه قضا ندارد، شانس دارد ملحق به روزه ماه رمضان باشد.

«١٠٠» چنان چه زن در ماه رمضان پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاک گـردد و عمداً غسل نکند، يا چنان چه وظيفه وی تيمم هست عمداً تيمم نکند، روزه‌اش باطل هست و وجوب کفاره خالی از وجه نيست.

«١٠١» چنان چه زن نزديک اذان صبح از حيض و نفاس پاک گـردد و برای هيچ کدام از غسل و تيمم زمان نداشته باشد، يا پـس از اذان بفهمد که پيش از اذان پاک شده، روزه وی صحيح می باشد.

«١٠٢» چنان چه زن پـس از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاک شود، يا در بين روز خون حيض يا نفاس ببيند، اگرچه نزديک مغرب باشد، روزه وی باطل می باشد.

«١٠٣» چنان چه زنی که در حال استحاضه هست غسل‌های خود را به تفصيلی که در احکام استحاضه گفته شد به‌جا آورد، روزه وی صحيح است، و بی‌وجه نيست که صحت روزه وی مشروط به انجام غسلی باشد که می بایست برای نماز صبح انجام دهد، ولی بنا بر اظهر غسل نمازهای مغرب و عشای شب قبلی و شب آينده در صحيح بودن روزه وی شرط نيست، و بنا بر احتياط واجب مستحاضه متوسطه هم مثل کثيره، انجام غسلی که بر وی واجب هست در صحيح بودن روزه‌اش شرط است، ولی وضوی واجب بر مستحاضه قليله، شرط صحت روزه نيست.

«١٠۴» در همـه نکات ی که غسل واجب است، چنان چه نتوانست غسل نماید ، وجوب تيمم خالی از وجه نيست، و بنا بر احتياط واجب پـس از تيمم می بایست تا اذان صبح بيدار بماند.

اِماله کردن

«١٠۵» اماله کردن با چيز مايع، اگرچه از روی ناچاری و برای معالجه باشد، بنا بر اظهر روزه را باطل می‌کند.

قِی کردن

«١٠۶» هر وقت روزه‌دار عمداً قی نماید ، اگرچه به‌واسطه بیماری و مثل آن ناچار باشد، روزه‌اش باطل می‌شود، ولی چنان چه سهواً يا بی‌اختيار قی نماید اشکال ندارد، ولی نبايد آن را عمداً فرو ببرد.

«١٠٧» چنان چه روزه‌دار بتواند از قی کردن اجتناب نماید ، ضمنا اگـر برای وی زیان و مشقت نداشته باشد، می بایست اجتناب نمايد.

«١٠٨» چنان چه يقين داشته باشد که به‌واسطه آروغ زدن، چيزی از گلو بيرون می‌آيد، نبايد عمداً آروغ بزند، ولی چنان چه يقين نداشته باشد اشکال ندارد.

«١٠٩» چنان چه آروغ بزند و بدون اختيار چيزی در گلو يا دهانش بيايد، می بایست آن را بيرون بريزد و چنان چه بی‌اختيار فرو رود، روزه‌اش صحيح می باشد. و موقعی فرو بردن عمدی، روزه‌اش باطل، و قضا و کفّاره بر وی واجب می‌شود.

«١١٠» چنان چه روزه‌دار با علم و عمد نیت انجام فعلی را بنمايد که روزه را باطل می‌کند، روزه اش باطل است، ولی کفاره ندارد.

مطلب مرتبط:

آیا ميدانستيد كه در ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ روزهای هفته بدین گونه بوده است؟

راهنمای خرید تی شرت مردانه در روزهای داغ سال

کلمات کلیدی مرتبط

  • مبطلات روزه چیست

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

CLOSE
CLOSE