loading...

در مورد چشم برزخی آیت الله بهجت بییشتر بدانید؟

در مورد چشم برزخی آیت الله بهجت بییشتر بدانید؟

در این مطلب از سایت هوریس توضیحاتی در مورد چشم برزخی آیت الله بهجت بییشتر بدانید؟ را ارائه کنیم همچنین درباره موضوعاتی همچون فیلم چشم برزخی آیت الله بهجت,داستان چشم برزخی,کلیپ چشم برزخی آیت الله بهجت,چشم برزخی آیت الله جوادی آملی,اسامی کسانی که چشم برزخی دارند,چشم برزخی چیست,داستان چشم برزخی ایت الله بهجت,آیت الله بهجت و ظهور امام زمان توضیحاتی را جمع آوری کرده ایم که می توانید با دنبال کردن ما تا انتهی این مطلب اطلاعات لازم را در این زمینه کسب نمایید. با ما همراه باشید.

فیلم چشم برزخی آیت الله بهجت,داستان چشم برزخی,کلیپ چشم برزخی آیت الله بهجت,چشم برزخی آیت الله جوادی آملی,اسامی کسانی که چشم برزخی دارند,چشم برزخی چیست,داستان چشم برزخی ایت الله بهجت,آیت الله بهجت و ظهور امام زمان

در مورد چشم برزخی آیت الله بهجت بییشتر بدانید؟
در مورد چشم برزخی آیت الله بهجت بییشتر بدانید؟

آیت الله بهجت رحمه الله و چشم برزخی

روزى با خود فکر مى کردم که آقاى بهجت چرا این قدر ناراحت و محزون به نظـر مى رسند چرا مثل دیگران با خنده و شادى سلام و احوال پرسى نمى نماید ، چند وقتى بود که در این فکر بودم شبى مـرد را در خواب دیدم صورت مـرد یک نورانیت خاصى داشت مى خندید و شاد بود آنچنان که هر فردى را به خود جلب مى نمـود آن قدر نورانى و بشاش بود که در خواب داشتم ذوق مى کردم روزى با خود فکر مى کردم که آقاى بهجت چرا این قدر ناراحت و محزون به نظـر مى رسند چرا مثل دیگران با خنده و شادى سلام و احوال پرسى نمى نماید ، چند وقتى بود که در این فکر بودم شبى مـرد را در خواب دیدم صورت مـرد یک نورانیت خاصى داشت مى خندید و شاد بود آنچنان که هر فردى را به خود جلب مى نمـود آن قدر نورانى و بشاش بود که در خواب داشتم ذوق مى کردم و از شادمان ى و محبت و شوق به ایشان در پوست خود نمى گنجیدم . پـس از خواب فهمیدم که این آقایـان خدا حکایت : المومن بشره فى وجهه … را مناسـب تر از ما درک مى کنند ولی وقتى انسان هاى دیو سیرت که هر یک در باطن حیوانى می باشد را مى بیند جایى براى شادى نمی بـاشد .

گناه نکن

یکى از اشخـاص که براى خود دبدبه و کبکبه اى داشت روزى نزد آقاى بهجت آمد و تقاضـای موعظه نمـود مـرد فرمودند: گناه نکن . آن شخـص پاسـخ داد ما که گناه نمى کنیم یک نصیحت دیگر بفرمایید.
آقاى بهجت در گوش وى چیزى گفتند که کسى متوجه نشد ولی آقا را دیدند که سر بزیر انداخت و با شرمسارى راه خود گرفت و رفت . حضرت امام رحمه الله فرمودند : آقاى بهجت سـال هاست که اختیار موت دارند.
images (9)از فردی نقل شده که گفته است: خانـم من بچـه دار بود و من نزدیک ماه رمضان نیت رفتن به مسافرت داشتم. برای خداحافظی خدمت آقای بهجت رفتم. ایشان مرا دعا نمـود و فرمود: در این ماه خداوند متعال به شما پسری عنایت می کند ، نامش را محمد حسن بگذارید، در حالی که اصلا مـرد از بارداری همسـر م خبر نداشت. اتفاقا در شب نیمه رمضان بچه ما دیده به جهان گشود و اسمش را محمد حسن گذاشتیم.
اهتمام و عنایت به رعایت شرعیات: مهمترین خصوصـیت در شیوه تربیتی ایشان، عنایت به رعایت آداب شرعی و شیوه و سیره اهل بیت می باشد. ریزه کاری ها و ظرافت های بیشـتر در گفتار و رفتار و نشست و برخاست اولیای خدا وجود دارد که فهمیدن آنان خود یک علمی می خواهد چه رسد به این که انسان بتواند دقیقا آنان را رعایت نماید و این ها می باشد که بنده را در راه بندگی به پیش خواهد برد و در نزد خداوند متعال عزیز می کند و به مقامات بلند می رساند.


بیشتر بخوانید: مراحل تمرینات چشم سوم چگونه است؟


آیا چشم برزخی حقیقت دارد؟ آیا آیت الله بهجت از این بصیرت برخوردار است؟

در مـورد ماهیت چشم برزخی سوال های چندی بیان شده می باشد. چنان چه بخواهیم در باره ماهیت آن از نظر قرآن گفتگو کنیم احتمالا تکمیل ترین و تکمیل ترین به مقصود آیه ۲۲ سوره عظیم الشأن ق باشد. قرآن می فرماید: لقد کنت فی غفله من هذا فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید؛ تو در غلفت از این بودی بـعد ما پرده را برداشتیم و چشمانت تیزبین شد. در این آیه سخن از امری موجود می باشد که به جهت پوششی بر چشم انسان قادر به دیدن آن چیز نیست. مثل بهشت و دوزخی که هم اکنون وجود دارد و به حکایت قرآن در باره فرعون که می فرماید همـان وقـت که هلاک شد ارور ب به وی شد که درون دوزخ و آتش رود و یا در باره آسیه خانـم فرعون که پـس از شهادت به وی گفته شد درون بهشت گـردد و یا در باره شهدا که قرآن بیان می دارد که آنان حالا از نعمت های خدا بهره می برند. تمام این نمونه ها بیانگر آن می باشد که اموری وجود دارد ولی ما به جهت پوششی دنیوی قادر به دیدن آن نیستیم. چنان چه پرده از چشم برداشته گـردد و ما بتوانیم این عوالم را ببینیم هم می توانیم از آینده و هم از قبلی خبر داشته باشیم. این چیزی می باشد که در مساله چشم برزخی به آن اشاره می شـود . برای رسیدن به چشم برزخی می بایست پرده را از روی چشم برداشت و به قول قرآن چشم حدید و تیزبین شود.
توضیح:
باید دانست در اصطلاح فلسفه و کلام و عرفان، عالم برزخ عالمی فراتر از عالم دنیمی باشد. از این رو به هر مقدار ما از دلبستگی و وابستگی به مادیات جهـان دور شویم به عالم مافوق آن زیـادتر دسترسی می یابیم. بنابر آن چه از روایات به دست می آید عمل به واجبات و ترک محرمات ، تندرست ی و هنجار در جهـان و دوری از جهنم و داخل به بهشت را برای ما زمینه سازی می کند . ولی چنان چه علاوه بر آن به نوافل و رعایت تقوا بیشتر از میـزان معمول موفق شویم به بیشتر از آن چه دیگران از جهت معنوی به آن دست یافته اند خواهیم رسید که از آن به چشم برزخی تعبیر می گـردد و با آن حقایق وقایع را فراتر از ظاهر آن می توان دید. این مطلب در حکایت قرب النوافل چنین بیان شده می باشد : {عن ابی عبد الله (علیه السلام) قال: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله) قال الله: ما تحبب الی عبدی بشیء احب الی مما افترضه علیه و انه لیتحبب الی بالنافله حتی احبه، فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به، و یده التی یبطش بها و رجله التی یمشی بها اذا دعانی اجبته و اذا سألنی اعطیته؛ از پیامبر(صلی الله علیه و آله) حکایت شده که خداوند متعال فرمود: اظهار دوستی نکرد بنده من به چیزی دوست داشتنی تر از آنچه واجب کردم بر او، و وی با نوافل به سوی محبت من می آید تا این که من هـم وی را دوست بدارم. بـعد زمانـی که وی را دوست بدارم شنوایی وی می باشم آن گاه که می شنود و بینایی وی می باشم آن گاه که می بیند و زبان وی می باشم آن گاه که سخن می گوید و دست وی می باشم آن گاه که ضربه می زند و پای وی می باشم آن گاه که راه می رود، زمانـی که به درگاه من دعا نماید اجابت می کنم و چنان چه از من تقاضـای نماید به وی می دهم. V}(ر.ک: المحاسن، احمد بن محمد بن خالد البرقی، ج ۱، ص ۲۹۱ و اصول کافی، کلینی، ج ۲، ص ۳۵۲) . از زمانى که حیات بشرى در این کره خاکى ظاهـر گرفته، همیشه سؤال مهمى ذهن وی را سرگرم ساخته که هدف از خلقت انسان و مجتمع بشرى چیست؟ آیا زندگى این جلوه صورى و ظاهرى آن یعنى میل کـردن و خوابیدن و شهوت رانى کردن است؟ یا در پشت این حرکات، غایتی رفیع و هدفی بلند خوابیده است، در ادامه این اندیشه ات و تاملات می باشد که مى‏توان اخذ که فرستادن پیامبران الهى آن هم در همـه عصرها به چه جهت و هدفى بوده است، آیا پـس از این عالم خاکى، دنیا دیگرى که در آن به اعمال مردم رسیدگى مى‏شود، نخواهد بود ؟ دراین صورت هر لحظه با فکر مرگ و نابودى، زندگى در کام انسان تلخ شده و با هر تفکر ى در سرانجام کار خود پشتش خواهد لرزید و دستش به هیچ کارى نخواهد رفت . واقعیت این می باشد که خداوند متعال راز خلقت انسان را در زمان خلق انسان (علیه السلام) به ملائکه بیان نمود: «انى جاعل فی الارض خلیفه» این که پیش از وى انسان ى را ندیده و از کارها و اعمال وى اطلاعى نداشتند (اما مطابق یکى از اقوال) ولى از ترکیب تهیه وى که تلفیقى از خاک و ماده و روح الهى بود توانای داشتند حدس بزنند که انسان کارش فساد در روى زمین و خونریزى خواهد بود، ولی سجده آنان در برابر انسان (علیه السلام) نشان داد که در پشت این اعمال احتمالى ظاهرى ، رازى بزرگ پنهان و آن مقام عبودیت انسان در رو بـه روی خداوند، با وجود دارا بودن بُعد مُلکى و طبیعى وى است، چندان که هر لحظه وی را به فساد، گناه و غفلت مى‏کشاند، از همـان ابتداى خلقت دو نیروى ظاهرى و باطنى در درون انسان صف‏آرایى نمـوده و هر یک سعى نمـوده قلب انسان را که مطابق برخى روایات عرش خداوند متعال و حرم الهى می باشد تسخیر نمایند که این دو نیرو عبارتند از شیطان و نفس اماره . در رو بـه روی پیامبران الهى و عقل قرار دارند که هر یک بنا به تناسب حقیقت ظلمانى و نورانى خود انسان را در این وهله از وجودش – حیات ملکى و طبیعى – به تسخیر خود در مى‏آورد، حال چنان چه این انسان در رو بـه روی خداوند متعال متعال خاضع و خاشع شده و فقط وی را پرستش نماید به جهت دارا بودن قوه شهوانى و شیطانى و تحت اثـر آنان واقع نشدن بر ملائکه (که فقط بُعد روحانى و الهى بر وجود آنهاسیطره دارد و کارى جز خیر و نور نمى‏توانند انجام دهند) برترى دارد، ولى چون این انسان هر لحظه در حال نسیان و غفلت قرار دارد و عقلش به تنهایى در رو بـه روی شیطان و نفس سرکش درونى یاراى مواجهه ندارد، خداوند متعال متعال با فرستادن انبیاى بى‏شمار و ابلاغ احکام و فرامین الهى وتشویق وى در انجام آنان و رسیدگى به مقام بندگى وى را در رو بـه روی شیطان یارى کرده می باشد. و با این نظر مى‏توان اخذ که فرستادن پیامبران الهى یکى از الطاف عظیم خداوند متعال متعال بر ایشان است، از این روى به دست آوردن معرفت و بصیرت در منـبع های روایى ما از ارزش خیلی زیادى برخوردار است، یک ساعت اندیشه در صنع خداوند متعال و سرانجام انسان و آینده دنیا که مى‏تواند فکر انسان را تدرست کرده و وی را به راه راست رهنمون سازد از هفتاد سـال عبادت بالاتـر شناخته شده می باشد. در رو بـه روی ، شیطان بزرگترین دشمن انسان معرفى شده می باشد H}«ان الشیطان لکم عدو مبین»{H و مخالفت با وى راه آزاد دانسته شده می باشد و کشاکش و تضاد این دو مقوله (اطاعت – معصیت) خواهـد توانست انسان را به سوی راهنـمای رهنمون سازد و یا در وادى ضلالت سرگردان سازد، براى استحکام در امر طاعت و بندگی خداوند متعال پیش از هر عمل می بایست بصیرت و معرفت به دست آورد، شبیه عمارت رفیعى که همـه زینتها، زیبایی ها و ظرافتها در آن به کار رفته و به چشم خیلی زیبا مى‏آید؛ در نگاه اشخـاص عادى زیبایی های این عمارت در تزئینات داخلى، دکوراسیون، گچ‏بری ها و نماهایش خلاصه مى‏شود ولى از نظـر گاه یک مهندس و معمار حرفه‏اى، ارزش این ساختمان به اسکلت بندى و مواد بهره گیری شده در پى‏ریزى آن می باشد و چنان چه چارچوب و اسکلت‏بندى عمارت سست و ناتوان باشد این ساختمان با همـه زیبایی هایش به هیچ نمى‏ارزد، چون؛ اولیـن باد دشوار بنیانش را در هم فرو خواهد ریخت. ایمان و اعتقاد اشخـاص هم که اعمال خیر و صلاح آن را زینت مى‏دهند چنان چه بر روى بنیانى پایه ى و پایه‏اى راسخ یعنى عقل و علـت مبتنى شده باشد، اعمال وی هر چند کم و جلوه‏اش اندک باشد در آزاد وی در این جهـان و دنیاى پسین کافى است، معرفت مستحکم و متین وی را به هدف خواهد رسانید، این معرفت همـان «چشم دل» می باشد که در سؤال به آن اشاره شده است، یعنى شخص؛ با چشم حقیقت‏بین و نظـر ى باطنى به طبیعت و اطرافیان خود نگاه مى‏کند، نعمتى که در نهان تمام انسان ها به ودیعت گزارده شده و فقط غفلت و دقت به جنبه‏هاى فلکى و طبیعى آن را نماید و ناتوان و نگاه کـرد آن را کم سو ساخته می باشد و با اعتقاد راسخ و عمل صالح و اقبال به خداوند متعال آن مجـدد فعال و احیاء شده و موجـب نجات وى می شود . در روایات منقول از على(علیه السلام) از معرفت و بصیرت به عنوان «نور قلب»، «غایت فضایل»، «اصل هر خیر»، «گنج عظیم فناناپذیر»،V}(غررالحکم و درر الکلم، عبدالواحد آمدى، چاپ دفتر تبلیغات، ص ۴۱ – ۴۲ و ۵۲ – ۵۵){V یاد شده می باشد. نکته قابل تفکر این که در روایات ما از عقل طورى تعبیر و مشـخص شده که با تعریف عرفى بسیارمتفاوت است، در عرف مردم هر کس زیرکتر و زرنگتر در کارهاى مادى و کارها دنیوى باشد عاقل شمرده مى‏شود هر چند در کارهاى اخروى و الهى ناتوان و ناتوان باشد، در حالى که از نظـر قرآن و روایات کسى که بتواند آخرت خود را تضمین و خود را به خدا نزدیک سازد عاقل و زیرک می باشد هر چند در کارها جهان ى و مادى ناتوان و ناتوان بوده باشد، H}العقل ماعبد به الرحمن و اکتسب به الجنان{H عقل آن می باشد که به واسطه آن خداوند متعال پرستش و بهشت عدن به دست آورده شود، از نظـر گاه على(علیه السلام) «کم سخنى و گزیده گویى»، «ملازمت با حق»، «استقامت در دین»، «هم نشینى با نیکان»، «انجام عمل صالح»، «مدارا با مردم»، «صدق و دوستى»، «ادب ورزیدین»، «عفت ورزیدن»، «عفو و گذشت کردن از مردم»، «تجاهل کردن به ارور هاى مردم»، «غیبت کردن»، «زهد ورزیدن در دنیا»،«موقع سکوت ذکر گفتن»، «اخلاص در عمل داشتن» و «جدال و مراء نکردن»، V}(همان) {V نشانه‏هاى عقل و بصیرت شمرده شده است، قرآن مى‏فرماید: A}ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا{A؛ هر کس تقوا پیشه نماید خداوند متعال به وی فرقان «قدرت تمیز میـان حق و باطل» عطا مى‏کند». این فرقان که همـان چشم دل و چشم حقیقت‏بین می باشد مومن را از مهلکه‏هاى مختلـف آزاد داده و به سوى رستگارى رهنمون مى‏نماید. بـعد معلوم شد که چشم دل در اثر عادت و انس به طبیعت و عالم ملکى کم سو شده و توان دیدن حقایق را ندارد، فقط راه چاره روشن نمودن آن از طریق اطاعت خداوند متعال (انجام واجبات و ترک محرمات) مى‏باشد که آن هم به مرور وقـت و به تدریج به دست مى‏آید، چنانکه نماید شدنش هـم به تدریج و در طول وقـت متمادى بوده است، از طرفى حقایق زندگى هـم همـان حقایق هستى و خلقت می باشد که براى کشف آن حقایق پیامبران الهى مبعوث شده و عقل، ما را به آن راهنمایى و دلالت مى‏کند، از جمله حقایق زندگى فانى بودن حیات دنیوى و کوتاه بودن مدت آن و لزوم دل نبستن به آن می باشد که هر فـرد عاقلى با اندک تامل و دقتى آن را تأیید و تصدیق مى‏نماید، فـرد عاقل این دنیاى کوتاه مدت را بسان مزرعه و کشتزارى مى‏داند که می بایست محصول مورد احتیاج را در آن کاشته تا پـس از کمال آن را در دنیاى دیگر برداشت نماید ، چنین شخصى در سایه فرقان و بصیرت معنوى آن نظر و برداشت عرفى از زندگى و هدف هاى آن را از ذهن خود دور ساخته و خود را به خاطر افکار و عقاید بى پایه در وادى نابودی و هلاکت نمى‏اندازد، چرا که همـه عمرش را – که از مدت دقیق آن هم بى اطلاع می باشد – براى رسیدن به آن هدف بلند باز هم کوتاه مى‏داند،او از همـه ساعات و…… عمرش براى ذخیره ثواب و بالا بردن درجاتش در بهشت کوشش مى‏کند و این می باشد معنى زیرک بودن مؤمن که در حکایت آمده می باشد : { المومن الکیس ، انسان مومن زیرک می باشد. }
اما مقدار و نوع دامنه ی نگاه کـرد برزخی بستگی به میزان معرفت و مقدار فاصله گرفتن انسان از عالم ماده و انقطاع از کارها مادی و جسمانی و دقت او به عالم مجردات و حقایق دارد . مسلما دیده باطن میـان انبیا و اولیا از سایـر انسان ها نافذ تر و محدوده ی نگاه کـرد برزخ میـان آنها از سایـر انسان ها گسترده تر و گسترده تر می باشد ودیگران به میزان درجه ی معرفت و اطاعت آنان از خداوند متعال و پیروی آنان از انبیا و اولیا و کوشش و کوشش آنان در راه بندگی حق از این نگاه کـرد برخوردارند .
اشخاصـی که چنین خصوصـیت را داشته باشد اغلب ناشناس می باشند و خود را به مردم معرفی نمی کنند . دربـاره آیه الله بهجت این مطلب مشهـور می باشد که ایشان چشم برزخی دارند.در کـل می توان بیان کرد: مؤمن به نور الهی می نگرد وبرای دیدن حقیقت کارها کار مشکلی نمی بـاشد ووجود روشن بینی ودیدن کارها واقعی از طرف آیت الله بهجت غیر قابل انکار می باشد.
زندگـی نامه حضرت آیت الله بهجت:
آیت الله بهجت در نجف در سن ۱۸ سالگی به محضر پرفیض عارف تکمیل حضرت آیت الله سید علـی قاضی مرتبه یافتند و مورد دقت و عنایت خاص ایشان قرار گرفتند. آیت الله مصباح در این باره گفته است: ایشان از مرحوم قاضی مستقیما در جهت اخلاقی و معنوی بهره برده و سـال ها شاگردی ایشان را نمـوده بودند. مرحوم قاضی از کسانی بودند که ممحض در تربیت اشخـاص در تمام طرف معنوی و عرفانی بودند. مرحوم علامه طباطبایی و شیخ محمد تقی آملی و شیخ علـی بروجردی و عده بیشتری از بزرگان و حتی مرجـع هـای از وجودشان در جنبه های اخلاقی و عرفانی بهره برده اند.


بیشتر بخوانید: دعای بهبود چشم زخم و دوری از آن


خصوصیاتی اخلاقی حضرت آیت الله بهجت۱٫ تقوا و خودسازی: ایشان خود در شـروع جوانی به میدان خودسازی گام نهاد و همیشه در آموزش های اخلاقی بر این نکته اصرار داشت که کوشش پیگیر و ریاضتی فراگیر ضـروری می باشد تا انسان در جبهه ستیز با رذیلت هایی اخلاقی و جهاد با هواهای نفسانی پیروز گـردد و به سازندگـی خود پرداخت نماید و چون تهذیب اصل و پایه ارزش ها می باشد و منشأ خدمت به دیگران می باشد همیشه معتقد به لزوم همپایی و همراهی دانش و اخلاق بود و تهدید جدایی علم و تزکیه را پیوسته گوشزد می نمود و زیان عالم غیر مهذب و دانش بدون تزکیه را از هر زیان ی بالاتر می دانست. ایشان انسان مخلص و مشتاقی می باشد که در تمام حال به یاد خدا می باشد و کوشیده تا پیوسته در حوزه جاذبه الهی قرار گیرد و به تمام چیز و تمام کس با نگاه کـرد خدا خواهی بنگرد. یکـی از مجتهدان بزرگ در مـورد ایشان گفته است: ایشان را نمی گـردد گفت انسان با تقوایی می باشد چـرا که عین تقوا و مجسمه تقوا می باشد. ۲٫ زهد و آسان زیستی: ایشان زاهد عارفی می باشد که بی رغبت به جهـان و بی تکلف بوده می باشد. زندگـی آسان وی در منـزل ای کهنـه و محقر در قم و ایستادگی ایشان در برابر خواسته های مکرر علما و مردم برای عوض کردن خانه، گواهی صادق بر روح بزرگ و زاهدانه این پیر فرزانه می باشد. آیت الله مصباح دربـاره زهد ایشان گفته است: آقای بهجت منزلی کرایه نمـوده بود که ظاهرا دو اطاق زیـادتر نداشت و آن اتاقی که ما برای درس خدمت ایشان می رسیدیم، وسطش پرده ای کشیده بود که پشتش خانواده ایشان زندگـی می نمودنـد و ما این طرف پرده می نشستیم. زندگـی خیلی آسان و دور از هرگونه تکلف و توأم با یک عالم نورانیت و معنویت. ۳٫ عبادت: از عوامل با ارزش در موفقیت ایشان که خواهـد توانست الگویی برای دیگران باشد تقید و تعبد ایشان می باشد. رابطـه ایشان با خداوند متعال متعال، ذکرهای پی در پی، به جا آوردن نوافل، شب زنده داری های کم مثل ایشان خیلی عبرت انگیز می باشد. سالهاست که نماز جماعت ایشان از شورانگیزترین و روح نوازترین نمازهای جماعت ایران اسلامی می باشد. در نماز جماعت ایشان جا برای نمازگزاران تنگ می گردد. برخـی از حضرت آیت اله بهجت نقل نمـوده اند که ایشان فرموده بود: چنان چه سلاطین عالم می دانستند که انسان شانس دارد در حال عبادت چه لذت هایی ببرد، هیچ زمان دنبال مسایل مادی نمیرفت ند. ۴٫ زیارت و توسل: ایشان با این سن و سـال روزانه با انتها ادب به محضر مقدس حضرت معصومه(سلام الله علیها) شرفیاب می گـردد و با خشوع و خضوع در رو بـه روی ضریح مطهر می ایستند. ۵٫ تواضع و فروتنی: شهرت گریزی، هواستیزی و فروتنی از دیگر ابعاد برجسته این شخصیت معنوی می باشد. در مجالسی که از طرف ایشان اجرا شده اسـت است، ایشان به خطبای مجالس توصیه می نمودنـد از ذکر نام ایشان در مجالس اجتناب کنند. ۶٫ سیر و سلوک و مقام معنوی: در سیر و سلوک این عبد صالح خداوند، سابقه ده ها ساله دارد و در همـان جوانی، وهله ها ی را درعرفان سپری نمودنـد . عارف بزرگی چون امام خمینی به ایشان عنایتی ویـژه داشتند و پـس از بازگشت به قم در اول شـورش ، در منـزل ایشان حضور یافته وایشان را دیدار می کند . ۷٫ کرامت: از خصوصیات ی ایشان این می باشد که اهل کرامت می باشد و این سرانجام خودسازی وتهذیب نفس می باشد. اما ایشان همیشه گونه ای برخورد می نمود ه اند که این کرامات از ایشان ظاهر نگردد. از فردی نقل شده که گفته است: خانـم من بچـه دار بود و من نزدیک ماه رمضان نیت رفتن به مسافرت داشتم. برای خداحافظی خدمت آقای بهجت رفتم. ایشان مرا دعا نمـود و فرمود: در این ماه خداوند متعال به شما پسری عنایت می کند ، نامش را محمد حسن بگذارید، در حالی که اصلا مـرد از بارداری همسـر م خبر نداشت. اتفاقا در شب نیمه رمضان بچه ما دیده به جهان گشود و اسمش را محمد حسن گذاشتیم. ۸٫ اهتمام و عنایت به رعایت شرعیات: مهمترین خصوصـیت در شیوه تربیتی ایشان، عنایت به رعایت آداب شرعی و شیوه و سیره اهل بیت می باشد. ریزه کاری ها و ظرافت های بیشـتر در گفتار و رفتار و نشست و برخاست اولیای خدا وجود دارد که فهمیدن آنان خود یک علمی می خواهد چه رسد به این که انسان بتواند دقیقا آنان را رعایت نماید و این ها می باشد که بنده را در راه بندگی به پیش خواهد برد و در نزد خداوند متعال عزیز می کند و به مقامات بلند می رساند. ایشان در جـواب به تقاضـای نصیحت تأکید دارند که مسلمات شرع را درست رعایت نمایید به خاص به نماز ارزش خاص ای می دهند و حالات ایشان و سوز و گداز و گریه ایشان در حال نماز خود برتریـن درس اخلاق و سازندگـی می باشد و بیشـتر از خصوصیات ی دیگر که محتاج صرف زمان بسیار و نوشتن کتاب های بیشتری می باشد. در این باره به کتابهای زیـر رجوع نمایید: ۱- برگی از دفتر آفتاب ۲- ستارگان راهنـمای ۳- بهجت عارفان

در ادامه با مطالب پیشنهادی همراه ما باشید:

  1. دفع چشم زخم باتخم مرغ
  2. چشم زخم اطفال
  3. چشم چرانی در اسلام چه حکمی دارد
  4. به هم دوختن چشم و دهان زن توسط مرد سعودی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

CLOSE
CLOSE