loading...

دردائیل چه کسی می باشد؟

دردائیل چه کسی می باشد؟

دردائیل چه کسی می باشد؟
دردائیل چه کسی می باشد؟

در این مطلب می خواهیم براش شما دوستان عزیز در مورد اینکه دردائیل چه کسی می باشد؟ توضیحاتی را ارائه کنیم شما می توانید در ادامه با ما باشید و از اطلاعات لازم را در این موضوع کسب نمایید . با ما باشید.

نزد خداوند تبارك و تعالى فرشته ايست به نام “دردائيل” كه شانزده هزار بال داشت و بين هر بال با بال ديگر، فاصله اى به قدر فاصله ى آسمان و زمين بود.
روزى نزد خود گفت: آيا بالاتر از خداوند جلّ جلاله، چيزى هست؟
خداوند فهميد، پس بال هاى او را دو چندان كرد و به او وحى كرد: پرواز كن!
پس پنجاه سال پرواز كرد و به بالاى يكى از پايه هاى عرش هم نرسيد. پس چون خداوند عجزش را ديد، وحى كرد: اى دردائيل، به مكانت بازگرد، كه من عظيم تر از هر عظيمم، و بر فراز من چيزى نيست.
پس خداوند بال هاى او را گرفت و او را از مقامش بين فرشتگان طرد كرد.

تا حال شنیده اید که هیچ یک از انبیا و اوصیا(ع) حین ولادتش سبب نجات و شفاعت شود، اول برای «دردائیل» چونکه دردائیل ملک، برایش شانزده هزار پر بود و میانه ی هر پری تا پر دیگر به قدر مسافت میان زمین و آسمان راه بود. یک روزی در قلبش یک چیزی خطور کرد که منافی عظمت و جلال الهی بود. به مجرد این خیال، خداوند عالم شانزده هزار پر هم بر شانزده هزار پرش افزود که جمعاً شد سی و دو هزار پر. میان پری تا پر دیگر به قدر میان آسمان و زمین مسافت بود. بعد امرش فرمود: طیران کن. پانصد سال از سالهای الهیه که هر سالی هزار سال دنیویه است طیران کرد، به یک قائمه از قوائم عرش خداوند عالم نرسید. خداوند فرمود: «عد إلی مکانک فإنی عظیم فوق عظیم و لیس فوقی شیء و لا أصف بمکان»:بر گرد به مکان خودت ای دردائیل. من بزرگم، بزرگتر از هر بزرگی و بالاتر از من چیزی نیست، دردائیل! من موصوف به مکان نمی شوم، یعنی مکان مخلوق من است.
به واسطه ی آن خطورش، خداوند عالم بر او غضب کرد. «فسلبه اللّه تعالی أجنحته و مقامه من صفوف الملائکه»: پرهایش را و مقامش را از صفوف ملائکه بگرفت.
و چون این مظلوم متولد شد، انقلاب در تمامی سماوات پیدا شد.تفصیلی دارد. از جمله وحی شد به جبرئیل که با هزار قبیل از ملائکه- که هر قبیلی هزار هزار ملک است- با اسبهای آسمانی قوی مسرج ملجم که بر آن قبه های در و یاقوت بوده است و به همراهشان ملائکه ای بودند که آنها را ربانیون می گفتند و در دستشان طبقهایی از نور بوده است، نازل شوند برای تسمیه ی سید الشهداء و تعزیت پیغمبر خدا و گفتن حکایت کربلا.با این هیئت به دردائیل گذشتند. دردائیل گفت: یا جبرائیل! ما لهذه اللیله فی السماء؟! هل قامت القیامه علی أهل الدنیا؟ قال: لا؛ ولکن ولد لمحمد(ص) مولود فی دارالدنیا. و قد بعثنی اللّه تعالی لأهنئه بمولوده.
دردائیل کرامت آن مولود را دانست که چقدر است. جبرئیل را قسم داد که از پیغمبر بخواهد به حق آن مولود، که خداوند پرهایش و مقامش را به او برگرداند. جبرئیل آمد تهنیت و تعزیت را گفت، حکایت مصیبت سید الشهداء(ع) را گفت. بعد عرض دردائیل را به خدمت حضرت پیغمبر(ص) رساند. حضرت فرمود: بیاورید حسینم را، آوردند. «و هم ملفوف فی خرق من صوف» حضرت را در یک پارچه پشم پیچیده بودند. قنداق را به طرف آسمان بلند کرد و عرض نمود:
اللهم بحق هذا المولود علیک، لا بل بحقک علیه و علی جده محمد و إبراهیم و إسماعیل و أسحاق و یعقوب، إن کان للحسین بن علی و ابن فاطمه قدرعندک، فارض عن دردائیل و رد علیه أجنحته و مقامه من صفوف الملائکه.
باری: دردائیل را خدمت آن مولود نیاوردند، ولی خداوند بخاطر حسین(ع)، از او گذشت، بالش و مقامش را به او مرحمت کرد.

مطلب مرتبط:

خواندن نماز جعفر طیار برای باز شدن بخت

مشخصات جن در قران در قرآن چگونه است؟

کلمات کلیدی مرتبط

  • عکس صلصائیل

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

CLOSE
CLOSE