loading...

تحقیق و مقاله تاریخی درباره بررسي دلايل انقراض حكومت ساساني توسط مسلمانان

در این پست از سایت hooris.ir تحقیق و مقاله تاریخی درباره بررسي دلايل انقراض حكومت ساساني توسط مسلمانان رو برای شما عزیزان قرار دادیم . این مقاله و تحقیق برای اولین بار در این سایت برای دانشجویان عزیز رشته تاریخ ایران قرار داده میشود و به طور کامل و جامع درباره علل و دلایل انقراض حکومت ساسانی به وسیله مسلمانان نوشته شده است همراه ما باشید …

تحقیق و مقاله تاریخی درباره بررسي دلايل انقراض حكومت ساساني توسط مسلمانان
تحقیق و مقاله تاریخی درباره بررسي دلايل انقراض حكومت ساساني توسط مسلمانان

تحقیق و مقاله تاریخی درباره بررسي دلايل انقراض حكومت ساساني توسط مسلمانان,بررسی دلایل انقراض حکومت ساسانی,دلایل انقراض حکومت ساسانی توسط مسلمانان,علت انقراض حکومت ساسانی به وسیله مسلمانان,چگونگی انقراض حکومت ساسانی توسط مسلمانان,دانلود پایان نامه تحقیق و مقاله رشته تاریخ

چكيده
اگرچه امپراتوري ساساني در زمان حكومت يزدگرد سوم سقوط كرد، اما انحطاط اين حكومت از چندين دهه قبل آغاز شده بود. انحطاط مزبور تنها به قلمرو سياسي مربوط نمي شد بلكه در همه زمينه ها گسترش مي يافت. اتفاقاً انحطاط سياسي اندكي ديرتر از زمينه هاي ديگر شدت گرفت. مهم ترين جنبه هاي انحطاط جامعه ايراني در سال هاي پاياني فرمانروايي ساسانيان عبارتند از:
الف- انحطاط اعتقادي ب- افزايش فقر مالي مردم ج- فشار ناشي از جنگ هاي شاهان د- افزايش ماليات‌ها.
دلايل انقراض حكومت ساساني توسط مسلمانان عبارتند از: ۱- ناخشنودي مردم ايران از حكومت ساساني در پايان كار اين خاندان ۲- امتيازهاي طبقاتي و برخورداري دسته اي خاص از اين امتياز و محروم ماندن اكثريت مردم در دوره ساساني ۳- انحطاط عقيدتي حكومت ساساني بر اثر اقدامات و رفتارهاي نسنجيده موبدان زرتشتي ۴- اختلافات داخلي بين شاهزادگان ساساني به خاطر رسيدن به سلطنت ۵- انتشار آيين اسلام در واقع منادي اصلاحات اجتماعي و برابري انسانها بدون توجه به قوميت ها، نژادها و موقعيت هاي اجتماعي بود.

پيشگفتار
اينجانب براي پي بردن به علل اصلي سقوط ساسانيان و شناسايي ريشه هاي نابساماني و انحطاط امپراتوري ساساني، موضوع پايان نامه خود را انتخاب كردم.
بحران هاي داخلي، ضعف و فساد دستگاه حاكمه، نفوذ ايدئولوژي اسلام در مرزنشينان ايران و … باعث گرديد تا حكومت ساساني كه روزگاري مي توانست در سطح جهاني تهاجمات وسيع امپراتوري قدرتمند روم را دفع كند، به سرعت از پاي درآيد و شهرهاي مرزي ايران يكي بعد از ديگري سقوط كند و تيسفون به دست اعراب مسلمان بيفتد.
در پايان از استاد راهنمايم، دانشمند فرزانه جناب آقاي دكتر داود اصفهانيان و استاد مشاورم سركار خانم دكتر ليلي خبازي، كه در تهيه و گردآوري منابع تاريخي و نگارش پايان
مقدمه
تاريخ ايران بعد از اسلام، از فتح مداين بدست اعراب مسلمان آغاز مي شود كه به دنبال آن امپراتوري كهنسال ساساني انقراض يافت و سراسر ايران به دست اعراب مسلمان افتاد. اين حادثه بزرگ سرفصل تاريخ جديد ايران و پايان عهد باستان آن به شمار مي رود. و هر كسي به تاريخ ايران مي نگرد مي خواهد سرّ اين نكته را كشف كند و معلوم بدارد كه امپراتوري ساساني به چه سبب با سرعتي چنان شگفت انگيز سقوط كرد. تحقيق اين نكته، مستلزم غور در تاريخ اواخر دوره ساساني و مطالعه وقايع و احوالي است كه منجر به ضعف و انحطاط قطعي حكومت ساساني گشت.
مي توان گفت كه مقارن هجوم اعراب مسلمان، ايران خود از پاي درآمده بود و شقاق و نفاق بين طبقات و اختلافات و رقابتهاي ميان نجبا، آن را به كنار ورطه نيستي كشانيده بود. حرص و تجمل تمام مباني حكومت ساساني را سست و ضعيف كرده بود موبدان در دوره سلطه ساسانيان بر ايران در حقيقت ابزار سلطه سياسي شاهان و توجيه كننده سياست هاي آنان به شمار مي رفتند. و با همه قدرتي كه در دستگاه شاهي داشتند هرگز قدمي به نفع مردم محروم برنمي داشتند و از حقوق آنان دفاع نمي كردند. در شرايطي كه قوه قضايي كشور، در انحصار موبدان بود و آنان در امور كشور نقشي اساسي داشتند، هرگز به هنگامي كه مردم دچار شديدترين مشكلات اقتصادي بودند و گاه با قحطي و بيماري دست و پنجه نرم مي كردند كاري به نفع آنان نمي كردند.
پيوستگي دين و دولت كه اساس سياست دولت ساساني به شمار مي آمد موبدان را مداخله جوي و قدرت طلب نموده بود. جامعه ساساني آماده پريشاني و پاشيدگي بود و در اين جامعه بين طبقه اشراف و نجبا با طبقه عامه جدايي بسيار بود. به تعبير نويسنده نامه تنسر اين اشراف و نجبا از عامه مردم به، (لباس و مركب و سراي و بستان وزن و خدمتكار) ممتاز بودند. در جامعه ساساني، هر فرد و هر خانواده جا و مقامي داشتند و هيچ كس نمي توانست خواهان درجه يي باشد برتر از آنكه به مقتضاي نسب به او تعلق دارد. خون و نژاد، عامل عمده يي در امتياز طبقاتي به شمار مي‌آمد و عامل ديگر مالكيت بود.
از مرگ خسروپرويز تا به تخت نشستن يزدگرد سوم بيش از چهار سال نمي گذشت كه در اين چهار سال اگر پادشاهي شهر براز، را به حساب نياوريم، يازده نفر به تخت پادشاهي اين كشور نشسته اند. اين سلطنتهاي لرزان نشان مي دهد كه اوضاع سياسي در آن سال ها تا چه اندازه بي ثبات بود و چگونه اين امپراتوري گسترده از داشتن قدرتي كه حافظ نظم دربار شاهنشاهي باشد محروم بوده است. جنگ هاي طولاني ايران و روم در مدتي بيش از بيست سال، كه جز در سال هاي نخست به زيان ايران بود، فشار زيادي بر مردم وارد مي كرد. در اين جنگ ها چه نيروهاي انساني فراواني كه از پا درآمد و چه شهرها و روستاها كه بيهوده ويران شد و چه مالياتهاي سنگين كه براي تامين هزينه اين جنگ هاي طولاني بر ملت تحميل گرديد. ناامني شهرها و راه ها كه پي آمد چنين وضعي است، بحران وضع بازرگاني و خرابي اقتصاد، عواملي بودند كه هر يك، براي ناخشنود كردن مردم و ايجاد گلايه و شِكوه و مقاومت در برابر دولت، كافي بود، چه رسد بدانكه همه يكباره فراهم آيد. مي‌توان گفت از نيمه دوم پادشاهي خسروپرويز تا جلوس يزدگرد سوم، مردم ايران از دو دسته اقليت و اكثريت تشكيل مي شد. اقليتي از درباريان و وابستگان به آن، از لشكريان و موبدان گرفته تا دهقانان (مالكان) كه همه چيز براي آنان آماده بود، و اكثريتي كه هرچه مي خواست، نداشت. و نيز طبقه اشراف يا بزرگان امتيازات ويژه اي مانند حق درس خواندن و رسيدن به شغل هاي مهم را در انحصار خود گرفته بودند و طبقه عامه مردم كه شامل كشاورزان و پيشه وران بود از اين امتيازات محروم بودند. موبدان كه از بانفوذترين و قدرتمندترين طبقات جامعه ساساني محسوب مي شدند با رفتارها و كارهايي كه انجام دادند آسيب هاي جدي به آيين زرتشت وارد كردند و نه تنها در مواقع سختي پشتيبان مردم نبودند بلكه بيشتر توجيه كننده كارهاي ظالمانه شاهان ساساني بر مردم بودند. بدون ترديد مردم از موبدان زرتشتي به شدت ناخرسند بودند. علاوه بر اين احكام و مراسم مذهبي در آيين زرتشت بسيار سخت و طاقت فرسا بود و در حالي كه احكام دين اسلام بسيار معقول و منطقي و آسان بود و نيز دين اسلام بر مساوات و عدالت و برابري انسانها بدون توجه به قوميت و نژاد و موقعيت اجتماعي، تأكيد داشت.

در نگارش اين پايان نامه از منابع گوناگوني بهره گرفته ايم كه چند نمونه از آنها را نقد و بررسي مي‌كنيم.
تاريخ طبري: ۱ محمدبن جرير طبري (۲۲۴- ۳۱۰ هـ ق) كتاب تاريخ خود را به نام (تاريخ كبير) يا (تاريخ الامم والملوك) يا (اخبار الرُّسل والملوك) خوانده مي شود، به سال ۳۰۲ هـ.ق به پايان برد. اين كتاب از جمله تواريخ عمومي است كه از آغاز آفرينش جهان تا وقايع سال ۳۰۲ هـ ق را دربردارد، و نخستين تاريخ كامل مفصّل و معتبر به زبان عربي است. در تاريخ طبري سرگذشت پيامبران و نيز تاريخ ايران از آغاز تا پايان دوره ساسانيان و همچنين تاريخ دوره اسلامي تا زمان حيات مؤلف، به تفصيل آمده است. يكي از امتيازات مهم تاريخ طبري اين است كه، سبب محفوظ ماندن برخي از آثار و اخبار دوره ساسانيان گرديده است. طبري به نقل روايات، با كمال امانت و با ذكر اسناد و سلسله راويان تلاش كرده است و اين امر موجب شده است كه اخبار كهن به گونه موثق و مطمئن، بي دخل و تصرف به دست ما برسد. طبري در وسعت نظر و احاطه به اخبار گذشتگان و بي طرفي در ميان همه نويسندگان تاريخ اسلام، بي نظير است. تاريخ طبري، بهترين ماخذ براي گردآوري تاريخ ساسانيان است و نخستين تاريخ از تواريخ موجود است كه در آن تاريخ اسلام از آغاز تا زمان حيات طبري به صورت مستند و به گونه سالنامه نگاري آمده است. تاريخ طبري، مهم ترين و مشهورترين مجموعه مفصل تاريخ عمومي اسلام است به زبان عربي، قدمت تأليف و مزاياي علمي و اجتماعي مؤلف، آن را يكي از معتبرترين مراجع تاريخ اسلام تا عصر تأليف قرار داده است.
در تأليف اين كتاب جامع، غرض عمده طبري در واقع آن بوده است كه تمام اطلاعات مهم مسلمين را در باب تاريخ جمع و ضبط كند و چون غالباً در درستي و نادرستي مآخذ روايات تعمقي نكرده و همواره عين روايات را نقل كرده است. كتاب مهم و عظيم با وجود جامعيت و وسعت از نظر ارزش و اعتبار محتويات و مندرجات، همه جا مورد قبول نيست و آن روح نقادي و دقت نظري كه لازمه چنين كاري هست، همه جا در كتاب او رعايت نشده است و مخصوصاً هرچه حوادث و وقايع به عصر حيات مؤلف نزديك تر شده اند، از جامعيت و تفصيلي كه در اجزاء پيشين كتاب بود تدريجاً كاسته شده است. اين نقص كه بويژه در وقايع و حوادث مربوط به عصر حيات مؤلف بيشتر ديده مي شود و ظاهراً چنان كه بروكلمان در رساله خويش ذكر كرده است، علتش سن بالا و پيري طبري  بوده است.
(طبري، محمدبن جرير، ۱۳۵۲، تاريخ طبري، مترجم ابوالقاسم پاينده، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، تهران، جلد پنجم).

فتوح البلدان:۱ نوشته احمدبن يحيي بلاذري، اولين مورخي است كه اثر عمده او و يا خلاصه اي از اثر مهم او راجع به اخبار پيروزيهاي مسلمين به ما رسيده است. وي اهل بغداد و مدتي نديم متوكل عباسي بوده است و به زبان فارسي آشنايي داشته است. به سبب احاطه او به اخبار و مآخذ مختلف، روايات او در كتاب فتوح البلدان، به ويژه آنچه مربوط به پيروزيهاي مسلمين در ايران است. معتبر و دقيق بوده و مبتني بر اطلاعات و معلومات قابل اعتماد است. نيز از اين كتاب مي توان اطلاعات سودمندي درباره جزيه و سكه ها و بويژه راجع به تغيير ديوان از فارسي به عربي بدست مي آورد، كه جالب توجه است. در اين پايان نامه در فصل مربوط به جنگ هاي ساسانيان با مسلمانان از اين كتاب استفاده شده است.
(بلاذري، احمدبن يحيي، ۱۳۴۶، فتوح البلدان، مترجم آذرنوش آذرتاش، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، تهران).
تاريخ كامل:۲ نوشته عزالدين علي ابن اثير، كتاب ابن اثير، در واقع خود تاريخ عمومي مفصل و مستقلي است مشهور به كامل ابن اثير كه مؤلف ضمن تلخيص و تهذيب كتاب طبري، آن را كامل كرده و حوادث را تا عصر حيات خويش دنبال نموده است. وي با دقت نظر بي‌نظيري به تدوين و مقايسه روايات و ضبط و نقل اطلاعات تلاش كرده است و در مواردي كه راجع به يك واقعه دو روايت مختلف وجود داشته است كه ترجيح يكي بر ديگري مشكل بوده است، به نقل هر دو روايت پرداخته است. نويسنده در موارد مقتضي، اطلاعات مفيدي هم در باب احوال اجتماعي و عقايد و رسوم و حتي آثار ادبي به دست داده است. ابن اثير در نقل و در نقد ماخذ خويش، قريحه نقادي و دقت نظر بكار برده است. حسن كتاب، تاريخ كامل، ابن اثير: ۱- رك گويي ابن اثير   ۲- دسترسي ابن اثير به آرشيوها و اسناد محرمانه عباسيان.
( ابن اثير، عزالدين علي، ۱۳۷۰، تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، مترجم عباس خليلي، انتشارات علمي، تهران، جلد دوم).
مروج الذهب۱: نوشته علي بن الحسين مسعودي، از مآخذ مهم عربي در تاريخ ايران عهد اسلام مي‌باشد. اين كتاب چكيده مطالعات او در تاريخ عمومي اقوام است.
مسعودي در آثار مورخان پيشين با ديده دقت و انتقاد، نظر كرده و اخبار و روايات مختلف را بدون نقد و تعمق، نقل نكرده است. مسعودي مورخي رك گو و پركار مي باشد كه همدلي با شيعه داشته است. از كتاب هاي ديگر مسعودي، كتاب التنبيه و الاشراف است كه در اين كتاب، مسعودي توجه ويژه به تمدن و فرهنگ ملل و جغرافيا دارد. و كتاب مناقب علي (ع) كه مسعودي اين كتاب را در برابر نظر جاحظ نگاشته است و در اين كتاب، همدلي مسعودي با شيعه مشخص است.
( مسعودي، علي بن حسين، ۱۳۸۲، مروج الذهب، مترجم ابوالقاسم پاينده، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، جلد اول، چاپ هفتم)
الاخبار الطوال۲: نوشته احمدبن داود دينوري، در اين كتاب ابوحنيفه دينوري روايات مهم درباره پيروزيهاي اسلام نقل كرده است كه در مآخذديگر نيست.
در اين پايان نامه در فصل مربوط به جنگ هاي ساسانيان و مسلمانان از اين كتاب استفاده شده است.
(دينوري، احمدبن داود، ۱۳۷۱، اخبار الطوال، مترجم دكتر محمود مهدوي دامغاني، نشر ني، تهران)
تاريخ بلعمي۳: نوشته ابو علي بلعمي، از جمله منابع عمده تاريخ ساسانيان مي باشد، كه به سال ۹۶۳ م از تاريخ طبري ترجمه شده است. تاريخ بلعمي يكي از گنجينه هاي نفيس نثر قديم فارسي شمرده مي‌شود. نثر بلعمي بسيار ساده و روان است.
(بلعمي، ابو علي، ۱۳۷۲، گزيده تاريخ بلعمي، انتخاب و شرح دكتر جعفر شعار- دكتر محمود طباطبائي، نشر قطره، تهران، چاپ اول)

تاريخ گزيده۱: نوشته حمدالله بن ابي بكر مستوفي، در اين پايان نامه در فصل مربوط به جنگ هاي ساسانيان با مسلمانان از اين كتاب استفاده شده است.
(مستوفي، حمدالله بن ابي بكر، ۱۳۶۴، تاريخ گزيده، به اهتمام عبدالحسين نوايي، انتشارات امير كبير، تهران، چاپ سوم)
ايران از آغاز تا اسلام۲: نوشته رومن گير شمن، نويسنده در اين كتاب كوشيده است كه گذشته ايران را از حدود پانزده هزار سال قبل از مسيح تا حمله عرب را شرح بدهد. نويسنده همان گونه كه پيروزي ملت ها را با علل آنها شرح مي دهد، شكست هاي آنان را هم با سبب هاي آنها بيان مي‌كند. مزيت ديگر اين كتاب آن است كه انواع هنرها از ظروف سفالين، ابزارهاي ضروري زندگي و نقاشي و مجسمه سازي و معماري در طي قرون مورد بحث قرار مي گيرد. نويسنده از پيدايش انواع خطوط و ترويج علوم گفتگو مي‌كند. وضع كشاورزي و بازرگاني در هر عهد تشريح مي شود. حسن ديگر اين كتاب آن است كه بيش از تواريخ ديگر كه درباره دوره پيش از اسلام، ايران نگاشته شده، اطلاعات باستان شناسي، همه جا با بررسي هاي تاريخي همراه يكديگر نقل شده است. ديگر از مزاياي اين كتاب، تصاوير و نقوش و نقشه هايي است كه مطالب كتاب را زبان دار معرفي مي كند.
موضوع ديگر كه بايد گفت حس احترام است كه دكتر گيرشمن همه جا در طي كتاب خود نسبت به استعداد و نبوغ قوم ايراني نشان مي دهد، بدون آنكه از ذكر نقاط ضعف وي خودداري كند.
(گيرشمن، رومن، ۱۳۸۳، ايران از آغاز تا اسلام، مترجم دكتر محمد معين، انتشارات معين، تهران، چاپ اول)
ميراث باستاني ايران۳: نوشته ريچارد فراي، نويسنده در اين كتاب تاريخ ايران را از قديم ترين زمانها تا نزديك روي كار آمدن سلاجقه دنبال مي كند. نقشه ها و فهرست منابع و تصويرهايي كه در اين كتاب آمده است، براي كساني كه مي خواهند با بعضي از موضوعات مربوط به تاريخ پيش از اسلام ايران آشنا شوند، مناسب مي باشد.
(فراي، ريچارد، ۱۳۴۴، ميراث باستاني ايران، مترجم مسعود رجب نيا، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران)
ايران در زمان ساسانيان۱: نوشته آرتوركريستين سن، نويسنده تقريباً همه منابع قديم و جديد را از يوناني و رومي و سرياني و ارمني و عربي، از نظر انتقاد گذرانيده است. جامع تر از اين، كتابي در تاريخ ساساني، نوشته نشده است، بويژه نويسنده كيفيت مدني آن زمان را مورد بحث قرار داده و گِرد روايات و سرگذشت ها كه در كتابهاي ديگر نوشته شده، نگشته است. همه مباحث آن متوجه دين و فرهنگ و علم و هنر و مقامات اجتماعي و مراتب درباري و مانند اينهاست. از تازگيهاي اين كتاب آن است كه نويسنده، اعلام و اصطلاحات قديم را عموماً بشكلي آورده است كه در كتب اوستايي و پهلوي ديده يا قواعد زبان هاي كهن چنان حكم مي كرده است مانند وهرام (بهرام)، كواذ (قباد).
(كريستين سن، آرتور، ۱۳۷۵، ايران در زمان ساسانيان، مترجم رشيد ياسمي، انتشارات دنياي كتاب، تهران، چاپ هشتم)
تاريخ تمدن اسلام:۲ نوشته جرجي زيدان، نويسنده تاريخ تمدن اسلام، احاطه كامل به زبان و ادبيات عرب داشته و مطالب را از منبع اصلي، بدون واسطه اقتباس كرده است. مؤلف عواملي كه در پيشرفت اسلام موثر بوده است را توضيح داده است.
(زيدان، جرجي، ۱۳۷۳، تاريخ تمدن اسلام، مترجم علي جواهر كلام، انتشارات اميركبير، تهران، جلد اول، چاپ هشتم)
ايران و تمدن ايراني:۳ نوشته كلمان هوار، در اين پايان نامه در فصل مربوط به تشكيلات سياسي و اداري حكومت ساساني از اين كتاب استفاده شده است.
(هوار، كلمان، ۱۳۶۳، ايران و تمدن ايراني، مترجم حسن انوشه، انتشارات اميركبير، تهران).
تاريخ اجتماعي ايران۱: نوشته مرتضي راوندي، در اين پايان نامه در فصل مربوط به تشكيلات سياسي و اداري و اوضاع اجتماعي و اقتصادي ايران در دوره ساساني از اين كتاب استفاده شده است.
(راوندي، مرتضي، ۱۳۵۴، تاريخ اجتماعي ايران، انتشارات اميركبير، تهران، جلد اول).
تاريخ ايران بعد از اسلام:۲ نوشته دكتر عبدالحسين زرين كوب، نويسنده علل سقوط ساسانيان را توضيح داده است.
(زرين كوب، عبدالحسين، ۱۳۷۳، تاريخ ايران (بعد از اسلام)، انتشارات اميركبير، تهران، چاپ هفتم).
تاريخ مفصل ايران از صدر اسلام تا انقراض قاجاريه:۳ نوشته عباس اقبال آشتياني كه نويسنده در اين كتاب جنگ هاي ساسانيان با مسلمانان را توضيح داده است. در اين پايان نامه در فصل مربوط به جنگ هاي ساسانيان با اعراب مسلمان و دلايل انقراض حكومت ساساني از اين كتاب استفاده شده است.
(اقبال آشتياني، عباس، تاريخ مفصل ايران از صدر اسلام تا انقراض قاجاريه، انتشارات كتابخانه خيام، تهران).
تاريخ اسلام:۴ نوشته دكتر علي اكبر فياض، نويسنده در اين كتاب جنگ هاي ساسانيان با اعراب مسلمان را توضيح داده است.
(فياض، علي اكبر، ۱۳۷۴، تاريخ اسلام، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، چاپ هفتم).
تاريخ تحليلي اسلام:۵ نوشته دكتر سيد جعفر شهيدي، كه نويسنده در اين كتاب جنگ هاي ساسانيان و اعراب مسلمان را به صورت تحليلي توضيح داده است و علل شكست ساسانيان از اعراب مسلمان را بيان كرده است.
(شهيدي، سيدجعفر، ۱۳۷۰، تاريخ تحليلي اسلام، شركت چاپ و نشر ايران، تهران)
شاهنشاهي ساساني:۱ نوشته تورج دريايي، اين كتاب رويكردي كلي به تمدن ساساني دارد و كوشش شده تا نظري جامع درباره جنبه هاي گوناگون تمدن آن ارائه دهد.
(دريايي، تورج، ۱۳۸۴، شاهنشاهي ساساني، مترجم مرتضي ثاقب فر، انتشارات ققنوس، تهران، چاپ دوم).
تاريخ ايران كمبريج۲ (از اسلام تا سلاجقه): گردآورنده اين كتاب ريچارد فراي مي باشد كه حسن انوشه اين كتاب را ترجمه كرده است و از سلسله تحقيقات گروه تاريخ ايران دانشگاه كمبريج مي باشد. و در اين كتاب علل فروپاشي حكومت ساساني به صورت تحليلي بررسي شده است.
تاريخ ايران كمبريج۳ (از سلوكيان تا فروپاشي دولت ساسانيان): گردآورنده اين كتاب جي.آ.بويل مي باشد و حسن انوشه اين كتاب را ترجمه كرده است. و اين كتاب پژوهش دانشگاه كمبريج مي باشد و دلايل انقراض دولت ساساني را به صورت تحليلي بررسي كرده است.

فصل اول
كليات
۱-    ۱- هدف (تحقيق)
۱-    ۲- پيشينه تحقيق
۱-    ۳- روش كار و تحقيق
 
۱-  ۱- هدف (تحقيق)
منظور تحقيق: شناسايي ريشه هاي نابساماني و انحطاط و سقوط امپراتوري ساساني و نقاط ضعف اين حكومت. بيان اين مطلب كه در مقابل ضعف هاي امپراتوري ساساني، فرهنگ و تعليمات آئين اسلام چه برجستگي هايي داشت كه تمدن كهن سال ساساني را تحت الشعاع قرار داد.
اهداف ديگري كه از اين پژوهش تاريخي مورد نظر مي باشد عبارتند از:
–    شناخت اوضاع سياسي، اجتماعي، فرهنگي، ديني، اقتصادي ايران در اواخر دوره ساساني.
–    شناخت علل فروپاشي امپراتوري ساساني.
–    شناخت عوامل موثر در پيروزي اعراب مسلمان بر ساسانيان.

۱-    ۲- پيشينه تحقيق
تاكنون تحقيقات فراواني درباره دوره ساساني انجام گرفته است به عنوان نمونه از مهم ترين كتاب هايي كه در اين مورد در خارج از كشور نوشته شده مي توان كتاب ايران در زمان ساسانيان نوشته آرتور كريستين سن و كتاب ايران از آغاز تا اسلام نوشته رومن گيرشمن و كتاب ميراث باستاني ايران نوشته ريچارد فراي را نام برد. در داخل كشور دكتر عبدالحسين زرين كوب و عباس اقبال آشتياني و مرتضي راوندي و دكتر سيد جعفر شهيدي و علي اكبر فياض درباره تاريخ ايران در دوره ساساني تحقيقات زيادي انجام داده اند و كتاب هاي بسيار ارزشمندي را نوشته اند. لازم به ذكر است كه نويسندگان مذكور كتاب هاي خود به تشريح وضع سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي ايران در دوره ساساني پرداخته اند و بررسي ضعف ها و نارسائي حكومت ساساني و ريشه هاي نابساماني و انحطاط امپراتوري ساساني چندان مورد توجه قرار نگرفته است. لذا اينجانب براي پي بردن به علل اصلي سقوط ساسانيان و شناسايي ريشه هاي نابساماني و انحطاط امپراتوري ساساني، موضوع پايان نامه خود را برگزيدم.

۱-    ۳- روش كار و تحقيق
در پژوهش تاريخي، روش تحقيق نظري است و اين پژوهش تاريخي، از نوع روش تحقيق نظري بوده كه بر پايه مطالعات كتابخانه اي و استدلال و تحليل عقلاني انجام گرفته است. در انجام پژوهش تاريخي كه درباره علل انقراض حكومت ساساني توسط مسلمانان مي باشد، كوشش فراواني شده است كه به منابع متعدد و متنوعي رجوع گردد و مطالب آن منابع با توجه به تفاوت هاي گفتاري و احياناً تضادها و نيز نقد و بررسي مطالب منابع و تعمق در مقام فكري نويسنده، شرح داده شود. و با دقت فراوان به مقايسه مطالب منابع مختلف پرداخته و معقول ترين و درست ترين مطالب را درباره موضوع تحقيق انتخاب كرده و در پايان نامه نوشته شود. و مطالب پايان نامه با پرهيز از تعابير جانبدارانه و تحليل هاي نادرست و غيرمنطقي نوشته شده است. و اميدوارم كه بتواند ريشه هاي انحطاط و سقوط امپراتوري ساساني را نشان داده و به پرسش اصلي تحقيق: چرا امپراتوري ساساني در مقابل حمله اعراب مسلمان شكست خورد و منقرض گرديد؟ پاسخ دهد.

قلمرو جغرافيايي ساسانيان
قلمرو ساسانيان از طرف شمال به رود جيحون و از طرف شمال غربي به درياي پونتوس (درياي سياه امروزي) مي رسيد و از طرف شمال شرقي و شرق با هپتال ها و كوشان ها همسايه بود و از طرف غرب تا نزديكي مرزهاي سوريه امروزي وسعت داشت. و از طرف جنوب با اعراب همسايه بود و از طرف شمال غربي با امپراتوري روم شرقي همسايه بود.

Research and historical article about the reasons for the extinction of the Sasanian rule by Muslims, the reasons for the extinction of the Sassanid dynasty, the reasons for the extinction of the Sassanid dynasty by Muslims, cause the extinction of the Sassanid dynasty by Muslims, the extinction of the Sassanid dynasty by Muslims, download thesis research and study history

کلمات کلیدی مرتبط

  • تحقيق به زبان ساده در مورد حكومت هاي ايران
1 نظر
  1. Babak Pakdaman Sardrood می گوید

    به رای من، چیم (دلیل) واسپوهر (اصلی) شکست ساسانیان در برابر یورش اعراب مسلمان در سه چیز نهفته است: روش زندگی بیابانی اعراب در بیابان های حجاز که خوی تندی به آنان بخشیده و آنان را جنگجویانی در ایوینَگان (شرایط) سخت با خویی تند به بار آورده است که همین ویژگی زندگی سخت چیم پیروزمندی سپاهیان مغول چنگیزی و تیموری، و ارتش نازی هیتلری پس از شکست و نابسامانی هوزینیشنیگ (اقتصادی) جنگ گیهانی دویُم نیز می باشد، آنچنان که بر بسیاری دشمنان در چین و ایران و اروپا چیره می شوند. زندگی مردمان ایران در ده ها و روستاگ ها (شهرها) روان آنان را به آرامش و دوستی خوی می داده است. ایران ساسانی شهری (کشوری) بسیار شکوهمند و با فرهنگی بالا بوده است که مایه سرفرازی همه ما ایرانیان است. بسنده است که بند شوستر، دانشگاه گوندی شاهپور، چونی (کیفیت) هوتُخشان (صنایع) آن زمان نگاهی کنیم. ایراک یا به رای من، آراگ نام سرزمین میان رودان یا بخشی بزرگ از عراق امروزی است که سرزمین زرخیز گندم کاری و سرزمین آسیاب های آبی بوده است که بر پایه داستان نامه (تاریخ نامه) طبری در زمان یورش اعراب به خون ایرانیان چرخیدند. دیگر چیم شکست ما ایرانیان، نایکدلی درباریان ساسانی می تواند باشد که از زمان جنگ خسروپرویز واپسین پادشاه اَماوَند (مقتدر) ساسانی با بهرام چوبین از دیس (شکل) دسیسه های پنهانی به در آمد و فزونی گرفت و آشکارتر شد. پیش از درگذشت پدر خسروپرویز، برخی از درباریان از خسرو نزد پدرش بدگویی می کرده اند تا پدر را بر شاهزاده (فرزندش) برانگیزند و از این روی، خسرو از پایتخت ساسانیان، تیسپون به آدورپایگان (آذربایجان) می روند و زمینه برای سپه خیز بدخواهان او به سرکردگی بهرام چوبین پس از درگذشت پادشاه (پدر خسروپرویز) فراهم می شود. گویا خسروپرویز برای بازپسگیری فرمانروایی از فرمانروای روم یاری می گیرد و یکی از ایوینگان این یاریگری روم، به همسری برگزیدن دختر پادشاه روم، مریم بوده که کیش ترسایی (مسیحی) داشته است که شاید برخی موبدان زرتشتی را برانگیخته باشد و شاید بهانه ای باشد به دست آن دسته از موبدانی که با بهرام چوبین همرای و همسر بودند و پس از چیرگی دوباره خسرو با دسیسه چینی پَدیرَگ (علیه) خسرو دشمنی می ورزیدند. بهانه از آن روی که در ایران ساسانی آزادی باورها را پدیریفته (پذیرفته) بود و مردم با آیین مهر یا میترایی، ترسایی، موسوی، بودایی و زرتشتی در ایران آن روزگار در کنار هم می زیستند، و کیش ترسایی دو همسر خسرو پرویز هم درستی همین سخن را نشان می دهد و باید یادآوری کرد که پادشاهان ساسانی پیشین نیز به آزادی باورها باوَرمند (معتقد) بودند و بونیها (اساساً) خود را پیرو راه کشورداری پادشاهان هخامنشی می دانستند که کوروش بزرگ آن را بنیان نهاده بود (در این جا باید بگویم که به رای من نام هایی چون تاتیوش/دادیوش، داریوش، کوروش، ماریوش، ماتیوش نام هایی ساده نیستند و نیایش هایی (دعاهایی) پارسی کوتاه هستند که به جای نام کاربری یافته اند ).
    به هر روی، جنگ خسرو با روم در اورشلیم (بیت المقدس) آن زمان شکاف میان مریم و خسرو را بیشتر می کرده و هماوردی میان او و دیگر همسر خسرو، شیرین ایرانی که او نیز دین ترسایان داشته است، بر سر جانشینی فرزندان این دو، زمینه را برای دسیسه چینی بیشتر چنان فراهم می سازد که فرزند مریم، بزرگترین پور شاه همه براداران خود را در برابر پدر خود (خسروپرویز) که او را نیز به بند کشیده بود، می کُشد و پسر شیرین (جانشین دلخواه خسروپرویز) را وادار می کند که پدر خود را در زندان از پای درآورد. با این سپه خیز و دسیسه دشمن خانگی رومی، دربار ایران چنان سست می شود که دیگر هیچ یک از پادشاهان پس از خسروپرویز اَماوَندی او را نداشته اند. چنین پیوسیده می شود که این دشمنان رومی خانگی هَمبَستی (شبکه ای) از دَم دُزدان (جاسوسان) و سخن چینان را به روم می فرستاده اند که برخی از آنان نیز می توانسته اند در سامان دهی جنگ های اَن اَورداگ (غیرمستقیم) ایران و روم نیز کاروَری (نقش، دخالت) واسپوهری (مهمّی) داشته باشند. این جنگ ها دست کم از زمان شاپور پادشاه اَماوَند ساسانی آغاز شده بودند که نمونه ای از آن ها جنگ و پیروزی این پادشاه ایرانی دلیر و میهن دوست بر فیلیپ عرب و والرین پادشاه روم در آن زمان بود که اعراب را پَدیرَگ ایرانیان و ایران برانگیخته بودند. پیروزی ایرانیان در پشتیبانی از یهودیان در جنگ با ترسایان که پشتیبانی رومیان را داشتند، در زمان خسروپرویز ساسانی رخ می دهد که در آیه نخست سوره روم قرآن کریم نیز به آن پرداخته شده است و به اعراب باوَرمند به اسلام مژده داده شده است که به زودی سپاه روم بر ایران پیروز خواهد شد. این شکست می تواند به دنبال همان دسیسه چینی ها و سپه خیز فرزند مریم همسر ترسای خسروپرویز و دختر پادشاه روم باشد. پژوهش بیشتر برای پدیرش یا آنابش (ردّ) این رای بایسته است که بر دوش دانشمندان و دانشپژوهان ایران زمین سنگینی می کند. نگاهی به داستان (تاریخ) جنگ های ایران و اعراب و رخدادهای پس از چیرگی اعراب بر ایران و پایمردی و پایستگی ایرانیان دلیر تا چند سده پس از چیرگی آنان به خوبی نشان می دهد که ایرانیان دل خوشی از یورش بیگانگان به میهن خویش نداشته اند- خیزش پاپک خررمدین، خیزش مازیار، خیزش هوراسان (خراسان)، خیزش رادمان پور ماهک (یعقوب لیث صفار) و … . همچنین، نگاهی به واژگان نیز همین سخن را می پَسسَندَد (تأیید می کند): هَمتاگینش “سیّد” و “سیّده” برای اعراب با “کَنیز” و “کَنیزَک” که دو واژه عربی برای بزرگی بخشیدن به اعراب به کار می روند، و دارای چیم (معنی) سروَر هستند و دو واژه دیگر در زبان پارسی پهلوی به چیم دختر جوان و دخترک هستند که بدبختانه پس از یورش و چیرگی اعراب بر ایران، چیم خود را از دست دادند و چیم “چاکر ماده” را گرفتند که نیم زنان آزاد یا همان سیده ها داد (حق و حقوق) داشته اند. همچنین، واژه “خوخ” که در پارسی پهلوی و در آدورپایگان دارای چیم “پلید و ناپاک” است، در زبان عربی به چیم میوه هلو کاربری دارد. با به یاد آوردن این که ایز (حتّی) امروزه نیز ویدارش (انتقال) این میوه آبدار دشوار است چه برسد با اسب و شتر در آن زمان، و با یاد داشتن این که درختان هسته دار در کوستَگان (مناطق) سردسیری می رویند، که بسیار دور از سرزمین اعراب می باشند (آدورپایگان، گُردستان، ارمنستان)، آشنایی اعراب با این میوه پس از جنگ و خونریزی و چیرگی آنان بر ایرانیان بوده است و به گمان می رسد که این واژه بیشتر از بوی خوش این میوه خوشمزه، بوی دشمنی ورزی با یورشگران بیگانه را به همراه دارد. داستان سیزدَگ (بیداد و ستم به زبان پارسی پهلوی) به در و سیزده به در -مَرَگ (عدد) شوم در فرهنگ اعراب یورشگر) نیز نشانی دیگر از ناخرسندی ایرانیان و کوشش آنان در سامان دهی خیزش های سالیانه و کوستیگ (منطقه ای) پارتیسانی (پارتیزانی، شیوه جنگ سپاهیان پارتی که با گریز و جنگ با دشمن به دام افتاده همراه بوده است) دارد. در پایان این که، آیا شما دوست دارید که کسی بسیار نیکومنش به زور شمشیر و نیزه و تیر و کمان و به بهای خونریزی جنگ های گلولا (جلولا)، نهاوند، و … شما و همسر و دختر و پسرتان را به راه درست زندگی فرا بخواند؟ دختر جوانتان را به بیگارگی و تن دادن وادارد؟ و پس از کشتن پدری چون پاپک خررمدین، با دخترتان … . نگاهی به جایگاه بلند دژ پاپک و راه دشوار و سخت و دور آن گواه رادمردی دلاوران و شیرمردان و شیرزنان و شیرکودکان و شیرنوزادان ایرانی است که زمستان های سرد را بر چنان بلندی هایی برفگیر به جان خریده اند و دلیر و بی باک در برابر یورشگران بیگانه نه یکی چند روز که بیست و سه سال ایستادگی فرموده اند، و در پایان نیز با پاشیدن خون پاکشان بر سیمای خود آبروداری فرموده اند که ایران و ایرانی از مرگ هراسی ندارد و زردی رخسار نه از بیم جان سپاردن، که از خونی است که ددمنشان بر زمین فروریخته اند. دیگر نشانه از این ناخرسندی ها، شادی صدام حسین و خرسندی او از جنگ قادسیه (پیروزی اعراب بر ایران ساسانی و کشتن شمار بسیاری از ایرانیان) است . دیگر چیم ناخرسندی ایرانیان، از میان رفتن زبان پارسی پهلوی و آسیب خوردن بسیار سخت این زبان، از میان رفتن کیش (خط) پارسی پهلوی و به آتش کشیده شدن نیبیگ ها (کتاب ها) و نیبیگخانگان (کتابخانه ها)، چهل پاره شدن فرش زربافت بهارستان و به تاراج رفتن داشته ها و اندوخته های ایران و ایرانی، ویرانی آبادی ها و کشته شدن ایرانیان، به بردگی و کنیزی گرفته شدن مردان و زنان و کودکان است. کدام مردمی (انسان) این ها را می تواند بپدیرد؟ که ایرانی بپدیرد؟ و اگر کسی برای فراخواندن به راه خدا نیز دست به جنگ دراز کرده باشد، چگونه است که داشته های آنان را به سود خود برمی دارد؟ و به خود آن ستمدیدگان؟ خسته از بیداد؟ پس نمی دهد که به دور از بندگی؟ و کنیزی؟ زندگی خوشی را آغاز نمایند. نگاهی به رَستَگ (سریال) مختارنامه به خوبی نشان می دهد که مردان و زنان ایرانی دربند آنان چه سان در کشتزار کار می کنند و چه سان سیّده، زن مختار، از نگاه و شاید یاری کردن در کار کشتزاری بر خاک ایران و از آن ایرانیان بازداشته می شود که مایه رنجشی برایش نشود. ایرانیانی نیز چون افشین بوده اند که شیفته الافشین شدن بوده اند تا از درون بر اعراب بشورند، و تیغ بر ایران و ایرانی آهیخته اند!!! و خود نیز به دست اعراب کشته شده اند (چرا کُشتی تا کُشته شوی زار؟).

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

CLOSE
CLOSE