loading...

آشنايي با ميراث هنري و فرهنگي ايران,حفظ و احيا و معرفي ميراث فرهنگي و هنري ايران

در این پست از سایت hooris.ir آشنايي با ميراث هنري و فرهنگي ايران,حفظ و احيا و معرفي ميراث فرهنگي و هنري ايران را برای شما عزیزان علاقه مند به باستان شناسی و میراث فرهنگی قرار دادیم .

آشنايي با ميراث هنري و فرهنگي ايران,حفظ و احيا و معرفي ميراث فرهنگي و هنري ايران
آشنايي با ميراث هنري و فرهنگي ايران,حفظ و احيا و معرفي ميراث فرهنگي و هنري ايران

آشنايي با ميراث هنري و فرهنگي ايران,حفظ و احيا و معرفي ميراث فرهنگي و هنري ايران,میراث فرهنگی,باستان شناسی,معرفی میراث فرهنگی,حفظ و مرمت و بازسازی میراث فرهنگی,سازمان میراث فرهنگی ایران,میراث فرهنگی و هنری تاریخی ایران,احیا مکانهای میراث فرهنگی ایران

آشنايي با ميراث هنري و فرهنگي ايران,حفظ و احيا و معرفي ميراث فرهنگي و هنري ايران

فهرست مطالب
مقدمه
فصل اول : ميراث مکتوب ……………..٢
 
فصل دوم : ميراث معماري ……………. ١٨
فصل سوم : باغ ايراني …………………٤٦
فصل چهارم : موسيقي ايراني ………… ٥٦
فصل پنجم : نايش هاي آييني و سنتي ..٧٢
فصل ششم : صنايع دستي ……………٨٤
فصل هفتم : پوشاک و زيورآل ت ……… ١٠٦
مطالعه آزاد…………………………. ١٢٢
منابع و مآخذ………………………..١٣١

 
مقدمه
در بين متوني که از گذشته هاي دور به ميراث رسيده است ، کلمه  »فرهنگ « از دو حرف »فره « به معناي »شکوه و عظمت « و
»هنگ « از ريشه اوستايي »سنگ « به معني »کشيدن « و »سنگيني « و وقار برگرفته شده است  و در متون فارسي پهلوي به معناي »دانش و دانايي « آمده است .
اما در حوزه زبان انگليسي مفهوم »فرهنگ « تحول ت ديگري به خود مي بيند. تايلور »فرهنگ ١« را مترادف با »تمدن ٢  « به کار گرفت . او معتقد است فرهنگ کليت در هم تنيده اي است که از »دانش ، دين ، هنر، قانون ، اخل قيات ، آداب و رسوم ،  و هرگونه توانايي و عادتي که آدمي به عنوان عضو جامعه به دست ميآورد تشکيل مي شود.«
البته نظام فرهنگي يک جامعه را به عنوان مجموعه اي از باورها، آيين ها، انديشه ها، ارزش ها و نيز مسايل ، موضوعات و مقول ت مادي که تک تک افراد به عنوان اعضاي اين گروه يا اجتماع آنها را فرا مي گيرند هم  لحاظ مي کنند٣. هر چند در اين مورد مجموعه وسيعي از تعاريف موجود است ، اما عام ترين تعريف اين رويکرد از آن تايلور است .
در ديدگاه علماي ايراني از جمله عل مه جعفري ، هر امري که در جهت رشد انسان به سوي کمال اثرگذار باشد جزء فرهنگ
محسوب مي شود و هر چه که از اين خصوصيت بهره مند نباشد در حوزه فرهنگ قلمداد نمي شود.
محمد اسلامي ندوشن  نيز مهم ترين پديده در فرهنگ را عنصر کمال و اعتل ء  قلمداد نموده و بدون کمال و اعتل ء هستي براي فرهنگ قايل نيست . از اين روست که در ارتباط با فرهنگ مي نويسد: »هرچه ميزان فرهنگ بال تر باشد، رابطه انسان با خود و جامعه و به طور کلي با جهان گرم تر خواهد بود و زندگي از کيفيت بال تري برخوردار خواهد گشت .« و در جاي ديگر مي نويسد: »فرهنگ حاصل و نتيجه کردارهاي نجيبانه و تعالي بخش انسان بوده و به او امکان مي دهد تا در عالمي برتر از عالم غريزه زندگي نمايد.
در نهايت همه بر اين باورند که دين ، هنر، اسطوره ، زبان و علم را مهم ترين عناصر فرهنگ برمي شمارند و اين امور را مهم ترين
عناصر جهان انساني تلقي مي کنند.
از آنجا که نظام هنري و زيبا شناختي رابطه مستقيم بر فرهنگ جامعه دارد؛ هنر داراي مصاديق متعدد و گسترده اي همانند شعر، موسيقي ، نقاشي ، معماري ، صنايع دستي و اموري از اين قبيل مي گردد. فرهنگ هر جامعه هنر آن جامعه را هدايت و رهبري مي نمايد و فرهنگ در قالب آن تحقق عيني مي يابد.
 فرهنگ و هنر در سرزمين ايران طي هزاران سال تاريخ پرفراز و نشيب ، همواره در جلوه هايي گوناگون تجلي يافته است . فرهنگ و هنري به قدمت ، در جلوه هايي از خلاقیت و شيوه هاي زندگي بروز يافته است . اگر خلاقیت و از آن جمله خلاقیت هنري را، استعداد توليد ايده هاي فراوان و به کار بستن شيوه ها و روش هاي گوناگون بدانيم ، بي ترديد يکي از پايه هاي لازم  براي آن همين اندوخته هاي فرهنگي و هنري ، ديدن و تأمل و تجربهٔ آثار گذشتگان است . در اين زمينه ميراث فرهنگي و هنري ايران منبع ليزال آموزش و پرورش خلاقیت هنري است . و رشد و بالندگي اين خلاقیت پيوسته در گرو شناخت آن ميراث است .
پژوهش ، حفظ و احيا و معرفي ميراث فرهنگي و هنري ايران سبب بالندگي روح ، ارتقاء اعتماد به نفس و مايه فخر و مباهات هنر ايراني است و توجه به آن بسيار حائز اهميت است . گذشتگان ما تا پاي جان در حفظ و حراست اين يادگارهاي گران بها تلاش کرده اند، شايسته نيست که نسبت به اهميت اين مقوله و ارزش هاي نهفته آن غفلت شود و اکنون وظيفه ما اين است که همچون پدران خود ميراث هنري جاويدان کشورمان را نگهداري کنيم .
culture ــ١ civilization ــ٢ Thompsonــ۳

 
بنابراين فرهنگ بر اساس ارتباط انسان با ابعاد سه گانه محيط زيست ، جامعه و ماوراي طبيعت شکل مي گيرد که در دو بخش عمده جسماني و رفتاري قابل طبقه بندي است و فرهنگ مادي و معنوي را در بر مي گيرد. فرهنگ معنوي بخش پوياي ميراث فرهنگي است . همه باورها و اعتقادات ، صورت هاي ذهني فرهنگ و همه سنت ها و رفتارهاي آييني ، رفتارهاي هنري و تفريحي جلوه هاي گوناگون فرهنگ معنوي هستند و خود به دو بخش » آثار فکري و رفتاري « و » شخصيت هاي برجسته « تقسيم مي شود. در حقيقت فرهنگ معنوي بدنه اصلي فرهنگ ملي است و روح کالبد فرهنگ مادي است .
فرهنگ ها در جوامع متفاوت هستند.هر فرهنگ تعاريفي از حقايق موجود که بر پايه آن ، معارف مردمش را شکل مي دهد شامل اعتقادات مذهبي ، باورهاي اساسي ، اساطير و تئوري هاي علمي  و امثال آن است . در فرهنگ اسلامي اعتقاد در مورد خلقت انسان ، آينده بشريت و ماهيت وجود و رابطه خالق و غيره وجود دارد. به بيان ديگر افکار هر مردمي در قالب سمبل هاي صوتي و بعضي اوقات اشارات تصوير، حرکات بدني و امثال آن خل صه مي شود. که به نوعي نماد آن جامعه محسوب مي شوند. نماد به هرنوع ژست ، شي ء، عل مت ، و يا رفتاري که توسط اکثريت اعضاي يک جامعه استفاده مي شود و از بار معني برخوردار باشد اطل ق مي شود. نمادها کارکرد برقراري ارتباط را به شکل مختصر و کوتاه به عهده دارند و بيانگر احساسات اند که از آن نتيجه مي شود. نمادها عل وه بر اينکه از بعد عيني و بروني برخوردارند داراي بعد ذهني همانند صداقت و وفاداري به پرچم و آزادي نيز مي باشد.
البته نبايد فراموش کرد که نمادها اختصاص به زبان ندارند، بلکه هر پديده که حامل معني باشد جزء نماد محسوب مي شود. کاربرد نمادها به کنشگران اجازه مي دهد تا از زمان ، مکان و حتي شخص خودشان فرا گذرند. انسان ها با کاربرد نمادها، مي توانند دربارهٔ چگونگي زندگي در گذشته و يا در آينده ، تفکر کنند. از اين گذشته ، کنشگران از اين طريق مي توانند به گونه اي نمادين از شخص خود فراگذرند و جهان را از ديدگاه اشخاص ديگر در نظر آورند. از همه مهم تر اينکه ، نمادها نمي گذارند انسان ها اسير محيط شان شوند. انسان ها از اين طريق مي توانند به جاي منفعل بودن ، فعال گردند يعني در اعمالشان متکي به خود باشند. براي مثال از نمادهاي ايراني قبل از اسلام ، گل نيلوفر و بعد از اسلام که البته متعلق به جهان اسلام است مي توان  نماد اسليمي را  يکي از آنها نام برد.
تعريفي که در اين نوشتار پس از عبور از ميان تعاريف متعدد و متنوع فرهنگ براي فرهنگ انتخاب شده اين است »فرهنگ به نظام معرفتي مشترک ميان انسان ها اطل ق مي شود که در امور مادي تجلي مي يابد و دائماً از نسلي به نسل ديگر منتقل گرديده و شيوهٔ زندگي را مهيا مي سازد« فرهنگ طبق تعريف از عناصر و اجزاي مادي.بيروني و معنايي.ذهني تشکيل شده و از خصوصياتي مانند عموميت ، بالندگي و اکتسابي برخور دار است .
نبايد فراموش کرد که »ميراث فرهنگي هنري « تنها حاصل کار و وجود »شخصيت هاي انساني « نامدار تاريخ نيست بلکه تمامي
مردم ، دانشمندان ، هنرمندان ، صنعتگران و صاحبان حرفه و پيشه و… در آن سهمي دارند. »ميراث فرهنگي و هنري «  را مي توان اين گونه
تقسيم بندي کرد:
١ــ آثار به جاي مانده )مادي ( شامل آثار منقول )اشيا، آثار مکتوب ، وسايل کار و زندگي و علوم و فنون ( و آثار غير منقول )آثار
معماري ، تک بناها و مجموعه هاي زيستي (
٢ــ آثار به ياد مانده )معنوي ( شامل آثار فکري و رفتاري )رفتار و کردار، تعليم و تربيت ، آداب و سنن ، آيين ها و مراسم ، سنت هاي هنري ، زب ان و گويش ، انديشه و بينش ( و شخصيت هاي برجسته کتاب حاضر بر مبناي آنچه از اين ميراث گران بها باقي مانده است از قديمي ترين ايام تا عصر حاضر گزيده اي را طبقه بندي و به اجمال معرفي کرده است و به علت گستردگي مطلب ضمن معرفي آثار مادي اشاراتي هم به آثار معنوي شده است .
فصل هاي کتاب شامل ميراث مکتوب ، ميراث معماري ، باغ ايراني ، موسيقي ايراني ، نمايش هاي آييني و سنتي ، صنايع دستي و
پوشاک و زيورآل ت مي باشد. ضميمه ميراث جهاني نيز جهت مطالعه آزاد ارائه مي شود.
اين درس به صورت موازي با سيرهنر در تاريخ اجرا مي شود. به علت ويژگي اساسي هنر معماري که محل همگرايي تمام هنرهاي ايراني اسلامي است شايد بعضي قسمت هاي اين فصل با کتاب سير هنر در تاريخ هم پوشاني داشته باشند که در روند يادگيري بلند مدت تأثير مستقيم دارد.

 
هدف کلي
 
آشنايي با ارزش هاي فرهنگي و هنري ايران به منظور حفظ اصالت و نگهداري ميراث فرهنگي و هنري.

 
فصل اول
ميراث مکتوب
 

 
 

 
ميراث مکتوب
هدف هاي رفتاري: پس از پايان اين فصل ، از فراگير انتظار مي رود:
 
١ــ پيشينٔه پيدايش خط را در قبل از اسلام شرح دهد.
٢ــ مراحل تحول خط پس از ظهور اسلام را توضيح دهد.
٣ـ سير تاريخي ، استادان معروف و کاربرد هر يک از انواع خوشنويسي
نامبرده را شرح دهد.
٤ــ انواع خوشنويسي تفنني و خطوط ابداعي معاصر را نام ببرد.
٥ــ سرچشمه هاي هنر کتابت ايران را بيان کند.
٦ــ آداب کتابت در خوشنويسي ايران را شرح دهد.
هنر کتابت
 کتابآرايي     کتاب سازي
خوشنويس       نگارگري    تذهيب     تشعير تجليد         کاغذسازي  صحافي
چرمي                       مقوايي                         پارچه اي
ضربي   سوخت     معرق    لکي    مرغش      ترمه      مخمل     سوزن دوزي     زري
ميراث مکتوب
بارزترين ويژگي انسان در برتري نسبت به ساير موجودات ، زبان و انديشه و به دنبال آن دستيابي به خط و کتابت است . مطالعه »زبان و خط و تاريخ تحول آن « از مهم ترين مطالعات و کاوش هاي علمي است . شايد به همين دليل در قرآن کريم خداوند نيز به قلم سوگند ياد کرده است .
۴

 
به طور کلي ميراث مکتوب در فرهنگ ايراني شامل تاريخ خط قبل از اسلام و بعد از اسلام و
هنر کتابت در ايران است ، که به آن مي پردازيم .
 
تاريخ خط قبل از اسلام
در اسطوره هاي ايران باستان پيدايش خط را به تهمورث برادر جمشيد و يکي از پادشاهان
پيشدادي نسبت داده اند. در تاريخ بلعمي )ترجمه اي از تاريخ طبري ( نيز به اين موضوع اشاره شده تصوير١ــ کتيبٔە آجري از محوطٔە باستان جيرفت )کرمان
است . در فارسنامه ابن بلخي و مجمل التواريخ و شاهنامه فردوسي نيز اين داستان آمده است .  ـ به خط نشانه اي پيش ايل مي هزاره پنجم قبل از ميل د(
در کاوش هاي باستان شناسي اخير در محوطه جيرفت کرمان در کنار زيگورات عظيمي ، کتيبه هاي آجري به خط نشانه اي پيش ايل مي ١ کشف شده )تصوير ١( و باعث شد تا باستان شناسان درباره داشته ها و ادعاي پيشين خود نسبت به کهن ترين تمدن جهان )سومر( تجديدنظر کنند. وجود اين کتيبه ها در کنار آثار عظيم معماري عصر باستان ، نشاني از يک تمدن پيشرفته ، حکومت مقتدر و نظام اقتصادي قوي محسوب مي شود.٢ خط پيش ايل مي بر کتيبه ها و ظروف زيادي برجاي مانده است . )تصوير ٢( همچنين در محوطه باستاني شهداد کرمان )خبيص ( تعداد قابل توجهي سفالينه قرمز رنگ پيدا شده است . مطالعات انجام شده بر روي بيش از هفت صد سفالينه که داراي عل ئم و خطوط نشانه اي هستند، نشان مي دهد که کلمات مشکل را به وسيله فشار مُهر فلزي يا سنگي در بدنه ظرف به وجود آورده اند و عل يم ساده خطي را با قلم کنده اند.
تصوير٢ــ کتيبٔە ايل مي ـ  نام ٢٤پادشاه از
کشف خط نش انٔه شهداد دريچٔه تازه اي در خطوط ابتدايي اقوام پيش از تاريخ نواحي شرق   سلسله هاي پيشين ـ موزه لوورفرانسه
ايران گشود٣ )تصوير ٣( همزمان با شهداد خطوط ايل مي بر روي الواح گلي و سنگي معمول شد )تصوير ٤(.
گسترش خط به مناطق غربي و جنوب ايران محدود نشد. کاربرد خطوط نشانه اي تا دورترين اماکن رواج يافت زيرا بين تمدن هاي بزرگ ايل م ، سومر، موهنجودارو و هاراپا ارتباط فرهنگي برقرار شده بود.
در اواسط هزاره دوم قبل از ميل د آثار شکوفايي و تحول بزرگ خط در معبد چغازنبيل شوش تصوير٣ــ خط نشانه اي شهداد کرمان ـ هزاره سوم قبل
)بزرگترين زيگورات جهان ( نمايان شد. آجر نبشته هاي خط ميخي ايل مي بر آن بناي رفيع مشهود از ميل د
است . آجرهاي تزئيني با لعاب رنگارنگ آبي و سفيد حاوي نام سازنده زيگورات )اونتاش گال پادشاه ايل مي ( به خط ميخي ايل مي است و نام خداي اينشوشيناک نيز تکرار شده است .
 Proto Elamite ــ١
٢ــ متأسفانه حفاران و قاچاقچيان اشياي عتيقه ، بسياري از ميراث گرانبهاي تمدن جيرفت را به بهاي اندک از ايران خارج کرده و
به موزه داران  بزرگ دنيا فروخته اند.     تصوير٤ــ طرح گل نبشته ـ خط نشانه اي ايل مي مقدم
٣ــ کتيبٔه شش کلمه اي به خط نشانه اي ايل مي )هزاره سوم ق.م ( بر لبٔه يکي از خمره ها حاوي اين مفهوم است : »شصت کا آب
باران شيرين «
۵

 
به طور کلي خط و کتابت در ايران نتيجه پيشرفت و خيزش درون محلي است و تأثير ميان رودان در آن کمرنگ است . صرف نظر از خط پيش ايل مي در تمدن جيرفت ، اگر خط ميخي در جنوب غربي ايران در فرآيند مبادل ت فرهنگي ــ اقتصادي از سومر تأثير گرفته باشد، اما راه مستقلي را در پيش گرفته و هرگز نوشتار تصويري سومري در حوزه فرهنگ ايل مي مقدم تقليد و اقتباس نشده است .
مردم اَنشان )فارس امروزي ( در محدوده دورهٔ ايل مي خط ميخي را از ٨٠٠ عل مت به ٣٠٠
عل مت ساده تبديل کردند و براي بعضي از اصوات نيز عل ئمي وضع کردند.
پس از ورود آريايي ها، مادها آن را از صورت نموداري و آهنگي به شکل الفبايي درآوردند و اين مهم ترين تغيير و پيشرفت در آسان نمودن خط به شمار مي رود. گرچه تاکنون کتيبه يا سندي از مادها  به دست نيامده است ولي از بررسي کتيبه هاي ميخي دوران هخامنشي در تخت جمشيد، بيستون و نقش رستم ، اين مطالب  به خوبي روشن مي شود. ميخي پارسي از ميخي بابلي و ايل مي ساده تر است و تنها در استفاده از شکل ميخ ١ با آن دو اشتراک دارد)تصوير ٥(. بنابراين خط ميخي پارسي آخرين دگرگوني اين خط و اوج شکوفايي آن محسوب مي شود. تمامي کتيبه هاي پارسي با ستايش اهورا مزدا آغاز مي شود و با تأکيد بر وحدانيت خداوند پيامي را ارائه مي دهد و اين سنت پيام مکتوب هخامنشي است . کتيبه هاي بسيار متعددي از پارس ها به دست آمده است که در اين ميان کتيبٔه استوانه اي کوروش به عنوان نخستين منشور حقوق بشر جهان ، از مفاخر ايران به شمار مي رود )تصوير ٦(.
تصوير٥ــ شکل ميخ در نوع نوشتار ميخي     تصوير٦ــ حق وقي که در اين منشور اشاره شده است ، امروزه انسان پس از
٢٥٠٠ سال هنوز در انديشه ايجاد و فراهم سازي آن است و آرزوي گسترش آن عدالت را درسر مي پروراند.
١ــ استفاده از قلم نوک مثلث )ُگوه شکل ( به جاي قلم نوک تيز باعث سرعت نگارش شد اما مقطع ميخ مانندي هم به وجود آورد.
 
ِ
۶

 
 گنج نامه همدان ، کتيبهٔ کوروش در پاسارگاد، کتيبه هاي نقش رستم ، شوش ، تخت جمشيد
و… از مهم ترين آثار بازمانده از خط و زبان پارسي باستان است .
 
همچنين کتيبهٔ بيستون يکي از با ارزش ترين اسناد تاريخي به جا مانده از دوران باستان در جهان محسوب مي شود. تعدادي از پژوهشگران و دانشمندان اروپايي به کمک کتيبهٔ سه زبانهٔ بيستون توانستند ابتدا رموز خط ميخي پارسي و سپس خطوط ميخي ايل مي ، بابلي و آشوري را کشف کنند و به اين ترتيب به تاريخ کهن سرزمين ايران و ميان رودان پي ببرند )تصوير ٧(. در بخشي از کتيبه داريوش مي گويد: »… به خواست اهورا مزدا و به فرمان من اين کتيبه ها به آريايي )پارسي ( که پيش از اين نبود، روي لوح و پرچم نوشته شد و نزد من خوانده شد. سپس من اين نوشته ها را به ميان کشورهاي ديگر فرستادم و مردم پذيرا شدند… .«
وجود کتيبه ها به زبان هاي مختلف بيانگر احترام داريوش به فرهنگ و زبان هاي ديگر است . )تصوير
٨ و ٩(.
در دوران هخامنشي در کنار خطوط ميخي خط آرامي ١ هم ديده مي شود.
تصوير٧ــ بخشي از سنگ نگاره و سبک نبشتٔە
از مهم ترين کشفيات خزانٔه تخت جمشيد هزاران لوح سفالي کوچک است که به خط ميخي کتيبٔە کوه بيستون
ايل مي دستمزد کارگران بر آن حک شده است و پژوهشگران با ترجمه و بررسي اين الواح به رازهاي بزرگي پي برده اند. از جمله اينکه هيچ کس در ساخت تخت جمشيد به بيگاري گرفته نمي شد و تمامي افراد از مليت هاي مختلف در آنجا کار مي کردند و عل وه بر حقوق عادل نه به نوعي بيمه هم بودند. زنان پابه پاي مردان وظايفي به عهده داشتند و هر زني که کودکي به دنيا مي آورد، عل وه بر حقوق و مرخصي ، مبلغي به  عنوان پاداش دريافت مي کرد. )تصوير ١٠(
تصوير٨ــ لوح سيمين و زرين داريوش ـ کشف شده از پايه هاي کاخ تخت جمشيد ـ به سه خط ميخي ايل مي ، بابلي و پارسي ـ موزه ملي ايران
تصوير٩ــ اثر مهر استوانه اي داريوش ـ به سه خط ميخي ايل مي ، بابلي و پارسي
تصوير١٠ــ طرح از کارگران و سنگ تراشان تخت جمشيد
١ــ خط آرامي حدود قرن دهم ق.م از فينيقي ها اقتباس شد ورواج يافت و آن خطي الفبايي است که داراي ٢٢ حرف مي باشد.
 
۷

 
در کتيبٔه مشهوري که در ليروبي کانال سوئز کشف شده با خط ميخي پارسي و هيروگليف
مصري به حفر اين کانال توسط داريوش و نام درياي پارس اشاره شده است .
 
در حال حاضر از مجموعه الواح کوچک گلي يافت شده و در تخت جمشيد هزاران لوح مربوط به بايگاني ديواني داريوش در گنجينٔه موزهٔ ملي ايران نگهداري مي شود که هنوز خوانده نشده است و در صورت خوانده شدن افق هاي تازه اي بر هنر معماري و تمدن هخامنشي خواهد گشود.
پس از حمله اسکندر مقدوني در دوران سلوکي )حکومت کوتاه مدت يوناني ها بر ايران ( روي سکه ها نوشته هايي به خط يوناني ضرب شده است . در دورهٔ اشکاني با ابداع خط پهلوي اشکاني تحول نويني در کتابت پديد آمد که در کليه مناسبات از ضرب سکه يا پوست نوشته و ديوار نوشته به کار مي رفت .
در دوره ساساني خط پهلوي با تغييراتي رواج يافت . ١ اين خط به دليل رواج دين زردشت
و کتاب اوستا به نام خط اوستايي )دين دبيره ( ناميده شد و سکه هاي ساساني با خط پهلوي ساساني
تصوير١١ــ سکه دوره ساساني ــ حاشيه ضرب شد )تصوير ١١(. در نقش رستم فارس و بناي کعبه زردشت در نزديکي آن شرح شکست
به خط پهلوي ساساني    والرين امپراطور رومي در جنگ با شاپور پادشاه اساني حک شده است . همچنين در دورااروپوس
س
)واقع در سوريه امروزي ( مطالبي به پارتي و خط پهلوي بر روي سفال و پوست و ديوار نوشته شده است .
تاريخ خط و خوشنويسي بعد از اسلام
در سال ٦٥١ ميل دي با سقوط سلسله ساساني ، دين مبين اسلام وارد ايران شد.تا چند قرن پس از ظهور اسلام زبان و خط پهلوي در ايران تداوم داشت ولي زبان فارسي دري گسترش يافت و به سبب نياز مذهبي خط کوفي ٢ به همان شيوهٔ ابتدايي نوشته مي شد. به زودي ايرانيان کوشيدند که ازاين خط ، خطي زيبا با قاعده و برابر ذوق ايران به وجود بياورند و اين آغاز خوشنويسي در ايران بود.
خوشنويسي به مرور ترقي کرد و تزئينات آن غني شد و مقام مهمي را احراز کرد و نه تنها در
کتابت قرآن مجيد٣ بلکه در نقش سفالينه ها، قلمزني فلزات ، کتيبه هاي معماري ، سکه ها و… به کار
تصوير١٢ــ جام قلم زني شده با خط ثلث ـ
موزه صنايع دستي معاصر ايران  برده شد. )تصاوير ١٢، ١٣، ١٦،١٥،١٤و١٧(
١ــ خط هاي دوره ساساني : طبق استاندارد و نوشته هاي نويسندگان بزرگ چون ابن مقفع هفت خط )اوستايي )دين دبيره ( کشته دبيره ، آم دبيره و …( متفاوت ساساني وجود داشت . براي سروده هاي ديني )اوستايا دين دبيره (، احکام دادگستري و حسابهاي خزانه دولتي ، کتيبه و نام پادشاهان بر روي سکه ها، دستورات پزشکي متون فلسفي ، منشور پادشاهان و خطي مخصوص پادشاهان که آموختن آن براي ديگران جرم بزرگي محسوب مي شد و خطي داراي ٣٦٥ حرف بود )به عنوان کاملترين خط دنيا که با آن همٔه زبان هاي آن زمان مانند ترکي ، رومي ، يوناني و … را هم مي نوشتند. و حتي قادر بودند صداهايي چونُ شرُشر آب و آواز پرندگان و حال ت چهره را بنويسند!(.
٢ــ بسياري از محققان معتقدند که از خط آرامي شش نوع خط به وجود آمده است : ١( هندي ٢( فارسي پهلوي ٣( عبري )يهوديان (
٤(ُ  سرياني ٥(َ تدُمري ٦(َ نَبطي .
تصوير١٣ــ سکه ايلخاني ـ نقره ضرب    نبطي مادر خط کوفي است . دو شاخه مهم کوفي ، شرقي و غربي است .
شده در يزد ـ موزه ملي ايران     ٣ــ کتابت در آغاز اسلام به کمک رسول اکرم )ص( رواج يافت . خالدبن ابي الهياج اولين کسي بود که در صدر اسلام از سوره »الشمس
تا آخر قرآن « را در کتيبه مسجدالنبي با زر نوشت .
۸

 
 
تصوير١٤ــ کاسه پايه دار سفالي لعاب دار با خط کوفي و نقش     تصوير١٥ــ ظرف مسي قلم زني شده با خط ثلث
ماهي ــ در اطراف کاسه کلمه برکه تکرار شده است
تصوير١٨ــ خط کوفي يک صفحه از قرآن ، سده سوم و چهارم هجري ـ موزه رضا عباسي
تصوير١٦ــ مسجد جامع اردستان ، اصفهان تصوير١٧ــ مسجد نصيرالملک ـ  شيراز دوره
ـ
دوره هاي سلجوقي و صفويه ـ از ميراث جهاني قاجاريه
 خط کوفي ابتدا بدون نقطه و حرکات زير و زبر و پيش نوشته مي شد،
بعدها براي جلوگيري از اشتباه به آن نقطه و حرکات اضافه شد.١ هرچند به
علت مخالفت مسلمانان در دست بردن به آيات قرآن ، نقطه و حرکات را با
رنگي متفاوت از متن نوشتند )تصوير ١٨(.
با اين همه خواندن و نوشتن خط کوفي با مشکل ت همراه بود از اين
رو ايرانيان بعدها با ذوق و سليقه خود نوعي کوفي ساده و روان ايجاد کردند   تصوير١٩ــ کوفي ساده ايراني ـ پيرآموز
که آن را کوفي پيرآموز يا کوفي ايراني ناميدند )تصوير ١٩(.
١ــ به دستور حضرت علي )ع ( نخستين کسي که نقطه را  براي خط کوفي وضع کرد، شاگرد آن حضرت ،  ابوال سود دوئلي بود.
۹

 
انواع خط کوفي و کوفي تزييني را از پنجاه نوع بيشتر مي توان برشمرد. )تصاوير ٢٠، ٢١، ٢٢،
٢٣( اما آنچه بيشتر در ايران به کار مي رفت شامل کوفي تحريري ، تزييني ، بنايي و بعدها کوفي پيرآموز بود که رواج يافت . کوفي بنايي يا معقلي در نماي بناهاي مقدس و مذهبي به کار رفت . در اين نوع کوفي کلمات و جمله ها با استفاده از خط مستقيم و هندسي به صورتي زيبا، محاسبه و طراحي شد و
سپس با آجر لعابدار يا کاشي يک رنگ روي بنا به کار رفت )تصاوير ٢٤، ٢٥، ٢٦ و ٢٧(.
 
تصوير٢٠ــ کوفيُ زَهر )گل دار( ـ گچ بري مسجد جامع قزوين .
تصوير٢١ــ کوفيُ مورق )برگ دار( ـ کتيبٔە مسجد حيدريه قزوين
 
تصوير٢٢ــ کوفيُ مشتابک ) گره دار( ـ کتيبٔە مسجد جامع قزوين     تصوير٢٣ــ کوفيُ  موشح )شکل دار( ـ
به شکلُ قبّه ـ عبارت ول غايب ال اللّٰه
۱۰

 
 
 
تصوير٢٤ــ کوفي بنايي ساده با آجر لعاب دار ـ بقعه    تصوير٢٥ــ کوفي  بنايي ساده ـ کاشيکاري شيخ صفي الدين اردبيلي ـ دوره صفويه
تصوير٢٧ــ کوفي  بنايي مشکل ـ
تصوير٢٦ــ کوفي بنايي متوسط ـ کلمات اللّٰه محمد، علي     ٦بار کلمٔە علي تکرار شده است
اقل م سته
در اوايل دوره اسلامي ايرانيان دگرگوني تازه اي در خط پديد آوردند و با ظهور چهره درخشان »محمدبن علي فارسي « معروف به ابن مقله شيرازي خط وارد مرحله جديدي شد و خطوط محقق و ريحان ، ثلث ، نسخ ، رقاع و توقيع مشهور به اقل م سته پديد آمد. وي خطوط نسخ و رقاع و محقق را به قاعده درآورد و از آن پس بسياري از قرآن ها و کتاب ها به نسخ نوشته شد. وي دوازده قاعده کلي خط را نيز  وضع کرد.١
علي بن هل ل معروف به ابن بواب براساس قواعد هندسي و دوازده قاعده ، اقل م سته را زيباتر
و روان تر جلوه داد و خط ريحاني را کمال بخشيد. به خط ابن مقله و ابن بواب خطوط »منسوب «
١ــ ضعف و قوت ، سطح و دور، صعود و نزول ، نسبت و ترکيب ، کرسي و اصول ، صفا و شأن .
۱۱

 
مي گويند. ياقوت مستعصمي با جديت و ابتکار اقل م سته را ترويج کرد و خط نسخ و ثلث را به مقامي وال رساند. اقل م سته ياقوتي را خطوط »اصول « مي گ ويند.
از خط نسخ بيشتر در کتابت قرآن مجيد استفاده مي کردند و از خط ثلث در سر سوره ها،
 
قطعه نويسي ، کتيبه نويسي در مساجد و مکان هاي زيارتي استفاده مي کردند. توقيع و رقاع براي نامه نگاري و محقق و ريحان براي نوشتن قطعات و کتابت به کار مي رفت . امروزه نسخ و ثلث به علت رواج در کتابت قرآن کريم و برخي کتاب هاي مذهبي همچنان رواج دارد )تصوير ٢٨، ٢٩ و ٣٠(.
تصوير٢٨ــ قرآن مجيد ـ نسخ ريحاني ـ سر
سوره به خط رقاع ـ قلم سفيداب در زمينه زر
جدولکشي ـ موزه ملي ايران
تصوير٢٩ــ قرآن مجيد خط محقق دايره زرين تصوير٣٠ــ قرآن مجيد به خط محقق و ريحان ـ شمسه
ـ   ـ
براي عل يم آيات ـ موزه رضا عباسي     لجوردي و زرين ـ سر سوره و نشان ـ موزه رضا عباسي
در اواخر عهد صفوي احمد نيريزي در شيوهٔ خط نسخ تغييراتي ايجاد کرد که به نسخ ايراني
تصوير٣١ــ قطعه خط تعليق ــ صفحه اول
حکمت ال شراق سهروردي به خط سيد محمد مشهور شد.
منشي سلطاني ــ قرن ٩ هجري     تعليق
خط تعليق با شباهت هاي زيادي به خط پهلوي اوستايي )پيوند خط ايراني و عربي ( به وجود آمد و در مکاتبات اداري و ديواني رايج شد. بعدها اين خط توسط خواجه تاج اصفهاني و خواجه اختيار منشي گنابادي به کمال رسيد. اين خط نه تنها با پيچيدگي و انحناي زياد خواندن را مشکل مي کرد، بلکه بدون حرکات زير و زبر و پيش هم به کار مي رفت )تصوير ٣١(. نياز به تندنويسي موجب شد که در اين خط پيوستگي حروف و کلمات زياد شود و سرعت کتابت افزايش يابد و در نوشتن مراسل ت استفاده شود. اين شيوه را تُرسُل يا شکسته تعليق ناميده اند.
نستعليق
به تدريج خطي از ترکيب نسخ و تعليق در ايران به وجود آمد که نستعليق نام گرفت . خطي منظم و معتدل که از کندي نسخ و نقايص تعليق به دور بود؛ داراي نظم و اعتدال با دايره هاي ظريف و موزون ،
تصوير٣٢ــ خط نستعليق ـ خط ميرعماد و عروس خطوط اسلامي ناميده شد. خط نستعليق هنري است نمادين که از نگاه عارفانه ايراني به عشق
حسني به سبک و شيوه مير علي هروي و هستي پديد آمده است .)تصوير ٣٢(
۱۲

 
اصلح و انضباط اين خط توسط ميرعلي تبريزي انجام شد و با ابتکار و خلاقیت ميرعماد
حسني صيفي قزويني )ميرعماد بزرگ ( به درجه ممتاز رسيد. )تصوير ٣٣(
 
محمدرضا کلهر بر زيبايي اين خط افزود و شيوه کتابت نستعليق را به کمال رساند و نيز براي به کارگيري در صنعت چاپ اندک تغييراتي در آن به وجود آورد. سفرنامه ناصرالدين شاه به خراسان با چاپ سنگي اثر اوست .
ميرزا غل مرضا اصفهاني با نگاهي هنرمندانه به جنبه هاي تجسمي و تصويري نستعليق ، سياه
مشق هاي جاودانه خود را آفريد.
شکسته نستعليق
نياز به تندنويسي رفته رفته خط نستعليق را پيچيده کرد و به دست مرتضي قلي خان شاملو و
سپس محمد شفيع هروي )شفيعا( تکميل شد و توسط درويش عبدالمجيد طالقاني به درجه کمال رسيد.
سيدعلي اکبر گلستانه شيوه درويش را ادامه داد ولي ناخوانا بودن اين خط باعث شد تا خوشنويساني
چون قائم مقام فراهاني و اميرنظام گروسي آن را ساده تر کنند )تصوير ٣٤(.     تصوير٣٣ــ ديوان حافظ ـ خط نستعليق ـ کتابت
بر کاغذ اصفهاني آهار شده ـ داراي سرلوحه و جدولکشي و مهر ناصرالدين شاه
شيوه هاي کاربرد خوشنويسي
استادان خوشنويسي با افزودن نقشي اندک يا درهم پيچاندن حروف و يا ترکيب هايي شيرين
و… فرم هاي جديدي را ابداع کردند که به عنوان شيوه هاي کاربرد خوشنويسي مطرح مي شوند:
طغري : اگرچه پيشينٔه طغري به  دوره سلجوقي مي رسد اما قديمي ترين نمونه هاي آن از دوران ايلخاني و آل جل ير ديده شده است و به جاي مهر سلطاني بر سر نامه ها و فرمان هاي حکومتي نوشته مي شد. بعدها اين خط در مهرها، سکه ها و انگشتر هم کاربرد يافت . طغري را با خط ثلث ، رقاع يا ديواني و غيره مي نويسند )تصوير ٣٥(.
مثني : در لغت به معني دوتايي است و با خطوط کوفي ، محقق ، ثلث و غيره مي توان نوشت .
بعضي از آن را خط مجنوني ١ يا آينه اي مي نامند )تصوير ٣٦(.
مّع ما: در اين نوع خط ، عبارت معناي مخفي و پوشيده اي دارد و خواندنش نياز به دقت
بيشتري دارد )تصوير ٣٧(.     تصوير٣٤ــ ديوان حافظ ـ شکسته نستعليق  توسط
علي محمد شيرازي ـ کتابت بر کاغذ زرافشان ـ داراي سرل وح ه وجدولکشي ـ طل اندازي متن و حاشيه مذهب مرصع ـ کتابخانه کاخ گلستان ـ تهران
تصوير٣٥ــ خط طغري ـ با خط ثلث ــ حبيب اللّٰه فضائلي تصوير٣٦ــ خط مثني ـ ثلث تصوير٣٧ــ خط معما ـ عبارت : اي حجت خدا ــ حبيب اللّٰه فضائلي
١ــ ابداع اين خط را به مجنون رفيقي هراتي نسبت مي دهند.
۱۳

 
سياه مشق : قطعات سياه مشق از حال ت شور و شعف ، آزادگي و آمادگي اساتيد خوشنويس
حکايت مي کند. در سياه مشق بايد به توازن بين فضاهاي پر و خالي توجه شود. تکرار منظم يا نامنظم
 
حروف وکلمات نشانهٔ توانمندي استاد خوشنويس است )تصوير ٣٨(.
گلزار: در اين نوع خوشنويسي داخل حروف و کلمات را با نقوش اسليمي و ختايي يا گل و
مرغ پر مي کنند)تصوير ٣٩(.
تصوير٣٨ــ  سياه مشق نستعليق ــ صداقت
جباري )معاصر( ــ قلم و مرکب
 
تصوير٣٩ــ  گلزار با خط ثلث
غبار: نوع ظريف و زيبايي از خوشنويسي است و با قلمي ريز هر نوع خطي نوشته مي شود و مانند
گردوغبار به چشم مي خورد. و گاهي داخل حروف و کلمات را با اين خوشنويسي هاي ريز پر مي کنند.
چليپانويسي : چليپا از مجموع دو قالب دوسطري به صورت مورب در صفحه به وجود ميآيد و بهترين قالب براي نوشتن دوبيتي و رباعي به شمار مي رود. در اطراف چليپا، فضاهاي خالي به نام لچکي به وجود ميآيد که به طور معمول با تذهيب يا قلم ريز پرمي شود. از انواع ديگر آن چليپاي مرکب است که با قالب هاي ديگر ترکيب مي شود.)تصوير ٤٠(.
ناخني: شيوه اي از نگارش خط که با فشار ناخن بر کاغذ به صورت برجسته، نقش مي بندد.
تصوير٤٠ــ  چليپانويسي نستعليق ــ ميرعماد حسيني
)تصوير ٤١(.
امروزه ضمن رواج خطوط نستعليق ، نسخ و تا حدي ثلث و شکسته نستعليق ، خطوط جديدي هم به وجود آمده است حتي خوشنويسان هنرمند و خل ق سعي کرده اند از ترکيب بندي و آرايش حروف و کلمات به منزلهٔ عناصر بصري در آثار هنري خود استفاده کنند.
هنر کتابت  در ايران
يکي از هنرهاي تمدن درخشان ايراني که جلوه هاي بسيار ظريف آن ، نشان دهنده رواج علم و
دانش و کمال ذوق و قريحه مردم اين سرزمين است ، هنر کتابت و کتاب آرايي است .
از کتابت قبل از اسلام در ايران آثار چنداني باقي نمانده است . با توجه به کشفيات باستان شناسي
تصوير٤١ــ  نمونه اي از خط  ناخني  و اشاره در متون بعد از اسلام ، کتابت از دوره اشکاني وجود داشته است و کتاب هاي ايراني در علوم ،
۱۴

 
پزشکي ، فلسفه و کشاورزي به يوناني و قبطي ترجمه مي شد.
»اوستا« کتاب مقدس ايرانيان باستان براي قرن ها مکتوب نبود و سينه به سينه منتقل مي شد تا اينکه در زمان ساسانيان به رشته تحرير درآمد و بر هزاران پوست گاو با خط زر نوشته شد. اين کتاب داراي دستورالعمل هاي اخل قي و ديني است و از نظر ادبيات کهن داراي مطالب مهمي از باورهاي کهن ايرانيان و اساطير است و شامل عقيدهٔ آنان نسبت به آفرينش ، مرگ ، رستاخيز و … است . همين مطالب سبب پيداش افسانه ها و حماسه هاي ملي ايرانيان شد که مهم ترين آنها خداي نامه ، بهمن نامه و شاهنامه فردوسي است .
ــ در دورهٔ ساساني برزويه طبيب کتاب »کليله و دمنه « را از هند به ايران آورد و به پهلوي
ساساني ترجمه کرد و حکايت هايي بر آن افزود.١
ــ کتاب هاي بازمانده از دوران ساسانيان شامل موضوعات مختلفي است . فرهنگ لغت ،
دانش نامه ، متون فلسفي و کل مي ، الهام و پيشگويي ، ادبيات حماسي و … نمونه هايي از آن است .
دو کتاب »درخت آسوريک ٢« و »يادگار زريران ٣« نيز وجود دارد که از آثار اشکاني بوده و در زمان ساسانيان بازنويسي شده است . يادگار زريران از نظر محتوي و سبک نگارش مي تواند نخستين تعزيهٔ ايراني به شمار آيد. در دوره اسلامي کتاب ها از زبان پهلوي به عربي ترجمه شد.٤
در دوره ساساني ماني تعالي م مذهبي را آغاز کرد و براي ترويج آيين خود کتاب هاي بسياري نگاشت .٥  از جمله شاپورگان و ارژنگ )کتابي با نقاشي هاي زيبا براي آموزش مذهبي بيسوادان ( از کتاب هاي اوست . در مکتب مانوي طرح و رنگ نقش مهمي را ايفا مي کند. ماني نقاشي را به خدمت
ِ
کتاب گرفت و شايد براي اولين بار در دنيا تصويرگري در خدمت کتابت در آمده باشد.
ظهور دين مبين اسلام ، سرآغاز دوره اي است که در طي آن يک مجموعه همگون در زمينه کتابت و کتاب آرايي فراهم آمد. شيفتگي مسلمانان نسبت به کتاب مقدس باعث شد تا هر هنري  در ارتباط با کتابت قرآن کريم به حد کمال برسد. کاتبان با امانت داري در کل م وحي ، هنر خوشنويسي را با نقش مزين کردند و درون جلدهاي زيبا قرار دادند. حيرت آور آنکه در خل ل فراز و نشيب هاي يک تاريخ پرآشوب ، ارج نهادن به کتاب همچ نان ادامه يافت . کتاب همچون زبان و ادبيات فارسي درخشش يافت و از مرزهاي ايران فراتر رفت و سرمشق هنرمندان در هند، امپراطوري عثماني و حتي ايتالياي عصر رنسانس قرار گرفت .
١ــ اصل کتاب کليله و دمنه به زبان سانسکريت و به نام »پنجه تنتره « بوده  و شاعر آن بيدپاي هندي است .
٢ــ درخت آسوريک : داستان مباحثه بز )جانور نماد عشايري ( با درخت خرما )از سرزمين آموريان ( است در اين داستان نويسنده دوست
بز است و بز در اين مناظره پيروز ميشود.
٣ــ يادگار زريران : کتاب با موضوعات پهلواني و دل وري ايرانيان و جنگ هاي گشتاسب وار حباب که در آن زرير برادر گشتاسب
است .
٤ــ کتاب هايي مانند خداي نامه ، کليله و دمنه ، هزار افسانه )هزارويک شب امروزي (، سندباد نامه ، ويس و رامين و … همگي از آثار
پيش از اسلام است .
٥ ــ هرمز پسر شاپور به تحريک موبدان زردشتي وي را به قتل رساند و مانويان به چين پناه بردند و بقاياي کتاب مانويان از ناحيه تورفان
در غرب ترکستان چين به دست آمده است .
۱۵

 
مصور کردن و آرايش هنري قطعات و کتاب هاي علمي و ادبي توسط هنرمندان نگارگر،
خوشنويس ، تذهيب کار و جلدساز پيوند خجستهٔ اين هنرها را نشان مي دهد.
هنرمندان فنون کتاب آرايي چون تذهيب ،ت شعير، جدول کشي ، خوشنويسي ، نگارگري و هنرمندان فنون کتاب سازي چون کاغذسازي ، صحافي ، وراقي و جلدسازي آثار منحصربه فردي به تاريخ جهان ارزاني داشته اند. همچنين با توجه به اصالت خط و کتابت و آداب معنوي آن ميراثي به يادگار مانده که در تداوم شيوه هاي آموزش با حفظ اصول و قواعد بايستي متوجه حفظ و حرمت ارزش هاي معنوي آن باشند.
دراينجا لزم است که به اختصار به آداب کتابت ، نگارگري ، تذهيب و تشعير در کتاب آرايي به
تجليد و کاغذسازي در کتاب سازي بپردازيم .
آداب کتابت
هنرمند هنرهاي سنتي براساس اعتقاد خود، کار هنري را با آداب خاصي اجرا مي کرد. و کار خود را کوششي براي رسيدن به کمال مي دانست . اين هنرمند برپايهٔ اصول اعتقادي خود قلم به دست گرفته و يا دست به کار هر هنر اصيل ديگري مي شد. او مي داند که نمي تواند با پروردگار برابري کند ولي مي تواند بهسوي او برود و پرتوي از جمال خداوندي را در اثرش نشان بدهد و به درجات کمال برسد.
در طول تاريخ رساله ها و فتوت نامه هايي توسط هنرمندان و بزرگان نوشته شده است .که درباره جوانمردي ، پيشه ها، هنرها و آداب آنهاست . در آيين جوانمردي ، اساتيد هنرهاي سنتي هميشه اصل و ريشهٔ هنر و حرفهٔ خود را به انبيا و اوليا نسبت مي دهند و پيرو آنانند و خوشنويسان همه مريد حضرت علي )ع ( هستند. نام خود را معمولً با »کتب القصير« يا »مشقه العبد« و … همراه مي کردند.
به عن وان مثال رسالهٔ »آداب مش ق « اثر بابا شاه اصفهاني و رسالهٔ ديگر »صراط السطور« اثر سلطان علي مشهدي دربارهٔ آداب خوشنويسي نوشته اند. از ميان آداب خوشنويسي سه مورد اهميت بسيار دارد. ١( مشق نظري ٢( مشق قلمي ٣( مشق خيالي
مشق نظري: هنرجو بايد از استاد بهره بگيرد. در کار استاد دقت کند و نمونه هاي زيادي را ببيند.
مشق قلمي: هنرجو بايد از روي مشق استاد تمرين کند.
مشق خيالي: هنرجو پس از تمرين قلمي به درجات متعالي از خوشنويسي برسد و به صورت
ذهني بنويسد و در آن همهٔ قواعد خوشنويسي را به کار ببندد.
در رسال ت خوشنويسي از ميان دوازده قاعده ، به دو قاعدهٔ صفا و شأن تأکيد زيادي شده است .
در قاعدهٔ صفا، هنرجو بايد حرمت استاد نگه دارد و اگر پيشرفت کرد، متواضع و فروتن باشد و دستورات ديني را رعايت کند و هنگام کار وضو داشته باشد تا با پاکي ظاهر و صفاي باطن اثر خود را ابداع کند. اينگونه صفاي دل هنرمند به اثر هنري اش منتقل مي شود.
قاعدهٔ ديگر به نام شأن ، حالتي در خوشنويسي است که کاتب مجذوب تماشاي اثرش شده و از
خود فارغ مي شود و از لذت هاي دنيوي بي نياز مي گردد و پرتو نور الهي را در کارش مي بيند.
۱۶

 
 پرسش
١ــ خط پيش ايل مي را بر چه آثاري مي توان يافت ؟ نام ببريد.
٢ــ خط و کتابت در ايران چگونه به وجود آمده است ؟
٣ــ ارزش کتيبهٔ بيستون را توضيح دهيد.
٤ــ در  دورهٔ اشکاني چه خطي به وجود آمد و از چه خطي اخذ شد؟
٥ــ خط کوفي در ايران چه تحولي را طي کرد؟
٦ــ اقل م سته را نام ببريد.
٧ــ خطوط منسوب و اصول چيست ؟
٨ــ خط تعليق را توضيح دهيد.
٩ــ چرا نستعليق ، عروس خطوط اسلامي ناميده شده است ؟
١٠ــ از شيوه هاي کاربرد خوشنويسي چند نمونه نام ببريد و يکي را توضيح
دهيد.
١١ــ از مهم ترين آداب خوشنويسي سه مورد را نام ببريد و توضيح دهيد.
تحقيق کنيد
ــ درباره يکي از موضوعات ميراث مکتوب تحقيق کنيد و در کل س پيرامون
آن گفتگو کنيد.
ــ از انواع نمونه هاي سنتي مجموعه اي جمعآوري کنيد و در کل س به نمايش
بگذاريد.
۱۷

 
فصل دوم
ميراث معماري
 

 
 

 
ميراث معماري
هدف هاي رفتاري: پس از پايان اين فصل از فراگير انتظار مي رود:
 
١ــ جلوه هاي ميراث معماري و شهرسازي را بداند.
٢ــ معماري اسلامي ايران را توضيح بدهد.
٣ــ از پديده هاي معماري ايران چند نکته را نام ببرد.
٤ــ بافت شهري و  روستايي را بشناسد.
٥ــ مجموعه هاي معماري و تک بناها را بشناسد.
٦ــ چند نمونه از تقسيمات بناهاي مذهبي و غيرمذهبي را بيان کند.
٧ــ عناصر معماري و شهرسازي را توصيف کند.
 
ميراث معماري و شهرسازي ايران
ايران همگام با سه تمدن کهن ميان رودان ، هند و مصر و قرار گرفتن ميان تمدن هاي بزرگ شرق و غرب از شرايط خاصي برخوردار بوده و همچنين به علت ايجاد گستره هاي دانش ، فرهنگ آن فراتر از مرزهايش بوده است . همچنين نخستين و يگانه ملت يکتاپرست جهان ايرانيان بوده و هرگز از خداي خود بت نساخته اند.
در دوران اسلامي نيز ايران مرکز حوزه فرهنگ و تمدن و گسترش اسلام در سراسر جهان شده و بيشتر بزرگان ، مفسران ، محدثان ، دانشمندان و نويسندگان ايراني بودند. ايرانيان با توسعه و گسترش دانش خويش ممالک اسلامي را با آداب مملکت داري ، معماري ، صنعت و هنر ايراني آشنا ساختند.
معماري ايران را نه تنها به منزله آثار تاريخي باستاني بلکه به آثار فکري که روح زنده و پايدار در
آنهاست بايد نگاه کرد. معماري ايران بخشي از هويت مردم اين سرزمين است . شرايط طبيعي و اقليمي
۲۰

 
ايران ، آداب و رسوم مذهبي ، روحيه و انديشه مردم آن را نه تنها در بناهاي بزرگ بلکه در ساختمان هاي کوچک هم اين انعکاس را مي توان ديد.
همچنين معماري ايران با شع ر و عرفان ، هندسه و نجوم ارتباط مستقيم دارد و قالب هاي انتزاعي آن در حکمت و نمادگرايي کيهاني و جهان بيني معنوي ايران کهن ريشه دارد تا بيننده را از جهان مادي به تعالي برساند. معماران ايراني عل قمند بوده اند تا مفاهيم معنوي را به صورت رمز و نماد در قالب نقش هاي ماهرانه و زيبا ارائه نمايند.
البته بايستي يادآور شد که معرفي ارزش ها و خوبي هاي ايران ، بازگشت به گذشته نيست ، بلکه رجوع و معرفي ارزش ها براي برداشت آگاهانه و خردمندانه از آنهاست و مدرن شدن ريشه در گذشته دارد و بايد ادامه منطقي ارزش هايمان باشد.
ميراث معماري و شهرسازي در دوره پيش تاريخي
اگر به گذشته دور سفر کنيم با زندگي مردم غارنشين در فل ت مرکزي ايران آشنا مي شويم .
به دليل آثار و يافته هاي فراوان سرزمين ايران از کهن ترين مراکز فرهنگي جهان به شمار مي رود. از مهم ترين غارهايي که براي سکون ت مورد استفاده قرار گرف ته مي توان به »غار شکارچيان « در کوه بيستون کرمانشاه ، »غار تَمتَمه « در آذربايجان ، »غار خونيک « در خراسان و »غار کمربند و هوتو« در بهشهر اشاره کرد، که مربوط به دوره »پارينه سنگي « يا »حجر قديم « است . در اين غارها ابزارهاي سنگي با تراش هاي مختصري يافت شده که مورد استفاده قرار مي گرفته است .
همچنين در حوزهٔ کشف رود خراسان و بستر رودخانه لديز در بلوچستان تعداد زيادي از اين
 
نوع ادوات کشف شده که عمر آنها به اوايل دوره پيلستوسن و احتمالً حدود ٨٠٠.٠٠٠ سال پيش مي رسد)تصوير١(.
اطل عات قابل توجهي هم از انسان هاي دوره پارينه سنگي ميانه )از حدود ١٠٠ تا ٣٥ هزار سال تصوير ١ــ طرح سطوح شکمي و پشتي
پيش( در مناطق غرب ايران ،آذربايجان ، خراسان ، کرمان تا فارس و شمال خوزستان تا کنون کشف شده است . سنگ ابزارهاي دوره نوسنگي
از اين رو نخستين جمعيت هاي شناخته شده در دوران پيش تاريخي در روستاهاي کوچکي پراکنده و زندگي مي کردند. به احتمال ساخت کلبه هايي با شاخه درخت و خشت دست ساز و سپس خشت و گل چينه از مهم ترين مصالح ساخت اين خانه ها بوده است .
از نمونه هاي اجتماعات معماري دوران نوسنگي هم تعدادي آثار در غرب ايران بدست آمده که
نشانگر فرهنگ مشخص اين دوره در کوه هاي زاگرس است که به »فرهنگ بردوسيان « معروف است .
آثار بدست آمده از »غار شنيدار« در غرب ايران در اين دوره قدمتي نزديک به ٣٨ هزار سال را نشان مي دهد که تا ٢٠ هزار سال پيش ادامه داشته است . از باستاني ترين اماکن مسکوني ايران مي توان به »گنج دره هَرسين «، »تپه سراب و دهکده گوران «، »تپه زاغه دشت قزوين «، »تپه سيَلک کاشان «، »تپه حصار دامغان «، »محوطه هاي باستاني شوش « و … نام برد که همگي در مدت زمان طول ني مورد استفاده قرار مي گرفته اند.ويژگي منحصر به فرد معماري در اين دوره با ساخت خانه هايي از خشت خام ، چينه و آجر همگام با شيوه زندگي روستايي و کشاورزي و اندود ديوارها با ليه اي از کاهگلي مي باشد.
۲۱

 
از نمونه هاي شاخص ساختمان منقوش کشف شده در تپه زاغه دشت قزوين است که به حدود اواخر هزاره هفتم و اوايل هزاره ششم پيش از ميل د باز مي گردد به بهترين وجه به امکانات موجود در آن دوران آراسته و تزيين شده و براي نوعي گردهمايي و جلسات اجتماعي از آن بهره مي برده اند. اين ساختمان در مقايسه با نمونه هاي قبل تا حّدي استثنايي بزرگ و مجهز است . تعداد زيادي سکو براي نشستن ، آتشدان هايي براي تأمين حرارت در فصل سرما، و اجاقي براي پختن يا کباب کردن گوشت نيز در آن وجود دارد. حداقل دو محفظه براي جادادن ادوات و ابزار ساخته شده است . همچنين اتاق کوچکتري براي اشيا يا زندگي در نظر گرفته شده است . اين ساختمان براي مدت ها مورد استفاده قرار گرفته و تغييرات بعدي نيز در آن صورت گرفته است . به احتمال قوي ، ساختمان منقوش زاغه به عنوان محل مذهبي و مرکز اجتماعي براي اقوام دوران نوسنگي بوده است . وجود تعداد زيادي مجسمه گلي کوچک زنان باردار با چند سانتيمتر ارتفاع و همچنين مجسمه کوچک زني که فرزندش را در بغل نگهداشته است تأييدي بر اين مدعاست . عل وه بر نقوش تزييني که بر روي ديوارها با گل اخراء و رنگ سياه و سفيد اجرا شده ، ديوارهاي اين تال ر نيز با نصب سر بزهاي کوهي تزيين شده که احتمالً تنها جنبه تزييني نداشته و با عقايد مذهبي و افکار سنتي تمدن زاغه در ارتباط بوده است .
با افزايش اجتماعات در فن معماري پيشرفت هايي حاصل شد. نه تنها در خانه هاي مسکوني از نظر نقشه و کيفيت بنا بر اساس احتياج زندگي روزمره بلکه در نقشه و طرح ساختمان هايي عمومي و بزرگ تر نيز تغييراتي حاصل شد و براساس نيازهاي امنيتي ، دفاعي اجتماعي و مذهبي ساختمان هايي ايجاد شد. اين مراحل رشد را مي توان نخستين گام هايي به سوي نظام شهرنشيني دانست .
معماري و شهرسازي در دوره باستان
نمونه هاي شاخص ديگري در مناطق ايران وجود دارد که سير تحول معماري و شهرسازي را در دوره تاريخي و باستاني بيان مي کند. يکي از کهن ترين نمونه هاي بناهاي شناخته شده باستاني ايران را مي توان در دوره ايل مي معرفي کرد. اين بنا همان معبد يا زيگورات چغازنبيل در نزديکي شهرستان شوش است . بناي معبد که شبيه به برجي پلکاني است زيگورات ناميده شده است . ساختمان آجري بنا چهارگوشه در اصل پنج طبقه بوده اما اکنون فقط سه طبقه از آن باقي مانده است . بلندي بنا بين
٥٢ ــ٤٩ متر تخمين زده شده است )تصوير ٢(.
تصوير٢ــ بازسازي فضاي معماري معبد چغازنبيل
۲۲
 

 
در ساختمان زيگورات ، مجموعه اي از قوس ها، پله ها، راهروها، اتاق ها و مقبره و آبروها ديده مي شود. اتاق هاي بدون پله به عنوان مقبره و اتاق هاي پله دار به عنوان محل هدايا مورد استفاده قرار مي گ رفت و اين نشان مي دهد زيگورات مانند اهرام مصر باستان به منزله آرامگاه هم بوده است .
به طور کلي معماري اين بناي عظيم که در شمار بزرگترين زيگورات هاي جهان است ، بهترين نمونه هنر معماري بر اساس طاق قوسي را در دنياي باستان نشان مي دهد. طرز ساخت اين معبد با ديگر معابد ميان رودان )بين النهرين ( تفاوت کلي دارد و آن ساخت طبقات است که هر کدام به صورت مستقل از زمين تا بال ساخته شده است . در حياط معبد و در برابر يکي از ورودي ها، بناي ستون مانند آجري ديده مي شود که احتمالً مراسم قرباني در آنجا انجام شده است . بر ديواره معبد تعداد زيادي آجرهاي لعابدار ديده مي شود که بر آنها کتيبه هايي به خط ميخي ايل مي موجود است که بيشترين اطل عات درباره ساختمان آن از همين کتيبه ها بدست آمده است . همزمان با تمدن ايل م در شوش شهر سوخته در کنار کهن ترين دلتاي رود هيرمند، در استان سيستان و بلوچستان واقع شده است و از مهم ترين مراکز دوران مفرغ در شرق ايران به شمار مي رود.در کهن ترين ليه هاي آن يک گل نبشته ايل مي پيدا شده است . قدمت اين گل نبشته به ٣٢٠٠ ق.م مي رسد.
مهم ترين آثار معماري بدست آمده از شهر سوخته خانه هاي پلکاني و بناي شهرسوخته است .
خانه هاي پلکاني نه تنها از نظر معماري بلکه از نظر اشياي بدست آمده ١ نيز يکي از دوره هاي درخشان شهر سوخته به شمار مي روند و مصالح اصلي بناها از خشت خام است .
برخي از باستان شناسان چند پايه در »تپه مليان « در نزديکي فارس پيدا کرده اند و عقيده دارند که سابقه کاربرد ستون از شش هزار سال پيش در معماري ايران شناخته شده است . مهم ترين بنايي که تاکنون در ايران با تال رهاي بزرگ و ستون دار شناخته شده ، »دژ حسنلو« واقع در جنوب درياچه اروميه در نزديکي شهر نقده است . با توجه به اهميت بناي معبد ايل مي در هزاره دوم پيش از ميل د، دژ حسنلو بنايي استوار بوده که با تال رها، اتاق ها، دهليزها، حياط ، ستون و جرزها همگي براساس اصول معماري با سنگ ، گچ ، آجر و خشت در سده نهم پيش از ميل د بنا شده و در شمار پيشرفته ترين معماري هاي آن روزگار محسوب مي گردد.
مادها با شيوه ساختمان سازي هاي عظيم آشنا بودند و در اين دوران با استفاده از ستون آثاري را پديد آوردند. از ديگر نمونه هاي معماري دوره ماد ساخت گور دخمه هاست . که به آنها کهندژ يا دژ قديمي گفته مي شد. دخمه هاي سنگي داراي ايوان طاق دار و ستون هايي است که در دهانه دخمه ديده مي شود.
با آنکه از معماري چوبي آن زمان اثري به جاي نمانده است ، اما به نظر مي رسد همه ريزه کاري هاي ساختماني از الوارهاي چوبي تراشيده شده به کار رفته و به دقت در اين دخمه ها، با تراش سنگ نمايش داده
١ــ وجود اشياي سفالي و لوازم زندگي در گورستان شهر سوخته بيانگر اعتقاد آنها به جهان پس از مرگ است . انجام کارهاي توليدي
صنعتي مانند سنگ تراشي ، بافندگي ، سفالگري ، حصيربافي و بازرگاني در شهر سوخته رايج بوده است .
در کاوش هاي شهر سوخته يک جمجمه انسان به دست آمده است که بنا بر نظر کارشناسان در آن نوعي آثار عمل جراحي به چشم
مي خورد و از نظر مطالعه پيشينه علم پزشکي و نحوه حضور آن در ايران و جهان اهميت بسيار دارد.
۲۳

 
شده است . در بيشتر اين دخمه ها علاوه بر حجاري آنها در کوه نقش برجسته هايي هم از صحنه هاي
نيايش ديده مي شود. مهم ترين اين آثار عبارتند از: دخمه »دآو دختر« در ممسني فارس ، دخمه
 
»فقرگاه يا فخريگاه « نزديک مهاباد، دخمه »فرهاد و شيرين « در صحنه کرمانشاه ، دخمه »اسحاق وند« و
»سکاوند« در نزديکي هرسين کرمانشاه ، دخمه »قيز قاپان « در کردستان عراق و همچنين دخمه »دکان داوود« در نزديکي سر پل ذهاب استان کرمانشاه )تصوير٣(.
در استان همدان و در نزديکي شهرستان مل ير با حفاري هاي انجام شده در تپه »نوشي جان « نمونه اي از معماري جالب دوران ماد که به کهندژ شهرت دارند کشف شد که آثار ساختماني اين تپه شامل آتشگاه ، تال ر ستون دار، معبد مرکزي ، اتاق ها و انبارها، تونل و حصار دژ وجود دارد
تصوير٣ــ آرامگاه دخمه اي دکان داود ــ سر پل ذهاب )تصوير٤(.
ــ استان کرمانشاه ــ دوره ماد     مهم ترين شاخص شهرسازي دوران ماد شهر هگمتانه در دامنه کوه الوند )و در داخل شهر
همدان ( است که تا زمان اشکانيان هم به عنوان پايتخت تابستاني به کار مي رفته است .
آثار معماري مکشوفه در کاوش هاي باستان شناسي ايران در محوطه هگمتانه شامل برج و حصار و بناهاي عظيم خشتي مي شود و خبر از يک شهر يا دژ باستاني مي دهد. شهر داراي حصار خشتي است که بـدنه خارجي آن با گچ انـدود شده است . شهر باستاني مکشوفه از لـحاظ معماري و نيز از لحاظ تأسيسات دفاعي و حفاظتي ، داراي ويژگي هايي است که در نوع خود کم نظير است .
تصوير٤ــ قلعه نوشي جان ــ مل ير ــ استان همدان  هنوز براي اين معماري مکشوفه تاريخ قطعي مشخص نشده است ، اما اشياي بدست آمده
ــ دوره ماد     گوياي اين است که اين شهر باستاني در دوره هاي تاريخي و قرون بعد از اسلام هم مورد استفاده بوده
است . از ديگر آثار مي توان بغستانه يا بيستون ، کنگاور،اسپدانه يا اصفهان را نام برد.
کار اصلي مادها کشاورزي و گله داري بوده و گروهي نيز در فلزکاري و زرگري مهارت داشتند.
 
از بقاياي آثار معماري مادها دو نقطه در غرب ايران مشخص گرديده است . يکي بر روي تپه بزرگي به نام »گودين « نزديک کنگاور در کرمانشاه و ديگري در تپه »نوشي جان « در نزديکي همدان است .
آثار جالب ديگري از اين دوره در تپه »گيان نهاوند« و بخشي از گورستان تپه سيلک ١ کاشان و گنجينه زيويه موجود است .
عالي ترين نمونه در تاريخ هنر اين سرزمين ، در دوران باستاني که به عنوان معماري شگفتآور خوانده مي شود توسط هنرمندان دوران هخامنشي ايجاد شد که در مراکز حکومت و پايتخت ها مانند پاسارگاد، شوش ، همدان ، و تخت جمشيد کاخ هاي بزرگ و زيبايي بنا کرده اند. اين آثار همچنان پس از گذشت ٢٥ قرن هنوز بقاياي آنها محکم و استوار بر جاي مانده است . ستون ها و سر ستون هاي باقي مانده نمونه آشکاري از هنر معماري و حجاري در اين دوره بوده است . سر ستون ها غال باً به شکل مجسمه شير، اسب ، گاو، عقاب و جانوران ترکيبي ٢ است . )تصوير ٥( شيارهاي ستون ها،
تصوير٥ــ سرستون سنگي عقاب دار از تخت جمشيد
ــ سنگ آهک ــ دوره هخامنشي   بلندي و زي بايي چشمگيري به آنها مي بخشند. مهم ترين آثار اين دوران شامل : کاخ ها، آرامگاه ها و
Sialk ــ ١
٢ــ جانوران ترکيبي را گريفين مي نامند و ترکيب انسان با حيوانات را اسفنکس مي گويند.
۲۴

 
آتشکده هاست )تصوير ٦(.
مجموعه کاخ هاي پاسارگاد به سال ٥٥٠ پيش از ميل د به دستور کوروش کبير احداث شد
و هر يک با ابعادي وسيع ، بر سکويي سنگي بنا شده اند. کاخ شرقي که به نام »دروازه پاسارگاد« نيز
 
ناميده مي شود، داراي تال ر مرکزي و هشت ستون مرتفع در دو رديف مي باشد که سقف چوبي آن را نگاه داشته است . از اين کاخ ، تنها يک جرز يا پايه سنگي باقي مانده است . نمونه شاخص مجموعهٔ پاسارگاد آرامگاه کوروش است )تصوير ٧(.
در زماني که پاسارگاد نخستين پايتخت هخامنشيان همچنان آباد بود، داريوش هخامنشي تصميم گرفت شوش را پايتخت خود قرار دهد و در آنجا دست به کار ساخت کاخ شاهي شد. با توجه به اقليم اين منطقه ، بيشتر مصالح ساختماني آن از خشت و آجر تهيه شده است . بنابر لوحه اي از گفته هاي خود داريوش که در شوش کشف شده ، در بناي کاخ او هنرمندان بابلي ، مادي ، ليدي ، و
مصري خدمت مي کرده اند و مصالح ساختمان از فواصل دوردست به شوش آورده شده است .   تصوير٦ــ آرامگاه دخمه اي نقش رستم ــ استان
 مجموعه کاخ ه اي صُفّه تخت جمشيد در زمان داريوش هخامنشي در مجاور و دامنه کوه فارس ــ دوره هخامنشي
رحمت در منطقه فارس بنا نهاده شد. در تکميل اين بناي عظيم بيشتر شاهان هخامنشي پس از داريوش به گونه اي دخالت داشته اند. در کاوش ها و خاک برداري تخت جمشيد بقاياي چندين کاخ در اين صفه عظي م به دست آمد: »کاخ آپادانا« يا کاخ بار عام که مخصوص پذيرايي مهمانان بوده است . لوح هاي طل و نقره )تصوير شماره ٨ در فصل ميراث مکتوب ( مکشوف در گوشه هاي تال ر اين کاخ ، نشان مي دهد که سازنده آن داريوش اول است . »کاخ صد ستون « که به شکل مربع و داراي صد ستون بوده است . »کاخ سه دروازه « يا اتاق شورا که سه درگاه بزرگ داشت و اکنون در وسط صفه تخت جمشيد جاي دارد. »کاخ تچر« يا کاخ زمستاني داريوش ، از زيباترين و محکم ترين کاخ هاي
تخت جمشيد است که بر خل ف ديگر ساختمان هاي تخت جمشيد رو به جنوب است )تصوير ٨(. تصوير٧ــ پاسارگاد ــ آرامگاه کوروش ــ استان
»کاخ هديش « يا کاخ خشايارشاه ، داراي يک تال ر مرکزي مربع با ٣٦ ستون و يک ايوان فارس ــ اوايل دوره هخامنشي
ستون دار با دو رديف شش ستوني در مقابل آن قرار دارد. از آنجا که ساقه ستون ها از چوب بوده ، از
 
ميان رفته و فقط ته ستون ها باقي مانده است .
تصوير٨ ــ کاخ تچر يا کاخ زمستاني داريوش ــ تخت جمشيد ــ دوره هخامنشي
۲۵

 
عل وه بر آن در صُفّ ه تخت جمشيد کاخ خزانه و مجموعه ساختمان هاي ديگري با نام هاي سربازخانه ، ساخلو )پادگان ( و تعداد بسياري اتاق در کنار هم قرار گرفته که احتمالً براي محافظان و
نگهداري اشياء بوده است . براي رفتن بر روي تختگاه يا صفه تخت جمشيد بايد از پله هاي بسياري
 
بال رفت که با توجه به پهناي عريض آن رفت و آمد بسيار آسان صورت مي گيرد )تصوير ٩ و ١٠(.
يکي از زيبائي هاي تخت جمشيد، نقش برجسته هاي آن است . اين پايتخت تشريفاتي جايگاه
ديدارهاي رسمي و محل برگزاري جشن نوروزگان بوده است .
اشکانيان اوايل از شيوه هاي هنر يوناني پيروي کردند، اما پس از مدتي به هنر و معماري ، به ويژه به معماري سنتي و ملي ايران تمايل نشان دادند. در اين دوره ، معماري بناي اصلي خود را، از آداب و اصول دوره چادرنشيني پارتي در برپايي اردوگاه ها گرفت . حياط هاي چهارگوش مرکزي با ايوان هاي چهار سوي آن ، به عنوان مظهري از معماري پارتيان به بين النهرين برده شد که نوع دگرگون شده
تصوير٩ــ ورودي کاخ داريوش ــ تخت جمشيد ــ آن را در معماري اسلامي به ويژه در دوران سلجوقيان به خوبي مي توان ديد.
دوره هخامنشي     پس از شکوفايي دولت اشکاني ، به نماي ساختمان توجه بيشتري شد و سعي مي شد تا آثار هنري
را بر ديوارها، در معرض ديد متمرکز کنند. نقاشي ديواري توسعه يافت و تزئينات ديوارها آميخته اي شد از نقاشي و گچبري ، که نمونه بسيار زيباي آن در معبد »کوه خواجه « در وسط درياچه هامون در سيستان بدست آمده است )تصوير ١١(. »کوه خواجه « هنگام بال آمدن آب درياچه هامون به صورت يک جزيره خودنمايي مي کند. موقعيت مناسب کوه موجب شد که در گذشته دور از آن به عنوان مأمن و محل استقرار استفاده کنند و آثار معماري خشتي در آن شکل گيرد )تصوير ١٢(. يادمان خشتي و محوطه کوه خواجه زابل از مهم ترين آثار هنري و معماري پارتي است که نقطه اتصال شهرنشيني و استقرار فرهنگي بين فل ت ايران و شرق  و جنوب شرقي در آن دوران  به شمار مي آيد و به شکل دايره ساخته شده است که الگوي شهرسازي پارتي به شمار مي رود.
»محوطه تاريخي نسا«که در نزديکي عشق آباد پايتخت جمهوري ترکمنستان واقع شده است
تصوير١٠ــ ورودي دروازه خشايار شاه )دروازه يکي ديگر از محوطه هاي هنر و تمدن پارتيان است .
ملل ( ــ تخت جمشيد ــ دوره هخامنشي
تصوير ١١ــ نقاشي ديواري ــ سر مرد نيمرخ ــ قرن اول ميل دي ــ تصوير١٢ــ دورنماي کوه خواجه ــ سيستان
کوه خواجه
۲۶
 

 
از ويژگي هاي هنر و و معماري اين دوره انتقال برخي از عناصر آن به دوره بيزانس و ساساني مي باشد. شايد تاريخ معماري »طاق دار« که در ايران بسيار معروف است ، از دوره اشکانيان آغاز شده و در دوره ساسانيان تکامل يافته است .
بناي طاق گرا  ١واقع در دامنٔە کوه پاطاق در کنار راه کرمانشاه به سرپل ذهاب ترکيب طاق
گهواره اي و پيشرفت فنون ساختماني را در اين دوره نشان مي دهد.
معبد آناهيتا )الهه آب ها( در کنگاور که بر سر جاده همدان و کرمانشاه واقع شده ، در زمان هخام نشي ، براي انجام مراسم نيايش بنياد نهاد شده بود که در دوره اشکانيان بر پي و شالوده هاي صفه و با به کارگيري سنگ و حجاري هاي پاک تراش و احياي سنت هاي معماري و حجاري دوره هخام نشي ، پرستشگاه بر آن استقرار يافت ، که از جمله شاهکارهاي هنر معماري پارتيان به شمار مي رود )تصوير ١٣(. ميان شيوه معماري پارتي و ساساني در بنياد ساختمان ها چنان همبستگي و نزديکي وجود دارد که انتساب پاره اي از آثار به اين دو دوره را، دچار ترديد مي کند. براي  نمونه ، در انتساب کاخ مدائن در تيسفون به يکي از اين دو دوره ، هنوز اظهارنظر قطعي نشده است . صرف نظر از جهات تاريخي در معماري ساساني ، چنان عوامل معماري اشکاني بي کم و کاست پيموده شده که گويي
با تغيير شاهان هيچ دگرگوني در طريقه ساختن بناها پيش نيامده است .
 
تصوير١٣ــ معبد آناهيتاي کنگاور ــ کرمانشاه ــ دوره اشکاني
با اين حال هنر ساساني با جهان بيني مذهبي همراه است . آنها مذهب زردشت را رسميت بخشيدند و در دوران حکومت شان بناهاي بسياري پديد آوردند که از حيث عظمت با هنر روم و بيزانس برابري کرد و گاه بر آن برتري داشت .
بهترين شيوه طاق زدن بر بناهاي مربع شکل ، در معماري ايراني و حتي معماري غربي ، متعلق
Garra ــ ١
۲۷

 
به ساسانيان است . معماران آن دوره در پوشاندن فواصل وسيع با مواد سخت توفيق يافته بودند.
بعضي از اصول معماري ساساني ، راه را براي ترقي معماري گوتيگ در اروپا باز کرد. در مجموعه
هنر معماري اين دوره ، يگانگي و پيوند خاصي ديده مي شود. اساس معماري گنبد است و ايوان ، طاق
 
نماها، اتاق ها و طاق هاي گهواره اي اغلب در اطراف يک يا چند حياط قرار گرفته اند.
تزيينات بناهاي ساساني شامل هنرهاي گچبري ، موزائيک کاري و نقاشي ديواري و حجاري
)تصوير ١٤ و ١٥( مي شوند.
به طور کلي ، معماري عهد ساساني براساس معماري سنتي و براي نواحي خشک مرکزي و شرق ي ايران پديد آمده بود. بدين معني که در ابنيه ساساني اعم از کاخ ها و آتشکده ها، پوشش هاي گنبدي و ساختن ايوان هاي داراي طاق ضربي و چهارطاق هاي مخصوص آتشکده متداول و اساس معماري اين زمان بوده است . تعدادي از بناها که بقاياي آنها بر جاي مانده است ، مانند کاخ  فيروزآباد، کاخ سروستان در فارس و ايوان مدائن در تيسفون ، ايوان کرخه در خوزستان ، همچنين آتشکده هايي با نام هاي تپه ميل بين تهران ـ ورامين ، آتشکده نياسر در کاشان ، آتشکده آذر گشنسب در تخت سليمان
تصوير١٤ــ غار بزرگ طاق بستان   و چهار قاپي در قصر شيرين و … تا حد بسياري وضع معماري را در دوره ساسانيان آشکار مي کنند
) تصاوير ١٦ و ١٧ و ١٨(.
تصوير١٥ــ طاق بستان ــ کرمانشاه     تصوير ١٦ــ کاخ اردشير ــ فيروزآباد ــ فارس
تصوير١٧ــ آتشکده نياسرــ کاشان      تصوير١٨ــ آتشکده آذرگشنسب ــ تخت سليمان ــ آذربايجان غربي
۲۸

 
آتشکده ها با مفهوم مذهبي بنا يک پرستش گاه ايراني هستند و مي توانند به شکل هاي کاملً
متفاوت از چهار طاق هاي ساده تا آتشگاه هايي با فضاي زياد، بنا شده باشند.
 ايوان رفيع ساساني معروف به »ايوان خسرو« که از آجر قرمز و مل ت ساروج ساخته شده بود،
نيز به لحاظ تاريخ معماري ايران حائز اهميت است .
شهر فيروزآباد فارس مانند شهرهاي پارتي دايره وار بود اما شاپور اول شهر تاريخي بيشاپور يا
»به شاپور« )شهر زيباي شاپور( را بر خل ف آن به شکل  يک چهار ضلعي ساخت  که از يک جهت محدود است به ديوار محوطه و خندق ها واز طرف ديگر به کوهي تکيه کرده است . يک قلعه مستحکم نظامي با شبکه اي کامل از ديوارها و دژهاي کوچک ، آن را حفاظت مي کند و سوي ديگر آن را رودخانه فرا گرفته است . يک محلهٔ  شهر، مخصوص ساخ تمان هاي شاهي است . تال ر بزرگ کاخ ، با قلوه سنگ و ساروج ساخته شده و با به کارگيري بهترين شيوه معماري ايراني بر پا شده است . يک محيط مربع شکل مرکزي پايه گنبد است و چهار ايوان سه اتاقي اطراف آن را فرا گرفته است . يک تال ر سه ايواني که در شرق تال ر بزرگ به حياط مشرف است ، از قطعات سنگ مفروش شده و حاشيه اي از قطعات موزائيک داشته که شايد تقليدي از نقش يک قالي ايراني متعلق به همان دوران باشد.
در محوطه بيشاپور پرستش گاهي سنگي است که اح تمالً به »آناهيتا« ايزد آب و باروري که
ستايش آن با ستايش آتش همراه بوده است ، اهدا گرديده که از جذابيت خاصي برخوردار است .
ساختن و پوشانيدن سقف تال ر بزرگ »کاخ بيشاپور«، کاري بسيار مشکل بود و از نظر فني و اجرايي و تاريخ معماري بسيار مهم مي باشد که چگونه چنين سقفي با مصالح سنگ و ساروج ساخته شده است که امروزه هم کار مشکل و بزرگي است . اصولً معماران ساساني با استفاده از تجارب و معماري پيشينيان در کار طاق زني و گوش ه سازي و فيلپوش سازي ١ براي پوشش گنبدي ، نمونه ارزنده اي را تجربه کرده و به يادگار گذاشته اند که به معماي دوران اسلامي ايران منتقل شده و آنها اين شيوه را به اوج شکوه و زيبايي هنري و فني رسانيده اند.
هنر و معماري ساساني به سرزمين هاي ديگر گسترش داشته به طوري که از طاق گهوارهاي پيوسته
ساساني در سده ١٠ ميل دي براي ساختمان »کليساي سنت ماري دامر« الهام گرفته شده است .
معماري دوران اسلامي
اسلام در قرن هفتم ميل دي ، پايه گذار فرهنگ نويني شد که بخش هاي عمده اي از جهان متمدن را فرا گرفت و چهره بسياري از کشورها را دگرگون نمود. با ورود تدريجي اسلام به اين کشورها، نژادهاي گوناگون ، از اسپانيا تا هند در ساختن تمدن تازه که »تمدن اسلامي « نام دارد، شريک شدند، هر چند که در اين ميان سهم همه ملت ها يکسان نيست و آنهايي که با ميراث هاي غني پيش مي آمدند، در ساختن بناي فرهنگي تازه اثر بخش تر بودند.
از جمله کشورهايي که در اين تمدن سهم عمده اي دارد، ايران است . پس از اينکه ايرانيان دين
اسلام را پذيرفتند، هيچ مانعي نمي ديدند در همان جايي که پدرانشان به عبادت مي پرداختند خود نيز با
١ــ سه کنج
۲۹

 
دين جديد به پرستش بپردازند شايد در نتيجه همين طرز فکر بود که در همان اوايل ، آتشکده هاي دوره ساساني را تبديل به مسجد کردند. »مسجد يزد خواست « )بين اصفهان و شيراز( يکي از اين مساجد است و پس از گسترش بيشتر اسلام در اين سرزمين ، ساخت مساجد در هر گوشه اي آغاز شد.
سير تحول معماري و شهرسازي دوران اسلامي
مهم ترين بناي اسلامي را مساجد تشکيل مي دادند از اين رو مساجد اوليه طرح و نقشه بسيار ساده اي داشتند. گو اينکه از معماري اوليه اين دوره ، نشانه هاي اندکي بدست آمده ، اما با توجه به همين نمونه ها مي توان گفت که طرح و نقشه اين مساجد شامل يک صحن يا حياط مستطيل در وسط ، سلسله اطاق هايي در اطراف و در سمت جنوب ، يعني قبله ، شبستاني است که به کمک ستون هايي ، سقف بر آن سايه گسترده است . در قرون اول يه ، معماران ايراني چندان به دنبال ابداع نبودند، بلکه مي کوشيدند آنچه را موجود بود، کامل ت ر کنند. گنبده اي سنگين ساساني در اين زمان بر فراز پايه هشت ضلعي منظمي قرار گرفت و مساجد به تقليد طرح هاي محلي ، به صورت بناهاي شبيه به چهار طاقي ساساني ـ البته به صورت کامل تر بنا شد.
کيفيت بناي پايه ها، ستون ها و احداث ايوان بلند و طويل و به کار بردن مصالح ساختماني و تزيينات آجري و گچبري در مساجد اين دوره ، عناصر ساختماني ساسانيان را در معماري مسجد نشان مي دهد و نفوذ معماري ساساني در بناهاي مذهبي به درجه اي مي رسد که به تدريج اصول معماري اسلامي بر شالوده معماري ساسانيان پايه گذاري مي شود.
از معماري اوليه دوره اسلامي در ايران ، نمونه هاي اندکي بجاي مانده است . بناهايي مانند مسجد جامع فهرج در يزد، تاريخانه دامغان ، مسجد جامع نائين ، مسجد جامع شوشتر نمونه هايي از آن زمان است که بعضي از آنها از ميان رفته يا تغيير شکل يافته اند )تصوير ١٩(.
»مس جد جامع فهرج « توسط معماران ايراني در قرون اوليه اسلام برپا شد. ويژگي هاي اين مسجد در شکل طاق ها، قوس ها و جزئيات تزي يني آن است و از نظر وضعيت ساختماني ثاب ت مي کند که با پيروي از معماري ساساني ساخ ته شده است . عناصر اصلي بنا شبستان ، راهرو و مناره است و شکل عمومي بنا ساده و تنها نقوش ساده و زيبايي از گچبري زينت بخش ديوار آن است .
تصوير١٩ ــ مسجد جامع فهرج ــ قرون اوليه اسلامي
۳۰
 

 
»معماري دوران اسلامي ايران « عموماً در سه گروه اصلي مورد مطالعه و بررسي قرار
ميگي رند:
١ـ بافت شهري و روستايي
٢ـ مجموعه هاي معماري
٣ـ تک بناها
بافت شهري و روستايي
در ايران امروز، روستاها و شهرهاي تاريخي بسياري با آثار و ساختار دوران اسلامي وجود دارد. به بيان ديگر، تمامي شهرها و روستاهايي که امروزه در آنها زندگي مي کنيم ، در دوران اسلامي شکل گرفته اند. هر چند بنيان اوليه تعدادي از آنها به دوران قبل از اسلام مي رسد.
از بين تمامي شهرها و روستاهاي دوران
اسلامي ايران ، تعدادي از آنها با توجه به بافت
 و ساختار ويژه و آثار و بناهاي فراوان بسيار
ارزشمند و صاحب نام و آوازه اند و گروهي از
آنها در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده اند.
روستاهاي ماسوله ، ابيانه ، ميمند ويا بازارها و
بافت هاي تاريخي شهرهاي اصفهان ، تبريز،
شيراز، مشهد، کرمان ، يزد، تهران ، کاشان ، زواره
و … از اين قبيل اند که بسياري از آنها با سابقه
 
تاريخي و ويژگي هاي معماري و شهرسازي خود
ارزش جهاني دارند )تصاوير ٢٠ و ٢١ و ٢٢(.
تصوير٢٠ــ دورنماي روستاي ماسوله ــ گيل ن
تصوير٢١ــ روستاي کندوان ــآذربايجان      تصوير٢٢ــ دورنماي روستاي ميمند ــ کرمان
۳۱
 

 
از اين ميان مي توان به دو مورد اشاره کرد:
الف ( ميدان نقش جهان اصفهان و بازارها و بناهاي پيرامون آن و … که يکي از قديمي ترين و
وسيع ترين نمونه هاي معماري و شهرسازي در دنياست .
ب( ساختار شهري و بناهاي دو شهر کاشان و يزد که در نوع خود از عالي ترين نمونه هاي هنري و معماري ايران و جهان است که با استفاده از ارزان ترين و در دسترس ترين مصالح و مواد بومي و با رعايت آداب و سنن زندگي و هماهنگ با طبيعت و محيط کويري بنا گرديده و شاهکاري بديع از هنر و معماري مي باشد.
مهم ترين بخش اجتماعي و کالبدي شکل دهنده به بافت هاي تاريخي ، »بازار« است که با داشتن اصلي ترين بناهاي شهر، عمده ترين فعاليت هاي اجتماعي در آن اتفاق مي افتد. با توجه به نقش اصلي بازار در بافت هاي تاريخي و شکل گي ري و زندگي شهرهاي اسلامي ، بسياري از بازارهاي تاريخي
ايران در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است )تصوير ٢٣(.
 
تصوير٢٣ــ بازار کرمانشاه
مجموعه هاي معماري
يک »مجموعه معماري « از تعدادي بناهاي گوناگون با عملکردهاي مناسب و مکمل يکديگر تشکيل ميشود که در کنار هم و در قالب يک ساختار بزرگ ساخته شده اند. »مجموعه ها« به دل يل مذهبي ، فرهنگي ، اقتصادي ، نظامي ، سياسي و … شکل مي گيرد که پيدايش آنها با ايجاد يک بناي اولي ه مثل يک آرامگاه ساده يا يک مکان مذهبي و يا … شروع مي شود و در طول زمان با اضافه شدن بناهاي ديگر مانند مسجد، مدرسه ، کتابخانه ، آب انبار، خانقاه ، زائر سرا، کاروانسرا و… به يک مجموعه گسترده و با شکوه تبديل مي شود.
مجموعه تاريخي »سنگ بست « در نزديکي شهر مقدس مشهد )سده سوم و چهارم هـ.ق ( از
۳۲

 
نخستين نمونه هاي اين گونه مجموعه هاست .
مجموعه حرم مطهر حضرت رضا )ع ( در مشهد )تصوير٢٤(، مجموعه گنجعلي خان
کرمان )تصوير ٢٥(
 
تصوير٢٤ــ مجموعه حرم امام رضا )ع ( مشهد مقدس     تصوير٢٥ــ نماي داخلي مسجد گنجعل خان ــ کرمان
بقعه شاه نعمت الله ولي در کرمان ، مجموعه شيخ احمد جام در تربت جام خراسان و مجموعه شيخ صفي الدين اردبيلي در اردبيل ، مرقد مطهر حضرت معصومه )س ( در قم از اين مجموعه ها مي باشد )تصوير٢٦(.
بناهاي دوران اسلامي در دو گروه تقسيم بندي مي شوند:
١ــ بناهاي مذهبي مانند: مساجد، مدارس ، بقعه متبرکه ، آرامگاه ، قدمگاه ، حسينيه ها، تکايا،
مصلي ها و کليساها.
٢ــ بناهاي غيرمذهبي مانند: پل ها، آب انبارها، قنات ها، خانه ها، کاروانسراها، کاخ ها، باغ ها،
حمام ها، قلعه ها، کبوترخانه ها و…
در قرون ٥ و ٦ هجري در هنر ايران گامي بزرگ برداشته شد و تاريخ هنر ايران ، يکي از
درخشان ترين دوره هاي خود را در اين روزگار سپري کرد.
هنر معماري در اين دوره درخشان و شکوفا به درجه کمال رسيد. هنرمندان در اين دوره در تصوير٢٦ــ حرم حضرت معصومه )س (
معماري به عوامل و عناصري دست يافت که با آنها بتوان ، بناهاي بزرگ بوجود آورد. اين شيوه
 
ساختمان ، اساس معماري مذهبي و کاروانسرا و مدرسه سازي ايران است .
مسجد جامع اصفهان در حقيقت مجموعه اي است از تحول ت معماري اين دوران که تا هزار سال همچنان سير تحول معماري را نشان مي دهد. دو گنبد خواجه نظام الملک و گنبد تاج الملک در مسجد، از نظر تکنيک و زيبايي ، اثر بسيار چشمگيري است . ايوان هاي چهارگانه مسجد هر کدام شاهکاري از هنرهاست . شبستان هاي مسجد و همچنين محراب زيباي اولجايتو محمد از جمله زيباترين آثار هنري ايران به شمار مي روند. در اين مسجد زيبا و کامل به جز
۳۳

 
سبک هاي مختلف معماري ، انواع خطوط کوفي ، ثلث و نستعليق به کار رفته است ) تصوير٢٧(.
عل وه بر مسجد بايد از مدرسه و کاروانسراها و مقبره هاي اين دوره هم نام برد. اگرچه شبکه راه و
 
جاده هاي شوسه ، شاهرگ حياتي تجارت يک کشور محسوب مي شود، اما در گذشته هاي دور، بدون وجود کاروانسراها و مسافرخانه ها و ايستگاه هاي ميان راه ، استفاده مطلوب از جاده امکان نداشت .
يکي از کامل ترين کاروانسراهاي اين دوره »رباط شرف « در جنوب سرخس در راه قديمي نيشابور ــ مرو است . با وجود خرابي هاي ناشي از مرور زمان ، هنوز بسيار زيبا و کامل است )تصوير٢٨(.
تصوير٢٧ ــ محراب الجايتو ــ مسجد جامع اصفهان ــ دوره ايلخاني
تصوير٢٨ــ کاروانسراي رباط شرف بر کناره راه ابريشم ــ خراسان رضوي ــ دوره سلجوقي    تصوير٢٩ ــ برج گنبد قابوس ــ داراي ١٠ ترک و کتيبه هاي کوفي
از نمونه آرامگاه هاي اين دوره برج مدور مراغه با طرح دايره وار و برج مهماندوست دامغان و برج گنبد کاووس در گلستان و برج طغرل در شهر ري با طرح ترکدار را مي توان نام برد )تصوير٢٩(. در معماري اين دوره برج هاي خرقان در قزوين و گنبد کبود در مراغه به صورت هشت و ده ضلعي هستند )تصوير٣٠(.
سطوح خارجي ديوار بناها با آجر نماسازي مي شده اند و کاربرد آجر بسيار رواج پيدا کرد و از انواع طرح هاي هندسي در آجر استفاده مي شد. هنر آجر تراشي و تزيين بنا با آجرهاي تراشيده ، از قرن پنجم هـ.ق در ايران معمول بوده است . در کنار اين تزيينات بسيار زيباي آجري ، کتيبه ها و خطوط تزييني ، با استفاده از آجر تراشيده ، يکي از ويژگي هاي اين دوره به شمار مي رود.
تصوير٣٠ ــ برج خرقان ــ نماي آجرکاري ــ قزوين ــ دوره سلجوقي
۳۴

 
در قرون هفتم و هشتم اين دوره بناها، به ويژه ساخت مقبره ها و آرامگاه هاي
برج مانند به همان شيوه سده هاي پنجم و ششم هجري ادامه يافت . همچنين نقشه چهار
 
ايواني که از پيش متداول بود، در قرون هفتم و هشتم هجري نيز براي بناهاي مذهبي مانند
مسجد و بناهاي غيرمذهبي مانند کاروانسراها به کار مي رفت .
معماري در اين دوره هم جنبه عمومي داشت و هم جنبه محلي و همان طور که
بناي مسجد جامع اصفهان براي معماران ديگر مساجد سرمشق بود، معماران اين دوره
روش هاي ساخت مراکز بزرگ مثل سلطانيه را اقتباس مي کردند و در کنار سنت هاي
محلي به کار مي بردند. در اين دوره به تزيينات بناها بسيار توجه مي شد.
سر در مسجد ورامين به کاشي ها و آجرهاي قهوه اي رن گ تزيين يافته است .
اين مسجد نه تنها از لحاظ ساختمان عظيم و گنبد آجري آن اهميت دارد، بلکه به خاطر
تزيينات کاشي کاري معرق و گچبري و کتيبه هاي تاريخي آن جزء آثار مهم هنري ايران به تصوير٣١ــ مسجد گوهر شاد ــ مشهد ــ دوره تيموري
شمار مي رود.
مسجد گوهرشاد اگرچه سردر و مدخل مستقلي ندارد و يکي از مجموعه بناهاي
آستانه امام رضا )ع ( است ، اما طاق عظيم ورودي آن مملو از کاشي کاري و کتيبه هاي
مفصلي است . بن اي مسجد از هر جهت زيبا و کامل و يکي از شاهکارهاي معماري
دنياست )تصوير ٣١ و ٣٢(.
مسجد کبود تبريز از بهترين بناهاي قرن نهم هـ.ق است که در زمان جهانشاه
قراقويونلو بنا شده است . نقشه اين مسجد شباهت چشمگيري به نقشه مساجد عثماني
دارد. اين مسج د اگرچه فاقد صحن و حياط مرکزي است ، اما صحن مرکزي که با
گنبد پوشيده شده ، به صورت چهار ايواني ساخته شده است . ورودي مسجد با تزيينات
کاشيکاري در کمال زيبايي و ظرافت زينت شده است . در اين کاشي ها رنگ هاي آبي
 
روشن ، آبي پررنگ ، خاکستري و سبز چمني و پررنگ به کار رفته و در برخي موارد، گل
و بوته و شاخه هايي با طل کاري در آن ديده مي شود. کاشي کاري و     تصوير٣٢ ــ مقرنس ــ مسجد گوهر شاد ــ مشهد ــ دوره تيموري
رنگ آميزي ها در اين مسجد همان گونه است که هنرمندان در تزيين
و تذهيب صفحات کتاب ها به کار مي بردند )تصوير ٣٣(.
عل وه بر معماري مساجد اين دوران ، بايد به مقبره ها يا
آرامگاه هاي اين زمان هم اشاره کرد. گنبد سلطانيه يا مقبره سلطان
محمد اولجايت و )خدابنده ( يکي از زيباترين بناهاي اسلامي و
شاهکاري از معماري اين دوره است که در اوايل قرن هشتم هـ.ق
در نزديکي زنجان ساخته شده است . بلندي اين بناي هشت ضلعي
منتظم بيش از ٥٠ متر است . اين گنبد را طوري ساخته اند که
بدون ساختن بناهاي  متصل و مجاور به آن با ابتکارات هوشمندانه
فشارهاي جنبي گنبد را به جانب زمين منحرف کرده اند. در هشت تصوير٣٣ ــ مسجد کبود تبريز ــ دوره قراقويونلو
۳۵

 
گوشه ساختمان مناره ها فشار وارده گنبد را عموداً خنثي نمايد.)تصوير ٣٤(
در ديگر بناهاي اين دوره مثل کاروانسراها و مدرسه ها جلوه هاي زيبايي را مي توان
 
ديد. ايلخانيان براي توسعه و پيشرفت اقتصاد در نقاط کشور بويژه در ناحيه شمالي و آذربايجان تعداد بسياري راه هاي ارتباطي ساختند و براي آرايش کاروانيان در مسير اين راه ها و جاده ها کاروانسراهاي بزرگ و زيبايي با توجه به اقليم احداث کردند. مانند کاروانسراهاي سرچم در بين راه زنجان و ميانه ، يا رباط سپنج در نزديکي شاهرود.
در نزديکي مرز افغانستان و خراسان در شهر خواف و کنار دهکده خرگرد، مدرسه غياثيه را دو معمار ايراني ، استاد قوام الدين شيرازي و غياث الدين شيرازي بنا کردند. که يکي از مدارس کامل چهار ايواني نيز هست . کاشي هاي معرق و آجرهاي تزيين شده مدرسه شهرتي خاص دارند. )تصوير ٣٥(.
تصوير٣٤ ــ گنبد سلطانيه ــ زنجان ــ دوره ايلخاني    يکي از درخشان ترين دوره هاي هنري ايران پس از اسلام دوره صفويه است .
در اواخر قرن دهم هـ.ق در زمان شاه عباس با انتخاب اصفهان به پايتختي ، اين شهر
به عنوان يکي از درخشان ترين شهرهاي شرق گسترش پيدا کرد.
با توجه به امنيت ايران در اين دوره بناهايي بزرگ و عالي مانند کاخ هاي عالي قاپو، چهل ستون ، هشت بهشت و تال ر اشرف در اصفهان و بقعه شاهزاده حسين و سردر عالي قاپو در قزوين ساخته شدند. ديوار اين کاخ ها از کاشي هاي خوش آب و رنگ پوشيده شده در ميان مجموع آنها با نقوش نقاشان معروف آن دوره پيوند وجود دارد.
سقف ها و ديوارها نيز غالباً با منبت کاري تزيين مي شدند. )تصوير٣٦(. تزيينات چوبي
تصوير٣٥ ــ مدرسه غياثيه خرگرد خواف در خراسان ــ نمايي در بناهاي غيرمذهبي داراي نقش اصلي بود و در آنها ميزان بيشتري از تذهيب کاري و
از فضاي خارجي     نقاشي هاي لکي استفاده مي شد. طرح هاي آنها با هنر نگارگري داراي رابطه نزديکي بود.
کنده کاري و خراطي به ويژه در درها و سقف ها، هنر خاصي در اين دوره محسوب مي شده است .
نقاشي هاي ديواري )فرسک ١( در کاخ هاي عالي قاپو، قصر اشرف و چهل ستون و همچنين آئينه کاري
تصوير٣٦ ــ بقعه شاهزاده حسين ــ قزوين ــ دوره صفوي
١ــ فرسک شيوه اي در نقاشي ديواري است که قبل از خشک شدن مل ت گچ يا آهک انجام مي شود.
۳۶

 
به عنوان نوعي تزيين جديد در بناها، مانند آينه خانه ، مورد استفاده قرار گرفته است .
در اين دوره نقشه جديدي براي شهر اصفهان ارائه شد و در آن خيابان بزرگ و معروف چهار باغ ساخته و طرفين خيابان را درخت کاشتند. اين خيابان به پل بزرگي که روي زاينده رود است ، مي رسد. مرکز شهر را ميدان نقش جهان با بناهاي باشکوه دربرگرفته است .
نمونه شاخص کاخ سازي مستقل از ميدان نقش جهان نيز پديد آمده است . کاخ چهل ستون با ٢٠ ستون چوبي بلند در ايوان ، تال ر آئينه با سقف منقوش و زر اندود و منبت کاري و گچبري و نقاشي هاي عالي ، يکي از مشهورترين کاخ هاي اين دوره است )تصوير ٣٧(.
معماري قصر هشت بهشت نيز از نظر منظره باغ اهميت دارد. اين قصر را براي جشن هاي مجلل در نظر گرف ته بودند. شهرت اين کاخ گذشته از جنبه معماري و زيبايي ، به سبب استفاده از سنگ هاي مرمر و طاق مقرنس کاري و نقاشي مناظر کاشي کاري خاص آن است . آيينه کاري اين کاخ عامل ديگري در زيبايي بنا بوده است .
مدرسه چهارباغ با سر در ورودي و گنبد و دو مناره رفيع از نظر شيوه کاشي کاري و رنگآميزي
جلب نظر مي کند. بناي زيباي اين مدرسه و کاروانسرا و بازار در خيابان چهار باغ احداث شده است .
از اين زمان به بعد در سراسر ايران ، کاروانسراهاي بزرگي از آجر و گاهي از سنگ ساخته شده است . از کاروانسراهاي اين دوره مهيار در اصفهان ، بيستون در کرمانشاه ، مادر شاه و شيخ عليخان در اصفهان را مي توان نام برد.
در دوره صفويه تعداد زيادي پل ساخته شده که از نظر زيبايي و شيوه پل سازي بسيار چشمگيرند.
پل اللّه وردي خان يا سي وسه پل در انتهاي خيابان چهارباغ در اصفهان در دو طبقه بر روي رودخانه زاينده رود واقع شده است . در دو سوي جاده اصلي ، راهروي سرپوشيده اي براي پياده روان ساخته شده است ) تصوير٣٨(.
تصوير٣٧ ــ عمارت چهل ستون ــ اصفهان     تصوير٣٨ ــ سي وسه پل )پل اللّه وردي خان ( ــ اصفهان
۳۷
 
 

 
پل خواجو که بر روي زاينده رود ساخته شده ، از نظر معماري و کاشي کاري مشهور است و از لحاظ تناسب و جلوه ، زيبايي چشمگيري دارد. اين پل ها نه تنها براي عبور بلکه براي توقف نيز طراحي شده است و در آنها جاهايي براي تفريح و درنگ وجود دارد. در سراسر طول پل ، غرفه هاي کوچک زيبايي تعبيه شده که با کاشي و نقش هاي ديواري زيبايي آراسته است )تصوير٣٩(.
از زمان صفويه بناهاي تاريخي بسياري در ايران وجود دارد، چون مجموعه بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي در اردبيل ، )تصوير ٤٠(، که شامل مجموعه اي از گورهاي شاهان ، شاهزادگان دوره صفوي و
چند ساختمان ديگر به نام چيني خانه ، مسجد و متعلقات ديگر است .
 
تصوير٣٩ ــ پل خواجو بر رودخانه زاينده رود ــ اصفهان      تصوير٤٠ ــ بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي
مقبره استوانه اي شکل با گنبدي کوتاه پوشانيده شده است و دور برج از خارج داراي
کتيبه بزرگ آجري است و نام »اللّه « با کاشي روي آن تکرار شده است .
آستان پرشکوه قدس رضوي )ع ( شامل مجموعه بناهاي متعددي است . گنبد زرين بنا داراي دو پوشش است که پوشش خارجي آن طل کاري است . اين گنبد کتيبه اي به خط عليرضا عباسي خوشنويس دوره شاه عباس دارد. دو مناره طل بر روي ايوان عباسي و ايوان جنوبي قرار دارند. طل کاري ايوان صحن کهنه )عتيق ( به فرمان نادرشاه افشار انجام شده و از اين روست که به »ايوان نادري « معروف است .
به طور کلي برخي از بهترين تزيينات و آيينه کاري و نمونه کاشي کاري سه دوره تاريخي متوالي را در آن مکان مقدس مي توان ديد، زيرا مسجد گوهرشاد در زمان تيموريان ، صحن کهنه در زمان صفويه و صحن نو در دوره قاجاريه ساخته شده است .
تصوير٤١ ــ کاخ خورشيد )کل ت نادري ( ــ خراسان   از نمونـه هاي دوره افشاريه کـاخ خـورشيد و بـرج هاي ديده بـاني شهر کـل ت است
)تصوير ٤١(.
۳۸

 
در دوره زنديه در شهر شيراز عمارات و بناهاي بزرگي ساخته شد. از جمله آنها، ارگ
کريم خان ، مسجد و حمام و يک بازار است . از ويژگي هاي کاشي کاري اين دوره ، استفاده از نوعي
 
رنگ گل سرخ است که در زمان قبل ديده نمي شود. تزيينات کاشي کاري در بدنه بناها از آجرهاي کاشي و زمينه سفيد بود. صورت شخصيت هاي رسمي ، صحنه هاي هنرن مايي رستم پهلوان ملي ، شکار و دورنماها در کاشي کاري ديده مي شود. )تصوير ٤٢(
در دوره قاجاريه شيوه جديدي در معماري ايجاد شد و معماران اين زمان نيز دنباله رو شيوه
صفويه بودند. هرچند هنر معماري اين زمان در مقايسه با دوره صفويه بسيار ضعيف شمرده مي شود.
اما به مرور به دليل ارتباط زياد با غرب معماري تلفيقي نيز پديد آمد.     تصوير ٤٢ــ ارگ کريم خان ــ شيراز
معماري غيرايراني با طرح هاي تزييني ايراني از قبيل کاشيکاري ، آيينه کاري ، گچبري و ازاره بندي از کاشي ، توأم شد. با اين حال عناصر معماري ايراني به حيات خود ادامه داد به طوري که ايجاد زيرزمين ها با طرح هاي زيبا و پوشش هاي ضربي آجري ، تعبيه حوضخانه ها، رواج بادگير براي خنک کردن فضاها و احداث تالارهای بزرگ با شاه نشين ها و غرفه و گوشواره ها همه و همه به صورت دلپسندتري درآمد. ساختن بادگيرها در ابتدا ساده و فقط شامل يک دهانه هواکش مزين به کاشي کاري هاي زيبا بود. سپس به تدريج مراحل کمال را پيمود، چنان که صورت تکامل يافته آنها، دو طبقه و از چهار جهت داراي هشت دهانه هواکش است و جريان باد و هوا را از اين دهانه ها به داخل ساختمان هدايت مي کند.
در مع ماري ، ساختن بادگيره اي مزين به کاشي کاري و قبه طل در عمارت ، رکني از معماري اصيل ايراني بوده است . بناهاي مسکوني دوره قاجار )به جز کاخ هاي سلطنتي ( همه به شيوه معماري اصيل ايران در ادوار قديم بوده که در اين دوره با ابتکارات جديدتر به صورتي دلچسب و نيکو تکميل شده اند.
در تهران و اطراف آن ، چند نمونه مهم از معماري قاجاريه ديده مي شود. يکي مقبره حضرت
عبدالعظيم در شهر ري است که بناي مقبره و گنبد طل ي آن قابل توجه است . بناهاي ديگر قابل توجه
»عصر قاجاريه «، مسجد امام )شاه يا سلطاني ( و مسجد سپهسالار )مطهري ( تهران است .
علاوه بر معماري مذهبي که از صفويه پيروي شده است ، معماري کاخ و ساختمان هاي مسکوني که آميزش عوامل معماري ايراني و اروپايي را به حالتي بسيار دلنشين نشان مي دهد؛ مانند عمارت کل ه فرنگي ، کاخ سرخه حصار، کاخ شمس العماره ، کاخ گلستان ، تيمچه هاي وسيع و زيباي اين دوره خود نشان دهنده شاهکارهاي ماهرانه اي از استادان هنر معماري قرن سيزدهم هـ.ق است .
)تصوير ٤٣(
از دوره قاجار تيمچه و بازارهاي وسيع با پوشش هاي خوبي در تهران و شهرستان هاي بزرگ تصوير ٤٣ــ کاخ شمس العماره ــ تهران
موجود است که از نظر هنر آجرکاري و کاشي کاري و چه از نظر وسعت دهانه طاق ها قابل تحسين و
ستايش اند. معماري در دوره پهلوي تنوع چشمگير نداشته است . با ورود مصالح جديد ساختماني
 
مانن د آهن ، بتون و غيره و نيز آمدن مهندس ان خارجي به ايران ، مهندساني که به پيشينه پرافتخار معماري کشور ما آشنايي نداشتند و بازگشت ايرانياني که در خارج از وطن تحصيل هنر معماري کرده
۳۹

 
و يا تحت تأثير معماري غرب بودند، دگرگوني شگرفي در هنر معماري ايران پديد آورد. با همه زيبايي
که اين نوع معماري ها به قيافه شهرهاي ايران بخشيد، متأسفانه غالباً جنبه تقليد از شيوه هاي معماري
 
غرب بر تبعيت از هنر اصيل ايراني يا ابداع شيوه جديدي در معماري ايران ، ترجيح داده شد.
با اين وجود، در بعضي از موارد، ناچار از تمايل به تزيينات به سبک ايراني شده اند. بناهايي چون کاخ هاي سعد آباد، کاخ مرمر در تهران و ساختمان مجلل باشگاه افسران دبيرستان البرز، سردر باغ ملي ، عمارت پست ، گواه اين مدعاست . اين طريق معماري بدون توجه به عوامل اقليمي و پيشينه معماري در ايران هنوز ادامه دارد )تصوير ٤٤(.
تصوير ٤٤ــ سردر باغ ملي ــ تهران
نکاتي در پديده هاي معماري ايران
به جرئت مي توان گفت که بخش عمده اي از پديده هاي موجود در عالم معماري با توجه به مدارک و اسناد موجود، در فل ت ايران خلق شده اند. مي دانيم که مغرب زمين همواره به معماري گوتيک فخر کرده است و به اعتباري مهم ترين شاهکارهاي هنري معماري مغرب زمين به اين سبک تعلق دارد. جالب است که معماري گوتيک را ملهم از معماري ايران مي دانند. درباره پديده هاي معماري که در ايران پيش از اسلام آفريده شده و طي قرن ها تحول و تکامل يافته و به ديگر سرزمين ها انتقال يافته ، مي توان نمونه هايي ياد کرد؛ مانند کاربرد انواع قوس ها و از آن جمله طاق ضربي از هزاره دوم ق.م در امر پوشش فضاهاي معماري پديده ارزنده اي است که در اين سرزمين پاگرفته است .
خلق گنبد بر روي پايه چهارگوش از ابتکارهاي استثنايي است که در اين سرزمين به وجود آمده و منشأ دگرگوني اساسي در کار معماري جهان شده است . ايوان نيز که يکي از پديده هاي شگرف دوره اشکاني است ، که در پي کاربرد وسيع و موفق آن در معماري ساساني ، در دوره اسلامي همچنان مورد توجه قرار گرفت و بعدها براي هرچه بيشتر شکوهمندي شبستان گنبددار به آن افزوده شد.
عناصر معماري شهرسازي
محله : با حذف نظام طبقاتي مفهومي براساس هم شهري بودن يا براساس فعاليت هاي مشترک
به شکل کوي ، محله يا شهر کوچکي در بافت شهري پديد آمد.
خيابان ــ کوچه : ايجاد خيابان و کوچه به عنوان شيوه ارتباطي ميان مناطق درون شهري و برون شهري از ديرباز در معماري و شهرسازي ايران وجود داشته است . با اين حال به دليل اهميت به گي اه و زيبا جلوه دادن اين عنصر شهري خياب ان هاي چهارباغ پديد آمدند. کوچه ها نيز به عنوان مسيرهاي فرعي با ايجاد تقاطع يعني گذر از هر محله ايجاد شد. اين کوچه ها براساس مناطق مختلف به صورت سرپوشيده يا باز ساخته مي شدند. هر محله ممکن بود چند گذر داشته باشد.
بازار : محل مورد نياز تجارت و مايحتاج مردم را بازار مي نامند که در ابتدا در کنار دروازه هاي اصلي شهر و سپس در بافت مرکزي شهري ايجاد شد. بازارها به شکل سرپوشيده يا باز ساخته و مجموعه آنها را ارسن مي نامند. عناصر مختلف بازار شامل راسته ، رسته ، سرا، تيمچه ، حجره مي باشد، مسير اصلي بازار راسته ناميده مي شود و از تقاطع دو راسته ، چهارسوق پديد مي آيد. بخش هايي از
۴۰

 
راسته که صنف مشاغل يکسان در آن قرار مي گيرد، رسته ناميده مي شود.
فضاي حياط مياني که دورتا دور آن حجره ها قرار گرفته است .
 
مرکز چند تجارت خانه از يک صنف در يک فضاي سرپوشيده ، تيمچه نام
دارد و مجموعٔه تيمچه ها در وسط يک فضاي آزاد مسقف دارند )تصوير ٤٥(
ميدان : ميدا همان عن صر دروني شهر اس که فضايي باز براي
حضور مردم يا ارتباط اصلي با ديگر عناص ر شهري است . ميدان معمولً
به شکل ميدان هاي بزرگ و کوچک ساخته مي شوند. عملکرد ميدان بيشتر
به عنوان جایگاه مشخص ، برخي ارتباطات و مشاغل و نيازهاي شهري را
دربرمي گيرد. )تصوير ٤٦(
خانه : در اکثر مناطق ايران خانه هاي سنتي دو قسمت اندروني و بيروني ٤٥ــ بازار مسگري
دارند. قسمت اندروني خصوصي و براي زندگي خانوادگي درنظر گرفته شده
است . و قسمت بيروني براي رفت و آم د و پذيرايي از افراد ديگر استفاده
مي شود. و حريم زندگي خصوصي از ديد مهمانان به طرز زيبايي از هم جدا شده
است . )تصوير ٤٧( خانه هاي سنتي اغلب در چهار طرف يک حياط مرکزي
قرار گرفته است .
مسجد و انواع آن : مساجد مهمترين عنوان و عنصر بناهاي ديني است
که در دوره هاي متفاوت براي برگزاري مراسم ديني و فعاليت هاي اجتماعي
مورد استفاده قرار گرفته است .
در هر دوره نق شه ساختماني مساجد تفاوت دارد که ابتدا به شکل
شبستاني يا ستون دار )چهل ستوني ( ساخته مي شد. پس از آن شيوهٔ چهارطاقي
به شبستان اضافه شد. در دوره هاي بعد به شيوهٔ ايوان دار و گنبدي رونق يافت . تصوير٤٦ ــ دورنماي ميدان نقش جهان ــ اصفهان ــ دوره صفوي
)تصوير ٤٨(.
تصوير ٤٧ــ حيات خانٔە شاه ويل يي ــ کاشان      ٤٨ــ مسجد امام ــ اصفهان ــ دوره صفوي
۴۱

 
ميل مناره: اين عنصر معماري در واقع برج هاي راهنماست که در کناره راه ها و در مسير کوير
يا مناطق کوهستاني و جنگلي ساخته مي شوند. شب ها براي راهنمايي مسافران بر بال ي آن آتش روشن
 
مي کردند و به اين لحاظ مناره مدرسه اين بنا عنصر اصلي تأثيرگذار در شکل گيري مناره در مساجد اسلامي است . با اين حال الگوي اصلي بسياري از برج مقبره ها نيز مي باشد )تصوير ٤٩(.
کاروان سرا: بخشي از معماري مهمي که براي اقامت موقت مس افراني که به ص ورت گروهي معرفي کردند ساخته شده است . اين بنا به دليل گستردگي تبادل ت اقتصادي و تجاري و يا زيارت رونق بسيار داشته است . داراي حياط وسيع و روباز و دورتادور آن تعداد زيادي حجره براي استراحت مسافران بوده است . )تصوير ٥٠(
٤٩ــ برج طغرل ــ شهرري ــ دوره سلجوقي
 
٥١ــ گرم خانٔە گرمابٔە گنجعلي خان ــ کرمان
تصوير ٥٠ــ کاروانسراي ميبد ــ يزد
گرمابه : به دليل اهميت به پاکيزگي و نظافت ، گرمابه عنصر بسيار مهم شهري است که در ايران از ديرباز تاکنون حضور اصلي داشته است . بنابراين اين مکان پس از مسجد، مدرسه و بازار از عناصر مهم شهر به حساب ميآمد. از عوامل مهم در گرمابه تنظيم دما و گرمايش است . مسير دسترسي به بخش اصلي بنا از ورود ناگهاني هواي سرد؛ هم از بيرون به درون و هم در بين فضاهاي دروني جلوگيري مي کند. از عناصر مهم گرمابه فضاي بينه )رخت کن ( و گرمخانه )محل شست و شو( است .
)تصوير ٥١(
مدرسه : به دليل ارزش آن به تعليم و تربيت و يادگيري دانش مکاني خاص به عنوان مدرسه حائز اهميت است . ايرانيان از دوران پيش از اسلام و دوران اسلامي با جديت به ساخت اين مکان پرداختند. شيوهٔ معماري مدارس با تحول معماري مساجد به شکل ايواني درآمد و از عناصر مهم آن مَْدَرس )محل تدريس استادان ( و حجره )اتاق هاي محل اقامت طلبه ها( مي باشند. )تصوير ٥٢(
٥٢ــ مسجد مدرسٔە آقابزرگ ــ کاشان     آرامگاه : ساخت مقبره از دوران باستان نمادي از اعتقاد به دنياي پس از مرگ است . از اين رو
سير تحول آرامگاه سازي از درون خانه ها يا مقابر مستقل يا گوردخمه ها با استفاده از عناصر معماري
۴۲

 
در باشکوه جلوه دادن آن قابل بررسي است . آرامگاه هاي بزرگان ديني و عرفاني و … به صورت
زيارت گاه مورد احترام واقع شده است . )تصوير ٥٣(
 
٥٣ــ مقبره امير تيمور ساماني ــ بخارا
کاخ : حضور حکومت هاي متمرکز ضرورت ساخت بناهاي باشکوه و
اشرافي را در دوره هاي تاريخي ايران باعث شد. ساختن کاخ و عمارت هاي
مجلل براي حکمرانان و پادشاهان مسابقهٔ طول ني در فرهنگ معماري ايران
دارد. به دليل انتخاب شهرهايي در دوره صفويه به عنوان پايتخت ، ساختن کاخ
در عرصه معماري اسلامي مطرح شد. تزيينات اين بناها به نحوي قابل تحسين
انجام شده است . )تصوير ٥٤(
قلعه : به دليل ضرورت دفاع و کاربرد نظامي يا حفاظت از کاخ و قلمرو
شاهي در کوهستان و دشت قلعه هايي مي ساختند. در ساخت آن از مصالح
مستحکم مثل سنگ و ساروج و آهک بهره مي گرفتند و حتي از موقعيت طبيعي
پرتگاه ارتفاعات شيب دار و صخره هاي دور از دسترسي استفاده مي کردند. گاه
در دشت ها با کندن خندق قلعه را از دسترس دور نگه مي داشتند. )تصوير ٥٥(٥٤ــ کاخ هشت بهشت ــ اصفهان
٥٥ــ قلعه اي بر فراز کوه يا ارگ بم ــ کرمان
۴۳
 

 
پل و آب بند: ساخت پل ها و آب بندها در مسير جاده هاي کارواني يا
رودخانه هاي پر آب براي جلوگيري از طغيان يا مسير آب جهت کشاورزي و ديگر
 
فعاليت هاي مرتبط ميراث شکوهمند ديگري از تاريخ ايران باستان به شمار مي رود.
هنگام ساخت آب بند ضمن ذخيرهٔ آب به انتقال آب براي به گردش درآوردن سنگ هاي آسياب هم توجه شده است . )تصوير ٥٦(
آب انبار: آب انبار مخزن آب زيرزميني است که براي ذخيره سازي آب در مناطق خشک و کم آب مي تواند بهترين روش نگهداري آب باشد. بسياري از آب انبارها در مسير قنات ساخته شده است تا آب سالم را به آب انبار هدايت کنند. )تصوير ٥٧(
٥٦ــ پل زمان خان ــ شهرکرد يا آب بند شوشتر     يخچ ال: ضرورت به کارگي ري آب گوارا و استفاده بهينه از نزول ت آسم اني
عنصر ديگري به عنوان يخچال در معماري ايران را باعث شد. اين مکان حتي در روزهاي گرم نيز مي توانست يخ مورد نياز مردم را که از نزول ت آسماني )برف ( به شمار مي رفت را فراهم کند. )تصوير ٥٨(
کبوترخا نه ها: از ديگر ابداعات معماران ايراني ساخت کبوترخانه است که هدف آن مکاني براي نگهداري کبوترها و جمع آوري فضول ت آنها در مصرف کشاورزي به عنوان کود بوده که براي احياي کشاورزي و غني کردن خاک استفاده مي کردن د. در شب ک ه هاي آجري بي شترين تعداد لنه را با کمترين مصالح ساختماني فراهم مي کردند. )تصوير ٥٩(
 تصوير ٥٧ــ آب انبار
٥٨ــ يخچال مؤيدي ــ کرمان
٥٩ــ کبوترخانه ــ اصفهان
۴۴

 
پرسش
١ــ دو نمونه از غارهايي را که مورد سکونت قرار گرفته اند، نام ببريد.
٢ــ فرهنگ بردوسيان متعلق به کدام دوره است ؟
٣ــ از قديمي ترين اماکن مسکوني ايران يکي را نام ببريد.
٤ــ فضاهاي معماري زاغه با توجه به معيشت و رفتار اجتماعي چگونه
است ؟
٥ــ درباره ساختمان منقوش تپه زاغه و کاربرد آن توضيح دهيد.
٦ــ درباره ويژگي هاي معبد چغازنبيل بنويسيد.
٧ــ درباره ويژگي هاي دخمه هاي سنگي مادها توضيح دهيد.
٨ــ مهم ترين آثار هخامنشي شامل چه نوع معماري هايي است ؟
٩ــ اشکانيان معماري بناي اصلي خود را از چه سنتي ايده گرفته اند؟
١٠ــ مهم ترين آثار هنري و معماري پارتي را که نقطه اتصال شهرنشيني و
استقرار فرهنگي بين فل ت ايران و شرق و جنوب شرق بود نام برده و درباره آن توضيح
دهيد.
١١ــ شهر تاريخي بيشاپور چه نقشه اي دارد؟
١٢ــ سقف تال ر بزرگ کاخ بيشاپور چگونه ساخته شده است ؟
١٣ــ تحول ت معماري از قرون ٥ و ٦ در کدام بنا بيشتر مشهود است ؟
١٤ــ در کدام بنا منارها در هشت گوشهٔ آن ، از فشارهاي جانبي بنا مي کاهد؟
١٥ــ پل هاي دورهٔ صفويه را نام ببريد.
١٦ــ معماري قاجاريه در مقايسه با معماري صفويه چگونه است ؟
١٧ــ انواع بناهاي دورهٔ اسلامي را نام ببريد.
١٨ــ از عناصر معماري و شهرسازي چهار نمونه را نام ببريد و يکي را توضيح
دهيد.
بحث کنيد
ــ درباره علل افول معماري سنتي گفتگو کنيد.
ــ درباره معماري معاصر گفتگو کنيد و آن را با ميراث معماري سنتي مقايسه
کنيد.
۴۵

 
فصل سوم
باغ ايراني
 

 
 

 
باغ ايراني
هدف هاي رفتاري: پس از پايان اين فصل از فراگير انتظار مي رود:
 
١ــ مفاهيم عارفانه باغ ايراني را ذکرکند.
٢ــ مفهوم درخت مقدس را بيان کند.
٣ــ الگوي باغ ايراني را توضيح دهد.
٤ــ رابطه شعر فارسي و باغ ايراني را بداند.
٥ــ چند نمونه از باغ هاي ايراني را نام ببرد.
٦ــ انواع باغ را از نظر عملکرد ذکر کند.
فرهن گ ايراني در طول تاريخ به صورت هاي گوناگون تجلي يافته است . درياي بي پايان زبان و ادبيات فارسي و گستره پرمعناي هنر و معماري ، همواره به بهترين و شکوهمندترين شکل فرهنگ پارسيان را به ظهور رسانده است . فرهنگي به قدمت هزاره ها، در جلوه هايي بي شمار از خلاقیت و شيوه زندگي بروز يافته است . به راستي فرهنگ ايراني با همه پيچيدگي هاي پنهان و آشکار در کجا حقيقي ترين ظهور خويش را تجربه کرده است ؟
شايد بتوان گفت ، بهتري ن تجلي ذوق و تفکر ايراني ايجاد باغ و پرديس )فردوس ، بهشت ( باشد که در تمامي جلوه هاي هنري نمود آشکاري دارد. با اين حال برخي از مورخان به اين نتيجه رسيده اند که در زمان هاي بسيار دور احتمالً زنان اولين باغ ها را پديد آورده اند چرا که در آن روزگ ار، مردان گرايش به کوچ داشتند و در جستجوي شکارگاههاي بکر بودند. زنان ، مردان را تشويق مي کردند تا شکار را کنار گذاشته و به کشاورزي و دامداري بپردازند و از اين رو بتوانند موادغذايي خود را به دست آورده و جايگاهي آرامش بخش و مفرح بيابند. از اين رو باغ ها نمايشي از بهشت در اين جهان است که درختان هميشه سبز و بلندقامتي چون سرو در آن کاشته مي شد.
۴۸

 
پس همواره کشت گل و گياه خيال انگيز است . زنان به خصوص در دوران بارداري عميقاً نياز به مستقر شدن و سکني گرفتن در مکاني ثابت را حس مي کردند. شايد اولين بار پس از انتخاب مکاني مناسب ، شروع به کشت کردند و گياهان و گل هاي وحشي را پرورش دادند تا بال خره توانستند آنها را تکثير کنند. احتمالً انجام اين فرايند در آغاز تأمين مواد غذايي و دارويي بوده ولي بعدها گرايش به زيبايي يا برخوردار شدن از عطر گياهان يا توجه به گياهاني خاص در باور و زندگي ، آنها را به کشت گياهان وا داشته باشد. پس اين لحظه که نمي دانيم در چه زماني رخ داده ، همان لحظه تجربه زيباشناختي باغ است که در ضمن لحظٔ مش ارکت آف ري نش تجلي زيبايي و طبيعت است . هرچند باغ هاي ايراني شهرت جهاني دارند. براساس منابع مکتوب منوچهر پادشاه پيشدادي اولين کسي بود که تخم گل ها و ميوه ها را از کوهستان آورد و در باغ ها به کشت آنها اقدام کرد. با اين حال براس اس شواهد باستان شناسي نخ ستين الگوي چهار باغ در پاسارگاد يافت شده که از ابداعات دوره کوروش به شمار مي رود.
مفهوم عارفانه باغ ايراني
باغ ايراني راهي است به درونيترين ليه هاي انديشه و خيال ، تعبيري از معناي زندگي ، غايت
انسان ، ازليت و ابديت ، بهشت و زندگي و جلوه هاي زميني از عالم ملکوت به روايت ايرانيان است .
باغ ايراني تداوم عشقي آکنده از شور و اميد را به نمايش مي گذارد. باغ ايراني که ميراث ارزشمند فرهن گ پارسيان است به نظام شکلي و هندسي و حکمت متعالي در طرح آن و درک عميق باغ را فرآيندي از فهم است که »ريشه « در فرهنگ ايراني اسلامي مي دانند. همه مفاهيم بنيادي در ترکيب ديداري و ساختار فضايي ، حرکت ، ضرب آهنگ و ريتم ، تقارن ، پويايي ، عطف و تعادل به زيباترين شکل خود در نظام فضايي باغ ايراني تجلي يافته اند و دريچه اي به سوي تجسم ايراني از بهشت موعود و عالم ماورا و گواه هنرورزي ايرانيان است که در آن آميختگي هنر و خلاقیت و با حکمت و معرفت به نحوي آشکار تحقق يافته است .
درخت مقدس
باغ ايراني با سکوت طبيعت ، موسيقي سبز درختان و هم آوايي همه کائنات در درک حقيقت هستي شکل گرفته است . در همه اديان به درخت هاي مقدس اشاره شده است همچون درخت طوبي در قرآن مجيد، درخت جاودانگي در اوستا و درخت کيهاني که زمين و آسمان را به هم مي دوزند. در آثار تاريخي به ويژه مهرهاي يافت شده در شوش ، نقوش درخت را پاي تپه اي نشان مي دهد. درخت آن چنان مقدس است که در باورهاي کهن ايران و ميان رودان مجازات بريدن آن را مرگ مي دانستند )تصوير ١(.
در اساطير ايران پيش از اسلام نيز سرو مقدس ترين درخت است . نقل کرده اند که زردشت با
تصوير١ ــ پيرسبز )چک چک ( _ نيايشگاه جهاني
دستان خود دو سرو سه هزار ساله موجود در کاشمر را کاشته است . همچنين پادشاهان هخامنشي زرتشتيان
 
۴۹

 
به کـاشتن سرو با دستان خود مي بـاليدنـد. نزد عرفـان اسلامي نيز درخت چنار بسيار مـقدس است
و برگ آن را با دست انسان و پنـج تن مقـايسه مي کنند و اساساً رنگ سبز، رنگ رويش گيـاهان
 
و باز زايش طبيعت نزد مسلمانان و به ويژه پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد )ص ( رنگي مقدس است .
بنابراين باغ ايراني ، بازتاب و يا فرافکني صورت بهشتي باغي است که در ناخودآگاه قومي و خاطره هاي ازلي او هميشه وجود داشته است و به نظر آرتور پوپ هنرشناس ايراني »در گوشه ذهن هر ايراني ، باغي وجود دارد.« )تصوير ٢ و ٣(.
الگوي باغ ايراني
رابطه عارفانه ايرانيان با آب ، درخت و گل به آساني نشان مي دهد که باغ ايراني محيطي مقدس است چرا که مراوده و رابطه اي بين باغ مثالي و باغ زميني است . از اين رو کهن الگوي باغ ايراني همواره سرچشمٔه همه هنرهاي گذشته ايران بوده است . پس سؤال اينجاست که آيا اين الگو در زمان معاصر مي تواند ساير هنرها را نيز بارور سازد؟
شکل بنيادين معماري ايراني همواره تقسيم فضا به چهار١ قسمت است که همان الگوي ازلي
تصوير٢ ــ تنگ سيمين با نقش تاکستان ــ قالبگيري جهان چهارگوشه است که همه جنبه هاي هنر ايراني را در خود جاي داده است و اين ساختار را
و چکشکاري ــ موزه رضاعباسي تهران
مي توان رکن اساسي همه باغ هاي مشهور ايراني دانست .
شاخص هاي معماري و باغ ايراني ، چهار طاق ، چهار باغ ، دو جلوه از يک الگوي مشخص هستند که نقش بسيار مهمي نيز اين ويژگي هاي تقسيم بندي معماري و باغ در شکل گيري شهر و شهرسازي دارند. در فرهنگ باستان ايران باغ هاي باشکوهي ساخته مي شد و اين روند تا دوران صفويه نيز به انجام مي رسد و چندين الگوي باغ ــ شهر پديد آمد که ابتدا باغ ها و سپس عمارت ها و ساختمان هايي در آن ساخته مي شدند. باغ ها موجودات زنده اي هستند که به ما ارث رسيده اند و هرچند که جاي تأسف دارد که به اين ميراث گرانبها گاهي توجه نداريم . باغ مهم ترين توليد ذهن ايراني است و جهان شمول بودن آن حداقل قدمتي حدود ٢٥ قرن دارد.
اغلب باغ در اقليم گرمسيري و کويري معنادار مي شود. به اين جهت ايرانيان همواره باغ ها
را در دشت يا دامنٔه تپه يا در اطراف آبگ ير مي ساختند اين باغ ها با حصار ديواري پيرامون آن به
تصوير٣ ــ کاسه مينايي پايه دار با نقش حاکم در چهار بخش تقسيم مي شدند که به وسيله جوي آب و آب روهاي مزين به آبشره ها و تل قي با عمارت ها
باغ ــ دوره سلجوقي ــ موزه رضا عباسي تهران شکل مي گرفتند.از اين رو درختان ، گياهان و گل هايي که کاشته مي شد نسبت به هر اقليم متفاوت
بود. در باغ براي دسترسي به فضاي موردنظر بايد از فضاهاي ديگر عبور کنيم که از اين الگو به مفهوم تداوم و سلسله مراتب دسترسي ياد مي کنند. در طراحي باغ ايراني سر در ورودي و آب نمايي در بيرون باغ به عنوان جلوخان وجود دارد و با گذر از هشتي و محور اصلي )مسير چهارباغ ( به بناي باغ مي رسند )تصوير ٤(.
١ــ عدد چهار مقدس است و به چهار عنصر، چهار فصل ، چهار دوره عمر آدمي و … برمي گردد.
۵۰

 
 
تصوير ٤ــ باغ شاهزاده ــ ماهان ــ کرمان
 رابطه هنر و باغ ايراني
بي گمان نيکوترين جلوه هاي صورت و معنا برآمده از باورهاي ايرانيان ، باغ
ايراني است . فرازي از تاريخ آفرينش پارسي که لطيف ترين شعر طبيعت و عشق به
زندگي را در پرتو استعاره هاي عرفاني ايراني و اسلامي به بارزترين شکل پديدار ساخته
است . در باغ ايراني ، شور و لطافت شعر فارسي که جلوه اي از شکوه معماري ايران
است ، همواره با تبسمي اميدبخش به طبيعت و زندگي و دلبستگي انديشمندانه به عالم
معنا به هم آوايي مي رسند. بدون شک شعر فارسي و باغ ايراني نيز با هم انس و الفتي
ديرينه دارند. همه شاعران بزرگ پارسي از فردوسي تا سعدي ، حافظ و مولوي همه
و همه در وصف باغ و گل و گياه شعر سروده اند و موضوع باغ در آثار آنان گاهي
توصيفي زميني و گاه جلوه اي از باغ ملکوت و بهشت است که جلوه هاي تمثيلي
بسياري دارند و حتي برخي مراتب سير و سلوک عرفاني خود را در تجلي باغ جستجو
کرده و بدان تشبيه کرده اند. از اين رو همان تصوير بهشت که در باغ شکل گرفته در
شعر پارسي نيز سروده شده است .
در آثار هنري ديگري مانند نگارگري جلوه هايي از باغ ديده مي شود. نگارگري
ايران نقشي از جهان غيرمادي را در باغي پر از گل به نمايش مي گذارد )تصوير
نگارگري (. جلوه اي ديگر از باغ نيز در فرش ايراني متجلي شده است . يکي از نخستين
باغ فرش ها به دستور خسرو پرويز از ابريشم ، طل و نقره بافته شده و با سنگ هاي تصوير٥ ــ باغ فرش ايراني معروف به فرش واگنر ــ نقش باغ
قيمتي تزيين يافته است که در تال ر بزرگ طاق کسري پهن کرده بودند تا در طول بهشت و نهرکشي آن  ــ موزه رضا عباسي تهران
زمستان وي را از دلتنگي باغ خود که بدان عل قه بسيار داشته به در آورد. اين فرش
همان فرش بهارستان است که آوازه بسياري در ادب پارسي نيز دارد. همه فرش هايي
۵۱

 
 
 
تصوير٦ ــ باغ فرش ــ نقش چهار باغ ــ اوايل قرن هجدهم تصوير٧ ــ باغ فرش ــ نقش درخت هستي
که با موضوع باغ کار شده اند در واقع نگاهي از آسمان به باغ هستند )تصوير ٥ و ٦ و ٧(.که با مجموعه گل و گياهان طبيعي و نقش پردازي شده اي شکل گرفته اند تا جايي که گاهي به صورت اشکال انتزاعي درآمده اند و در آن تمامي عناصر طبيعت با نقوش هندسي طراحي شده اند. شايد بتوان گفت که واژه فرش استعاره اي از عرش باشد و ارتباط آنها را با يکديگر بيان مي کند.
همچنين در معماري ايران نيز همواره فضاهاي خالي ، منظم و دقيق تر از فضاي پر است .
گنبدهايي که از داخل با طرح هاي کاربندي شده بسيار زيبايي آراسته شده اند و حفره اي در مرکز که نور داخلي را تأمين مي کند با نهايت ظرافت و دقت به جزئيات پرداخته شده و از بيرون با سطح کاهگلي گاه به شکلي نامنظم پوشانده شده است .
اين اختل ف بيرون از درون به بينش فرهنگي دوگانه انگاري ميان ظاهر و باطن ، جهان دنيوي و اخروي باز مي گردد که ريشه کهن در باور ايراني دارد. در تفکر و بينش اسلامي نيز منظره دروني اهميت خاصي دارد و تجلي بسيار زيباي رابطه باغ و معماري با نقش آيينه و انعکاس جهان پيرامون همواره مورد توجه بوده است . پيشرفت ايرانيان در زمينهٔ ساخت آب نما و فواره هميشه جهان گردان
۵۲

 
را به شگفتي واداشته است . در باغ ، آب نمايي عظيم يا حوضي توانسته عالم مثالي
و جهان مادي را به هم متصل کند )تصوير٩ و ٨(. در فضاي داخلي معماري نيز
 
آيينه کاري هاي ظريف و تکه تکه ، بازتاب نگرش هاي تکوين جهان هستي ايراني است
و برداشتي هزار تکه و مبهم از عالم مثال است .
تصوير٨ ــ آب نماي باغ هشت بهشت ــ اصفهان ــ دوره صفوي      تصوير٩ ــ آب نماي کاخ چهل ستون ــ اصفهان ــ دوره صفوي
نمونه هايي از باغ ايراني
نمونه اعل و آرمان ذوقي سنت هاي شگرف هنر باغ سازي سرزمين هاي اسلامي همواره باغ هاي فاخر و شاهانه ايران باستان دانسته اند. باغ در مقام برخورد ميان انسان و انديشه ها و به عنوان ميعادگاه زمين و آسمان و نقطه تل قي عملکرد و تفکر و بهترين مکان تجربه شاعرانه و عاشقانه و همچنين عالي ترين جلوه گاه رسم و آيين جامعه و حتي بهترين جاي تجربٔه عرفاني است .
در فرهنگ و تاريخ اسلامي الگوهاي بسياري از باغ سازي در همه سرزمين هاي اسلامي پديد آمد که همگي آنها با ساختاري چهارباغي ساخته شده اند که يادآور پيشينه بسيار غني و کهن ايراني است . هرچند که اين باغ ها به فراخور شرايط آب و هوايي و امکانات مبدل به سبک ها و شيوه هاي
گوناگون باغ سازي شده است . باغ ها عملکردهاي مختلفي دارند که در اين دسته بندي ارائه مي شود:
 باغ
 
باغ ميوه     باغ تفرجگاهي    خانه باغ )سکونتگاهي (     باغ سکونتگاهي ــ حکومتي     باغ حکومتي   باغ مزار
در اينجا براي بهتر شناختن اين ميراث کهن که با روح و فرهنگ ايراني رابطه اي تنگاتنگ
دارد، لزم است که نمونه هاي عيني آن آورده شود و باغ هاي ايراني را به اجمال بشناسيم .
باغ ارم يکي از زيباترين ، مشهورترين و با سابقه ترين باغ هاي تاريخي ايران در شيراز است که وصف آن در اشعار حافظ و سعدي نيز آمده است . باغ ارم ،  باغ جهان نما، باغ دلگشا، و باغ تخت از باغ هاي چهارگانه شيراز است . بوي عطر نارنج باغ دل گشا مشهور است .باغ نارنجستان قوام و باغ
۵۳

 
نظر ) نوعي باغ حکومتي ( از ديگر باغ هاي شيراز است . شهر شيراز به واسطهٔ باغ ارم و ديگر باغ هاي آن صاحب شهرت و مقامي خاص در باغ سازي ايراني است .چهار باغ ، باغ چهل ستون و باغ هشت بهشت )معروف به بلبل ( از باغ هاي دوران صفوي در اصفهان به شمار مي رود. باغ ايل گلي در تبريز از نمونه هاي زيبايي است . بناي آن در ميان آبگيري بزرگ قرار دارد که به کمک پل قابل دسترسي است .
باغ هاي ديگري چون باغ فين کاشان ، باغ شاهزاده )شازده ( در ماهان کرمان ، باغ دولت آباد يزد، باغ گلشن طبس و … را مي توان نام برد )تصوير٩، ١٠ و١١(.
امروزه ، به فراخور درک و بينش هاي جديد شاهد ظهور برداشتي ديگر از باغ به عنوان اثري مستقل هستيم که در شکل دادن به محيط طبيعي ، سهمي تعيين کننده دارد. از اين رو به باغ ها ديگر به عنوان ادامه يا زير مجموعه معماري نمي نگرند بلکه آن را اثري مستقل دانسته و بررسي مي کنند و باغ را نه بر حسب شکل ظاهري و سازگارشان با تصويرهاي نمادين بلکه از آنجا که پاسخگوي نيازهاي عمومي در دوره هاي معيني بوده اند تفسير مي کنند. به عبارتي باغ را ساختاري مشخص مي دانند که نحوه تقسيم زمين و آب ، مرزبندي هاي دقيق مکان هاي تجمع و رابطه اي عميق بين ساختار و عوامل طبيعي با در نظر گرفتن شيوه آبرساني ، لطافت و تعادل ميان آب و هوا و ديگر موارد را در رابطه با باغ مورد توجه قرار مي گيرد.
تصوير١٠ ــ باغ ارم شيراز ــ دوره سلجوقي ــ مرمت دوره صفوي
تصوير١١ ــ باغ دولت آباد
 
 
تصوير ١٢ــ باغ مزار ــ حافظيه شيراز                      تصوير ١٣ــ باغ ايلگلي تبريز
۵۴

 
پرسش
١ــ مفهوم عارفانه باغ ايراني را به طور خل صه بنويسيد.
٢ــ درباره درخت مقدس ايرانيان توضيح دهيد.
٣ــ رابطه شعر فارسي و باغ ايراني چيست ؟ توضيح دهيد.
٤ــ چهار طاق و چهار باغ چه معنايي دارد؟
٥ــ سه نمونه از باغ هاي شيراز را نام ببريد.
گفتگو کنيد
تصويري از نگارگري تهيه کنيد که در آن باغ اهميت داشته باشد، دربارهٔ آن گفتگو
کنيد.
۵۵

 
فصل چهارم
موسيقي ايراني

 

 
موسيقي ايراني
 
هدف هاي رفتاري: پس از پايان اين فصل از فراگير انتظار مي رود :
١ــ موسيقي را تعريف کند .
٢ــ ماهيت موسيقي ايران را شرح دهد .
٣ــ تقسيم بندي تاريخ موسيقي ايران را ذکر کند .
٤ــ موسيقي پيش از اسلام را شرح دهد .
٥ــ تغييرات موسيقي پس از اسلام را شرح دهد .
٦ــ چگونگي و علت تبديل موسيقي مقامي به نظام دستگاهي را شرح دهد .
٧ــ موسيقي دستگاهي و قطعات آن را شرح دهد .
٨ــ هفت دستگاه و پنج آواز موسيقي ايران را نام ببرد .
٩ــ انواع موسيقي در ايران امروز را بيان کند .
١٠ــ تقسيم بندي کلي سازهاي ايراني را ذکر کند .
١١ــ انواع سازهاي موسيقي ايران را بشناسد .
١٢ــ موسيقي دانان برگزيدهٔ ايران را بشناسد .
موسيقي چيست ؟
موسيقي هنري است که با استفاده از گزينش اصوات ويژه و ترکيب کردن آنها با يکديگر با
استفاده از اصول و قوانين خود، بيان مقصود مي کند . به همان صورت که در شعر و ادبيات ، واژه ها
٥٨

 
نقش اصلي را دارند و در نقاشي ، خطوط و رنگ و در معماري حجم ، در موسيقي نيز اصوات هستند
که نقش بيان کننده را عهده دار هستند . ابونصر فارابي در احصاءالعلوم مي نويسد : «موسيقي علم
شناسايي الحان است ، و شامل دو علم است : علم موسيقي عملي و علم موسيقي نظري ».
امروز نيز موسيقي دو شاخه دارد، موسيقي نظري که اصول علمي و رياضي موسيقي را شامل
مي شود و در حقيقت از شاخه هاي فيزيک صوت محسوب مي شود . ديگر موسيقي عملي که فني يا
هنري به حساب مي آيد .
منابع توليد اصوات موسيقي ، سازهاي موسيقي و نيز حنجره انساني است . در حنجره انسان
صداي موسيقايي با کلام نيز توأم مي شود .
هنر موسيقي برحسب شرايط فرهنگي زادگاه خود، انواع و اقسام بسيار دارد و هر قوم و ملتي ،
موسيقي ويژهٔ خود را داراست . موسيقي در حقيقت بيان انديشه در قالب اصوات است .
ماهيت موسيقي ايراني
هنر موسيقي در مشرق زمين بيشتر ماهيتي آييني داشته و براي دعا و نيايش و نزديک شدن به
خداوند به کار مي رفته است . از اين رو نه به معناي تفّنن و تفريح که راه تأمل بوده و هست و اين به جز
از راه تزکيه نمي توانست به دست آيد .
موسيقي ايران از دير باز گونه اي تأمل ، انديشه و عشق بود . و کسي که بويي از امور معنوي
نبرده و رمز و رازهاي پنهان در ژرفاي موسيقي ايران را نفهميده باشد نمي تواند از سطوح ظاهري
موسيقي ايران عبور کرده و به باطن آن برسد و در عالم موسيقي ايران «نامحرم » محسوب مي شود .
«مدعي » خواست که آيد به تماشاگه راز      دست غيب آمد و بر سينٔ «نامحرم » زد
موسيقي ايراني در نهايت کمال خود به وجهي از عرفان مي رسد . در موسيقي مراسم «گاتاخواني »١
زردشتيان  و موسيقي مراسم خانقاه و سماع درويشان تا موسيقي تعزيه و لحن هاي متنوعي که در اذان
و مناجات استفاده مي شود مانند اذان مرحوم «مؤذن زاده اردبيلي » که با لحن و آهنگي خاص در گوشه
روح الارواح آواز بيات ترک اثري جاودانه به جاي گذاشت و نيز دعا و مناجات «محمدرضا شجريان »
در مثنوي افشار و بخش عظيمي از موسيقي هاي نواحي ايران همه مثال هايي براي ارتباط مستقيم روح
ديني در موسيقي هاي اصيل اقوام مختلف ايراني است .
روند تاريخي موسيقي ايراني
تاريخ موسيقي ايران را به طور کلي مي توان به دو دورهٔ قبل و بعد از اسلام تقسيم کرد .
الف ) موسيقي پيش از اسلام : اين دوره خود به چند دوره تاريخي از قبيل ايلامي ها، مادها،
پارس ها، پارت ها (اشکانيان ) و ساسانيان قابل تقسيم است .
١ــ دورٔە ايلاميان: اين دوره که تا حدود سدهٔ هشتم قبل از ميلاد را شامل مي شود، وجود آثار
بسيار همچون حجاري ها و مجسمه ها، دلالت بر رواج موسيقي در اين دوره دارد . از جمله ٔ اين اسناد
١ــ گاتا از سروده هاي زردشت و بخش اصلي کتاب اوستاست
٥٩

 
مي توان از مهر چغاميش متعلق به ٣٥٠٠ ق.م نام برد که تصوير يک چنگ نواز، نوازندهٔ طبل ، يک نوازندهٔ بوق يا سازي بادي و نيز يک خواننده در آن ديده مي شود )تصوير ١(. بديهي است که وجود اين سازها دل لت بر شناخت اين سازها دارد و همچنين نشان مي دهد که نغمه و وزن وجود داشته است و اگر بپذيريم که چنين شناختي ، آسان به دست نيامده است ، بايد اين مطلب را نيز بپذيريم که پيشينه هاي
کهن تر از ٣٥٠٠ ق.م در پس اين آثار و اين دوره نهفته است .
 
تصوير ١ــ طرحي از مهر چغاميش ــ ٣٥٠٠ ق.م
٢ــ دورٔە مادها : مادها مرداني آريايي نژاد بودند که در اواخر سده هشتم يا اوايل سده هفتم ق.م دولت خود را تأسيس کردند. آنچه از اين دوره در دست است ، به اندازه اي نيست که بتوان تاريخ موسيقي اين روزگار را به خوبي نشان داد. اما از شواهد ديگر تا حدي مي توان به آنچه در اين دوره رواج داشته است ، پي برد. يکي از مهم ترين وقايعي که تاريخ نگاران ، با احتمال بسيار به اين دوره  مربوط مي دانند، ظهور زردشت پيامبر است . و از آنجايي که مهم ترين دستورهاي ديني زردشت
»گات ها« است و تنها بخشي از اوستاست که بايد به آواز خواند. از اين رو بيانگر آن است که موسيقي از جايگاهي ويژه برخوردار بوده است . همچنين بعدها تفسير و ترجمٔه پهلوي اوستا را نيز با آهنگ و آواز خوش مي خوانده اند. در روزگار ما نيز، همچنان اوستا را به گونه اي آهنگين و نيايش وار مي خوانند و اين سنت نزد مهاجران ايراني مقيم هند و نيز زردشتيان مقيم ايران همچنان پابرجاست .
بدين سان مي توان دريافت که موسيقي مبتني بر گات هاي زردشت ، يا به تعبير ديگر، موسيقي »گاهاني «، در دورهٔ  مادها رواج داشته و تا به امروز به حيات خود ادامه داده است ، و مي توان گفت که سرچشمٔه اصلي موسيقي ايران ، موسيقي مذهبي و نيايشي بوده است .
٣ــ دورٔە هخامنشيان : اين دوره از ٥٥٠ تا ٣٢٠ ق.م را شامل مي شود. در دوره هخامنشيان نيز موسيقي مذهبي مردم تداوم يافت . از سويي ديگر، موسيقي رزم و موسيقي بزم همچنان رواج داشته است . از آثار اين دوره ، مي توان به کُرناي فلزي و طويل اشاره کرد که اکنون در موزه تخت جمشيد فارس نگهداري مي شود.
٤ــ دورٔە پارتيان يا اشکانيان : در اين دوره موسيقي و شعر به هم نزديک شده چنان که کسي
نمي توانست بدون اينکه با موسيقي آشنا باشد و يا در نواختن يکي از سازها مهارت داشته باشد شاعر
۶۰

 
باشد . همچنين اسناد و آثار موجود، رواج موسيقي را در دوره اشکانيان تأييد مي کند، يکي از آثار به
دست آمدهٔ اين دوره در حفاري هاي  باستان شناسي ، ساتگين يا جام فلزي است ، اين اثر ظاهراً به سدهٔ
دوم ميلادي تعلق دارد و در آن دو ساز «دوناي » و «چنگ » ديده مي شود .
٥ــ دورٔە ساسانيان : موسيقي در دوره ساسانيان به حد کمال و رشد خود رسيد . بيشتر
پژوهشگران تاريخ موسيقي ايران دربارهٔ موسيقي اين دوره ، تنها به ذکر موسيقي دربار ساساني و از
آن ميان هم تنها به ذکر باربد و نکيسا بسنده کرده اند . البته اين موضوع خود داراي اهميت است ،
اما بايد دانست که موسيقي پايتخت ساساني ، تنها موسيقي رايج اين عهد نبوده و نمي توانسته باشد .
زيرا وسعت و گستردگي سرزمين ايران ، خود موجب آن بوده است که مردم ديگر مناطق ، از موسيقي
ديگري بهره مند بوده باشند . با اين حال در زمان خسروپرويز هريک از هنرمندان موسيقي در ساختن
آهنگ و پيشرفت موسيقي ايران زمين نقش مهمي را انجام دادند . از جمله آنان باربد است که اختراع
دستگاه هاي موسيقي ايراني را به وي نسبت داده اند . (تصوير ٢، ٣، ٤).
تصوير٢ــ زنان چنگ نواز ــ نقش برجسته دوره ساساني
تصوير ٣ــ زنان در حال نواختن ساز ــ نقش برجسته دوره ساساني     تصوير ٤ــ زنان رامشگر ــ نقش برجسته دوره ساساني
موسيقي پس از اسلام
پس از ظهور اسلام براساس انديشه و تفکر نو تمام پديده هاي فرهنگي و اجتماعي دستخوش
تغيير و تحول گرديد . از اين رو موسيقي هم که در اشکال متفاوتي وجود داشت دچار تغيير شد . آوازهاي
ملي ، رجزخواني و … مورد تأييد قرار گرفت در صورتي که موسيقي بزمي ، اشرافي مردود شناخته
شد . سپس پيامد اين انديشه ٔ ديني نوين ، هنر موسيقي در بخش علم رياضي مورد بررسي و تحقيق قرار
گرفت و بخش نظري و عملي آن گسترش يافت و سازها نيز تکامل يافتند .تأليف کتاب درباره موسيقي و
ضبط قواعد علمي آن و جمع آوري آوازها و طبقه بندي نغمه ها و شرح احوال نوازندگان و موسيقي دانان
از اواسط قرن دوم هجري آغاز شد . اين گونه کتاب ها را «الاغاني » يعني نغمه ها مي خواندند . ظاهراً
نخستين کتاب با اين عنوان به وسيله استادي ايراني به نام يونس بن کردبن شهريار (متوفي به سال ١٣٥هـ)
٦١

 
به رشته تحرير درآمد . در اواسط قرن چهارم هجري علوم ، آداب ، تمدن و فرهنگ اسلامي به اوج کمال رسيده بود . و شعر و موسيقي و ساير هنرهاي ديگر همگام با شوکت و شکوه اسلامي در پرتو مشارکت و معماري همه مسلمانان در بيشتر مناطق آسيا، آفريقا و اندلس (اسپانيا) رواج يافت . در اين دوره با تأسيس مراکز علمي و آموزش پايه و اساس موسيقي علمي نيز گذاشته شد .
در اين دوران موسيقي ايران به اطراف دنياي اسلام ، سرزمين هاي عربي و بين النهرين
(ميان رودان ) پراکنده شد و اساس بيشتر موسيقي هاي مشرق زمين به غير از هندوستان شد . فواصل و گام هاي موسيقي ايران در تمام موسيقي هاي مشرق زمين شنيده مي شد .
موسيقي ايران در قرن هاي چهارم تا هشتم هجري به اوج کمال علمي و عملي رسيد و تأثير اين
پيشرفت در آثار نگارگري نيز قابل مشاهده است (تصوير ٥ و٦).
دانشمنداني بسيار کتاب هاي با ارزش در زمينٔه موسيقي نوشته اند که اکنون پايه علم نظري موسيقي ايران محسوب مي شود .ابن سينا و فارابي از نخستين دانشمنداني بودند که در زماني نزديک به هزار سال قبل براي موسيقي ، رساله اي علمي نوشتند . از کتاب هاي باارزش مي توان به «موسيقي کبير»
فارابي و کتاب «قابوس نامه » اشاره کرد که عنصرالمعالي کيکاوس بن وشمگيربن زياد نوشته و در آن
تصوير ٥ــ نگارگري نوازندگان در حال نواختن بيشتر به مسائل اخلاقي نوازندگي و موسيقي پرداخته است . شاخه علمي و نظري موسيقي از اوايل
دوره صفويه ، ضعيف و کم کار شد و تا همين سال ها ادامه داشت . ولي شاخه ٔ اجرايي آن حفظ گرديد .
به خصوص اينکه در بناهايي مانند عالي قاپو براي ارائه موسيقي به نحوي خاص تُنگ بري هايي زيبا صورت گرفت . در دوره صفويه تا قاجاريه نوازندگان بزرگي ظهور کردند که موسيقي ايران را زنده نگه داشتند (تصوير ٧).
تصوير ٦ــ مجلس بزم و موسيقي در نگارگري ــ پنج گنج خمسه نظامي تصوير ٧ــ اتاق موسيقي با تنگ بري ــ کاخ عالي قاپوــ اصفهان ــ دوره صفوي
٦٢

 
موسيقي مقامي(محلي) و موسيقي دستگاهي (رديفي)
درطي قرن هاي مختلف موسيقي ايران دچار تغييرات زيادي شده ، اما چهارچوب اصلي
خود را حفظ کرده است و تنها تغيير عمده اي که در موسيقي به وجود آمد تغيير نظام دسته بندي
آن از مقامي به دستگاهي بود . تاريخ دقيق اين رويداد مهم به درستي روشن نيست .١ اما آنچه که
در آن نمي توان ترديد کرد، ارتباط عميق موسيقي دستگاهي با موسيقي مقامي است و براين اساس ،
شايد بتوان گفت که موسيقي دستگاهي تدوين جديدي از موسيقي مقامي است و در اين تدوين ،
همه ٔ محورهاي فرهنگي از قبيل صوت ، فواصل ، وزن ، گردش نغمات و تزيين به خوبي محفوظ
مانده اند .
موسيقي ايران از تعداد بسياري مقام کوچک و بزرگ تشکيل شده است . حفظ و آموزش اين
مقام ها هميشه سينه به سينه و شفاهي از طريق تعليم حضوري استاد به شاگرد بود و اين به دليل وجود
ظرافت هاي موجود در آن است که تنها از اين طريق حفظ مي شد . در اواخر دوره زنديه و اوايل دوره
قاجار دانشمندان موسيقي شناس که نامشان پوشيده مانده تصميم گرفتند که اين مقام ها را در نظام
زنجيره هاي منطقي و منظّمي قرار دهند تا حفظ و انتقال آنها براي نسل هاي بعد امکان داشته باشد .
در اين دوران موسيقي بنا به پرده هاي سازنده اش به تعدادي دستگاه و آواز تقسيم شد که هر دستگاه و
آواز مربوط به آن دربردارندهٔ تعدادي گوشه است . گوشه ها جايگزين مقام هاي قبلي هستند . موسيقي
دستگاهي به عنوان موسيقي رسمي مردم ايران در مراکز شهري اصفهان ، اراک ، شيراز، تهران و تبريز
پذيرفته شد و موسيقي بومي مناطق مختلف ايران با همان سيستم مقامي حفظ شدند . و همين امر باعث
به وجود آمدن مدارس مختلف موسيقي شد .
نخستين مدارس موسيقي به سبک اروپايي در زمان ناصرالدين شاه توسط مسيولومرفرانسوي
بنيانگذاري شد و حدود پنجاه سال پس از او کلنل علينقي وزيري اولين مدرسه موسيقي سبک ايراني
را تأسيس کرد . اين هنرستان تا دوره پهلوي به سبک اروپايي فعاليت داشت پس از آن به کوشش کلنل
وزيري دوباره تدريس موسيقي ايراني به شيوه دستگاهي در اين هنرستان معمول شد و ادامه يافت تا
اينکه در سال ١٣٢٨ روح الله خالقي هنرستان موسيقي ملي را براي احياي موسيقي ايران پايه گذاري
کرد .
موسيقي رديف دستگاهي
موسيقي رديف داراي قطعات متعددي است که ترتيب و روند آنها در يک دستگاه يا آواز
نقش ويژه اي ايفا مي کند . اين قطعات انواع متعددي را شامل هستند و به نام هاي پيش درآمد،
درآمد، چهار مضراب ، گـوشه ، ضربي ، تصنيف و رنگ خوانده مي شوند . در واقـع در يک دستگاه
ِ
يا آواز تـعدادي گوشه با حالت هاي گوناگون با ترتيب و ربـطي منطقي به دنبال يکديـگر واقع
١ــ براساس پاره اي پژوهش ها مي توان اين اتفاق را در فاصله قرن دوازدهم تا چهاردهم هـ ق دانست . يعني تاريخ تأليف بحورالالحان
اثر فرصت شيرازي ، نخستين کتابي که از موسيقي دستگاهي سخن به ميان آورد.
٦٣

 
مي شوند و همين ترتيب و تسلسل گوشه هاست که مفهوم »رديف « را در موسيقي سنتي ايران روشن مي کند.
از سويي ، موسيقي رديف دستگاهي ، مجموعه اي از آهنگ ها و نقش مايه هاي اصيل موسيقي ايراني ، از دوران کهن تا امروز است و آنچه در اين راه ذوق و ابتکار را در آن نشان مي دهد، اعجاز و اختصار در آوردن همين آهنگ هاست که به عنوان »گوشه « از آن نام برده مي شود. البته گاهي برخي از گوشه ها نيز خود به تنهايي مجموعهٔ کوچکي از اين گنجينهٔ عظيم موسيقي ايراني هستند. هفت دستگاه مشهور موسيقي ايراني عبارت اند از: دستگاه شور، سه گاه ، چهارگاه ، ماهور، همايون ، راست پنجگاه و نوا. پنج آواز مشتق شده از دستگاه هاي فوق شامل : آواز ابوعطا، دشتي ، افشاري ، بيات زند )ترک ( و بيات اصفهان است .
موسيقي دستگاهي )رديفي (
 موسيقي سازي                موسيقي آوازي
 زهي                بادي           ضربي )کوبه اي (              رديف خواني      ضربي خواني    تصنيف خواني  زهي زخمه اي     زهي کماني     زهي مضرابي
موسيقي آوازي
موسيقي آوازي به سه گروه تقسيم مي شوند:
١ــ رديف خواني : رديف هاي آوازي رديف هايي هستند که در آنها جمله بندي هاي شعري ، حاکم است . مقصود از آواز اين است که اشعار با صوت انسان خوانده شود يا جمل ت آن به تنهايي روي سازي نواخته گردد.
٢ــ ضربي خواني : اجراي قطعات موزون با استفاده از اشعار شاعران در وزن هاي مختلف را ضربي نوازي و ضربي خواني مي گويند. اجراي درست ضربي ها به درک وزن ، شناخت شعر، مهارت در اجرا و استعداد خل ق در بداهه سرايي بستگي دارد.
٣ــ تصنيف خواني : قطعه هاي موزون و آهنگين است که همراه اشعار مناسب و با صداي خوانندگان اجرا مي شود. تصنيف در تاريخ موسيقي ايران داراي سابقه اي بسيار قديمي است و شکل معاصر آن از اواخر دوره قاجار به وجود آمد و تا سي سال قبل تکامل يافته است . در تصنيف از اشعار مناسبي استفاده مي شود که از حيث ضرب و وزن يکسان و اشعار آن از حيث محتوا با حالت نغمه ها هماهنگ باشد.
 
۶۴

 
انواع موسيقي در ايران امروز
در دوره معاصر موسيقي نيز مانند ساير شاخه هاي هنر، تحت تأثير نيازهاي جديد دچار تغيير و
تحولاتي شد . انواع موسيقي در ايران امروز بدين ترتيب است :
١ــ موسيقي رديف دستگاهي :
الف ) با شيوه اجراي قدما (تکنوازي يا تکخواني بر پايه بديهه سرايي )
ب) با شيوه هاي جديد اجرا (در چهارچوب رديف يا خارج از رديف )
٢ــ موسيقي هاي محلّي و نواحي (مقامي )
الف ) با حفظ سازها و شيوه اجراي اصلي
ب) با استفاده از سازهاي ديگر و ترکيب با شيوه اجراي موسيقي شهري
ج) موسيقي و رقص هاي محلّي آييني
٣ــ موسيقي هاي برنامه اي
الف ) موسيقي خانقاه (دراويش )
ب) موسيقي زورخانه
ج) موسيقي مذهبي و ذکر : روضه ، نوحه ، تعزيه ، مولودي و چاووشي خواني .
د) موسيقي حماسي
هـ) موسيقي نمايش و فيلم
و) سرود
ز) موسيقي جشن و مجالس
٤ــ موسيقي روز (پاپ )١
الف ) با استفاده از نغمه هاي رديف و نغمات موسيقي قديمي و مقامي
ب) با استفاده از نغمه هاي رديف و مقامي و موسيقي هاي اروپايي ، ترکي ، عربي و … همراه با
سازهاي رديفي ، مقامي ، اروپايي و …
٥ــ موسيقي هاي گروهي (ارکسترال )٢
الف ) اجرا با گروه سازهاي رديفي (سنتي ) و ملّي
ب) اجرا با گروه سازهاي مقامي (محلي )
ج) اجرا با گروه سازهاي مختلط
هـ) ارکستر جاز يا پاپ
شرح خصوصيات هر يک از موسيقي هاي ياد شده و اختلاف آنها با يکديگر موضوع اصلي
موسيقي شناسي است . شناخت خصوصيات جامعه شناسي و تحولات تاريخ و درک هر کدام از اين
انواع ، نقش  مؤثري دارد .
١ــ  لفظ POP در اصل از لغت Popular به معناي مردمي و گاه مردم پسند ميآيد.
Orchestral ــ ٢
٦٥

 
سازهاي موسيقي ايران
سازها ميراث ديگري از توان مندي استادان چيره دستي هستند که با تل ش خود در شکل گيري و تکامل انواع صداها، نغمه ها و … همت گماشته اند و امروزه به عنوان هنري ماندگار برجاي مانده است .
سازها يا آل ت موسيقي به طور کلي به سه طبقه تقسيم مي شود:
١ــ سازهاي زهي
٢ــ سازهاي بادي
٣ــ سازهاي ضربي
سازهاي زهي: اين سازها به سه نوع تقسيم مي شوند:
الف( سازهاي زهي ـ زخمهاي : در اين نوع از ساز يک يا دو کاسه تشديد صوت  به دستهٔ بلندي وصل شده و سيم ها از ابتدا تا انتهاي ساز کشيده شده ، توليد انواع صداها با تغيير جاي انگشتان نوازنده روي دستهٔ ساز و با نواختن مضراب يا ناخن روي سيم هاي کشيده شده بر کاسه انجام مي گيرد.
مانند: تار، سه تار، دوتار، تنبور،…
ب( سازهاي زهي ـ کماني : در اين سازها استخراج صدا از طريق چوب باريک و بلندي
که موهايي بر آن بسته و کشيده شده باشد با نام کمان يا آرشه توليد مي شود. مانند: کمانچه و قيچک .
ج( سازهاي زهي ـ مضرابي : سازهايي هستند که در آنها توليد نت ها با کم و زياد کردن طول سيم ها به کمک انگشتان انجام نمي گيرد. بلکه براي هر نت سيم مخصوصي در نظر گرفته و طبق همان صدا کوک مي شود. مانند: سنتور، چنگ و قانون .
سازهاي بادي : سازهايي هستند که در آنها توليد صدا از طريق هواي جاري در لوله هاي
صوتي انجام مي پذيرد. مانند: انواع ني ، سُرنا، کُرنا، نَفير، شيپور، دوَزله ، ني اَنبان ، بال بان ، دونيه .
سازهاي کوبه اي يا ضربي : در اين  سازها نت توليد نمي شود، بلکه اين سازها وظيفه حفظ وزن قطعات موسيقي را به عهده دارند. مانند: انواع دهل ، طبل ، تنبک ، دايره ، دف ، سنج ، نقاره )تصوير ٨ و ٩(
۶۶

 
تصوير ٨ ــ معرفي سازهاي سنتي ايراني
٦٧

 
تصوير ٩ ــ معرفي سازهاي سنتي ايراني
٦٨

 
موسيقي دانان برگزيده ايران
در اين قسمت به معرفي چند تن از نامدارترين موسيقي دانان ايراني در
مکتب هاي مختلف و در حد آشنايي به عنوان ميراث فرهنگي موسيقي ايران پرداخته
مي شود .
آقا علي اکبر فراهاني : آقا علي اکبرخان فراهاني (تصوير ١٠)، بزرگ ترين و
معروف ترين نوازنده تار و سه تار دوره قاجاريه و استاد تار بود . او با خانواده اش در
زمان ميرزاتقي خان اميرکبير از فراهان اراک به تهران آمد . رديف موسيقي امروز
ايران روايت اين استاد بزرگ است .     تصوير١٠ــ آقا علي اکبرخان فراهاني
نايب اسدالله اصفهاني : نايب اسدالله (تصوير ١١)، استاد مسلم ني نوازي و
پايه گذار مکتب رديف ني نوازي اصفهان در نواختن اين ساز بوده است . او به مهارت
بسيار در نواختن و اخلاق نيکوي انساني معروف بود .
درويش خان : درويش خان (تصوير ١٢)، نوازندهٔ بلند مرتبه تار و سه تار و
بنيان گذار جريان آهنگ سازي در موسيقي ايران است . ابتکار فرم پيش درآمد، تلخيص
رديف قدما، ايجاد شيوه اي لطيف در تارنوازي و سه تارنوازي ، ساختن آهنگ هايي
در فرم هاي مختلف موسيقي ايراني ، تأسيس کلاس تعليم موسيقي (و جداگانه براي
خانم ها) و اضافه کردن سيم ششم را به تار، از درويش خان مي دانند .
ابوالحسن صبا : ابوالحسن صبا (تصوير ١٣)، برجسته ترين چهره موسيقي
ايران در هفتاد سال گذشته و يکي از ستون هاي ثابت و استوار بناي موسيقي ايران   تصوير١١ــ نايب اسد الله
شناخته مي شود . وي در تمام رشته هاي موسيقي ايراني و حتي ساير هنرها هم چون
ساختن ساز، نقاشي ، ادبيات و… مهارت داشت و دايرة المعارفي جامع از علم و عمل
موسيقي ايراني بود .
تصوير١٢ــ درويش خان
تصوير ١٣ــ ابوالحسن صبا
٦٩

 
حبيبُ سماعي : حبيب سُماعي (تصوير ١٤)، استاد و تکنواز سنتور در اوايل قرن حاضر و نگه دارندهٔ حيات سنتور در موسيقي ايراني بود . از زندگاني سماع حضور روايات مشهوري مبتني بر خلوص ايمان و دائم الوضو بودن او ـ از خصوصيات نوازندگي او مهارت و خلاقيت فراوان در بداهه نوازي را ذکر مي کنند .
و او را بزرگ ترين سنتورنواز معاصر مي شناسند .
علي اکبر شيدا : ميرزا علي اکبر شيدا (تصوير ١٥)، را بايد پايه گذار اصلي تصنيف و ترانه به معني و مفهوم امروزي بدانيم . به علت پيوستگي با حلقه ٔ درويشان لقب «مسرورعلي » را براي خود انتخاب کرد . وي در ترانه هايش بسيار به زبان مردمي نزديک مي شد و موسيقي را بيشتر از هر کس ديگر در دسترس مردم قرار داد .
عارف قزويني : عارف قزويني متولد قزوين بود و در سن شانزده سالگي به تهران آمد . او از شاگردان شيدا بود و در زمان مشروطيت با غزل هاي خود به موفقيت مشروطه کمک کرد . تصنيف هاي عارف به دليل سادگي و نداشتن اوج به راحتي براي مردم قابل اجرا بود .
تصوير١٤ــ حبيبُ سماعي     تصوير١٥ــ علي اکبر شيدا
٧٠

 
پرسش
١ــ موسيقي را تعريف کنيد .
٢ــ ماهيت موسيقي ايران را توضيح دهيد .
٣ــ موسيقي پيش از اسلام در چه دوره اي قابل بررسي است ؟
٤ــ در دوره مادها چه نوع موسيقي رواج داشته است ؟ چرا؟
٥ــ موسيقي دانان معروف دورهٔ ساساني را نام برده و تأثيرشان را در موسيقي ايراني
بيان کنيد .
٦ــ ظهور اسلام چه تأثيري در علم موسيقي گذاشت ؟
٧ــ چند دانشمند ايراني که در مورد موسيقي رسالاتي نوشته اند، را نام ببريد .
٨ــ نظام موسيقي دستگاهي در چه دوره اي پايه گذاري شد، در مورد آن توضيح
دهيد .
٩ــ قطعات موسيقي رديف دستگاهي را نام ببريد .
١٠ــ مفهوم رديف در موسيقي ايران را توضيح دهيد .
١١ــ هفت دستگاه و پنج آواز موسيقي ايران را نام ببريد .
١٢ــ انواع موسيقي آوازي را توضيح دهيد .
١٣ــ چند تن از موسيقي دانان برگزيده ايران را نام ببريد .
١٤ــ تقسيم بندي انواع ساز ايراني را با ذکر مثال توضيح دهيد .
گفت وگو کنيد
ــ درباره موسيقي محلي شهر خودتان جستجو کنيد و در مورد آن در کلاس
گفتگو کنيد .
ــ درباره ماهيت موسيقي ايران امروز در کلاس گفتگو کنيد .
٧١

 
فصل پنجم
نمايش هاي آييني و سنتي

 

 
نمايش هاي آييني و سنتي
هدف هاي رفتاري : پس از پايان اين فصل از فراگير انتظار مي رود :
١ــ نمايش را تعريف کند .
٢ــ آغاز نمايش در ايران را بيان کند .
٣ــ نحوه پيدايش نمايش را شرح دهد .
٤ــ انواع نمايش هاي قبل از اسلام را توضيح دهد .
٥ــ نمايش هاي پس از اسلام را نام ببرد .
٦ــ انواع نقالي را توضيح دهد .
٧ــ تعزيه و قراردادهاي آن را توضيح دهد .
٨ ــ علت توجه ايرانيان به تعزيه را شرح دهد .
٩ــ دوره اوج و رواج تعزيه را بيان کند .
١٠ــ انواع تعزيه نامه ها را توضيح دهد .
١١ــ انواع نمايش هاي شاديآور را بيان کند .
١٢ــ انواع نمايش عروسکي را شرح دهد .
نمايش هاي سنتي و آييني
 
 نقالي      تعزيه           نمايش عروسکي      رقص هاي نمايشي    نمايش هاي شادي آور       خرده نمايش ها
٧٤

 
نمايش چيست ؟
نمايش به معني اعم انجام عملي از پيش معلوم شده ، براي بيان مفهوم ، بدون واسطه براي مخاطب است . به وجود آورندگان نمايش در حقيقت تل ش کرده اند که بگويند تئاتر آينه زندگي است و مي خواهند با به نمايش گذاشتن بدي ها و خوبي ها در تهذيب اخل ق جامعه نقش داشته باشند و جامعه را به سوي خير و صلح رهنمون سازند. با به نمايش گذاشتن ابعاد شخصيت و روابط درست و غلط ، انسان ها را متوجه اعمال و رفتار خود سازند، از اين رو براي رسيدن به اين اهداف از امکانات وسيعي که در اختيار دارند از قبيل : ادبيات ، موسيقي ، هنرهاي تجسمي و … بهره مي گيرند.
پيدايش نمايش
در مورد سرچشمهٔ پيدايش نمايش نظريه هاي گوناگوني ارائه شده که مهم ترين آن ، منشأ آييني است . در آغاز انسان هاي اوليه دريافت صحيحي از عوامل طبيعي نداشتند، بلکه آنها را با نيروهاي فوق طبيعي و جادويي مرتبط مي دانستند و جهت جلب حمايت آن نيروها به جستجوي راه حلي پرداختند و شيوه هايي در اين زمينه ابداع کردند. بيشتر اين شيوه ها حرکات و رفتار نمايشي بود که کم کم به آيين و مراسم آييني تبديل شد. مراسم نمايش آييني برزيگري )کشاورزي ( به هنگام مراحل مختلف کشت و برز همراه با موسيقي )نواختن ساز و خواندن آواز( در زمين هاي کشاورزي اجرا مي شد تا آرزوها و نيازهاي آنان را روايت کند. اين مراسم امروزه نيز در برخي مناطق ايران از جمله شمال ايران ، خراسان و سيستان و بلوچستان به دليل کاربردي بودن آن همچنان رواج دارد.
با آنکه منشأ آييني ، امروزه پذيرفته ترين نظريه درباره خاستگاه نمايش است ، اما هرگز تنها نظريهٔ مورد قبول محسوب نمي شود. هستند محققاني که معتقدند سرچشمهٔ نمايش امروزي داستان سرايي است ، آنها اظهار مي دارند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه ها عمده ترين خصيصه انسان است . نظريه ديگر اين است که انسان نمايش را با تقليد حرکات و صداي حيوانات آغاز کرده و به تدريج گسترش يافته است . در سده بيستم عده اي از روانشناسان اظهار کردند انسان داراي استعداد خيال پردازي است و از اين طريق مي کوشد واقعيت بيروني را مناسب حال خود و نه چنان که در زندگي روزمره با آن برخورد مي کند بازسازي کند. از اين رو قصه به انسان امکان مي دهد تا اضطراب ها و ترس هاي خود را عينيت بخشد تا بتواند با آنها برخورد کند، يا اميدها و روياهايش تحقق يابند. در اين صورت نمايش وسيله اي مي شود که انسان توسط آن جهان خود را تعريف مي کند،  يا از طريق آن از واقعيت هاي تلخ مي گريزد.
نمايش در ايران
تاريخ نمايش در ايران مانند ديگر هنرها به هزاران سال پيش مي رسد. در ايران نيز ريشه نمايش
را بايد ميان جشن ها، آيين ها، اساطير و اشعار بررسي کرد.
۷۵

 
شايد بتوان گفت نمايش ، شکل تکامل يافته آيين و داستان سرايي است که از قالب مناسک
بدوي و روايت هاي ساده درآمده و صورت جدي تر و هنري تري يافته است .
نمايش در طول دوران مختلف و هماهنگ با آن تغيير و تحولات زيادي پيدا کرد و اين تغييرات بيشتر مربوط به طرز تفکر و نگرش حاکم بر هر دوره بوده است ، به همين دليل به طور کلي نمايش در ايران را مي توان در دو دوره قبل و  بعد از اسلام مورد بررسي قرار داد .
نمايش قبل از اسلام
با حضور اقوام بومي فلات ايران و ورود اقوام مهاجر هند و ايراني در حدود هزاره دوم (ق .م ) و در نتيجه ادغام اين فرهنگ ها با يکديگر، آيين هايي به وجود آمد که اين آيين ها و مراسم پايه ٔ نمايش ايران شد، که در اينجا به تعدادي از آنها اشاره مي شود .
١ــ آيين هاي ستايش : خواندن سرودهاي مذهبي ، سرودهاي اوستا و حرکات موزون از جمله آيين هايي بود که در جشن هايي مانند مهرگان ، سده ، نوروز و. .. وجود داشت . و در آن ستايش خداوند و شخصيت هاي اسطوره اي به همراه حرکات موزون انجام مي شد .
٢ــ قوّالي : در کنار حرکات موزون و سرودها، نقل داستانها رواج داشت . در اجتماع ها، اهالي مي نشستند و به آنچه پهلواني در شرح جنگ ها مي گفت گوش مي کردند . هر چند قوالي در واقع نقل داستان ، به آواز و يا همراه موسيقي بود، اما همين قوالي منجر به قصه سرايي و بيان نمايشي يک داستان شد .
٣ــ سوگ سياوش(سياوشان) : سياوش پسر کيکاوس پادشاه ايران نمادي از پاکي و معصوميت در ايران است که با توطئه ٔ «گرسيوز» و به دست «گروي زره » کشته شد . با کشته شدن او هر ساله مراسمي  که نوعي عزاداري بود برگزار مي شد، که به عنوان مويه بر مرگ سياوش و يا «سووشون »
مشهور است . مردم مناطق مختلف ايران اين آيين را برگزار مي کردند . هنوز هم در جنوب ايران اين آيين برپا مي شود . اين آيين پس از اسلام به شکل تعزيه دنبال شد .
٤ــ مغ کشي : اين مراسم که در دوران هخامنشي پاگرفته است ، با ياد قتل گئومات مغ ١ غاصب که به جاي برديا٢ بر تخت نشست برگزار مي شد . مغ کشي نمايشي سياسي و تبليغاتي بود و رويداد تاريخي ويژه اي را مي نمايانده است . در طي اين مراسم به صورت نمايشي او را به قتل مي رساندند .
در اين روز با وجود احترامي که براي مغ ها قايل بودند، آنها را به شدت مورد توهين و تمسخر قرار مي دادند و به همين منظور هيچ مغي از خانه بيرون نمي آمد .
٥ــ نمايش ميرنوروزي : اين نمايش نمايانگر ستايش و سپاس از بهار بود که به مرور تبديل
به نمايش «نوروزي خواني »٣ شد . نوروزي خوان ها گروه کوچکي بازيگر طنز (شادي آور) بودند که
١ــ  پيشواي دين زرتشت
٢ــ  برديا فرزند کوروش و برادر کمبوجيه .
٣ــ نوروزي خواني تا چند دهه ٔ پيش ، آييني متداول بوده است ، که از معدود آيين هاي موسيقايي کهن ايراني به شمار مي رود و از نظر فرم و
ساختار مبتني بر بداهه خواني و بداهه سرايي است . با آمدن اسلام با اعتقادات و باورهاي مذهبي آميخته شد و به اين لحاظ بقا و تداوم يافت .
٧٦

 
با لباس رنگين و آرايش عجيب از اواخر زمستان دوره مي افتادند و به خواندن و حرکات موزون
به پيشواز بهار مي رفتند . در زمان ما مردي که چهره خود را به رنگ سياه درمي آورد و لباس قرمز
مي پوشد و «حاجي فيروز» خوانده مي شود، احتماًلا از گروه نوروزي خوان ها به يادگار مانده است .
٦ــ آتش افروزي : از جمله رسم هاي ايرانيان ، افروختن آتش و پايکوبي در اطراف حلقه هاي
آتش بود . آنچه از اين رسم مانده تنها افروختن بوته هاست و ديگر بازي هايي که در شب چهارشنبه
آخر سال برگزار مي شود .
نمايش پس از اسلام
پس از پيدايش و گسترش اسلام بعضي از انواع نمايش دچار تغيير و تحول شدند . با توجه به
آنچه گفته شد پيش از اسلام نوعي قصه سرايي همراه با نواختن يک ساز وجود داشت که به آن «قوالي »
مي گفتند . اما به دليل محدود شدن موسيقي در دوره اسلام اين نمايش همراهي ساز را از دست داد و
از آن فقط نقل واقعه باقي ماند . به همين دليل واقعه خوانان براي جبران اين کمبود با تکيه بر بازيگري ،
شرح و بيان خود را تقويت کردند .
پس از اسلام به انواع بازيگري توجه خاصي شده است که  به شرح زير ميآيد :
١ــ نقالي : از جمله نمايش هاي مستقلي که پس از اسلام شکل گسترده و نمايشي پيدا کرد
«نقالي » بود . نقالي را وسيله ٔ ارتباط جمعي سنتي مي دانند . موضوع داستان در نقالي قهرمانان اسطوره اي
هستند به همين دليل قصد واقع بيني صرف وجود ندارد و بيشتر تکيه بر احساسات تماشاگر دارد .
نقالي از نظر مضمون به دو گروه مذهبي و غيرمذهبي قابل تقسيم است . مضمون نقالي هاي
غيرمذهبي منبع ها و مرجع هايي چون شاهنامه ، اسکندرنامه ، هزار و يکشب و سمک عيار بوده است .
نقالي هاي مذهبي شامل مناقب خواني ، فضائل خواني ١، حمله خواني ، پرده خواني و روضه خواني
بودند که هدف آنها شناساندن شخصيت هاي مذهبي و نقل داستان هايي از زندگي آنان ،  بر شمردن
فضائل و تأکيد بر حقانيت ايشان بود (تصوير ١، ٢ و ٣).
از مناقب خواني و فضائل خواني چندان چيزي به جاي نمانده است . مناقب خواني در
پديد آمدن ساير گونه هاي نقالي مؤثر بوده است . حمله خواني براساس وقايع جنگ هاي حضرت
محمد(ص ) و حضرت علي (ع ) از کتاب «حمله حيدري » بود . پرده خواني يا شمايل خواني نيز
گونه اي از نقالي مذهبي است که در پيدايش شبيه خواني يا نمايش تعزيه سهم بسزايي داشته است .
روضه خواني که به خواندن اشعار «روضه الشهدا» اثر «ملاحسين واعظ کاشفي » گفته مي شود نيز
نوعي نقالي مي باشد .
نقال يکي از چهره هاي مهم و اصيل بازيگري در نمايش ايران است . برخي واقعه خوانان
از چيره دست ترين بازيگران هستند و از نوعي روان شناسي مردم آگاهند و تسلط زيادي بر جمع
دارند . آنها مي دانند چگونه با تغيير در آهنگ کلام و ايجاد وقفه هيجان بيشتري براي تماشاگر ايجاد
١ــ متعلق به اهل تسنن
٧٧

 
تصوير١ــ تقاص گرفتن کيکاوس از سياوش ــ رنگ روغن روي بوم ــ قوللر آغاسي ــ ١٣١١ شمسي ــ ابعاد ١٧٧ در ١١٠ سانتي متر تصوير٢ــ رستم و سهراب ــ رنگ روغن روي بوم ــ قوللر آغاسي ــ ١٣٢١ شمسي ــ ابعاد ١١٦ در ١٨٥ سانتي متر
کنند . پيش از شروع نقل شاگرد نقال که آن را «بچه مرشد» مي نامند، قطعه اي مي خواند که به آن پيش خواني مي گويند . و از اين طريق تماشاگران آماده شنيدن نقل مي شوند . نقالي شامل قسمت هايي چون واقعه خواني ، مناجات ، خطبه خواني ، حديث خواني ، گريز زدن ، و … است .
معموًلا نقالي در قهوه خانه ها و ميادين روستاها انجام مي شد (تصوير ٤).
٧٨

 
تصوير٣ــ مصيبت کربلاــ رنگ روغن روي بوم ــ محمد مدبر ــ ابعاد ٢٥١ در ١٩٨ سانتي متر
تصوير٤ــ نقال در حال پرده خواني
٢ــ خرده نمايش ها : وجود برخي واژه هاي نمايشي در ايران نشان دهنده حضور برخي
نمايش هاست . از جمله «تماشا» که به مجموعه نمايش هايي اطلاق مي شد که در تجمع عصرانه مردم بازي
مي شد . اين نمايش ها عبارت بود از انواع «معرکه » بندبازي ، چشم بندي ، به رقص و تقليد در آوردن
جانوران ، (تصوير ٥) و مراسمي از قبيل «مراسم شستشو و تدفين مقدسين »، مراسم «قالي شويان »
(تصوير ٦) که هنوز هم در نيمه مهرماه در مشهد اردهال کاشان برپا مي شود . از طرفي برخي از
٧٩

 
نمايش هاي قبل از اسلام ــ مانند مراسم «ميرنوروزي » ــ نيز در اين دوره به شکل عمونوروز يا حاجي فيروز ادامه يافت .
٣ــ دسته هاي عزاداري : رسم ديگري نيز باعث ايجاد نمايش شد و آن هم به راه انداختن
«دسته هاي عزاداري » بود . برپايي اين دسته هاي سوگواري از زمان «سوگ سياوش »١ و قبل از اسلام آغاز شده بود .
تعزيه
تعزيه يا شبيه خواني ، مهم ترين نمايش پس از اسلام است که ريشه درآيين سوگ سياوش دارد
و در آن جنبه هاي اسطوره اي نيز به جنبه هاي تاريخي اضافه گرديده است .
تصوير٥ــ معرکه گير در خيابان     پايه هاي نمايش «شبيه خواني » در قرن چهارم و در زمان خاندان آل بويه گذاشته شد و در دوره
صفويه به شکوفايي رسيد، همچنين مراسم روضه خواني و حمله خواني نيز صورت مي گرفت . در دوره قاجاريه و در زمان ناصرالدين شاه قاجار، تعزيه به اوج تکامل خود رسيد و ساختن تکيه نيز رونق خاصي پيدا کرد که مهم ترين آن «تکيه دولت » در تهران بود (تصوير ٧).
شايد بتوان گفت يکي از دلايل قدرت يافتن تعزيه در اين دوره ساخت تکيه ها و تماشاخانه هاي مذهبي بود . ناصرالدين شاه پس از بازگشت از سفر اروپا سعي داشت تا يک سالن تئاتر در ايران ايجاد کند . سرانجام به دستور او ساختمان «تکيه دولت » در سال ١٢٩٠ هجري شمسي جنب کاخ گلستان در تهران ساخته شد . اين مکان يک محوطه وسيع و ساختماني عظيم چهار طبقه بود، که سرانجام به دليل مخالفت هايي تبديل به تکيه و  تماشاخانه مذهبي شد .
ادبيات تعزيه
اشعار تعزيه عموماً به صورت «مثنوي » نوشته مي شد و گاه داراي وزن نبود بيشتر عبارات
تصوير٦ــ قالي شويي در مشهد اردهال کاشان محاوره اي بود و مرثيه سرايي پايه اي براي ادبيات تعزيه بود که مي توان به شعرهاي شاعراني مانند :
محتشم کاشاني و وصال شيرازي اشاره کرد .
ادبيات تعزيه از لحاظ موضوعي به چهار دسته تقسيم مي شود : پيش واقعه ، واقعه ، گوشه ،
تعزيه زنانه .
پيش واقعه : تعزيه نامه هايي که از نظر داستاني مستقل نيست و بايد با نمايش واقعه همراه شود .
واقعه : تعزيه نامه هايي که مصائب و شهادت افراد مذهبي ، خصوصاً ماجراي کربلا و امام
حسين (ع ) را نشان مي دهد .
گوشه : تعزيه نامه هاي فکاهي و تفنني که به عنوان موضوع فرعي مطرح مي شود و در آن لعن و نفرين و تمسخر مخالفان اسلام وجود دارد . اين نوع تعزيه معمولاً در جمعه ها و عيدهاي مذهبي براي شاد کردن مردم اجرا مي شد .
١ــ  سياوش در ايران باستان يک شخصيت مذهبي و بي گناه به شمار مي رفته و جنبه روحاني و معنوي داشته است . با مرگ سياوش
تصوير٧ــ تکيه دولت ــ اثر کمال الملک  اسطوره شهادت در ايران شکل مي گيرد.
٨٠

 
تعزيه زنانه : اين نمايش روزگاري به وسيله ٔ زنان براي تماشاگران زن معمولاً در دنباله مجالس
روضه خواني اجرا مي شد . اين تعزيه ها در فضاي باز حياط ها و يا تالارهاي بزرگ خانه اجرا مي شد .
تعزيه زنانه عموميت و توسعه اي نيافت و رفته رفته تا اواخر دوره قاجار از ميان رفت .
قراردادهاي تعزيه
تعزيه نمايشي سمبليک يا نمادگرا و طراحي صحنه ٔ آن خلاصه و نمادين است و شامل : علم ،
کتل ، پرچم ، شاخه اي نخل و تشت آب مي باشد . اين نمادگرايي در رنگ لباس شخصيت هاي تعزيه که
دو دسته : شخصيت هاي نيک (مظلومان ) و شخصيت هاي بد (اشقيا) هستند نيز ديده مي شود . رنگ
لباس مظلومان ، سبز، سفيد و يا مشکي (براي زنان ) و رنگ لباس اشقيا سرخ است (تصوير ٨ و ٩).
در تعزيه محدوديتي از جهت زمان و مکان وجود ندارد . بازيگر با  چرخيدن به دور صحنه
يا ميداني ، نشان مي دهد که زمان و مکان عوض شده است . تعزيه موسيقي خاص خود را دارد و با
نواختن شيپور، طبل ، قره ني ، سنج ، دهل و حتي با صداي سوگواراني که بر سينه ٔ خود مي کوفتند و تصوير٨ــ لباس تعزيه
شيون تماشاگران پديد مي آمد . موافق خوان ها (اوليا) معمولاً به زبان شعري مي خوانند که به آن تحرير
کردن مي گويند . مخالف خوان ها (اشقيا) به زبان نثر و با صداي بلند مي خوانند که به آن اُشتُلم خواني
مي گويند . از اين طريق تماشاگر بيشتر تحت تأثير اوليا قرار مي گيرد . ممکن است قبل از شروع تعزيه
نوحه ها و روضه هايي با موضوع کربلا اجرا شود که به آن چاووشي مي گويند .
نمايش هاي شاديآور (تقليد)
نمايش هاي شادي آور اصطلاحي کلي است که به گونه هايي از نمايش هاي پرجنب وجوش ،
مردم پسند و هيجان انگيز گفته مي شود . نمايش هاي شادي آور از معرکه ها و کارهاي بازيگران منفرد تصوير٩ــ تعزيه ــ استفاده از نماد در نمايش تعزيه
موسوم به دلقک ، نوروزي خوان ها (مثل حاجي فيروز و آتش افروز)، دسته هاي تمسخر ميرنوروزي و
بازيگران دوره گرد شکل گرفت . در اواخر  دوره صفويه و بعدها در دوره زنديه اين دسته ها در بعضي
قهوه خانه ها پاتوقي داشتند و براي گرم کردن مجالس شادي ، به خانه هاي مردم دعوت مي شدند . در اين
مجالس تقليدي به نام «حسن کچل » وجود داشت که قصه ٔ جواني فقير است که مرتباً به خواستگاري
دختر يک حاجي بازاري مي رود .
نوع ديگري از نمايش هاي شادي آور «بقال بازي » بود که در آن وضع و حال بقالي ثروتمند ولي
خسيس و نوکر گيج و حواس پرت او به اسم نوروز به نمايش درمي آمد .
بيشتر نمايش هاي شادي آور، نمايش هاي في البداهه يعني بر پايه بيان و آفرينش در همان لحظه و
حضوري مي باشند . يعني معمولاً اين نمايش ها متن نوشته شده از قبل ندارند .
يکي از شخصيت هاي مهم و مورد بحث در نمايش هاي ايراني ، شخصيت «سياه » است که
صورت خود را  به کمک دوده سياه مي کرد . به اين دليل که با فريب ، در اجتماع ، به طبقه ٔ او خيانت
شده بود (تصوير ١٠).
٨١

 
از نمايش هاي مهم شادي آور، نمايش هاي «تخت حوضي » يا «روحوضي » است . اين نمايش ها را به اين جهت تخت حوضي مي نامند که ، تخت هاي چوبي روي حوض هاي بزرگ وسط حياط مي گذاشتند و آن  را مفروش کرده و روي  آن بازي مي کردند . در اين نمايش ها هجو و ريشخند به آداب و ظاهرسازي هاي افراد طماع وجود داشت (تصوير ١١).
نمايش عروسکي
نمايش عروسکي نه فقط در ايران بلکه در بسياري از حوزه هاي جغرافيايي ــ فرهنگي جهان
پديد آمده و داراي پيشينه
تصوير١٠ــ نمايش سياه بازي    ٔ کهن مي باشد . رواج نمايش هاي عروسکي شايد از اين جهت است که
اين بازي ها داراي وسايل و ابزار سبک و قابل حمل مي باشد و نمايش دهنده مي تواند هم پاي ايل يا روستائيان تغيير مکان دهد . به همين دليل بر وسعت قصه هاي عروسکي و قهرمانان عاميانه اش افزوده شد . از نمونه هاي اين نمايش را مي توان نمايش تکم منطقه ٔ آذربايجان نام برد . تکم بزي چوبي و متحرک است که با پارچه روي آن را مي پوشانند و با سکه يا زنگوله آن را تزيين مي کنند و مظهر فرارسيدن سال نو، شادي و خوشي است . تکم چي ، عروسک گردان است و اشعار نويدبخش بهار را مي خواند .
نمايش عروسکي سايه
در اين نمايش عروسک ها را از تکه اي چرم مي بريدند و در مقابل منبع نور قرار مي دادند، که سايه ٔ آن
تصوير١١ــ نمايش روحوضي در حياط خانه بر ديوار نقش مي بست . اين نمايش که چادر خيال نام گرفت ، در ايران چندان مورد توجه قرار نگرفت .
نمايش عروسکي نخي
در اين شيوه عروسک هايي که نهايتاً ٣٠ سانتي متر ارتفاع دارند و مفصل هاي حرکتي آنها به نخ
وصل است ، توسط يک عروسک گردان از بالا به حرکت در مي آيند .
مهم ترين نمايش عروسکي نخي ايران «خيمه شب بازي » است . خيمه شب بازي يا شب بازي
نمايشي است که شب ها و در خيمه اي که در دو طرفش  دو چراغ روشن  بود، نمايش داده مي شد .
صحنه صندوقي بود که يک طرفش رو به تماشاگران باز است و عروسک گردان پشت صندوق مخفي شده و عروسک را با نخ تکان مي دهد . عروسک گردان «استاد» ناميده مي شود و از سوتي به نام صفير استفاده مي کرد تا صداها زير و نازک شود . شخصيت اصلي و معروف اين نمايش «مبارک » (تصوير ١٢) است که همان خصوصيات و بذله گويي سياه را دارد . موسيقي هاي اصلي اين نمايش کمانچه و ضرب است . عروسک گردان به همراه مرشد گفتگو مي کرد و داستان را پيش مي برد .
نمايش عروسکي دستکشي
در اين نمايش سر عروسک ساخته مي شود و در ليفه اي قرار مي گيرد . دست عروسک گردان در ليفه يا دستکش قرار مي گيرد و عروسک را حرکت مي دهد . ويژگي اين نوع عروسک در سريع و فرز بودن و امکانات ساده حرکتي آن است . از نمونه هاي اين نوع نمايش عروسکي در ايران نمايش
تصوير١٢ــ عروسک مبارک از نمايش خيمه شب بازي عروسکي «پهلوان کچل » متعلق به استان فارس است .
٨٢

 
نمايش نوين
نمايش به شيوه امروزي از زماني آغاز شد که اولين بناي تئاتري به همت مزين الدوله نقاش باشي
براي سي صد تن تماشاگر دارالفنون بنا نهاده شد و نخستين نمايش هايي که به تقليد آثار اروپاييان
نوشته شد، آثار آخوندزاده و ملکم خان ناظم الدوله بود . نمايش به صورت امروزي ، اولين بار از طريق
ترجمه و مخصوصاً اجراي آثار «مولير» در ايران مطرح شد و نويسندگان ايراني در اين زمينه آثاري به
وجود آوردند مانند ميرزا آقا تبريزي که نمايش نامه «طريقه حکومت زمان خان » را نوشت . در اواخر
دوران قاجار گروهي از جوانان ، اولين شرکت نمايشي به نام «فرهنگ » را تأسيس کردند که به وسيله ٔ
آن نمايش هاي سياسي و اقتصادي را به معرض نمايش گذاشتند . بعد از آن شرکتي به نام «تئاتر ملي » و
سپس «شرکت کمدي ايران » ايجاد شد . اين سير تحول تا به امروز هم چنان ادامه داشته است . امروزه
شيوه هاي تلفيقي و نوآورانه اي در رابطه با حفظ ارزش هاي فرهنگي و هنري به ظهور رسيده است .
با اين مختصر در مورد نمايش در ايران مي توان دريافت که هر نمايش بازتاب شيوهٔ نگرشي
خاص به زندگي است و هر هنرمندي با استفاده از تجربه و زندگي آدمي به هنر خود شکل مي بخشد و
در اين مسير براساس نوع مخاطب و شرايط موجود در زمان از شيوه هاي مختلف کمک مي گيرد، تا
بتواند بهترين بيان هنري را داشته باشد .
پرسش
١ــ مفهوم نمايش را بيان کنيد .
٢ــ نظريه هاي مختلف در مورد سرچشمه پيدايش نمايش را توضيح دهيد .
٣ــ انواع نمايش هاي قبل از اسلام را نام ببريد و به اختصار توضيح دهيد .
٤ــ نقالي از نظر موضوعي چند نوع است ؟ توضيح دهيد .
٥ــ انواع خرده نمايش ها را نام ببريد .
٦ــ تاريخچه ٔ پيدايش تعزيه را به اختصار توضيح دهيد .
٧ــ ويژگي ادبيات تعزيه را بيان کنيد .
٨ــ انواع تعزيه از نظر موضوعي را ذکر کنيد .
٩ــ نمادگرايي در تعزيه را توضيح دهيد .
١٠ــ به چه نمايش هايي «نمايش هاي شادي آور» گفته مي شود؟
١١ــ خيمه شب بازي مربوط به کدام نوع از نمايش هاي ايران است ؟ توضيح دهيد .
١٢ــ نمايش به شيوهٔ امروزي از چه زماني در ايران آغاز شد؟ توضيح دهيد .
جستجو کنيد
ــ دربارهٔ نقالي مطالعه کنيد و در کلاس قطعه ٔ کوتاهي از آن را اجرا نماييد .
ــ دربارهٔ يکي از انواع نمايش ها در کلاس گفتگو کنيد .
٨٣

 
فصل ششم
صنايع دستي

 

 
صنايع دستي
هدف هاي رفتاري: پس از پايان اين فصل از فراگير انتظار مي رود :
١ــ طبقه بندي صنايع دستي را نام ببرد .
٢ــ چگونگي پيدايش هريک از انواع صنايع دستي را توضيح دهد .
٣ــ ويژگي هاي انواع صنايع دستي را بداند .
٤ــ نمونه هايي از انواع صنايع دستي را ذکر کند .
«صنايع دستي » جايگاه ويژه اي در ميراث فرهنگي هر ملتي دارد . تنوع آثار صنايع دستي ، گذشته از آنکه ذوق ، تفکر و خلاقيت يک ملت را نشان مي دهد، نسبت به موقعيت جغرافيايي هر منطقه نيز متفاوت است . در کشور پهناور ايران به دليل تنوع آب و هوايي و ويژگي هاي جغرافيايي گوناگون صنايع دستي در شکل ها و رنگ هاي زيبا و چشم نواز با کاربردهاي متفاوت به وجود آمده است . گرچه در ابتدا صنايع دستي براي برطرف کردن نيازهاي اوليه انسان پديد آمد اما به مرور ذهن خلاق مردمان ، باورها، اعتقادات و آداب و رسوم خود دستمايه اي براي بالا بردن کيفيت و هدف آنها شد . همين باعث شد که آموزه هاي گوهرباري از اين هنر تراوش کند . هنرمند هنرهاي سنتي از ابتدا به کمک ادب و اخلاق جوانمردي و پاک شدن از هرگونه ناپاکي ، خودسازي مي کرد . هدف از هنر را نزديک شدن به خدا (قرب الي الله ) مي دانست . او هنر را امانتي الهي مي داند و خود را نه به عنوان خالق اثر بلکه به عنوان واسطه اي که بتواند زيبايي هاي الهي را انتقال دهد،١ مي شناسد . به همين دليل در طول تاريخ هنرمندان هنرهاي سنتي کمتر نام خود را در زير آثارشان نوشته اند . اگر رقمي ٢ از ايشان ديده مي شود
١ــ  آيه ٔ ١٧ سوره انفال
٢ــ  رقم : امضاي کسي در پاي اثر اوست .
٨٦

 
به گونه اي اشاره به جايگاه بندهٔ کمترين بارگاه الهي و يا توسل جستن به ائمه ٔ اطهار (ع )، دارد . براي
مثال «آقا نجف اصفهاني » هنرمند دورهٔ قاجار که «يا شاه نجف » رقم کرده است و يا «محمدزمان »١ که
در زير آثارش «يا صاحب الزمان » مي نوشته است . همچنين ساخت انواع آب خوري هاي سفالين ،
سنگي و فلزي در مساجد و يا سقاخانه ها که علاوه بر نيت خالص هنرمند، نوع هدف و کاربرد آن نيز
آميخته با آموزه هاي ديني است تا هر رهگذر تشنه علاوه بر سيراب شدن نامي از امام و سرور شهيدان
امام حسين (ع ) نيز بر لب ببرد . بنابراين صنايع دستي از سه رويکرد شکل ظاهري ، هدف و کاربرد و
روش توليد، مواد اوليه و ابزار تشکيل شده است به دليل تنوع فراوان اين هنر، طبقه بندي هاي مختلفي
براي آن به وجود آمده است که در اينجا به طور کلي با توجه به نوع مواد اوليه ٔ آنها اين دسته بندي ارائه
مي شود (تصوير ١).
آثار صنايع دستي
تصوير ١ــ انواع آثار صنايع دستي
آثار طراحي و نقاشي سنتي
آثار به دست آمده از طرح ها و نقش هاي خيالي و طبيعي زمينه ساز طراحي سنتي ، نگارگري ،
تذهيب ، تشعير، گل و مرغ و خيالي سازي (نقاشي قهوه خانه اي ) مي باشد .
اين آثار با سابقه طولاني در تاريخ و تمدن ايران به حدود ده هزار سال پيش در غارها و
صخره نگاري هاي لرستان ، ديوارنگاري ها و نقش پردازي بر سفالينه ها و آثار مختلف تا به امروز باز مي گردد
که خود داراي طرح ، رنگ و نقش خاص خود هستند و به روش هاي متفاوت اجرا شده اند. آنچه امروزه
شکل کلي و نهايي خود را به دست آورده ، مي توان به گونه هاي متفاوت مشاهده کرد (تصوير ٢).
 طراحي و نقاشي سنتي
طراحي سنتي     نقاشي سنتي
نگارگري     تذهيب         تشعير     گل و مرغ    خيالي سازي
تصوير ٢ــ هنرهاي زيرمجموعه طراحي و نقاشي سنتي
١ــ  محمد زمان دوم ، نقاش آثار لاکي و پايه ماشه بوده است .
٨٧

 
طراحي سنتي : طراحي انواع نقش و نگارهاي خيالي به صورت خطي براي به کارگيري در انواع صنايع دستي که از تنوع بسيار بالايي برخوردار است را طراحي سنتي مي گويند . استادان و هنرمندان زبردست سنتي براي نقش اندازي بر روي دست ساخته هاي خود ابتدا طرح هاي زيبايي به تناسب موضوع و نوع کار، طراحي مي کردند . سپس آنها را برروي کار خويش منتقل کرده و در نهايت رنگ آميزي مي کردند (تصوير ٣).
تصوير ٣ــ نمونه هايي از طراحي هنرمندان سنتي قديمي
تذهيب : تذهيب به معني زراندود کردن و طلاکاري است که با نقوش منظم هندسي و گردان همراه با خطوط نازک مشکي و آب طلا تزيين شده و رنگهاي متنوع ديگر نيز در آن به کار مي رود . اين رنگ ها معموًلا از شنگرف ، لاجورد، سفيد آب ، زنگار، زعفران و … مي باشد (تصوير٤). کاربرد هنر تذهيب به دوران قبل از اسلام برمي گردد و «زرنگاري » در کتاب هاي مانويان انجام مي شده است .
تصوير ٤ــ تذهيب ، سرلوح ، معاصر
٨٨

 
پس از ظهور اسلام ايرانيان در تزيين و آراستن کتاب هاي قرآن کوشيدند . در قرون اوليه
اسلامي سنت مانويان را ادامه دادند ولي به تدريج آن را به مراحل  کمال رساندند .
در ابتدا تذهيب به منظور تعيين سر سوره ها و تفکيک آيات و جزءها به کار گرفته شد و غالباً در
صفحات آغازين و پاياني کتاب مورد استفاده قرار مي گرفت . سپس در دوره سلجوقي سرلوح ، سرسوره ها
و حاشيه ها هم تذهيب شد . پس از اسلام آوردن حکام مغول ، خوشنويسي و تذهيب دوباره جان گرفت و
شامل آرايش ميان سطرها و طلااندازي شد . در عصر تيموري رشد قابل توجهي کرد (تصوير ٥).
تصوير ٥ــ ديوان حافظ ــ خط نستعليق با طلااندازي ميان سطرها ــ حاشيهُ مذَهب مرصع در دو صفحه قرينه ــ موزه هنرهاي
تزييني ايران
تشعير : در اين هنر نقوش گياهي و تصاويري از جانوران و نقش هاي انساني در حاشيه نسخ
خطي يا مرقعات با تک رنگ قلم گيري مي شود که بيشتر با طلا يا رنگ سفيد برروي زمينه ٔ نخودي و يا
تيره مانند مشکي و لاجوردي مشاهده مي شود(تصوير ٦). رنگ هاي محدود به وسيله حرکات قلم مو
از خصوصيات بارز تشعير و تفاوت آن با تذهيب است .
تشعير در عصر تيموري و صفوي به اوج خود رسيد . بسياري از نسخه هاي خطي دوره صفويه
داراي حاشيه بزرگي است که مناظر طبيعي و اشکال انساني و حيواني بر آن نقش شده است ، رنگ
طلايي و در بعضي موارد رنگ نقره اي بر آن حاکم است (تصوير ٥).     تصوير ٦ــ تشعير با آب طلا بر زمينه لاجوردي طرح
گل ، پرنده ، چهره هاي حيوانات و موجودات خيالي
٨٩

 
نگارگري : اين هنر شامل طراحي ، رنگ آميزي ، پرداز و قلم گيري انواع طرح ها و نقوش سنتي با موضوعات مختلف است که براي ايجاد نگاره هاي مستقل و يا کاربرد در کتاب آرايي و ديوارنگاري استفاده مي شود (تصوير ٧).
تصوير٧ــ نگارگري ، بخشي از ديوارنگارگري چهلستون ــ اصفهان ، دورٔە صفوي
هنر نگارگري ايراني ، جهان اسرارآميزي دارد که با نقاشي هاي واقع گراي غربي بسيار متفاوت
تصوير٨ ــ نگارگري يک برگه از ديوان حافظ ، همراه با است . هيچ گاه هنرمند به تقليد از طبيعت نپرداخته و حقيقت را بدون سايه روشن ، حجم پردازي ،
تذهيب ــ موزه رضا عباسي     عمق نمايي و شخصيت پردازي کشف کرده و ارائه نموده است .
اين نگاره ها و نقاشي ها جزئيات خارق العاده اي را به نمايش مي گذارد که آدمي را به تحسين وامي دارد . با قلم گيري و رنگ هاي تخت و درخشان ، وفاداري به دو بعد، پرده از حقيقت پنهان برمي دارد و در پس ظاهر تابناک خود، جاودانه بودن را خلق مي کند؛ زيرا نور را مطلق مي بيند .
در اين جهان رمزآلود، آسمان طلايي ، گل و شکوفه ، درختان پر از پرندگان ، بناهاي رنگارنگ ، اشياي مجلل ، چشم اندازهاي خيال انگيز، تخته سنگ هاي مرجاني ، آدم هاي کوچک با لباس هاي پرنقش و نگار با دقتي خارق العاده بر سطحي کوچک ظاهر مي شوند . نگارگر جهان عارفانه خود را ميآفريند . فضايي که پيوند آن با عالم ملکوت بيش از توجه به حواس ظاهري اهميت دارد . نگارگري ايراني در نقش تصويرسازي و اعتباربخشي به متن از اوايل کتابت با آن همراه بوده است و در نخستين نگاه مي توان بازتاب ادبيات فارسي را در آن مشاهده کرد . البته متون علمي و تاريخي بسياري نيز نگارگري شده اند، ولي آنچه بيشتر قابل توجه نگارگران بوده ، متون شعري است و از ميان آنها شاهنامه فردوسي بيشتر از همه مورد توجه و هنرنمايي هنرمندان نگارگر و صفحه آرا بوده است (تصوير ٨).
گل و مرغ: آنچه به عنوان گل و مرغ شهرت يافته طراحي ، رنگ آميزي ، ساخت و ساز انواع
طرح ها، نقوش گياهي و پرندگان در حالت هاي مختلف است که براي ايجاد نگاره هاي مستقل يا کاربرد
تصوير ٩ــ گل و مرغ نگاره مستقل ، معاصر  در جلدها و قلمدان ها به کار مي رود (تصوير ٩).
٩٠

 
خيالي سازي (نقاشي قهوه خانه اي) : اين هنر به صورت نقاشي هاي روي پرده هاي بزرگ يا
ديوارنگاري با مضامين مذهبي يا حماسي انجام مي پذيرد که با بهره گيري از داستان هاي عامه پسند و قومي
از جمله حماسه ها، افسانه ها، وقايع و روايت هاي مذهبي ساخته و پرداخته شده است . در اين هنر گاهي
وقايع مختلف در زمان هاي متفاوت در کنار يکديگر تصوير مي شوند که از آن جمله مي توان به واقعه کربلا،
هفت خوان رستم و … اشاره کرد و گاهي يک داستان حماسي يا افسانه اي ، خيالي سازي مي شود که
بيشتر در مکان هاي عمومي از جمله تکايا، قهوه خانه ها و غيره به کار برده مي شود (تصوير ١٠).
تصوير١٠ــ کشته شدن ديو سپيد به دست رستم ــ قوللر آغاسي ــ ١٣٢٤
در کنار اين هنر، شغل پرده خواني رواج يافت که در آن پرده خوان وقايع نقاشي شده را به زبان
شعر و لحني زيبا و جذاب براي کساني که در آن مکان (تکيه ، قهوه خانه ، روستا و …) گردهم آمده
بودند، بازگو مي کرد . آيين جوانمردي رشادت ها و از خودگذشتگي براي دين و ديگر ويژگي هاي
پسنديده به وسيله ٔ آنها بين مردم رواج مي يافت و سينه به سينه نقل مي شد . هم اکنون نيز در برخي از
قهوه خانه ها و تکاياي شهرهاي گوناگون اين کار ادامه دارد . همچنين در روستاها پرده خوانان سيار با
پرده هاي نقاشي شدهٔ متحرک به مناسبت هاي مختلف در حال حکايت و نقالي هستند .
آثار سنگي
پيشينه آثار سنگي به ظهور سکونتگاه ها و مراکز اجتماعي اوليه در دوران عصر سنگ باز
مي گردد و شامل شکل دادن و نقش پردازي سنگ به روش هاي برش ، تراش ، خراش و شيوه هاي
تلفيقي به منظور ساخت و تزيين اشياء با ابزارهاي مختلف مي شود . اين هنر در طول دوران تکاملي خود
٩١

 
در ادوار تاريخي با انواع روش هاي رايج شکل گرفته که امروزه نيز کاربرد دارند . جواهرتراشي ، خراطي ، نقش بـرجسته به روش تـراش سنگ ، مـعرق و مشبک به روش بـرش ، حکـاکي روي سنگ به روش خراش و ديگر آثار مانند مجسمه هاي سنگي به روش هاي تلفيقي ساخته مي شوند
(تصوير ١١ و ١٢).
آثار سنگي
 
جواهرتراشي        خراطي          نقش برجسته             مشبک            معرق             تلفيقي
تصوير ١١ــ رايج ترين هنرهاي سنگي
آثار هنري سنگي کاربردهاي فراواني دارد . برخي از اين آثار در زيورآلات ، برخي در تزيين
بناهاي مذهبي ، تاريخي و مهم ، تعدادي در ساخت ظروف سنگي و … به کار مي روند (تصوير ١٣ و
تصوير ١٢ــ نقش برجسته ، تخت جمشيد  ١٤ و ١٥).
تصوير ١٣ــ مشبک ، نرده سنگي از جنس مرمر      تصوير ١٤ــ مجسمه سنگي (شير سنگي ) ساخت ، به روش تلفيقي
تصوير ١٥ــ ظروف سنگي ، ساخت به روش خراطي و تزيين به روش حکاکي روي سنگ
٩٢

 
آثار سفالي
سفالگري را شايد بتوان يکي از قديمي ترين روش هايي دانست که بشر توانسته به کمک آن
نيازهاي خود را تأمين سازد . براساس يافته هاي باستان شناسان به نظر مي رسد زادگاه اين هنر سرزمين
ايران است و نمونه هاي اوليه بدست آمده متعلق به حدود ده هزار سال قبل است (تصوير ١٦). به دنبال
ساخت و تکميل چرخ هاي سفالگري از حدود هزاره چهارم ق.م شاهد تحول ديگري در اين حرفه و فن
هستيم که در جهت تهيه لعاب و انواع تزيين ظروف نيز اقدامات جدي تري انجام پذيرفت (تصوير ١٧).
 آثار سفالي     تصوير ١٦ــ ظرف سفالي بدون لعاب ، به شکل پرنده
 
 ظرف      کاشي
 
 بدون لعاب      لعاب دار      تک رنگ     هفت رنگ      معرق     زرين فام
تصوير ١٧ــ گونه اي از تقسيمات کلي آثار سفالي
به طور کلي در سفال از خاک رس با ترکيب هاي مختلف استفاده مي شود . لعاب نيز که عامل
اصلي بالا بردن مقاومت ظروف سفالين و زيباتر شدن آن است در انواع گوناگون شفاف ، کدر و مات
مورد استفاده قرار مي گيرد . سفال در دوره پيش از اسلام همچنان روند تکاملي خود را به آهستگي
طي کرد و در دوران اسلامي مورد توجه بيشتري (نسبت به فن فلزکاري ) قرار گرفت و در مراکزي از
جمله ري و نيشابور به تحولاتي شگرف دست يافت . در سده هاي پنجم و ششم هجري ظروف لعابي
سفيد رنگ ، لعابدار تک رنگ ، ظروف با نقش قالبي ، ظروف طلايي يا زرين فام و ظروف مينايي ساخته
شد . در سده هاي هفتم و هشتم هجري ساخت نوعي کاشي به نام کاشي معرق آغاز و زينت بخش اماکن
متبرکه شد (تصوير ١٨ و ١٩ و ٢٠ و ٢١).
تصوير١٨ــ ريتون ( تکوک ) سفال لعاب دار به شکل مرغابي
تصوير٢١ــ کاسه سفالي مينايي و زراندود قالبي ــ قرن ٦
تصوير١٩ــ سفال مشبک لعاب دار   تصوير٢٠ــ کاشي سفالي هشت گوش زرين فام     و ٧ هـ. ق ــ ري
٩٣

 
در دورهٔ اسلامي به طور کلي علاوه بر ساخت انواع ظروف با لعاب هاي گوناگون ، کاشي هاي
مختلفي با نقوش مختلف از جمله درخت ، گل ، گياه و جانوران و انواع خط کوفي رواج يافت .
همچنين ساخت و استفاده از کاشي هاي هفت رنگ ، معرق و بنايي نيز گسترش يافت که در تزيين بناهاي مذهبي و تاريخي به کار گرفته شد . از حدود سده ١٢هـ. به تدريج از رونق سفالگري کاسته شد اما امروزه با روش هاي نوين شاهد رواج و رونق سفالگري در بسياري از مناطق ايران هستيم
(تصوير ٢٢).
آثار بافت و نساجي
سابقه دست بافي در ايران به هزاره هاي قبل از ميلاد باز مي گردد . نخستين نشانه اي که از وجود
منسوجات در ايران موجود است در شوش به دست آمده است .
آثار بافندگي به صورت انواع پارچه (مخمل دوزي ، ترمه ، کرباس ، جاجيم و …)، انواع فرش
(قالي ، گبه ، گليم ، زيلو و نمد) و انواع حصير بافته مي شود . اجزاي اصلي در بافت شامل تار و پود،
تصوير ٢٢ــ کاشي هفت رنگ ، مسجد جامع  اصفهان گره يا پرز مي باشد که به کمک ابزار و امکانات ديگر با يکديگر درگير شده و در هم بافته مي شود و تنها
نمد است که از هم تنيدن الياف پشم به وجود مي آيد (تصوير ٢٣).
آثار بافت و نساجي
دستي                   داري       دستگاهي
 
 قالي              گليم                  زيلو    جاجيم     کرباس     زري      ترمه      مخمل
تصوير ٢٣ــ تقسيمات کلي آثار بافت و نساجي و مشهورترين آثار آنها
برخي از دستبافت ها به صورت داري و برخي ديگر به صورت دستي بافته مي شوند . روش دستي مانند انواع پوشاک ، کلاه ، بالاپوش و پاي پوش و … است و روش داري مانند انواع قالي و گليم است .
همچنين گليم داراي انواعي است که بسته به نوع پودگذاري آن گاهي به صورت يک رو و گاه
به صورت دورو مشاهده مي شود (تصوير ٢٤).
قديمي ترين قالي ايراني شناخته شده به حدود ٢٥٠٠ سال پيش برمي گردد که به قالي پازيريک
تصوير٢٤ــ گليم     شهرت دارد . اين قالي از نواحي جنوبي سيبري به دست آمده است . بنا به نظر هنرشناسان و نوع
طرح ها و نقش هاي به کاررفته در اين قالي ، اين بافته متعلق به دوره هخامنشي است و توسط شاهزادگان
«سکايي » به فرمانرواي پازيريک هديه شده است . قالي پازيريک تا به امروز قديمي ترين قالي شناخته شده در جهان است (تصوير ٢٥).
٩٤

 
قالي در ايران در دورهٔ پس از هخامنشيان نيز هم چنان از ارزش و اعتبار خاصي برخوردار بوده
است . از جمله فرش معروف به بهارستان که داراي پود ابريشمين بوده و به زر و سيم و انواع گوهرها
نيز آراسته بوده و مربوط به دوران خسرو پرويز در دوره ساسانيان مي باشد . پس از ظهور دين مبين
اسلام ، درکتاب ها و سفرنامه ها اشاره هاي بسياري به قالي هاي گسترده در خانه ها شده است و در متون تاريخي از جمله تاريخ بيهقي مربوط به سده پنجم هجري نيز به صراحت از قالي نام برده شده است .
در دوران صفويه طي سده هاي دهم و يازدهم هجري رونق و شکوفايي قالي ايراني به اوج خود
رسيد و شاهکارهاي بسياري از اين دوران از جمله قالي معروف به «اردبيلي » و «قالي شکارگاه » بر
جاي مانده است .
قالي معموًلا از روي نقشه بافته مي شود . با بررسي آثار نگارگري سده هاي هفتم و هشتم
تصاويري از قالي ديده مي شود که داراي نقش و رنگ بسيار فاخري هستند .
طرح هاي قالي ايران به دليل تنوع بسيار بالايي که دارند تقسيم بندي هاي گوناگوني نيز براي آنها
ارائه شده است .
گاهي طرح هاي قالب هاي ايراني را براساس ساختار کلي ، گاهي براساس ويژگي هاي طرح يا
نقش (شکسته و گردان ) و گاهي نيز براساس موضوع نقش يا طرح تقسيم بندي مي کنند . طرح لچک و
تصوير٢٥ــ بخشي از قالي پازيريک
ترنج ، افشان ، شکارگاه ، محرمات ، قابي ، ماهي (ماهي درهم )، محرابي ، هندسي ، تابلويي (طرح بناهاي
مذهبي و تاريخي ، شخصيت ها و …)، تلفيقي و … از مشهورترين آنها هستند (تصوير ٢٦ و ٢٧).
تصوير ٢٦ــ قالي با طرح لچک و ترنج و نقش هاي هندسي     تصوير ٢٧ــ قالي با طرح درختي ، حيوانات و چهرٔە اقوام مختلف
٩٥

 
اين تنوع باعث شده که امروزه برخي از کشورهايي که به توليد فرش دستباف مشغولند همواره
از طرح قالي هاي ايراني اقتباس مي کنند .
بافندگي دستگاهي همواره با عبور دادن رشته هاي پود از لابه لاي تار به روش هاي گوناگون همراه است . اين بافندگي به سه شيوه ساده ، پيچيده و تلفيقي انجام مي شود . از نمونه روش هاي ساده بافندگي دستگاهي مي توان به زيلو، جاجيم ، کرباس ، متقال و غيره اشاره کرد و از شيوه هاي پيچيده آن مي توان به پارچه هاي زري ، ترمه و مخمل اشاره کرد (تصوير ٢٨ و ٢٩ و ٣٠).
تصوير ٢٨ــ جاجيم (بافتۀ دستگاهي )     تصوير ٢٩ــ بخشي از پارچۀ مخمل (قديمي ) با طرح سوارکار تصوير ٣٠ــ پارچۀ ترمۀ يزد
آثار فلزي
فلزکاري و هنرهاي مرتبط با آن ، از کهن ترين روزگاران تا دوران معاصر، آثار ارزشمندي را همچون مفرغينه هاي لرستان ، زيورآلات و جام هاي هخامنشي ، بشقاب هاي نفيس زرين و سيمين ساماني ، آثار بي نظير دوران اسلامي ، مفرغ ها و مشبک کاري هاي بي همانند و ضريح هاي پر جلوه و با ابهت اماکن متبرکه را ارائه کرده است .
آثار فلزي براساس نوع ساخت آن ها به کوفتگري ، ورقه اي ، خمکاري و … تقسيم بندي مي شود .
همچنين تزيينات گوناگوني بر هريک از آنها انجام مي شود که روش هاي مختلفي دارند . قلم زني ، طلاکوبي ، مليله کاري ، فيروزه کوبي ، حکاکي ، قفل و يراق سازي ، زيورآلات سازي ، چاقوسازي ، ميناکاري و ساخت ضريح و درهاي اماکن متبرکه از انواع هنرهاي فلزي هستند که برخي از آنها روش ساخت و تزيين تلفيقي دارند مانند زيورآلات سازي ضريح و درب هاي اماکن متبرکه (تصوير ٣١).
آثار فلزي
قلمزني      مليله کاري      طلاکوبي      فيروزهکوبي      حکاکي     ميناکاري     مشبک کاري      تلفيقي
تصوير ٣١ــ برخي از روش هاي تزيين آثار فلزي
٩٦

 
نخستين اشياء فلزي ساخته شده شامل اشياء کوچک مسي چکش کاري شده اي است که به
نيمه اول هزارهٔ چهارم ق.م تعلق دارد . شوش يکي از سرزمين هاي باستاني است که از آن آثار فلزي
بسياري چون ادوات و سلاح هاي مسي به دست آمده است .
در حدود ٢٥٠٠ تا ١٥٠٠ ق.م  عصر مفرغ آغاز مي شود . از آثار اين دوره در ناحيه حسنلو
واقع در شمال غرب ايران نمونه هاي فراواني به دست آمده است . همچنين آثار و اشياء مفرغي بسياري
از جمله لگام اسب ، تبر، سرنيزه ، روکش تيردان ، بخوردان و. .. از لرستان به دست آمده که متعلق
به هزاره اول پيش از ميلاد است . اين اشيا داراي تزييناتي با نقش حيوانات افسانه اي ، نقش تلفيقي
انسان و حيوان هستند که هم اکنون زينت بخش موزه هاي داخلي و خارجي است . در هزاره اول ق.م تصوير ٣٢ــ لگام مفرغي لرستان
آثار فلزي داراي اعتبار خاصي بوده که مي توان به آثار ارزشمند مارليک اشاره کرد (تصوير ٣٢).
يکي از مهم ترين نمونه هاي فلزکاري در دوران هخامنشي ظرفي زرين با يک جفت دسته به
شکل بز کوهي بال دار است که از آثار برجسته و با ارزش فلزي دوران هخامنشي به شمار مي رود
(تصوير ٣٣). همچنين جام هاي زيباي موسوم به تکوک (ريتون ١) است (تصوير ٣٤). از ديگر
کاربردهاي فلز ضرب سکه است که از دوران هخامنشي رواج داشته و در روند تاريخي دچار
تحولات بسياري شده است . همچنين ساخت زيورآلات همواره از اهميت خاصي برخوردار است
که حداقل از هزاره دوم پيش از ميلاد در ايران مرسوم بوده که به صورت استفاده از فلزات گرانبها و
سنگ هاي قيمتي به کار برده مي شد . در تکامل اين هنر به هنر مليله کاري نيز بايستي اشاره کرد که
قدمت آن هم به احتمال به دوره ماد و هخامنشي برمي گردد که از مفتول هاي طلايي و نقره ايي استفاده
مي کردند (تصوير ٣٥ و ٣٦).
تصوير ٣٣ــ ظرف با دسته بال دار هخامنشي
تصوير ٣٤ــ تکوک ، نقره اي طلاکوب ، هخامنشي     تصوير ٣٥ــ سکه هاي فلزي ، هخامنشي           تصوير ٣٦ــ گردنبند ساخته شده از مفتول هاي زرين
١ــ  Rython ريتون يا تکوک به آن دسته جام هايي گفته مي شود که شکل حيواني يا انساني يا شاخي دارند.
٩٧

 
همان گونه که اشاره شد ساخت ظروف از فلزات قيمتي در دوره هخامنشيان و ساسانيان پيشرفت
زيادي داشته است . از معروف ترين ظروف فلزي دوره ساساني مي توان به «جام خسرو» اشاره کرد .
با ظهور اسلام تا مدت ها مفرغ (برنز) جانشين طلا و نقره شد و فلزکاران با بهره گيري از اين آلياژ به ساخت ظروفي از قبيل سيني ، ابريق و آبخوري به اشکال جانوري و پرندگان ادامه دادند . با به قدرت رسيدن سلجوقيان در شرق ايران دوران درخشان فلزکاري اسلامي آغاز مي شود . در اين دوره اکثر ظروف نقره اي (به ويژه ساخته شده در سده هاي پنجم و ششم هجري ) از ارزش هاي خاصي برخوردار است . همچنين ميناکاري نيز در اين دوره مرسوم مي شود . همراه با آثار مفرغي آثار نفيسي پديد ميآيد . فلزکاران ايراني در ساخت مشبک کاري و ظروف مشبک نيز به مراتب بالايي دست يافتند و با مهارت ظروفي نظير شمعدان و عودسوز ساختند که به شکل حيوانات و پرندگان ساخته شده است . مفرغ کاري با ترصيع نقره و مس نيز در قرن هاي پنجم و ششم هجري از اهميت و اعتبار خاصي
تصوير ٣٧ــ کوبه مشبک و طلاکوب ، درب     برخوردار شد و فلزکاران ترصيع اشياء مفرغي را با ساير فلزات تکميل کردند (تصوير ٣٧ و ٣٨).
مسجد چوبي و منبت کاري شده     مرصع کاري اشياء برنجي و مفرغي در دوره صفويه رونق مجدد مي گيرد و ظروف مسي اغلب
سفيدگري مي شود تا به شکل نقره جلوه کند، ضمن آنکه آهن و فولاد نيز در ساخت اشياء فلزي و تزيين آنها نيز به کار مي رفت . فلزکاران دوره صفويه در استفاده و کاربرد آهن و فولاد مهارت بسيار پيدا کردند و آثار بسيار عالي از جمله کمربند، لوحه و نشان ساختند .
در پايان دوره صفويه به بعد به تدريج شاهد از رونق افتادن فلزکاري در ايران هستيم ، به گونه اي که آثار فلزي دوره هاي افشاريه ، زنديه و قاجار به هيچ وجه قابل مقايسه با آثار ارزشمند آثار فلزي از سده پنجم تا يازدهم ميلادي نيست . از نمونه هاي جالب و قابل ذکر دوره قاجاريه آثار قلمزني شده متعددي است که بر درهاي امامزاده ها و ديگر اماکن مقدس ساخته و پرداخته شده است . مهم ترين جلوه اشياء قلم زني شده در اين دوران در نقش هاي غيراسليمي مانند گل هاي درهم پيچيده با تصاوير
تصوير ٣٨ــ سيني قلم زني شده با طرح خيالي سنه     پرندگان و حيوانات ، نقش گل ها و تاک هاي درهم پيچيده و مشبک کاري شده است (تصوير ٣٧).
ُمرو (سرخرس ، بال پرنده ، پنجه شير و دم طاووس )     همچنين از سده دوازدهم به بعد آثار ميناکاري شده و مليله وجود دارد که نمونه هاي مناسب و جالب
توجهي هستند (تصوير ٣٩).
امروزه با احياي روش و اسلوب هاي فلزکاري گام نويني در احياء و حفظ شيوه هاي کهن برداشته شده که آن هم به همت استادان بزرگ اين عرصه در روزگار ماست (تصوير ٤٠).
تصوير ٣٩ــ ميناکاري ، کاسه و بشقاب برنجي      تصوير ٤٠ــ تنگ مليله کاري ، نقره اي ، معاصر
٩٨

 
آثار شيشه گري
کشف ظرف شيشه اي به رنگ زرد صدفي با تزييني شبيه به خطوط شکسته موج دار در يکي از
گورستان هاي منطقه تاريخي لرستان و گردنبندي شيشه اي با دانه هاي آبي رنگ متعلق به هزاره سوم در
مناطق باستاني شمال غربي ايران و ديگر قطعات شيشه اي مايل به سبز در کاوش هاي باستاني لرستان ،
شوش ، حسنلو، شهر سوخته و آثار متعلق به هزاره هاي سوم و دوم پيش از ميلاد نشانگر قدرت اين صنعت
ارزنده و هنر اصيل در کشور ماست . همچنين وجود جام هاي بلورين و دکمه هاي ظريف شيشه اي دوره
هخامنشي که با روش هاي دميدني و قالبي در اين دوران ساخته و به گونه اي هنرمندانه تراش داده شده اند،
همگي حاکي از اعتبار و رونق شيشه گري قبل از  ظهور اسلام در ايران است (تصوير ٤١).
 آثارشيشه گري
 
 چند پوسته کردن   شيشۀ رنگارنگ      آبگزکردن      نقاشي روي شيشه     مات سازي     تراش          تلفيقي
تصوير ٤١ــ برخي از رايج ترين تزيينات در شيشه گري
هرچند که از شيشه گري دوره اسلامي اطلاع چنداني وجود ندارد اما آثار پراکنده اي که
از مناطق شوش ، ري ، ساوه و نيشابور به دست آمده نشان مي دهد که در اين دوره ظروف گوناگون
شيشه اي مانند بطري ، عطردان ، قوري ، گلدان و فنجان ساخته شده است (تصوير ٤٢).    تصوير ٤٢ــ جام شيشه اي دوپوسته ، تراش داده شده
سده هاي پنجم و ششم هجري اوج صنعت شيشه گري در دوره اسلامي ايران است و هنرمندان
توانستند با مددگيري از شيوه هاي جديد و با استفاده از طرح ها و قالب هاي گوناگون ابداعاتي در ظروف
نقش برجسته پديد آورند و به کمک روش هاي تزييني حک و تراش به غناي کار خود بپردازند . از همين
زمان به بعد شيوه نقاشي روي شيشه نيز با رنگ هاي متنوع با طرح هاي گل هاي تزييني ، اشکال جانوري
و به کارگيري اشعار و آيات قرآني عامل مکمل در فرايند توليد متنوع آثار شيشه گري ايراني شد .
در دوره صفويه نيز ظروف مختلف شيشه اي در مناطق مختلف ايران از جمله شيراز، گرگان و
اصفهان و ديگر مناطق توليد و از ارزش خاصي برخوردار شدند . در حال حاضر نيز شيشه دست ساز
ايران نيز در زمره يکي از اقلام صادراتي صنايع دستي است که با ديگر کشورها قابل رقابت است .
معمولاً  مواد اصلي شيشه گري سنگ سيليس ، سنگ آهک و ديگر مواد افزودني و کاني هاي
فلزي است که باعث توليد انواع شيشه با رنگ هاي متفاوت مي شود (تصوير ٤٣ و ٤٤).
تصوير٤٣ــ ليوانَ ترَک دار ــ ليوان دو رنگ با تزيينات برجسته ــ ليوان مات     تصوير ٤٤ــ پارچ و ليوان ، تلفيق شيشه و فلز
با تزيينات برجسته و ليوان دورنگ با تزيينات برجسته     ٩٩

 
آثار چوبي
آثار چوبي در هنر ايران از اهميت خاصي برخوردار است اما به دليل آسيب پذيري چوب ، نمونه هاي اندکي در دوران تاريخي به جاي مانده است . اين هنر به لحاظ اهميت و زيبايي خاص خود به روش هاي مختلفي امروزه به کار مي رود که مي توان به خراطي ، منبت کاري ، مشبک کاري ، گره چيني ، معرق کاري ، نازک کاري ، خاتم کاري و احجام چوبي و غيره اشاره کرد (تصوير ٤٥).
آثار چوبي
 
منبت     معرق    مشبک     گره چيني      خراطي      نازککاري      خاتم کاري    تلفيقي (احجام چوبي )
تصوير ٤٦ــ بخشي از يک تابلوي منبت   تصوير ٤٥ــ برخي از رايج ترين انواع آثار هنري چوبي
از مهم ترين روش هاي هنر چوب روش منبت کاري است که در آن گاهي تنها خطوط طرحهاو نقوش و گاهي زمينه را با ابزاري خاص (مُغار) مي تراشند و به شکل نيم برجسته ، برجسته و تمام برجسته ساخته و پرداخته مي شود .
براساس منابع موجود منبت کاري ، قدمتي بيش از ١٥٠٠ سال دارد و قديمي ترين اثر موجود به نيمه اول سده سوم هجري قمري باز مي گردد که شامل لنگه دري چوبي متعلق به مسجد جامع عتيق شيراز است که داراي زيرسازي از چوب سپيدار است و روي آن با ترکه هايي از چوب گردو و نقوش پنج ضلعي بسيار زيبايي زينت شده است . نمونه ديگر سر در منبت کاري شده متعلق به سده چهارم است که با ظرافت کامل ، خطوط کوفي با عمق سه سانتيمتر کنده کاري شده است . اين هنر در دوره صفويه در سده يازدهم به اوج و شکوفايي مي رسد و در درهاي مساجد متعددي به کار مي رود . در حال
تصوير ٤٧ــ گره چيني توپر، بخشي از يک درب چوبي حاضر هم اين هنر در بسياري از شهرهاي ايران به کار مي رود و آثار ارزشمندي را مشاهده مي کنيم
(تصوير ٤٧ و ٤٦).
از ديگر روش هاي هنر چوب گره چيني است که با برش زهوارها و قطعات مختلف چوبي و درگير کردن آنها مطابق طرح هاي سنتي و هندسي ، نقوش يکپارچه مشبکي پديد مي آيد . گره چيني براساس نوع طرح و اجرا به انواع گوناگون توخالي ، مشبک و توپر تقسيم مي شود (تصوير ٤٧).
شيوه ديگر هنر چوب ، معرق کاري است که با بريدن و کنار هم چسباندن قطعات چوب و ديگر مواد
(فلز و صدف ) براي ايجاد پوشش تزييني براساس طرح ها و نقوش متنوع ايجاد مي شود (تصوير ٤٨).
هنر خاتم کاري نيز با آراستن سطح اشياء چوبي به صورتي شبيه به موزائيک با مثلث هاي کوچک سه پهلو، يا دو پهلو با چوب ، استخوان يا فلز ساخته مي شود .
قديمي ترين نمونه خاتم سازي به دست آمده
تصوير٤٨ــ معرقکاري     متعلق به دوره صفويه است (تصوير ٤٩).
تصوير ٤٩ــ ميز خاتم کاري شده ، معاصر

 
آثار چاپ و رنگرزي سنتي
به نظر مي رسد روش هاي رنگرزي سنتي با استفاده از مواد رنگ زاي طبيعي هم زمان با شکل گيري فن نساجي و بافت در ايران سابقه تاريخي دارد در رنگرزي سنتي گاهي الياف تابيده نشده ، گاه نخ هاي تابيده شده پنبه اي ، پشمي و ابريشمي را رنگ آميزي مي کنند و گاهي پارچه هاي بافته شده رنگرزي مي شوند . از نخ هاي رنگ آميزي شده براي بافت انواع قالي ، گليم و پارچه هاي سنتي استفاده مي کنند و از پارچه هاي رنگ شده نيز براي چاپ سنتي و يا دوخت انواع پوشاک بهره مي گيرند
(تصوير٥٠ و٥١). روش هاي چاپ نيز در صنعت نساجي در ادوار تاريخي پيشينه کهن دارند . اما آنچه امروزه به يادگار مانده روشي است که هر نقشي به وسيله قالب ، قلم مو، موم و رنگ هاي مختلف روي انواع پارچه قابل انتقال است . در چاپ سنتي که به دو روش مستقيم و غيرمستقيم انجام مي شود مي توان مقدار زيادي از پارچه را در مدت کوتاهي نقش اندازي و رنگ گذاري کرد . در چاپ مستقيم نقوش به وسيله قالب يا شابلون و رنگ ها به شکل مستقيم روي پارچه منتقل مي شود (مانند پارچه قلمکار) و چاپ غيرمستقيم نقش اندازي در دو مرحله انجام مي شود که به دو شيوه چاپ برداشت و مقاوم (باتيک ) رايج است .
چاپ و رنگرزي سنتي
 
 رنگرزي      چاپ
 
الياف      نخ ها           پارچه ها      مستقيم                 غيرمستقيم
تصوير٥٠ــ زيرمجموعه چاپ رنگرزي سنتي
تصوير ٥١ــ نخ هاي پشمي رنگرزي شده
چاپ قلمکار نوعي چاپ و رنگ گذاري مستقيم است که طرح و
نقش با قالب چوبي آغشته به رنگ روي پارچه هاي کتاني و پنبه اي مرغوب ،
ابريشمي يا کرباس منتقل مي شود و چاپ کلاقه اي يا باتيک نوعي چاپ
مقاوم در کشورهاي جنوب شرق آسياست که در ايران هم متداول شده است
( تصوير٥٢، ٥٣، ٥٤).
تصوير٥٢ــ چاپ باتيک (کلاقه اي )

 
تصوير٥٣ــ چاپ قلمکار بر پارچه پنبه اي متقال      تصوير ٥٤ــ نمونه اي از قالب چوبي براي چاپ قلمکار
آثار رودوزي سنتي
اين مجموعه هنر شامل انواع رودوزي هايي مثل سوزن دوزي بلوچ ، پته دوزي ، گلابتون دوزي ، پولک دوزي ، و … است . که مجموعه گسترده اي از آنها را در مناطق مختلف ايران به خود اختصاص داده و از تنوع چشمگيري نيز برخور دارند (تصوير ٥٥ و ٥٦). در برخي از رودوزي ها با نخ هاي رنگارنگ ابريشمي ، پنبه اي و يا پشمي با دوخت هاي مختلف ، نقش هاي زيبايي را بر پارچه ها به وجود ميآورند . نقش ها و طرح ها در برخي ديگر از رودوزي هاي سنتي با آرايه هايي مانند پولک ،
تصوير٥٥ــ پته دوزي ــ رودوزي سنتي کرمان      تصوير٥٦ــ سکمه دوزي و چشمه دوزي ــ رودوزي سنتي
١٠٢

 
دکمه ، منجوق ، آينه ، سکه و … دوخته مي شوند (تصوير ٥٧).
صنايع دستي ايران داراي تنوع بسياري است که انواع مختلف آنها را در توليدات شهري ،
روستايي ، عشايري و سنتي مي بينيم که هر کدام به فراخور نوع کاربرد و نياز منطقه خاص حالتي بومي
نيز به خود گرفته است . برخي از آنها نيز در زير مجموعه طبقه بندي هاي ذکر شده به عنوان تلفيقي
قرار دارند که شامل صحافي و جلدسازي ، کاغذسازي ، سازسازي ، ميناکاري ، قلمدان سازي و غيره
نيز مي شود .
در ادامه به دو دسته از آثار ارزشمند صنايع دستي که در مواد اوليه و روش ساخت تلفيقي
هستند اشاره مي شود .
جلدسازي
ارزش کار خطاط و تذهيب کار در کتابت با عمل صحافي و جلدسازي تکميل مي شود . ابداع
لبه برگردان (زبانه ) پشت جلد جهت حفاظت کتاب از گرد و خاک يکي از بزرگ ترين خدمات صحافان
مسلمان است . در جلدسازي اسلامي تزيين منحصر به جلد خارجي کتاب نيست بلکه آستر (بخش
داخلي جلد) نيز اغلب تزيين و نقاشي مي شود .
انواع جلد را اغلب از چرم مي ساختند. از انواع چرم هاي به کار رفته در هنر تجليد مي توان به تيماج     تصوير ٥٧ــ آرايه دوزي با دکمه و خرمهره
(چرم بز)، ميشن (چرم گوسفندي )، شبرو (چرم گوساله ) و ساغري ١ (چرم گرده کره الاغ ) اشاره کرد .  آبي رنگ
از انواع جلدهاي چرمي ، جلدهاي «سوخت » و «ضربي » کاربرد بيشتري داشته اند . در هر دو
نوع جلد، چرم را ميان دو قالب فلزي منقوش تحت فشار قرار مي دهند (ولي در نوع سوخت قالب ها
حرارت ديده و داغ شده اند)، سپس نقش را با طلاکاري مي پوشانند . گاه نقوش کوچک را از چرم هاي
رنگارنگ بريده و روي متني ديگر قرار مي دهند و (اغلب نقش لچک ترنج دارد) اين شيوه «معرق چرم »
ناميده مي شود . «جلدهاي روغني » (لاکي ) متفاوت است . در اين شيوه پس از نقاشي رنگ روغن
روي مقوا، آن را با روغن کمان (نوعي ورني ) مي پوشانند (تصوير ٥٨ و ٥٩ و ٦٠ و ٦١).
تصوير ٥٨ــ جلد معرق سوخت ــ روي جلد پشت جلد و زبانه     تصوير ٥٩ــ جلد لاکي و روغني با طرح گل و مرغ
١ــ  جلد ساغري معمولاً براي کتاب هاي ديني استفاده نمي شود. کاربرد اين جلد بيشتر براي ديوان اشعار و کتاب هاي متفرقه است .
١٠٣

 
کاغذسازي
پيش از ابداع کاغذ معمولاً از پاپيروس مصري و پوست دباغي شده براي نگارش اسناد و تدوين
کتاب ها استفاده مي شد. عده اي از محققين واژه کاغذ را برگرفته از واژه سانسکريت «کاذي »، دانسته اند.
در سال ١٠٥ قبل از ميلاد، کاغذ توسط يک مقام عالي رتبه ٔ دربار امپراطوري چين تکميل يا ابداع شد.
مواد اوليه آن از الياف درخت توت ، جوانه خيزران ، رشته هاي پارچه ابريشم يا پنبه و کتاب بود .
در ايران از دوره ساساني کاغذ وارداتي چين در دربار استفاده مي شد ولي بعد از اسلام در اوايل قرن دوم هجري فن کاغذسازي در ناحيه خراسان وارد جهان اسلام مي شود و با مهارت هنرمندان و صنعتگران ايراني در تمامي گستره جهان اسلام توسعه يافت . نخستين کارخانه هاي کاغذسازي دنياي اسلام در سمرقند، خراسان و سپس بغداد آغاز به کار کرد و تا قرن چهارم هجري در تمام شهرهاي معتبر ايران و حدود قرن پنجم هجري در اسپانيا کاغذ توليد شد . ولي خراسان و سمرقند همچنان
تصوير ٦٠ــ قالب سنگي جلدهاي ضربي به عنوان مهم ترين مرکز توليد کاغذ اعتبار خود را حفظ کردند . ايرانيان در کاغذسازي خلاقيت هاي
بسياري داشتند به طوري که از چاي ، پوست پياز، جوهر گردو، زعفران و … براي رنگ آميزي کاغذ استفاده مي کردند . کاغذ ابري هم گونه اي از کاغذ هنري و از ابداعات ايرانيان بود که بيشتر براي آستر جلد کتاب يا قطعات خوشنويسي از آن استفاده مي کردند . گاهي براي سهولت کتابت و رواني قلم کاغذ را آهار١ و مهره ٢ مي زدند (تصوير ٦١).
از کاغذهاي مشهور مي توان به کاغذ خراساني ، سمرقندي ، اصفهاني و ابريشمي اشاره کرد
(تصوير ٦٢).
تصوير ٦١ــ ديوان حافظ خط شکسته نستعليق
ــ کتابت بر کاغذ خانبالغ ــ حاشيه کاغذ اصفهاني
آهار مهره ــ داراي پيشاني مذهب ــ کتابخانه کاخ
گلستان ــ تهران
تصوير ٦٢ــ عقدنامه با تذهيب و به خط نستعليق ، کتابت بر کاغذ آهار مهره شده
١ــ  آهار در انواع سرد و گرم استفاده مي شد. آهار گرم مانند لعاب نشاسته ، سريش و کتيرا و … آهار سرد مانند شيره انگور، اسپرزه ،
لعاب گل ختمي و …
٢ــ  مهره کشي : کاغذ را با سنگ صيقلي يا بلوري مهره مي زدند تا پرزهاي کاغذ کاملاً يک دست و صيقلي شود.
١٠٤

 
پرسش
١ــ صنايع دستي از نظر مواد اوليه طبقه بندي است ؟
٢ــ انواع آثار طراحي و نقاشي سنتي را نام ببريد .
٣ــ در چه کتاب هايي بيشتر به نگارگري پرداخته شده است ؟
٤ــ تذهيب را توضيح دهيد .
٥ــ تفاوت تذهيب و تشعير در چيست ؟
٦ــ خيالي سازي را توضيح دهيد .
٧ــ چگونگي پيدايش سفالگري را در ايران توضيح دهيد .
٨ــ قديمي ترين قالي ايراني را معرفي کنيد و شرح دهيد .
٩ــ از انواع طرح هاي قالي چند نمونه را نام ببريد .
١٠ــ ظهور اسلام چه تأثيري بر فلزکاري ايران گذاشت ؟
١١ــ تاريخچه پيدايش شيشه را بنويسيد .
١٢ــ از انواع آثار چوبي چند نمونه نام ببريد .
١٣ــ دو روش چاپ دستي را توضيح دهيد .
١٤ــ از انواع جلدها چند نمونه را نام ببريد و يکي را توضيح دهيد .
١٥ــ از خلاقيت هاي ايرانيان در حرفه کاغذسازي يک نمونه را بنويسيد .
جست وجو کنيد
ــ صنايع دستي شهر يا استان خودتان را شناسايي کنيد . نمونه يا تصاوير آن
را  جست و جو کنيد و آنها را در کلاس به نمايش گذاشته و دربارهٔ آن مختصري
توضيح دهد .
١٠٥

 
فصل هفتم
پوشاک و زيورآلات

 

 
پوشاک و زيورآلات
هدف هاي رفتاري: پس از پايان اين فصل از فراگير انتظار مي رود :
١ــ عوامل مؤثر در شکل گيري پوشاک را بداند .
٢ــ پيشينه ٔ پارچه بافي را در ايران بيان کند .
٣ــ پوشاک ايران باستان را در طول تاريخ توضيح دهد .
٤ــ پوشاک ايراني را در دورهٔ اسلامي شرح دهد .
٥ــ پوشاک اقوام امروزي مردم ايران را بيان کنيد .
٦ــ زيورآلات مردم ايران را در طول تاريخ و در اقوام امروزي ذکر کند .
٧ــ تأثيرات فرهنگي در پوشاک را بداند .
پوشاک و زيورآلات
پوشاک از نيازهاي اوليه و اساسي بشر محسوب مي شود و يکي از بارزترين نمونه هاي فرهنگ در جامعه است . به همين دليل است که بايد با گذشته ٔ پوشاک  سرزمين خود آشنا باشيم تا ضمن بررسي سير تحول فرهنگي با سليقه و زيبايي شناسي ، اعتقادات و طبقات اجتماعي و اصالت پيشينيان خود آشنا شويم .
عوامل مؤثر بر پوشاک در جوامع مختلف عبارتند از :
١ــ شرايط جغرافيايي ، محيطي و آب و هوا
٢ــ نحوه زندگي و نوع اسکان و اوضاع داخلي اجتماع
٣ــ اعتقادات مذهبي ، آداب و رسوم اجتماعي
١٠٨

 
٤ــ نظام طبقاتي حاکم بر جامعه ، مشاغل و وظايف وابسته به آن
٥ــ روابط فرهنگي ، اقتصادي و سياسي يا جنگ با سرزمين هاي ديگر
 
٦ــ شرايط اقتصادي و پيشرفت هاي تکنولوژي
پوشاک ايراني از دوران باستان اهميت داشته و در شرع مقدس اسلام نيز بر آن تأکيد بسيار شده است . پوشش ايراني از ابتداي تاريخ باستاني تاکنون دستخوش تحول ت جدي نشده و مفهوم آن از زمان باستان در فرهنگ ايراني حفظ شده است . لزم است قبل از بررسي پوشاک به پارچه بافي بپردازيم . زيرا خلاقیت در پارچه بافي بر پوشاک نيز مؤثر است .
پارچه بافي     تصوير١ــ ظروف سنگي جيرفت کرمان
در ابزار باقيماندهٔ سنگي و گلي از هزاره ششم قبل از ميل د در فل ت ايران تعدادي دوک ـ هزاره پنجم تا سوم ق.م
نخ ريسي ديده مي شود و همچنين کشف قطعاتي از نخستين پارچه ها در شوش و بعدها در شهر سوخته ، مارليک ، حسنلو و …  بيانگر اين است که فل ت ايران خيلي زودتر از نقاط ديگر دنيا به نساجي پرداخته است .
با مطالعه اشيايي مانند دسته چاقوي استخواني از سيلک کاشان و ظروف سنگي متنوعي از جيرفت و جام زرين حسنلو شاهد دامن هاي لنگي پارچه اي هستيم )تصوير ١ (. در ضمن نقوش روي مهرهاي شوش و همچنين نقش برجسته زن اشرافي )تصوير ٢(، ريسندگي و بافندگي در فل ت ايران را نشان مي دهد. در طول کاوش هاي باستان شناسي در شهر سوخته ، سوزن نيز به دست آمده است .
کشفيات باستان شناسي از نفوذ پارچه هاي بافت ايران در يونان باستان ، روم غربي و همسايه هاي تصوير ٢ــ زن اشرافي در حال ريسندگي ــ نقش
شرقي حکايت مي کند. با تکيه بر چنين اسنادي مي توان گفت بافتن پارچه از ايران آغاز شده و در برجسته ــ شوش
طول تاريخ تا دوره صفوي از مهم ترين فرآورده هاي صادراتي ايران بوده است . انواع پارچه هاي کتان ، پنبه و ابريشم باقي مانده از دورهٔ مادها داراي نقش هايي است که به علت مرغوبيت و ظرافت در کشورهاي ديگر خريداران بسياري داشته است . نقش زدن بر پارچه و گلدوزي نيز مرسوم بود.
پارچه هاي رنگارنگ نقش دار پارس ها  که بر تن سربازان جاويدان نقش شده و بر آجرهاي لعاب دار کاخ آپاداناي شوش قابل مشاهده است )تصوير ٣(، نمونه ديگري از خلاقیت ايرانيان است . در نقوش تابوت سنگي اسکندر هم )که در موزه استامبول نگهداري مي شود( ايرانيان شلوارهايي با پارچه هاي زيبا پوشيده اند که طرح دار هستند. برخي پارچه هاي ايراني که ويژه اسقف ها تهيه مي شد، هنوز هم در گنجينه هاي کليساهاي اروپا نگهداري مي شود.
با آنکه بافت ابريشم از چين آغاز شد اما پارچه هاي ابريشم ايراني در دوره ساساني به چنان کيفيت و ظرافتي رسيده بود که حتي به چين هم صادر مي کردند. نقش سيمرغ و يا سر گراز محدود شده در دواير دور مرواريد ريشه در اعتقادات مذهبي ساسانيان دارد. نقش دايره در دوره پارتي و
ساساني داراي رمز نيرومندي است . مرغوبيت بافته هاي ابريشمي ، زربفت ، کتاني ، پشمي ، تصوير٣ــ آجرهاي رنگي لعاب دار با نقش برجسته کمان داران
و  بوده
سپاه جاويدان ـ کشف از آپاداناي شوش ـ موزه برلين آلمان
۱۰۹

 
پنبه اي نشانگر توجه خاص پادشاهان به اين صنعت است (تصوير ٤).
در دوره هاي بعد از اسلام ، ابتدا پارچه ها در نوع جنس و بافت و حتي طرح ، مشابه پارچه هاي
ساساني است ، با اين تفاوت که گاهي از خط نوشته هم در حاشيه پارچه استفاده کرده اند (تصوير٥).
در دوره هاي اوليه اسلامي پارچه هاي زربافت و ابريشم ايران همچنان مشهور بود . حمله ترکان سلجوقي به ايران در صنعت نساجي تأثير فراوان داشت و نقش ها تغييرات زيادي کرد . نقش هاي اژدها و حيوانات افسانه اي و ابرهاي چيني وارد هنر پارچه بافي ايران شد .
در دوره صفويه پارچه بافي از نفوذ نقش هاي چيني رها شد و ابداعاتي در صنعت پارچه بافي به وجود آمد . پارچه چندلايي ١ و مخمل ٢ با نقش انساني و داستاني از نمونه هاي آن است . نمونه هايي از پارچه هاي زربافت ، ابريشم ، مخمل ، ترمه ٣ و ديبا و. .. به کشورهاي ديگر صادر مي شد .
در دوران پس از آن به علت گسترش روابط تجاري با غرب هنر نساجي از رونق افتاد و امروزه
تنها در يزد و کاشان شمار اندکي پارچه بافي به شيوه سنتي وجود دارد . از اين رو عدم حمايت از
تصوير٤ــ پارچه زربافت ساساني ـ نقش در ميان دايره هاي دور     نساجي سنتي ، اين هنر را به فراموشي مي کشاند (تصوير ٦).
مرواريدي
تصوير٦ــ يزد ــ پوش حسينيه بيت العباس
پوشاک در تاريخ دوره هاي باستان
اگرچه هدف از پوشيدن لباس براي جلوگيري از سرما، تابش آفتاب يا به منظور پوشش بدن
تصوير٥ــ نمونه اي از پارچه دوران ساساني است اما در برخي فرهنگ ها، انتخاب رنگ و نقش پارچه و تزيين آن معرف پيامي از باورها، آداب و
سنن و خاستگاه قومي آنهاست .
تداخل وابستگي هاي قومي و باورها در شکل گيري پوشاک و زيورآلات و آرايش آنها در
تمام دوره هاي تاريخي و در ميان اقوام گوناگون ايراني به خوبي قابل فهميدن است . تغييرات آن روند
١ــ ادغام چند نوع بافت با چند جنس مختلف مانند حرير و مخمل
٢ــ داراي تار و پود و پرز
٣ــ با کرک بز يا پشم هاي لطيف و حتي ابريشم بافته مي شود و نقش عمدهٔ آن بته جقه است .
١١٠

 
تدريجي دارند و اسلوب کلي آن در همه دوره ها محفوظ مانده و به خوبي شناخته مي شود . با توجه به
اين نکات به  بررسي پوشاک مردان و زنان و زيورآلات در دوره هاي مختلف تاريخي مي پردازيم .
پوشاک مردان
 سرپوش      تن پوش       پاي پوش
 تاج     کلاه     عمامه     دستار   سربند    کلاه خود     قبا     شلوار    ردا(کت )      زره            گيوه     کومخ     چاروق     ساغري
پوشاک زنان
 سرپوش      تن پوش              پاي پوش (مانند مردان )
عمامه   چادر و نيم چادر   روبنده    سربند   روسري   چارقد     کلاه     قبا     دامن        شلوار     جليقه
پوشاک ايران باستان
پوشاک ، به استناد آثار و شواهد باقي مانده از دوره هاي باستان مي تواند مورد مطالعه قرار گيرد .
اين شواهد معمولاً به پوشاک درباري و نظامي محدود مي شود و از طبقات مردمي آثار کمتري به جاي
مانده است .
از ميان آثار دوره هاي باستان ، جام سيمين قلم زني شده اي از دوره ايلامي ، ملکه اي را با پيراهن
بلند با آستين و سربندي روي موها نشان مي دهد . پيراهن بر روي يقه و بالاتنه با شرابه هايي تزيين شده
است (تصوير ٧).
اقوام ماد به علت زندگي در مناطق کوهستاني به پوشيدن پوشاک مناسب با جغرافياي محل
روي ميآورند که براي سوارکاري هم مناسب بود . مردان قباي کوتاه جلوبسته با آستين تنگ و يقه
ساده مي پوشيدند و شلوار تنگ و رکاب دار با تزيينات قلاب دوزي به پا مي کردند . کمربند چرمي بر کمر
مي بستند و کلاه گرد نمدي به نام «تيار» برسر مي گذاشتند، که تا امروز نيز در ميان برخي اقوام استفاده
مي شود . کفش چرمي يک تکه اي را مانند جوراب به پاي مي کشيدند و در زمستان چکمه هاي ساق
بلندي به پا مي کردند . (تصاوير ٨ و ٩).     تصوير٧ــ جام سيمين قلم زني  ـ انشان فارس ـ
ِ دوره  ايلامي کهن
تصوير٨ ــ چکمه مادي ــ پاي پوش دوران ماد تصوير٩ــ گيوه ــ پاي پوش عشايري
١١١

 
پوشاک مادها و پارس ها، در بسياري از موارد يکسان است . اما برخي از صاحب منصبان پيراهن بلند و گشاد رنگارنگ با شلواري در زير آن ١ مي پوشيدند که با آب و هواي خشک سازگاري داشت و پيراهن زنان پارس بلند و آستين دار بود . زنان نيم چادري نيز برروي سرداشتند (تصاوير ١٠ و ١١).
پوشاک اقوام پارتي تا حدي شبيه مادها بوده و در واقع پيشينه ٔ پوشاک امروزي است . آنها در حين سوارکاري يا جنگ براي محافظت از پاها، دو ساق بند گشاد چرمي به نام «رانپوش » روي شلوار مي پوشيدند که در دوره هاي ديگر مشاهده نمي شود . پوشاک زنان پارتي شامل پيراهني بلند و آستين دار و چادري همراه عمامه بود که در تنديس هاي سنگي آن دوران به خوبي ديده مي شود . (تصاوير
تصوير١٠ــ طرحي از پوشاک صاحب منصب هخامنشي ١٢ و ١٣).
تصوير١١ــ طراحي پوشاک زن هخامنشي تصوير١٢ــ تنديس سنگي از صاحب منصب پارتي وتنديس مفرغي تصوير١٣ــ تنديس سنگي ملکه اشکاني ــ کاخ هترا ــ عراق براساس يافته هاي باستان شناسي   صاحب منصب پارتي از شمس
از عناصر اصلي پوشاک ساسانيان قبايي کوتاه
و شلواري پرچين است . شلوار و ساق پيچ آنها در مچ
گره مي خورد . براي تزيين پوشاک ، آن را قلاب دوزي
مي کردند . پاي پوش اين دوران تداوم دوران ماد است .
پوشاک زنان ، پيراهني گشاد و بلند دراپه ٢ با آستين بلند
بود نقش برجسته هاي طاق بستان و نقش رستم و حتي
موزاييک هاي بيشاپور از زيباترين پوشاک آنها، حکايت
مي کند . چادري کوتاه به عنوان پوشش سر از مهم ترين
عناصر پوشاک بانوان بوده است که به صورت هاي تصوير١٤ــ مجسمه بزرگ شاپور اول ــ ورودي غار
گوناگون استفاده مي کردند (تصاوير ١٤ و ١٥).  بيشاپور
تصوير١٥ــ آناهيتا بخشي از سنگ نگاره هاي بيستون
که براساس يافته ها رنگ آميزي شده است .     ١ــ ايرانيان اولين مردماني بودند که شلوار مي پوشيدند. واژه Pajama از واژه فارسي پاجامه به زبان انگليسي وارد شده است .
derapeh ــ٢
١١٢

 
پوشاک جنگي (زره)
در دوره اشکاني و ساساني مردان جنگي خود و اسبشان را زره پوش مي کردند . سوار زره پوش
ساساني در نقش برجسته طاق بستان کرمانشاه ، امروزه ما را ياد شواليه هاي اروپايي  مي اندازد در حالي
که زره پوشان ايراني سرمشق آنها قرار گرفته است .
در دوره هاي بعد از اسلام هم مردان جنگي از زره استفاده مي کردند (تصوير ١٦ و١٧).
تصوير١٦ــ طرح نيزه دار و کمان دار اشکاني ـ برگرفته از اسناد تاريخي و نقش برجسته ها     تصوير١٧ــ طرح نيزه دار و کمان دار ساساني ـ برگرفته از اسناد
تاريخي و نقش برجسته ها
پوشاک دورٔە اسلامي تا معاصر
تقسيم ابعاد گوناگون فرهنگي و اجتماعي جامعه ٔ ايراني با مرز مشخص به پيش از اسلام
دورهٔ اسلامي غيرممکن است . زيرا تحولات بنيادي يک باره صورت نمي پذيرد . اما تلفيق هنر کهن
با باورهاي جديد قابل مشاهده است . پوشاک بومي پس از اختلاط با آيين اسلامي ، همچنان رواج
داشت اما پوشيدن لباس حرير و ابريشم و به کار بردن زيورآلات براي مردان تحريم شد . دراين دوران
رنگ پوشاک نقش نمادين داشته است و حتي دوره تاريخي خاصي را نشان داده است .
در دورهٔ اسلامي ، پوشاک شامل قباي بلند و شالي بر کمر، شلوار و ساق پيچ بر روي آن بود .
پوشاک با نوارهاي گلدوزي آراسته مي شد . چکمه هاي تنگ به نام «موزه » يا گيوه و نعلين هم به عنوان
پاي پوش استفاده مي کردند .
نکته قابل توجه ، شکل گيري تدريجي عمامه است . بستن دستار روي کلاه در پارتيان هم ديده
شده بود . آنچه اهميت دارد اين است که نقش هيچ مردي قبل و بعد از اسلام بدون سرپوش يا سربند
ديده نمي شود .
با توجه به کتاب مقامات حريري مي توان گفت که در دوران اسلامي رنگ عمامه و دستار
براساس موقعيت اجتماعي فرد تغيير مي کرد . به عنوان مثال کارگران عمامه آبي ، ريسندگان و بافندگان
عمامه زرد برسر مي گذاشتند .
پوشاک زنان شامل پيراهن کوتاه آستين دار و قبايي رنگين روي آن بود . شلوار گشاد و
١١٣

 
سفيدرنگي هم برتن مي کردند و هنگام خروج از منزل چادر سياه و روبنده مي پوشيدند .
بعدها در دوران صفويه دگرگوني مهمي در پوشاک ايران به وجود آمد . پارچه هاي مجلل و
پرنقش و نگاري براي تن پوش استفاده کردند که در بالاتنه تنگ و در قسمت دامن گشاد بود . (تصوير
١٨). گاه جوراب هاي ساق بلند تا زانو به پا مي کردند که با بند محکم مي شد و ساق پيچ هم معمول بود .
لباس زنان و مردان بسيار مشابه بود، جز آنکه زنان با چادرهاي سفيد يا آبي و روبندهٔ توري در ميان مردم ظاهر مي شدند (تصوير ١٩).
تصوير١٨ــ قباي ابريشمي زربافت دوره صفوي  در دوران قاجار برخي از درباريان از پوشاک اروپاييان تقليد مي کردند . زنان قاجار دوباره
چادر سياه رنگ را مورد استفاده قرار دادند . شلوار زنانه ليف داري به نام «تنبان » در اين دوره معمول شد که همراه دامن پرچين کوتاهي به نام «شليته » مي پوشيدند . گاه تنبان به جوراب ختم مي شد و آن را
«چاقچور» مي ناميدند و بيرون از منزل ، در زير چادر مي پوشيدند .
تصوير٢٠ــ پوشاک دوره قاجار ـ چهره مظفرالدين  شاه و صدراعظم عين الدوله ـ اثر ابوالحسن ـ رنگ روغن روي بوم .
قبا همچنان تداوم يافت و جزء لاينفک پوشاک اقوام ايراني باقي ماند(تصوير ٢٠). امروزه
تصوير١٩ــ پوشاک در نگاره هاي دوران صفوي     روحانيون زير عباي خود، قباهاي ساده اي مي پوشند .
در دورهٔ پهلوي به فرمان رضاشاه ، کشف حجاب اجباري شد با وجود مخالفت هاي شديد مردم مذهبي ، تعدادي از زنان شهري با کت ، دامن و کلاه لبه پهن در ميان عموم ظاهر شدند . امروزه مانتو، شلوار و پوشش سر به صورت چادر، مقنعه يا روسري براي بانوان متداول مي باشد .
١١٤

 
پوشاک اقوام ايراني
در ايران امروزي اقوام مختلف ايراني با توجه به فرهنگ ها، آداب و رسوم خاص و اقليم خود
داراي پوشاک زيبايي هستند . زنان روستايي و ايلاتي و عشايري براي ايجاد تنوع و خوشايندي ،
اغلب به ترکيب رنگ هاي شاد روي آورده اند . اغلب ، پوشاک کردهاي غرب کشور شبيه به هم است .
پيراهن آستين «سُراني ١» که دور مچ يا بازو پيچيده مي شود، کت هاي مردانه از نوع دو جيب بر روي
سينه ، شلوار «جافي » و شالي دور کمر روي پيراهن جوراب هاي پشمي رنگارنگ و نوعي پاي پوش به
نام «گيوه ٢» شب کلاهي که دور آن دستمالي ريشه دار مي پيچند از عناصر پوشاک مردان است . پوشاک تصوير٢١ــ مردان کرد غرب کشور
زنان کرد از شلوار پرچين و پف دار که در مچ پا جمع مي شود، پيراهن بلند با آستين سُراني و جليقه اي
سکه دوزي شده و رنگارنگ تشکيل مي شود (تصاوير ٢١ و ٢٢). از پوشاک مردان کرد خراسان
مي توان به ساق پيچ (پاتاوه ) اشاره کرد .
ساق پيچ نواري پهن مي باشد که روي شلوار، دور ساق پا مي پيچند و از دوران باستان تاکنون
مورد استفاده قرار گرفته است (تصوير ٢٥). زنان کرد خراسان ، کفش هاي چرمي به نام کومُخ و
دامن هاي بلند و پرچين زير پيراهن مي پوشند .تشابهات زيادي در ميان پوشاک اقوام لر و قشقايي
وجود دارد .     تصوير٢٢ــ دختري از اقوام کرد غرب کشور
تصوير٢٣ــ سوارکار مادي با ساق پيچ (پاتاوه )  تصوير٢٤ــ چکمه مادي ــ پاي پوش دوران ماد تصوير٢٥ــ گروهي از مردان کرد خراسان
کلاه نمدي ، شلوار گشاد و قباي ساده جلو باز آنها شبيه هم است . بختياري ها ردايي پشمين
و سفيد راه راه به نام «َشولا» مي پوشند . زيبايي و رنگارنگي پوشاک زنان لر و قشقايي زبانزد است .
علاوه بر پيراهن هاي رنگين ، دامن هاي پرچين و بلند مي پوشند . زنان قشقايي گاهي شش يا هفت
دامن را روي هم مي پوشند . که بسيار باشکوه است . جليقه ٔ مخملي با يراق دوزي نيز روي پيراهن
مي پوشند زنان لر سربند زيبايي دارند که شامل کلاهي کوچک و دستاري پيچيده شده به دور آن است
که با زيورهايي آراسته شده است . زنان عشاير ترک همدان هم سربندهايي شبيه عمامه دارند . امروزه
پاي پوش آنها گيوه هايي است که با نخ پنبه اي بافته شده است . از گيوه هاي معروف مي توان به گيوهٔ
١ــ قطعه اي مثلثي در لبه ٔ آستين
٢ــ اين نوع پاي پوش به گيوهٔ کلاش معروف است .
ِ
١١٥

 
کرمانشاهي و گيوهٔ شيرازي ١ اشاره کرد (تصاوير ٢٦ و ٢٧ و ٢٨ و ٢٩ و ٣٠ و ٣١).
پوشاک مردم سواحل درياي خزر به هم شباهت بسياري دارد . مردان جوراب هاي پشمي بلند و ساق بند (پاتاوه ) برروي شلوار و پاي پوشي معروف به «چاروق ٢» و «چوموش٣» مي پوشند . پوشاک زنان ، شامل روسري سفيد به نام «لچک » و دامن هاي پرچين بلند با نوارهاي رنگي است که از زيبايي بي نظيري برخوردار است . از بارزترين عناصر پوشاک آنها چادر شبي است که به صورت سه گوش دور کمر مي بندند(تصوير ٣٢).
تصوير٢٦ــ کلاه مرد قشقايي
تصوير٢٩ــ دختر بختياري در حال درست کردن
تصوير٢٧ــ زن قالي باف قشقايي و مرد قشقايي      مشک ـ ايزه ـ خوزستان
تصوير٢٨ــ عروسي ايل بختياري ـ مردان هنگام چوب بازي ـ شهرکرد      تصوير٣٠ــ زني از عشاير ترک همدان
١ــ معروفترين گيوه شيراز بهَ مْلکي شهرت دارد.
٢ــ چاروق پاي پوش زمستاني است که از چرم يک تکه ساخته مي شود.
٣ــ چوموش چکمه هاي چرمي و بنددار است که از دوران ماد تاکنون رواج دارد.
١١٦

 
تصوير٣١ــ گيوه کرمانشاهي     تصوير٣٢ــ زنان گيلان در حال جمع آوري محصولات
کشاورزي
اقوام بلوچ ، پيراهن يقه گرد کتان و شلواري گشاد (دم پاتنگ ) مي پوشند و عمامه اي طويل
برسر مي بندند که ابتداي آن را مانند تاج برافراشته نگاه مي دارند ولي انتهاي آن را تا کمر آزاد
مي گذارند . در پوشاک زنان بلوچ ، سوزن دوزي هاي ظريف و پرکار روي يقه و سرمچ آستين و دم پاي
شلوار شهرت زيادي دارد(تصوير ٣٣ و ٣٤). در سيستان از برگ نخل وحشي (داز) و سيس خرما
کفش هايي مي بافند که به جرئت مي توان گفت قدمتي چندين هزار ساله دارد .
تصوير ٣٣ــ مرد بلوچ      تصوير٣٤ــ زن بلوچ
در پوشاک ويژهٔ مردان ترکمن کلاهي پوستي از پشم گوسفند و
پيراهن يقه گرد بلند و قبا است . برخي از پژوهشگران ، پوشاک و زيورهاي
ترکمن را از مفصل ترين جامه ٔ قومي ايران مي دانند . زنان ترکمن پيراهن
بلند، شلوار و جوراب سوزن دوزي شده مي پوشند . جوراب هاي پشمي
و ابريشمي آنها بسيار زيبا و معروف است . مهم ترين بخش پوشاک زنان ،
چارقد بلند و مجلل و ريشه دار و کلاهي به نام «عرقچين » است که آن را با
انواع تزيينات مي آرايند (تصوير ٣٥).
تصوير٣٥ــ زن و مرد ترکمن
١١٧

 
بيشتر مـردان بنـدري خود را در «لُنگ » مي پيچند و يکـي ديگر هم به دور سر مي بنـدنـد
(تصوير٣٦).پيراهن زنان تا زانو مي باشد که لبه هاي آن قيطان دوزي شده است . شلوار گشاد آنها دم پا تنگ است و اين قسمت از شلوار زردوزي مي شود . چشمگيرترين بخش از پوشاک زنان بندري روبنده اي به نام بتوله (بُرقع ) است که آنها را از آفتاب و نگاه بيگانگان محفوظ مي دارد (تصوير ٣٧).
زيورآلات
زيورآلات گوناگوني در طول تاريخ مورد استفاده زنان و مردان قرار گرفته است که به اختصار
تصوير٣٦ــ مردان بندري    به آن مي پردازيم .
از جالب ترين زيورآلات باستاني مي توان به حلقه نامزدي در دست چپ ملکه ناپيراسو در دوره ايلاميان اشاره کرد (تصوير٣٨). از آن زمان يا قبل تر هم مي توان تزيينات النگو را مشاهده کرد . در ايران باستان زينت آلاتي مانند گوشواره ، النگو، بازوبند، گردنبند، انگشتر مهردار، کمربند و … ميان زن و مرد استفاده اي يکسان داشت . احتمال دارد گيس بند و سنجاق سر، دستبند طلا١ مخصوص زنان باشد (تصوير ٣٩). مرصع کاري از دوره هخامنشي متداول است اما در دوره ماد زيورآلات خاصي در زيويه ساخته مي شود . وجود معادن فراواني از سنگ هاي  قيمتي سبب شد در دوره  ساساني حتي طبقات پايين هم از جواهرات و زيورآلات استفاده کنند (تصاوير٤١،٤٠، ٤٢ و٤٣ ).
تصوير٣٧ــ زن بندري با بتوله     تصوير٤٠ــ النگوي طلا با نقش شير از زيورآلات دوران هخامنشي
ـ ژاپن موزه سيهو
تصوير٣٨ــ تصوير بازسازي شده از تنديس ملکه
ناپيراسو ـ دوره ايلامي     تصوير٣٩ــ دستبندي از زنجيرهاي طلا متصل  به     تصوير٤١ــ گردنبند طلا با سنگ هاي قيمتي ـ با نقش فروهر و
حلقه هاي انگشتري ـ دوره ماد ـ زيويه کردستان  صحنه شکار ـ از زيورآلات هخامنشي
١ــ اين نوع دست بند به کمک زنجير به حلقه هاي انگشتري متصل مي شده است .
١١٨

 
تصوير٤٢ــ پلاک و انگشتر مهردار با نقش ملکه پارسي ـ گنجينه جيحون ـ موزه بريتانيا ـ انگليس      تصوير٤٣ــ بازوبند طلايي با طرح شيردال ـ گنجينه
جيحون ـ موزه بريتانيا ـ انگليس
از قرون اوليه اسلامي از زيورآلات زنان اطلاع چنداني دردست نيست . ولي از آنچه در
نقاشي ها و مجسمه ها يا نوشته هاي کتاب هاي آن زمان به دست آمده مي توان دريافت ، مصرف نقره براي
مردان مجاز بود ولي طلا ممنوعيت داشت ، اما طلا در زيورآلات زنان کاربرد داشته است . از تاج زنان
ايلخاني رشته هايي بلند از مرواريد آويزان بوده که تا زير گوشواره هم ادامه داشته است .
در دوره قاجار از زيورآلات مردان ساعت جيبي بود که مزين به جواهرات مي شد . در آن با
فشار باز مي شد و به وسيله زنجيري که يک سر آن به ساعت و سر ديگر آن در جيب قلاب شده بود،
درون جيب قرار مي گرفت .
زيورآلات زنان قاجاري شامل گوشواره هاي پرکار بلند و اغلب به شکل ماه يا قطره اشک
مرصع کاري يا ميناکاري مي شد . غير از زيورآلات مرسوم از خلخال و سنجاق روبنده هم استفاده
مي کردند . استفاده از اين زيورآلات در ميان اقوام امروزي ايران هم رايج است . بانوان کرد غير از
زيورآلات مرسوم از سکه و خرمهره بر روي جليقه و پيشاني بند استفاده مي کنند .
از زيورآلات خاص زنان بلوچ و جنوب کشور خلخال و پلّک (حلقه اي در بيني ) قابل توجه
است . زيورآلات زنان ترکمن چنان سنگين و برجسته و با نقش و طرحهاي بکر ساخته مي شود که
شباهتي به زيورآلات اقوام ديگر ندارد . زنان ترکمن اين زيورها را به لباس خود مي دوزند يا آن را به
خود مي آويزند (تصوير ٤٤).
تصوير٤٤ــ زيورآلات در پوشش زن ترکمن
تأثيرات فرهنگي در پوشاک
زماني که ايران ، قدرتمند و مهد تمدن مشرق زمين بود، الگويي نيز براي ملل تابع  به شمار
مي رفت . بيشتر ملل خواه و ناخواه تابع آداب ، رسوم و فرهنگ ايران بودند . نمونه نوآوري هاي متعدد
در پوشاک و نفوذ آن در شرق و غرب اين مطلب را تأييد مي کند .
ايرانيان ، نخستين مردمي بودند که کت و شلوار مي پوشيدند، خود و اسبشان را زره پوش
١١٩

 
مي کردند، پوشاک مناسب سواري مي پوشيدند و براي نخستين بار در چوگان بازي لباس ورزشي استفاده مي کردند١ (تصوير ٤٥).
تصوير٤٥ــ شکار قوچ ــ بشقاب سيمين ــ دوره ساساني ــ طرح بازسازي شده از گنبد سلطانيه در زنجان
همچنين مي توان به دستکش مادها، انواع کلاه براي موقعيت هاي گوناگون اجتماعي ، چکمه هاي
چرمي مادها٢ و شال ٣ اشاره کرد .
در دوران هاي بعد وقتي يونان و روم مسلط بر قوم ها شدند،  فرم پوشاک آنها مورد توجه جهانيان قرار گرفت و هنگامي که فرانسه به اوج تمدن رسيد، مُد فرانسوي مورد تقليد واقع شد . بعد از جنگ جهاني دوم مد آمريکايي نفوذ زيادي در ميان ملل دنيا پيدا کرد .
در هر حال آنچه امروز شاهد آن هستيم ، فراگير شدن لباس هاي رايج عرف جهاني در ايران زمين است . زندگي ماشيني امروز، شرايط خود را مي طلبد . لباس کارگران يا لباس هاي ورزشي ، پزشکي ، نظامي و … مثال هاي خوبي از لزوم پوشاک کاربردي در شرايط خاص است . ما بايد چون گذشتگان ، ضمن پذيرش نکات ارزنده در کاربرد پوشاک از بيگانگان ، گامي هم در جهت تلفيق داشته هاي غني فرهنگي خود با آن و ارائه طرح ها و شيوه هاي  نو و اصيل خود داشته باشيم .
١ــ نوعي پيراهن آستين کوتاه و شلوار تنگ مي پوشيدند و چکمه هاي پارچه اي به پا مي کردند تا راحت باشند. حتي از جنسي پيراهن تهيه مي کردند که کمتر عرق کنند. انگليسي ها پس از آشنايي با چوگان اين نوع لباس را به اروپا بردند، بعدها که به آمريکا راه يافت ، به تي شرت هاي امروزي منجر شد.
٢ــ ژوستينين امپراطور روم شرقي ، چکمه هاي قرمز ايراني مي پوشيد.
٣ــ Shawl در زبان انگليسي باهمين نام خوانده مي شود.
١٢٠

 
پرسش
١ــ از عوامل مؤثر بر پوشاک در جوامع مختلف سه مورد بنويسيد .
٢ــ آغاز بافت پارچه را در ايران توضيح دهيد .
٣ــ در کدام دوره پارچه چندتايي به وجود آمد؟
٤ــ هدف از پوشيدن پوشاک چيست ؟
٥ــ پوشاک يکي از دوره هاي باستان را شرح دهيد .
٦ــ پوشاک دورهٔ صفوي را توضيح دهيد .
٧ــ چند پاي پوش سنتي را که امروزه هنوز استفاده مي شود، نام ببريد .
٨ ــ درباره پوشاک جنگي دوران اشکاني و ساساني توضيح دهيد .
٩ــ استفاده از سرپوش ميان زنان ايراني از چه زماني آغاز شده است ؟ توضيح
دهيد .
١٠ــ درباره پوشاک يکي از اقوام ايراني توضيح دهيد .
١١ــ تن پوش زنان ايراني به طور کلي چگونه بوده است ؟
تحقيق کنيد
درباره پيشينه ٔ پوشاک شهر يا استان محل زندگي خود و پوشاک معاصر آن
بررسي کنيد . نتايج بررسي را در کلاس عنوان کنيد و درباره علل ماندگاري يا تغيير
آن گفتگو کنيد .
١٢١

 
مطالعه آزاد
آثار فرهنگي ثبت شده ايران در
فهرست ميراث جهاني

 

 
مطالعه آزاد
انديشه کار و تلاش گذشتگان ما در يک تاريخ طولاني و محيط طبيعي و جغرافيايي گسترده و متنوع ، آثار ارزشمندي به بار آورده است که زبانزد است و جايگاه مؤثري در فرهنگ و تمدن بشري دارد به طوري که تاکنون چند اثر معماري و شهرسازي ايران يعني چغازنبيل ، تخت جمشيد، ميدان نقش جهان و  بناهاي پيرامون آن ، تخت سليمان ، پاسارگاد، گنبد سلطانيه ، ارگ بم ، پل بندهاي شوشتر و … در فهرست ميراث جهاني به ثبت رسيده است و آثار بسيار ديگري نيز وجود دارد که ارزش و امتياز ثبت آثار جهاني را دارد . ارگ بم قبلاً در اين فهرست ثبت شده بود ولي متأسفانه در اثر زلزله تا حد زيادي ازبين رفته است . ثبت آثار ايران در اين فهرست نشانه اهميت اين گونه آثار در فرهنگ و تمدن و تاريخ بشري و يا داشتن ارزش هاي ويژه زيست محيطي و تاريخ فرهنگي حيات است .
١٢٤

 
تخت جمشيد
بناي تخت جمشيد يکي از عظيم ترين ، باشکوه ترين ، غرورآميزترين مجموعه هاي
تاريخي ايران و جهان است . ساخت اين بناي مجلل به دست داريوش اول در قرن
ششم قبل از ميلاد آغاز شد . جلگه وسيع مرودشت داراي پيشينه ٔ تاريخي بسيار کهني
بود، پس بناي تخت جمشيد را در دامنه ٔ کوه رحمت که از نظر پارسيان مکان مقدسي
بود، بنيان نهاد .
نام اصلي اين مجموعه «پارسه » بود . يونانيان آن را پرسپوليس مي ناميدند .
حدود ٢٠٠ سال اين بنا آباد بود و از مراکز بسيار مهم اداري و حکومتي به شمار
مي رفت که از نظر آييني ، مذهبي و تشريفاتي نيز اهميتي خاص داشت .
از مجموعه کاخ هاي تحسين برانگيز تخت جمشيد، اکنون جز ويرانه هاي به
يادماندني و منحصر به فرد، چيزي باقي نمانده است .
چغازنبيل
اين کهن ترين اثر ايراني در ابعاد و خصوصيات خيره کننده اي است که با اهرام
مصر برابري مي کند و بزرگ ترين زيگورات جهان است . بناي جذابي است که عواطف
شديد مذهبي را از طريق تجسم کوه بيان مي کند . اين بنا در دشت پهن شهر دوراونتاش
نزديک شوش به وسيله اونتاش گال شاه ايلام در ١٢٥٠ پيش از ميلاد ساخته شد .
بناي اين زيگورات در پنج طبقه پلکاني و از خشت خام ساخته شده است و
ملات گل و آهک و قير آنها را به هم پيوند داده و سطح ساختمان با آجر پخته لعابدار
به رنگ آبي و سبز براق (متاليک )١نماسازي شده است . در اين بنا خاتم کاري با عاج
١ــ جلاي فلزي
١٢٥

 
نيز به کار رفته و درهاي چوبي آن با آينه کاري مات (حيوانات در حال جست وخيز را نشان مي دهد) زينت يافته شده است .
زيگورات چغازنبيل پيش از آنکه کامل شود به دست آشور بانيپال تصرف و ويران شد . سه بناي کوچک آجري دايره اي شکل در سه سوي زيگورات ساخته شده بود که تنها يکي از آنها سالم مانده است . اين سه بنا به احتمال زياد يک رصدخانه خورشيدي براي گردش خورشيد و سال شماري و استخراج تقويم بوده است .
در چهار سوي اين بناها چهار آفتاب سنج آجري به شکل طاق نما وجود دارد که با آفتاب سنج رصدخانه ٔ نقش رستم شباهت زيادي دارد . اين طاق نماها به شکل چند قوس پشت سر  هم به ترتيب کوچک مي شوند و اين شکل خاص در آيين معماري باستان جايگاه ويژه اي دارند .
ميدان نقش جهان
ميدان نقش جهان در زمان شاه عباس اول ، به منظور پاسخگويي به نياز روزافزون پايتخت جديد صفويان به توسعه اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي ساخته شد و مرکز قديمي شهر (ميدان کهنه ) را از رونق انداخت . سر در بازار قيصريه در شمال ، کاخ عالي قاپو در غرب ، مسجد امام در جنوب و مسجد شيخ لطف الله در شرق ميدان واقع  شده است و در فاصله ميان اين بناها، غرفه هاي دو طبقه اي قرار دارد .
ميدان نقش جهان در دوره صفوي محل برگزاري جشن هاي رسمي ، رژه هاي قشون ، مسابقات چوگان ، سوارکاري و تيراندازي بوده است . دو دروازه سنگي چوگان در شمال و جنوب ميدان ، يادگار روزگار اهميت و اعتبار اين ميدان تاريخي است .
١٢٦

 
عمارت عالي قاپو داراي شش طبقه ساختمان است که هر طبقه ٔ آن تزيينات
ويژه اي دارد که با وجود لطمه هاي جبران ناپذير بر تزيينات آن ، هنوز هم شاهکارهايي
از گچبري هاي دوره صفوي را نشان مي دهد .
مسجد شيخ لطف الله يکي از شاهکارهاي هنر معماري  و کاشي کاري است .
کتيبه ٔ سر در مسجد به خط ثلث عليرضا عباسي و معمار و بنّاي مسجد، استاد
محمدرضا اصفهاني است . مسجد امام مجموعه اي از تأسيسات شهري (بازارچه ،
مدرسه ، حمام ، مغازه و ديگر بناهاي وقفي ) را دربرمي گيرد و اين در شهرسازي ايراني
سنت بوده است . در حياط مدرسه جنوبي مسجد، سنگ مثلث شکلي نصب شده که
ظهر حقيقي اصفهان را نشان مي دهد و گفته مي شود که محاسبه ٔ دقيق آن را «شيخ
بهايي » دانشمند مشهور صفوي انجام داده است .
١٢٧

 
تخت سليمان
تخت سليمان در شهر تکاب در آذربايجان غربي ، يکي از ارزشمندترين مراکز تاريخي و فرهنگ ايران و جهان به شمار مي رود . در تخت سليمان بقايايي از آثار چند دورهٔ قبل از اسلام ، در اطراف درياچه اي طبيعي موجود است . ديوارهاي شهر طويل و ضخيم است . دو دروازه و تعداد زيادي برج دارد و در داخل آن آتشکدهٔ بزرگ آذر گشنسب ، معبد آناهيتا و نيز کاخهاي متعددي قرار گرفته اند . همچنين يک قلعه در داخل شهر قرار دارد . خرابه هاي قصري از دوره سلجوقي هم در آن ديده مي شود که در دوره ايلخاني مرمت و بازسازي شده است .
آباداني و گسترش تخت سليمان در دوران ساسانيان بوده که از نظر اعتقادي و
باورهاي ديني براي آنها اهميت فراواني داشته است .
تخت سليمان که مجموعه اي از دوران ماد تا ايلخاني را در خود جاي داده و روي تپه اي طبيعي ساخته شده است (اين تپه حاصل رسوب هاي درياچه اي است که در ته آن چشمه اي مي جوشد). هم جواري اين مجموعه با گودالي بزرگ و در قله کوه به نام زندان سليمان که از شگفتي هاي طبيعي است ، ويژگي هاي فرهنگي طبيعي اين مجموعه را در جهان ، منحصر به فرد مي سازد .
پاسارگاد
جلگه ٔ پاسارگاد در دشت مرغاب در شمال تخت جمشيد واقع شده است .
پاسارگاد از چندين کاخ جدا و پراکنده در جلگه اي پهناور تشکيل شده و نخستين
١٢٨

 
پايتخت هخامنشيان بوده است . تا پايان حکومت هخامنشي مراسم تاج گذاري در
پاسارگاد انجام مي شد . کاخ هاي پاسارگاد همگي در ميان باغ هاي پرآب و سرسبز قرار
گرفته بودند .
نام پاسارگاد هميشه با نام آرامگاه کوروش مترادف است . اين آرامگاه داراي
يک بناي چهارگوش ساده از سنگ سفيد با سقف شيرواني بر يک هرم پلکاني ساخته
شده است و در عين سادگي ، نمايشگر قدرت و اقتدار بنيان گذار سلسله ٔ هخامنشي
است .
گنبد سلطانيه
بناي گنبد سلطانيه مظهر تجلي هنر، ذوق ، زيبايي و شکوه خاصي است . در
دوره ايلخاني توسط سلطان محمدخدابنده (الجايتو) ساخته شده است . معمار بنا،
علي شاه تبريزي اين بنا را بر اساس اصول معماري منحصر به فرد زمان خود با پلان
هشت ضلعي ساخته است . قطر گنبد دو پوسته پيوسته دهانه ٔ بزرگي دارد و در بيرون با
کاشي هاي زيباي فيروزه اي پوشش يافته است .
اين ساختمان يکي از باشکوه ترين آثار دوره اسلامي و از لحاظ بزرگي سومين
١٢٩

 
گنبد بلند جهان ١ و اولين و عظيم ترين گنبد جهان از لحاظ آجري بودن محسوب مي شود .
طرح بازسازي شده از گنبد سلطانيه در زنجان
بيستون
پس از آن که داريوش ، امپراطوري ايران را به دست گرفت ، دستور داد سنگ نگاره اي بزرگ در پاي کوه بيستون (مکان مقدس مادها و پارس ها) کهُ بغستان هم ناميده مي شود حک شود . اين سنگ نگاره يکي از با ارزش ترين اسناد تاريخي  به جا مانده از دوران باستان در جهان محسوب مي شود . در نقش برجسته ٔ آن در زيرنقش فروهر٢ داريوش با قامتي بزرگتر از بقيه ٔ نقش برجسته ها، گئوماتاي غاصب را دستگير کرده است و شورشيان در بند ديده مي شوند .
کتيبه ٔ تاريخي بيستون به سه زبان ميخي بابلي ، ايلامي و پارسي حک شده است .
دو کتيبه ٔ کوچک و بزرگ دارد . کتيبه ٔ بزرگ شامل پرستش و اطاعت از «اهورا مزدا»
و وقايع دو سال نخست سلطنت داريوش است . کتيبه ٔ کوچک شامل حوادث بعدي دوران امپراطوري وي است .
١ــ پس از سانتاماريا در فلورانس ايتاليا و ايا صوفيه در شهر استانبول ترکيه بزرگترين گنبد محسوب مي شود.
٢ــَ فروَهر فرشته اي آسماني و مأموري از جانب خداي اهورامزدا بود که به زمين فرستاده شده بود تا همواره يادآور و راهنماي انسان
براي رسيدن به کمال و ملکوت اعلا باشد.
١٣٠

 
منابع ومآخذ
ــ احمد، آريا منش ــ کرشمه  خوشنويسي تولدي ديگر، انتشارات يساولي ــ
چاپ سوم ١٣٨٧
ــ محمد پناه ، بهنام ــ کهن ديار ــ انتشارات سبزان ــ ١٣٨٥
ــ جعفري ، کيوان و کبيري نژاد، رضا ــ خلاقيت موسيقي ــ انتشارات راه
انديشه ــ١٣٨٣
ــ نسل شريف ، افسانه ــ خلاقيت نمايشي ــ انتشارات را ه انديشه ــ١٣٨٦
ــ جي کلارک و. … ــ  سيري در صنايع دستي ــ انتشارات بانک ملي
ــ پرفسور پوپ ،آرتور ــ معماري ايراني (پيروزي شکل رنگ )  مترجم کرامت
اللّٰه افسر ــ انتشارات يساولي ــ ١٣٦٥
ــ نامجو، عباس ــ سيماي فرهنگي ايران ــ انتشارات عيلام ــ چاپ ١٣٧٨
ــ اميني ، همايون ــ صد جلوه از ميراث ايران ، نشر قلمرو آفتاب ــ چاپ اول
١٣٧٨
ــ بور کهارت ، تيتوس ــ هنر اسلامي (زبان وبيان ) ــ ترجمه مسعود رجب نيا ــ
انتشارات سروش ــ ١٣٦٥
ــ تاريخ لباس ايران ــ رنج دوست ، شبنم ــ مؤسسه انتشاراتي جمال هنر ــ
چاپ اول ــ پاييز ٨٧
ــ رحيمي ، پريچهر ــ نگرشي بر پوشاک ايران از هزاره پنجم پيش از ميلاد تا
اواخر دوره هخامنشيان ــ دانشگاه هنر ــ ١٣٨٥
ــ چيت ساز، دکتر محمدرضا ــ تاريخ پوشاک ايرانيان از ابتداي اسلام تا حمله
مغول ــ  انتشارات سمت ــ چاپ دوم ــ ١٣٨٦
ــ بلوک باشي ، علي ــ قالي شويان (مناسک نمادين قالي شويي در مشهد
اردهال ) ــ دفتر پژوهش هاي فرهنگي ــ ١٣٧٩
١٣١

 
ــ دکتر هنري ، مرتضي ــ نوروزگان ــ انتشارات سروا ــ چاپ اول ١٣٧٧ ــ محمدي ، حسين ــ جشن هاي ايران باستان ــ جهاد دانشگاهي تربيت معلم
ــ ١٣٨٠
ــ بهنام ، محمد ــ کهن ديار، پناه ــ انتشارات سبزان ــ چاپ دوم ١٣٨٦ ــ زارعي ، باب اله ــ کتيبه کوفي مسجد جامع قزوين ــ انتشارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ــ چاپ اول ــ تابستان ١٣٧٣
ــ گري ، بازيل ــ نگارگري ايران ــ  عربعلي شروه
ــ پاکباز، روئين ــ نقاشي ايران از دير باز تا امروز ــ نشر نارستان
ــ راشد، محمد تقي ــ کتيبه هاي ايران باستان ــ محصل . دفتر پژوهشهاي
فرهنگي ــ چاپ اول
ــ شيري ، حسين ــ آموزش خط معلي ــ انتشارات هم مهين ــ چاپ سوم ــ
بهار ١٣٨٨
ــ داندامايف ، محمد ــ ايران در دوران نخستين پادشاهان هخامنشي ــ مترجم
روحي ارباب ــ انتشارات علمي فرهنگي ــ١٣٨١
ــ سلطان زاده ، حسين ــ تخت جمشيد ــ  دفتر پژوهش هاي فرهنگي ــ تهران
١٣٧٩
ــ ياوري ، حسين ــ آشنايي با هنرهاي سنتي ــ چاپ غزل باران ــ بهارــ
١٣٨٦
ــ پرايس ،کريستين ــ تاريخ هنر اسلامي ــ مترجم مسعود رجب نيا ــ انتشارات
علمي و فرهنگي ــ ١٣٦٤
ــ اتينگهاوزن ، ريچارد ــ هنر و معماري اسلامي جلد ١ و ٢ ــ  مترجم دکتر
يعقوب آژند ــ انتشارات سمت ــ ١٣٧٨
ــ گريشمن ، رومن ــ هنر ايران ــ مترجم يعقوب آژند ــ انتشارات مولي ــ
١٣٨٢
ــ پوپ ، آرتورــ سيري در هنر ايران ــ گروه مترجمان سيروس پرهام ــ
انتشارات علمي و فرهنگي ــ ١٣٨٨
ــ دورانت ، ويل ــ تاريخ تمدن ــ نشر انقلاب
١٣٢

 
ــ غيبي ، مهرآسا ــ پوشاک اقوام ايراني
ــ ضياپور، جليل ــ پوشاک ايران باستان
ــ متين ، پيمان ــ پوشاک ايرانيان ــ دفتر پژوهش هاي فرهنگي ــ  چاپ دوم
۱۳۸۶
ــ عشاير ايران ــ کسرائيان ، نصراله ــ  مجموعه عکس
ــ ايران زمين ــ ويت ،جيمز ــ جميله حيدري  ــ  مجموعه عکس
Routledge ,٢٠٠٧ ,Kuhrt, Amelie, The Persian Empire ــ
 ,٢٠٠٥ ,Sarkhosh Curtis,Vestis,Birth Of The Persian Empire ــ
British Museum
 ,٢٠٠٠ ,The Golden Age Of Persian Art,Canby, Sheila  ــ
Abrams
٢٠٠٩ , Masterpieces Of Islamic Art ,Grabar,Oley  ــ
 Yale University ٢٠٠٥ ,Grabar, Oley Early Islamic Art ــ
 ٢٠٠٧ ,M, The Arts Of IslamــRogers, J ــ
نشريات
ــ مجله گردشگري شماره ١٣ شهريور ٨١  و شماره ٤ فروردين ٨٢
ــ رساله اخوان الصفا ــ فصل نامه هنر زمستان ٧٤ و بهار ٧٥
ــ حکمت کهن ، منظر جديد ــ باغ ايراني ــ موزه هنرهاي معاصر پاييز ــ
۱۳۸۳
ــ نشريه دست ها ونقش ها ــ ويژه زيورها وگوهرها ــ شماره ٢ زمستان ٧٦
ــ نشريه ايران زمين ــ سال دوم شماره ٥ و٤ ــ تابستان ٧٢
ــ نشريه هنرهاي تجسمي ــ دوره جديد ــ شهريور  ٨٤ ــ شماره ٢٣
ــ نشريه رشد آموزش هنر ــ شماره ٨  ــ دورٔه چهارم ، شماره ٢ زمستان ١٣٨٥
ــ آرشيو  انحصاري عکس دفتر انتشارات کمک آموزشي ــ سازمان پژوهش
و برنامه ريزي آموزشي ، عکاسان : هاتف همايي ، مجيد ناگهي ، افشين بختيار، رضا
بهرامي
۱۳۳

کلمات کلیدی مرتبط

  • عادل فردوسي بور مقدم
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

CLOSE
CLOSE